PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دستور قرآن است که همه باید زرتشتی شوند ؟



صفحه ها : [1] 2 3

مولا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۲:۰۳
هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.







سوره ابراهیم، آیه 4 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید. و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.








سوره النحل (زنبور)، آیه 36 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.



سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید. دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.


و آیات دیگر ......

jomhoori
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۲:۱۸
با سلام. هر گاه پيامبر جديدي به رسالت مبعوث ميشد، آئين قبلي به طور كلي باطل و آئين جديد ابلاغ و مردم ميبايست به آن ايمان مي آوردند. زرتشت هم همين است. در خصوص زرتشت هم خود حضرت امير المومنين سخناني بس جالب ايراد فرموده اند. به هر حال، اگر بخواهيم اينگونه قياس بكنيم، پس ديگر نيازي به فرستادن رسولان ديگر نبود. باري برخي از پيامبران محدود به قوم خاصي بوده اند مانند زرتشتي و برخي ديگر مانند حضرت موسي و عيسي و حضرت محمد رسالت جهاني داشته اند. زرتشت محدود به مرزهاي ايران بوده است. چون در هيچ جايي از دنيا زرتشتيان را نميبينم كه زاد و ولد كرده باشند. اگر هم بوده خيلي محدود و ناچيز.

مدیر اجرایی
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۲:۲۲
اگر ملاك براي قبول رسالت فهم زبان باشد من به شما يقين ميدهم ما زبان زرتشت را هم متوجه نميشويم!
ياد خاطره اي افتادم:استاد ادبياتي داشتيم كه يك متن كهن از ايران باستان برايمان قرايت كرد كه به جز برخي كلمات چيز ديگري از آن متوجه نشديم.

گل ليلا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۳:۱۴
اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید.

با سلام

الف - اگر استناد به قرآن مي کنيد پس يعني قرآن را قبول داريد.
اگر قرآن را قبول داريد چون از طرف پيامبر اسلام(ص) به دست ما رسيده پس رسالت ايشان را هم قبول داريد.

1 ) پس کل قرآن را بخوانيد چون قبولش داريد.
2 ) فرمايشات رسول اکرم (ص) را بخوانيد چون قبولش داريد.

خود به باطل بودن سخن خود ايمان خواهيد آورد.

3 ) اگر دين زرتشت کامل بود نياز به آمدن پيامبران ديگر نبود
پس اگر پيامبر اسلام(ص) را طبق قول خود قبول داريد که به آن استناد مي کنيد ، بايد با توجه به تاخر زمانِ رسالت ايشان ، از پيامبر آخر پيروي کنيد.

ب - در اين آيه گفته شده پيامبر در هر قومي براي رسالت فرستاده شده ، با زبان آنها سخن مي گفته ، اما اين نقض جهان شمول بودن رسالت آن پيامبر نيست و ...

يا علي:Gol:

غلامعلی نوری
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۳:۳۲
اگر دين زرتشت کامل بود نياز به آمدن پيامبران ديگر نبود

اگر دین محمد هم برای تمام جهانیان بود و کامل بود

این آیه الیوم اکملت دینکم دیگه لزومی نداست

این آیه می گوید دین شما را کامل کردم نه دین ادیان دیگر را ( دقت شود)


پس این آیه می گوید دین اعراب کامل شد نه دینهای دیگر ( اکملت دینکم !!!!!!!!)


پس ادعای مولا ی گرامی باز رد نشده است

هیچ دلیلی وجود ندارد که حرف مولای ارجمند نادرست باشد مگر اینکه بگوییم در قرآن تناقض وجود دارد

درود من و خدای من بر مولای راستجو

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۳:۵۱
هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.




سوره ابراهیم، آیه 4 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید. و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.





سوره النحل (زنبور)، آیه 36 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.



سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید. دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.
و آیات دیگر ......







