PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اطلاق کلمه نفس مطمئنة به امام حسین علیه السلام



مامان ریحانه کوچولو
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۱۸:۵۰
اطلاق کلمه نفس مطمئنة به امام حسین علیه السلام به چه دلیل بوده؟

رضا
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۱۸:۵۹
با سلام

هنگامى كه حسين (ع) از مدينه حركت كرد برخى از آيات مربوط به اين پيامبر بزرگ را تلاوت كرد(1) و هنگامى كه به مكه وارد شد، برخى ديگران از اين آيات را و در اين تلاوت ، آيات مربوط به موسى عليه السلام مطابقت و مقايسه شرايط دو بزرگوار بود، بدين صورت : موسى عليه السلام هم سخن خدا است و حسين عليه السلام نيز همانگونه كه در روايت آمده است بدين مقام مفتخر شد، هم در زندگيش و هم به هنگام شهادت كه ندا رسيد:
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه
موسى عليه السلام داراى معجزه خاصى بود كه دست مقدسش گاه درخشان و نورافشان بود و حسين عليه السلام فراتر از آن بود، چرا كه پيشانى و گلوگاه مقدسش به خاطر بوسه هاى بسيار پيامبر صلى الله عليه و آله نورانى بود و چهره مباركش هنگام كه به خاك و خون آغشته شد بود، نور افشانى مى كرد آنچنان كه هر بيننده اى را از توجه به چگونگى كشته شدنش ‍ باز مى داشت و سر مطهرش نيز بر فراز نيزه ها مى درخشيد.
موسى ، داراى معجزه ديگرى بود آن اين بود كه بر اثر زدن با عصا، صخره ها منفجر مى شد و آب از آن مى جوشيد و حسين عليه السلام نيز فاجعه جانگداز شهادتش باعث انفجار صخره ها شد و خون از صخره ها و سنگ ريزه ها روان گرديد، همانگونه كه در بيت المقدس اتفاق افتاد.
و نيز در روايت آمده است كه : ((شامگاه شهادت او تا بامداد روز بعد، هر سنگى را كه بر مى داشتند زير آن خون تازه بود.))
و نيز شهادت او سيلاب اشك از ديدگاه جارى ساخت و نيز نام مقدسش ...
موسى ، برايش نعمت غذاى آسمانى ((من و سلوى )) فرود آمد و براى حسين (ع) نيز ميوه هاى بسيارى فرود آمد، گاهى طبقى از رطب و گاهى غذاى پخته شده ، زمانى انار و به و زمانى ديگر سيب ...
موسى عليه السلام پيامبرى است كه طور سينا به خاطر او شرافت يافت تا جايى كه خدا بدان مكان ، سوگند ياد مى كند و حسين عليه السلام پيشواى بزرگى است كه كربلا به افتخار او شرافت ويژه يافت و در برخى روايات است كه طور سينا، همان كربلا است .
موسى صاحب عصاى خاصى است كه نشانه ها از آن آشكار گرديد و حسين عليه السلام صاحب شمشيرى است كه شجاعت پيامبر از آن آشكار شد و او را براى حسين عليه السلام به ارث نهاد تا جايى كه شجاعت حسين عليه السلام شهره آفاق گرديد.
موسى گفت : ... واجعل لى وزيرا من اهلى هارون اخى (2) بار خدايا! برادرم هارون را از خاندانم وزيرم قرار ده .
و براى حسين عليه السلام وزيرى چون برادرش عباس قرار داد و او را در همه فراز و نشيب هاى قيام توحيدى و ستم سوزش ، شريك او ساخت و او را پشتوانه و يار و ياور او گردانيد، به همين جهت به هنگامى شهادت عباس ‍ فرمود: ((برادرم ! بپاخيز كه اينك كمرم شكست .))(3)

1-قصص / 21.
2- طه / 29 و 30.
3- ويژگيهاى امام حسين عليه السلام ، ص 736 تا 738.

