PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حجاب اسلامی، ازدواج غیر اسلامی



muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۳, ۱۱:۴۲
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
میخوام چند تا موضوع مهم مطرح کنم، امیدوارم با نظرات خوبتون من رو راهنمایی کنید.
1- احکام و قوانین اسلامی مثل یک پازل است که وقتی همه آنها با هم جمع شود میتوان آن را دین نامید اما اگر ما به برخی قوانین با دقت عمل کنیم اما به قوانین دیگر عمل نکنیم نه تنها اجرای قوانین سودمند نیست بلکه حتی ضررش بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، اگر ما قوانین مبارزه با قاچاق را به وجه احسن در کشور اجرا کنیم اما بیت المال را به طور اسلامی تقسیم نکنیم، نه تنها قوانین مبارزه با قاچاق سودی ندارد بلکه باعث رشد آمار دزدی، قتل و ... میشود.
اما در مورد ازدواج، همانطور که میدانید قوانین اسلام در ارتباط مرد و زن بسیار سختگیرانه و محدود کننده است. این قوانین چون از طرف خدای متعال وضع شده اند به سود مردم است، اما به شرط آنکه در کنار رعایت حجاب در جامعه و مجبور کردن اجتماع به داشتن حجاب، باید قوانین ازدواج سالم و آسان رعایت گردد. البته مقصود من از حجاب پوشاندن مو و صورت نیست. بلکه فاصله ای است که بین زن و مرد وجود دارد.
یک سوال که در ذهن من همیشه وجود داشته است این بوده که آیا در زمان پیامبر هم، ایشان زنان را مجبور به داشتن حجاب میکرده اند یا خیر؟ مسیحیان و یهودیان چطور، آیا آنها هم مجبور به رعایت حجاب بوده اند؟ البته این را همه قبول دارند که حجاب واجب بوده است اما آیا مردم مجبور به این کار بوده اند یا خیر؟
آیا در زمان پیامبر هم فاصله بین زن و مرد مانند وضعیت جامعه متدین ما بوده است؟ شاید شنیده باشید در برخی خانواده های به ظاهر متدین دز زمان ما، دختر عمو و پسر عمو حتی به هم سلام نمیکنند و اگر یک روز یکدیگر را در خیابان ببینند نمیشناسند.


2- سوال دیگر من درباره فلسفه حجاب است. همانطور که میدانید ما وقتی میخواهیم دلیلی برای احکام شرعی مانند حجاب پیدا کنیم میگوییم که ما علت و حکمت این احکام را نمیدانیم و باید چشم و گوش بسته قبول کنیم. در برخی موارد هم سعی میکنیم تا با پیدا کردن خوبی ها و فواید حجاب آن را تبلیغ کنیم. مثلا میگوییم حجاب مصونیت است نه محدودیت.
به نظر من اگر ما این دلایل را برای تایید حجاب نیاوریم بهتر است، چون ممکن است با اشکالات متعددی مواجه شویم و در آخر مجبور میشویم بگوییم که چون خدا گفته حجاب خوب است پس خوب است. پس بهتر است حرف آخر را اول بزنیم.
مثلا اگر شما به کشور دیگری سفر کنید و ببینید با اینکه بی حجابند اما آمار تجاوز (فردی و گله ای) و یا خیانت و یا قتل های ناموسی، بسیار کمتر از کشورهای باحجاب است. خوب ممکن است کسی به شما بگوید حجاب نه تنها مصونیت نیست بلکه باعث جلب توجه دیگران میگردد و زن بیشتر به خطر می افتد.


3- مسئله بعدی این است که در یک جامعه با حجاب ما چگونه میتوانیم کاری کنیم که جوانان نسبت به مسائل جنسی حساسیت کمتری داشته باشند و با دیدن نامحرم کنترل خود را از دست ندهند و سبب آبرو ریزی در حد لالیگا نشوند؟

با تشکر از نظرات شما

muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۳, ۲۳:۴۱
با سلام مجدد
مطلب بعدی در مورد مشکلات ازدواج جوانان در فرهنگ غنی ایرانی ما، این است که همانطور که گفتم ما حجاب خود را مطابق قوانین اسلام قرار میدهیم اما ازدواج ما به سبک غربی است.
به عنوان مثال، سن ازدواج، در این دوره زمانه دیر ازدواج کردن فقط به خاطر مسائل مالی نیست بلکه کم کم به صورت فرهنگ در آمده است. الان اگر یک جوان در سن 18 یا 19 سالگی ازدواج کند معمولا مردم با تعجب به او نگاه میکنند، یا میگویند هنوز دهنش بوی شیر میده.
در کشور ما قوانین حجاب اسلامی رعایت میشود، اما قوانین چند همسری اسلامی اجرا نمیشود. بیوه بودن یک زن، عیب و نقص برای او به حساب میآید. اما در بسیاری از کشورهای اسلامی این مسائل طبیعی است و اگر کسی همسرش فوت کند اصلا نگران زندگی بعد از او نیست چون سریعا برای او شوهر پیدا میشود. اما در کشور ما باید بسوزد و بسازد، چون جوان مجرد که با زن بیوه ازدواج نمیکند. و مرد متاهل هم که از ترس زنش نمیتواند زن دوم بگیرد. به نظر شما همین مسئله سبب رشد فحشا در جامعه نمیگردد.

muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۴, ۱۲:۳۴
با سلام مجدد
یکی از مباحث مهم در فلسفه و مخصوصا فلسفه سیاسی، بحث مدینه فاضله است. البته مدینه فاضله ای که فلاسفه میگویند ربطی به آخرالزمان و یا ظهور منجی ندارد. بلکه مقصود از مدینه فاضله شهری است که مردم همگی با شادی در آن زندگی کنند. فلاسفه متعددی در این زمینه بحث کرده اند و سعی کرده اند تا شهری را که بتوان در آن همه را خوشبخت کرد طراحی کنند.
یکی از مسائل مهم در مدینه فاضله مسئله ازدواج و ارتباط زن و مرد است. به عنوان مثال افلاطون در کتاب جمهور، ترجمه فواد روحانی، ص 152، میگوید: در شهری که ما تاسیس میکنیم مقرر میشود که عاشق به شرط رضایت معشوق، میتواند با وی نشست و برخاست کند، او را ببوسد و در آغوش بگیرد ولی فقط آنطور که پدر با پسر خود چنین میکند!!! (البته این جمله برای من روشن نیست، یعنی چی مثل پسرش در آغوش بگیرد)

این جمله از افلاطون حاوی این نکته است که نحوه ازدواج و ارتباط بین زن و مرد از همان ابتدا مورد سوال بوده است و اقوام مختلف طبق عقاید مختلف بدان عمل میکردند. و فلاسفه هم سعی کردند با نظریات خود رسوم باطل را اصلاح کنند. اما عده ای از آنان به بی بند و باری کشیده شدند مانند دیوژن که از مهمترین فلاسفه کلبیون بود و اعتقاد به آزادی روابط زن و مرد حتی در انظار مردم داشت.
اما عده ای دیگر از فلاسفه در این مورد به صورت عقلانی و منطقی اظهار نظر کردند و سعی در هدایت جامعه داشتند.
حالا سوال من این است که در جامعه ای که میخواهد طبق قوانین اسلام اداره شود بهترین حالت برای ازدواج و ارتباط زن و مرد چیست؟ (البته در چارچوب احکام اسلامی) چطور میتوان قوانین برای ازدواج تنظیم کرد تا بتوان درعین اینکه ازدواج اسلامی است، ازدواج موفق هم باشد؟
مدینه فاضله اسلامی را درباره ازدواج ترسیم کنید.
اگر در یک جامعه اسلامی صاحب اختیار بودید چه تدابیری برای ازدواج موفق می اندیشیدید؟ مشکل کار ما الان در کجاست؟

muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۴, ۲۲:۵۷
با سلام مجدد
سوال دیگری که الان در جامعه ما خیلی مهم است، مسئله مهریه است. قانونی که دین اسلام آن را فقط به عنوان کمک خرج یک زن تعیین کرده بود الان به یکی از موانع ازدواج تبدیل شده است.
چرا دولت محترم حد خاصی برای مهریه تعیین نمیکند، مثلا 110 سکه. البته میدانید دولت محترم هم چاره ای ندارد چون اگر اینکار را بکند، مردم زبان دراز کشور ما، سریع میگویند در زمان حضرت علی علیه السلام مهریه آزاد بود شما چرا مردم رو محدود میکنید؟
اما این هم یک راه دارد دولت میتواند تعیین مهریه را به عهده خانواده عروس بگذارد، اما فقط داماد را مجبور به پرداخت 110 سکه کند. اما گرفتن مابقی سکه ها را به عهده خانواده عروس بگذارد. و یا برای زندانی کردن داماد، هزینه هنگفتی از خانواده عروس بگیرد.