سلام حالا فرض کنیم که درست می گی
بیچاره چینی ها و ژاپنی ها و فیلیپینی ها و مالدویوی ها و روس ها و اروپایی ها
چون این بیچاه ها پیامبر ندارند
تازه در این صورت خوش به حال اون قشری که پیامبرشون ساده تر گرفته مثلا پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال کرده برای امتش راحت تر گرفته نسبت به پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال ندونسته
البته شاید خدای عربها هم فرق داره با خدای فارس ها، مثلا خدای عرب ها ممکنه عرب باشه، خدای فارسا فارس باشه و ...

:aatash:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۰۲
این آیه می گوید دین شما را کامل کردم نه دین ادیان دیگر را ( دقت شود)


پس این آیه می گوید دین اعراب کامل شد نه دینهای دیگر ( اکملت دینکم !!!!!!!!)

در میان جمعیتی که پیامبر این سخن را گفت سلمان فاسی و فارس زباهای دیگر و بلال حبشی و سیاه پوستان دیگر و بسیاری از حق جویان از حجاز و حبشه و ایران و شامات و ... بوده که به پیامبر اسلام ایمان آوردند و پیامبر آنان را هم مخاطب قرار داده
سوال: شما ادعا کردید که ضمیر "کم" در الیوم اکملت لکم دینکم به اعراب می خورد
لطفا ادعای خود را ثابت کنید

عرشیان
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۱۲
باسمه تعالی

با اجازه کارشناسان محترم، بنده جوابی ساده در پاسخ به مطالب دوست عزیزمان میدهم، باشد که پاسخ شبهه ایشان باشد.

آیاتی که ذکر کردید، هیچکدام دلالت بر مطلبی که فرمودید نمیکند.

اینکه برای هر امتی پیامبری آمده است که مبلغ دینی بوده، دلیل بر این نمیشود که افراد آن قوم، تا ابد

باید پیرو همان دین باشند !

گرچه همه آنچه پیامبران از آدم تا خاتم در تبلیغ آن میکوشیدند، همه در اصل و محتوا یکی بوده، ولی

قانون الهی این است که با آمدن پیامبر جدید و به تبع آن شریعت جدید، باید همه از پیامبر جدید و شریعت

آن پیروی کنند.

اینکه خداوند هر پیامبری را به لسان و زبان همان قوم فرستاده، دلالت بر نکته ظریف دیگری میکند.

در تفسیر نمونه آمده است:
مى فرمايد: ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش (و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ).
زيرا پيامبران در درجه اول با قوم خود، همان ملتى كه از ميان آنها برخاسته اند، تماس داشتند و نخستين شعاع وحى وسيله پيامبران بر آنها مى تابيد، و نخستين ياران و ياوران آنها از ميان آنان برگزيده مى شدند، بنابراين پيامبر بايد به زبان آنها و لغت آنها سخن بگويد تا حقايق را به روشنى براى آنان آشكار سازد (ليبين لهم ).

در تفسیر المیزان نیز اینطور آمده است:
معناى جمله (و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم ) (و خدا داناتر است ) اين است كه خداى تعالى ، مساله ارسال رسل و دعوت دينى را بر اساس معجزه و يك امر غير عادى بنا نگذاشته ، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشانرا فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مى كنند و مقاصد خود را به ديگران مى فهمانند، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند.

پس میبینید که از این آیات نمیشود به برداشتی که شما کردید، رسید !

در همان قرآنی که این آیات را از آن استخراج کرده اید، آیات دیگری همچون :

«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏» (آل عمران، 19) و
«رضیت لکم الاسلام دینا »(سوره مائده ، آیه . 3 ) وجود دارد

و ایاتی که در آن امر به اطاعت رسول(حضرت خاتم صلی الله علیه و آله و سلم ) در کنار اطاعت خدا شده است مثل:
« اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و ...» سوره مائده، آیه 52

با این ایات چه میکنید؟؟؟

موفق باشید

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۴
هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.







سوره ابراهیم، آیه 4 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید. و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.