مامان ریحانه کوچولو
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۱۸:۵۹
از آنجایی که امام حسین علیه اسلام با دانش کامل از نحوه شهادت خود و بهترین یارانش در دشت کربلا با خبر بود و با چشم باز و قلبی آگاه و مطمئن به سوی شهادت رفت در برخی احادیث از امامان معصوم روایت شده است که مظمون نفس مطمئنة ایشان هستند.

رضا
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۱۹:۰۳
يا ايتها النفس المطمئنه * ارجعى الى ربك راضيه مرضيه * فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى ، اى نفس مقدس و آرام ، به سوى پروردگارت باز گرد كه همانا تو راضى و خشنودى از نعمت هايش و او از تو راضى است ، پس در صف بندگان خاص من درآى و به بهشتم وارد شو.
چه نفسى مطمئن تر، مقدس تر و آرام تر از نور چشم رسول خدا، حضرت سيد الشهداء عليه السلام كه با آن همه مصيبت هاى طاقت فرسا كه هر يك كافى است ، كوه مستحكمى را به لرزه در آورد، و با آن همه عزيزان و يارانش ‍ كه جلوى ديدگانش به شهادت رسيدند، با اين حال را وى مى گويد: هر چه روز عاشورا مصيبت بر حصرت بيشتر مى باريد، بر افروخته تر مى شد، زيرا به لقاى پروردگارش با اطمينان بيشترى ، نزديك مى شد.
آيات زيادى درباره حضرت سيدالشهداء عليه السلام تاءويل شده است ولى اين آيه را برگزيديم كه بارزترين مصداق نفس مطمئنه ، قطعا خود حسين بن على عليه السلام است .
امام صادق عليه السلام فرمود: سوره فجر را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخوانيد: زيرا اين سوره امام حسين عليه السلام است و به آن دل ببنديد. خدا شما را رحمت كند و بيامرزد.
ابو اسامه كه در مجلس حاضر بود، پرسيد: چرا اين سوره مخصوص امام حسين عليه السلام است ؟
امام فرمود: آيا نمى شنوى سخن حق را كه مى فرمايد: اى نفس ‍ مطمئن ...،
مقصود اما حسين عليه السلام است ، زيرا اوست كه نفس مطمئن است و از خدا راضى و خدا از او راضى است و اصحاب او از آل محمد از خداوند روز قيامت راضى هستند و او از آنان راضى است . اين سوره درباره امام حسين عليه السلام و شيعيانش و شيعه آل محمد خصوصا وارد شده است كه هر كه بر آن سوره مداومت كند، همراه با امام حسين عليه السلام و درجه اش در بهشت است و همانا خداوند غالب و حكيم است .
راستى ما همانگونه كه روز زيارت حضرت ، آرزو مى كنيم كه اى كاش در روز عاشورا، كربلا بوديم و با آن حضرت و در ركابش كشته مى شد، امروز در عمل و گفتار و كردار خود از او پيروى كنيم و تا اندازه اى نه چون حسين عليه السلام كه در توان هيچ كس نيست ايثار داشته باشيم و در كارهاى خود، خدا را مد نظر قرار دهيم ، اميد است كه اين آيه شريفه ، شامل حال ما نيز شود و رضايت خدا را كسب كنيم كه همانا رضوان من الله اكبر اين رضايت است كه از هر نعمتى در بهشت جاويدان برتر و مهم تر است .
البته آن ايثار و فداكارى كه روز عاشورا از حسين بن على عليه السلام و خويشان و يارانش ديده شد، در تاريخ نه سابقه داشته و نه پس از آن ديده مى شود، و آن آزمايش و امتحانى كه حسين عليه السلام در آن سربلند و پيروز در آمد، براى احدى متصور و ميسور نيست ولى به هر حال بايد، چنانچه آرزو كنيم ، از آن حضرت پيروى نماييم و تا حد امكان ، براى تحقق اهداف و آرمان هاى والايش جان نثارى و فداكارى كنيم ، همانطور كه در دوران جنگ تحميلى ، شهدا درس ايثار و از خود گذشتگى را از آقا امام حسين عليه السلام آموختند. و به مقام والا رسيدند.
اميدواريم كه فاتحان جنگ اين روحيه شهادت طلبى را از دست ندهند، و الان در كنار مقام معظم رهبرى و در آينده براى انتقام زير پرچم حضرت مهدى موعود (عج ) باشيم .