ببین تو رو خدا، تو فرهنگ غنی ما، وقتی بحث از ازدواج میشه آدم یاد زندان و دادگاه میافته
اف بر این فرهنگ

abolfazl_atoo
۱۳۹۰/۱۱/۲۵, ۱۴:۴۰
سلام دوست عزیز.فرهنگ ما ایرانیارو در زمان قدیم ببین دختر با مرگش شوهرشو ترک میکرد.
از این ور مشگلات زیاد شده,بیشتر این ازدواجها هم بر اثر دوستی چندین سالشون بوده که وعده هاییی به هم میدادند که در زندگی مشترک نتونستند بهش عمل کنن.
شما ببینید از موقعی که فارسی وان یا پی ام سی خانواده وارد ایران شده مردم فرهنگشون تغیی رکرده.
شاید بگی نه . ولی برو تاریخ ورد ماهواره رو با تاریخ بیشتر شدن طلاق ها مقایسه کن.البته این مسئل به کنار,اگه یادتون باشه در زمان سلیمان جن ها رو اظهار میکردن و زنای مسلمونارو با دعو.. از شوهرشون جدا میکرد.
الانم که دلت بخواد جن پره,بخاطر همینه که میگن هر روز میگم از خواب بیدار میشی و هر کاری را میخواهی انجام بدی بگویید بسم الله الر حمن الر حیم.فلسفه ی این بسم الله ...بخاطر این روزها بوده که خدابرامون برنامه ریزی کرده.ولیباز کسی درک نمیکند.
من هیچ وقت قسم نمیخورم اما دیشب در حال خواب بودم که کسی گفت که ظهور نزدیک است.اگر دروغ گفتم خدا مرا نفرین کند.
امیدوارم متوجه شده باشید

muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۵, ۲۰:۱۵
سلام دوست عزیز.فرهنگ ما ایرانیارو در زمان قدیم ببین دختر با مرگش شوهرشو ترک میکرد. از این ور مشگلات زیاد شده,بیشتر این ازدواجها هم بر اثر دوستی چندین سالشون بوده که وعده هاییی به هم میدادند که در زندگی مشترک نتونستند بهش عمل کنن.
سلام دوست عزیز
ممنون از پیام شما- بله در زمان قدیم زن و شوهر به زندگیشون علاقه داشتن و عشق آنها به همدیگر به خاطر قلب پاکشان بود. تازه الان معنای جمله افلاطون رو فهمیدم:Kaf: وقتی میگه عاشق باید معشوق خودش رو همانگونه در آغوش بگیرد که پدرش را یا فرزندش را در آغوش میگیرد، یعنی: عشق نباید به خاطر ثروت و جمال باشد. مثلا اگر شما تلفنی عاشق یک دختر شوید و ببینید دختر با کمالاتیست، اما بعد از ملاقات متوجه شوید یک دست ندارد یا فلج است، آیا باز هم حاضرید با او زندگی کنید؟ اگر حاضر نیستید پس عشق شما به خاطر شخص او نبوده است بلکه به خاطر هیکل و قد و قواره او بوده. اما اگر خدای نکرده فرزند شما فلج باشد آیا حاضرید او را ترک کنید؟ نه. پس معشوق برای عاشق باید مانند فرزند باشد که هیچگاه انسان او را فراموش نکند. البته رسیدن به این مقام خیلی سخته، واقعا باید از اولیای الهی باشه. من اعتراف میکنم این چنین نیستم. شما چطور؟
راستی، اگر در پیام قبلی به فرهنگ غنی مردم فهیم ایران جسارت کردم عذر میخواهم

muhammad-aga
۱۳۹۰/۱۱/۲۶, ۲۳:۰۷
با سلام مجدد
خوب برگردیم سر بحث اصلیمون: همه احکام اسلام باید با هم و یکپارچه در جامعه اجرا شود و الا نه تنها سودی برای اجتماع نخواهد داشت بلکه مضر هم خواهد بود.
یادم هست که روایتی نقل شده که یک روز امام رضا علیه السلام کنار مامون نشسته بودند که ناگهان ماموران حکومتی یک نفر سارق را به حضور مامون آوردند تا حکم او را معین کند. مامون گفت ببرید و دستش را قطع کنید. در این هنگام دزد به مامون گفت: اگر تو بیت المال را به عدالت در میان مردم تقسیم کرده بودی من دزدی نمیکردم! در این لحظه مامون از امام رضا علیه السلام پرسید تکلیف من چیست؟ امام رضا علیه السلام فرمودند اگر جواب قانع کننده ای برای اعتراض او نداری نمیتوانی حکم سرقت را اجرا کنی و نمیتوانی انگشتان او را قطع کنی.
(کارشناس محترم برنامه اگر آدرس این روایت رو میدونند راهنمایی کنند)
خوب حالا بیایید در مورد وضعیت فعلی جامعه ما، اگر جوانی زنا کرد آیا شما میتوانید به همین راحتی حد زنا بر او جاری کنید؟ باید ببینید آیا این فرد شرایط مناسب برای ازدواج را دارد یا نه؟ اگر نتوانید شرایط مناسب ازدواج را برای او فراهم کنید نمیتوانید او را به خاطر گناهی که انجام داده مجازات کنید. به خاطر همین است که میگویند فقیه باید عالم به زمان خود باشد.
یا مثلا اگر یک زن شوهر دار زنا کند اما علت این کار این است که او را به زور و علیرغم میل باطنیش به مرد دیگری داده اند آیا میتوان او را مجازات کرد؟