رسا
۱۳۹۰/۰۹/۰۸, ۰۰:۴۳
در روايتى كه در كافى از امام صادق ع نقل شده مى‏خوانيم:
كه يكى از يارانش پرسيد آيا ممكن است مؤمن از قبض روحش ناراضى باشد؟! فرمود: نه به خدا سوگند، هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روحش مى‏آيد اظهار ناراحتى مى‏كند، فرشته مرگ مى‏گويد: اى ولى خدا ناراحت نباش! سوگند به آن كس كه محمد ص را مبعوث كرده من بر تو مهربان‏ترم از پدر مهربان، درست چشمهايت را بگشا و ببين، او نگاه مى‏كند، رسول خدا ص و امير مؤمنان ع و فاطمه ع و حسن ع و حسين ع و امامان از ذريه او ع را مى‏بيند، فرشته به او مى‏گويد نگاه كن اين رسول خدا و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان ع دوستان تواند.
او چشمانش را باز مى‏كند و نگاه مى‏كند، ناگهان گوينده‏اى از سوى پروردگار بزرگ ندا مى‏دهد، و مى‏گويد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ:" اى كسى كه به محمد و خاندانش اطمينان داشتى! بازگرد به سوى پروردگارت، در حالى كه تو به ولايت آنها راضى هستى، و او با ثوابش از تو خشنود است، داخل شو در ميان بندگانم يعنى محمد و اهل بيتش ع و داخل شو در بهشتم، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوبتر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد"! (" كافى" جلد 3 باب ان المؤمن لا يكره على قبض روحه حديث 2)

مطهره
۱۳۹۰/۰۹/۰۸, ۰۶:۰۴
سلام
روزی امام صادق (ع)فرمود: « سوره « فجر » را در نمازهای واجب و نافله خود بخوانید که سوره سید الشهدا ست و او به آن علاقمند بوده است.
ابو اسامه پرسید:« این سوره چگونه مخصوص حسین علیه السلام است؟ »
امام فرمود: « مگر در این سوره، آیه‌ی « یا ایتها النفس المطمئنه. ارجعی الی ربک. راضیه مرضیه. . . »؛ (سوره فجر، آیه 27 ـ 30) را نشنیده ای؟
منظور از « نفس مطمئنه » حسین بن علی علیه السلام است. او دارای نفس مطمئن و راضی و مرضی خداست و اصحاب او از آل محمد(ص)،
در روز قیامت از خدا خشنود و راضی هستند، خداوند هم از ایشان راضی است. کسی که همواره سوره « فجر » را قرائت کند، در بهشت با حسین بن علی علیه السلام قرار می‌گیرد.»

در توجیه و تحلیل تطبیق سوره مذکور بر امام(ع) گفته شده است: «ائمه معصومین(علیهم السلام) از این جهت این سوره را سوره حسین نامیده اند که قیام و شهادت آن حضرت درتاریکی طغیان مانند طلوع فجر، منشا حیات و حرکت گردید.
خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آنها با فرمان «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت ... تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکی‌ها بدرخشد و راه حیات با عزت باز شود و پایه های ظلم و طغیان بی پایه گردد و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند .»(2) البته در این سوره آیه «و لیالی عشر» است که باز به آن حضرت مرتبط است.
حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(ع)
و «لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی(ع) تا امام عسکری(ع)‌اند
و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(ع) می‌باشد
و مراد از وتر خداوند یکتا است».(3)

پی‌نوشت‌ها:
1. بحارالانوار، ج24، ص 93.
2. پرتوی از قرآن،‌سید محمود طالقانی، ج4، ص 67، با تلخیص.
3. البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی،‌ج4، ص 461.