muhammad-aga
۱۳۹۱/۰۱/۰۳, ۲۲:۰۱
با سلام خدمت دوستان
من چند وقت قبل این مطالب رو نوشتم. خدا رو شکر دوستان خیلی استقبال کردند.:khandeh!:
غیر از یک نفر هیچ کس نظر نذاشت. به نظرم یه خورده به بحثی که آقای ذهن زمستانی در تاپیک حجاب اجباری مطرح کرده، ارتباط داشته باشه.
البته به نظر من حجاب باید اجباری باشه، اما فقط در متاطق مسلمان نشین کشور. و البته به شرطی که ازدواج هم به صورت اسلامی باشه. اگر چه حتی اگر ازدواج اسلامی هم نباشه ما حق آزاد گذاشتن مردم رو نداریم. اما همانطور که قبلا گفتم، این اجبار عملا فایده ای نداره.

یاس من
۱۳۹۱/۰۱/۰۳, ۲۲:۱۹
متاسفانه در این مملکت حجاب اسلامی را به تدریج به موزه میرود وازدواج اسلامی را به صورت تشریفاتی ونمایشی در خواهد آمد

H.Neda
۱۳۹۱/۰۱/۰۴, ۰۲:۴۰
متاسفانه در این مملکت حجاب اسلامی را به تدریج به موزه میرود وازدواج اسلامی را به صورت تشریفاتی ونمایشی در خواهد آمد
من از این یادداشت لذت بردم.زیرا که تماما حس می کنم که چنین اتفاقی نه تنها افتاده بلکه از اصلی ترین برنامه ها هم به نظر می یاد

vahid.q
۱۳۹۱/۰۱/۰۴, ۲۲:۱۶
دوست عزیز muhammad-aga (http://www.askdin.com/member8905.html) من تقریبا با نظرات شما موافقم کلا به نظر من قوانین هر دین مختص به پیروان همون دین هست. تو جامعه امروز به خاطر خیلی از عوامل از تهاجم فرهنگی گرفته تا بد عمل کردن مسولین تو بعضی زمینه ها، برخوردهای افراطی اوایل انقلاب تا تفریط های چند سال اخیر یک جور دین زدگی در بین جوان ها ایجاد شده است مثلا مسجد محل ما 7 سال پیش عاشورا یک صف 100 نفری جوان داشت الان یک صف 10 نفری هم نداره! کلا انسان از هر چی منع بشه به طرفش کشیده می شه. پیامبر و امام های ما همه مثل راهنما بودن کسیو مجبور به رعایت دین اسلام نمی کردن به همه می گفتن راه سعادت اینه دوست داری بیا ولی بایدها و نبایدهاشو رعایت کن اما اجباری نیست ورود.
اما الان حجاب اجباری هست بدون اینکه از شما سوال کن مسلمانی یا نه!!!
بعضی از خانم ها واقعا حجابشون زوریه از اون طرف یه جوری لباس می پوشن که بی حجاب مسیحی هم نمی پوشه تو خیابون!!

muhammad-aga
۱۳۹۱/۰۱/۰۴, ۲۳:۳۶
اما الان حجاب اجباری هست بدون اینکه از شما سوال کن مسلمانی یا نه!!! بعضی از خانم ها واقعا حجابشون زوریه از اون طرف یه جوری لباس می پوشن که بی حجاب مسیحی هم نمی پوشه تو خیابون!!
با سلام و تشکر از نظر شما
برای آزادی دادن به مردم در مورد حجاب لزومی ندارد ما همه شهر ها را آزاد کنیم. میتوانیم تعدادی شهر داشته باشیم که در آن مردم در داشتن حجاب آزاد باشند و یا در کنار هر شهر شهرکی برای اقلیت های مذهبی درست کنیم.
البته شنیدم که یک زمان حتی توی مجلس هم بحثش بود که منطقه آزاد فرهنگی داشته باشیم تا خواننده های ایرانی مقیم آمریکا بیان تو اون منطقه و کنسرت اجرا کنند تا مردم به خاطر شرکت در کنسرت ها مجبور نباشن برن دبی و جیب عرب ها رو پر کنند.

البته من این طرح رو از برخی ها شنیدم. منتها هیچ شکی وجود نداره که اجرای این طرح میتونه اثر منفی روی جامعه بزاره. یعنی یه جورایی جامعه لیبرال میشه.