با سلام
هم وطن خوب ای کاش قبل از گفتن این جمله کمی تامل میکردید و تحقیق !

مقصود از ارسال رسول به زبان قوم خود، اين است كه رسولانى كه فرستاده‏ايم هر يك از اهل همان زبانى بوده كه مامور به ارشاد اهل آن شده‏اند، حال چه اينكه خودش از اهل همان محل و از نژاد همان مردم باشد، و يا آنكه مانند لوط از اهالى سرزمين ديگر باشد، ولى با زبان قومش با ايشان سخن بگويد، هم چنان كه قرآن كريم از يك طرف او را در ميان قوم لوط غريب خوانده و فرموده:" إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى‏ رَبِّي" یعنی" من به سوى پروردگارم هجرت مى‏كنم."
(سوره عنكبوت، آيه 26)؛
و از طرفى ديگر همان مردم بيگانه را قوم لوط خوانده و مكرر فرموده:" وَ قَوْمُ لُوطٍ".
حال اين سؤال مطرح مى‏گردد كه آيا پيغمبرانى كه به بيش از يك امت مبعوث شده‏اند يعنى پيغمبران اولواالعزمى كه بر همگى اقوام بشرى مبعوث مى‏شدند چه وضعى داشته‏اند؟
آيا همه آنان زبان همه اهل عالم را مى‏دانسته‏اند و با اهل هر ملتى به زبان ايشان سخن مى‏گفته‏اند يا نه؟
در پاسخ بايد گفت داستان‏هاى زير دلالت مى‏كنند بر اينكه اينها اقوامى كه اهل زبان خود نبوده‏اند را نيز دعوت مى‏كردند:Sham:
مثلا ابراهيم خليل با اينكه خود،" سريانى" زبان بود عرب حجاز را به عمل حج دعوت نمود، و موسى با اينكه" عبرى" بود، فرعون و قوم او را كه" قبطى" بودند به ايمان به خدا دعوت فرمود، و پيغمبر بزرگوار اسلام هم يهود عبرى زبان و نصارى رومى زبان و غير ايشان را دعوت فرمود، و هر كه از ايشان كه ايمان مى‏آورد ايمانش را مى‏پذيرفت؛ همچنين دعوت نوح، كه از قرآن كريم، عموميت دعوت او استفاده مى‏شود، و همچنين ديگران.
بنا بر اين، معناى جمله" وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ" (و خدا داناتر است) اين است كه خداى تعالى، مساله ارسال رسل و دعوت دينى را بر اساس‏ معجزه و يك امر غير عادى بنا نگذاشته، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشان را فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مى‏كنند و مقاصد خود را به ديگران مى‏فهمانند، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند.
پس انبياء، غير از بيان، وظيفه ديگرى ندارند، و اما مساله هدايت و ضلالت افراد، ربطى به انبياء (ع) و غير ايشان نداشته بلكه فقط كار خود خداى تعالى است.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۴
بنا بر اين مى‏توان گفت، آيه شريفه، به منزله بيان و ايضاح آيه" كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ" بوده و به آن چنين معنى مى‏دهد كه: ما به تو كتاب داديم تا مردم را از ظلمت‏ها به سوى نور بكشانى يعنى همين قدر برايشان بيان كنى كه خدا چه چيز نازل كرده و بس (تنها همين را برسانى كافى است) در اين صورت معناى اين آيه و آيه‏اى كه مى‏فرمايد:" وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ" و ما ذكر را به تو نازل كرديم تا براى مردم بيان كنى كه چه چيز به سويشان نازل شده.
(سوره نحل، آيه 44) يكى خواهد بود.
" فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ"- اين جمله اشاره به مساله هدايت و ضلالت تنها به دست خدا است، و هيچ يك از آن دو بدون مشيت خداى سبحان، تحقق نمى‏پذيرد، چيزى كه هست اين است كه خداى تعالى به ما خبر داده كه مشيتش گزاف و نامنظم نبوده، بلكه داراى نظمى ثابت است و آن اين كه هر كه پيروى حق نموده و با آن عناد نورزد، خداوند هدايتش مى‏كند، و هر كه او را انكار نموده و از هواى خود پيروى كند خداوند گمراهش مى‏كند، پس گمراه كردن خدا، از باب مجازات و كيفر، و بعد از كارهاى خلافى است كه آدمى به اختيار خود انجام داده باشد، نه ابتدايى و بى حساب.
و اگر خداوند سبحان در آيه مورد بحث، ضلالت را بر هدايت مقدم داشته بدين جهت بود كه ضلالت به بيان محتاج‏تر است، مخصوصا با در نظر داشتن زمينه كلام كه زمينه بيان عزت مطلقه خدا است پس در اينجا واجب بود روشن بسازد كه ضلالت هر كه گمراه شده و هدايت هر كه هدايت گشته، همه به مشيت خدا است، و كسى بر اراده خدا غلبه نمى‏كند و در سلطنت او مزاحمت نمى‏نمايد.
آرى جاى بيان اين جهات است تا هر غفلت زده‏ اى نپندارد كه خدا از يك سو خود را غالب غير مغلوب و قاهر غير مقهور معرفى مى‏كند، و از سوى ديگر مردم را به راه خود دعوت مى‏كند و امر و نهى مى‏نمايد، و ايشان گوش نمى‏دهند و عصيان مى‏ورزند، آيا اين تناقض نيست و آيا با عصيان بندگان، باز هم قاهر غير مقهور است؟
گويا خداى تعالى جواب مى‏دهد كه معناى دعوت او اين است كه هر پيغمبرى را به زبان مردمش بفرستد، و آن پيغمبر به مردمش برساند كه چه چيزهايى مايه سعادت و چه چيزهايى مايه شقاوت ايشان است، پيغمبران هم اين معنا را ابلاغ مى‏دارند پس تا اينجا خداوند مقهور بندگان واقع نشده، و اما گوش دادن بعضى و عصيان بعضى ديگر، مربوط به پيغمبران نبوده، بلكه به دست خدا و به اذن او و مشيت او است و حاشا كه احدى بدون اذن او در ملك او تصرف كند، و بر سلطنت او غلبه نمايد.
بنا بر اين، ضلالت گمراهان و عصيان ايشان نه تنها مناقض دعوت او نيست بلكه دليل بر عزت و قدرت او نيز هست، هم چنان كه هدايت راه يافتگان نيز دليل بر قدرت و سلطنت او است، و به همين جهت بود كه در آيه مورد بحث، گفتار را با جمله" وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ" خاتمه داد.
پس خداى سبحان عزيز است، يعنى كسى بر او غلبه نمى‏كند، و ضلالت گمراهان هم به او ضرر نمى‏زند، هم چنان كه از هدايت راه يافتگان نفعى عايد او نمى‏گردد. و نيز حكيم است، يعنى آنچه بخواهد بى حساب نمى‏خواهد و مشيتش به كار عبث تعلق نمى‏گيرد بلكه همه بر اساسى متقن و نظامى دائمى است.
البته مقصود از گمراه كردن خداوند، محروم كردن افراد لجوج از لطف خود است، و الا اگر خداوند بناى گمراه كردن مستقيم كسى را داشت، نه كتابى مى‏فرستاد و نه پيامبرى.
در آيات ديگر مى‏خوانيم كه خداوند ظالمين و فاسقين و مسرفين را گمراه مى‏كند، يعنى انسان با گناه و ظلم، زمينه‏ى محروم شدن از هدايت را در خود فراهم مى‏كند.
بعضى از مفسران گفته‏اند: فاعل «يَشاءُ» مردم هستند نه خدا، يعنى خداوند گمراه مى‏كند كسى را كه خودش بخواهد گمراه شود و هدايت مى‏كند كسى را كه خودش بخواهد هدايت شود.
نظير آيه: «كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» ... «3» گروهى را در راهى كه بروند كمك مى‏كنيم.

نكته‏ها:
1- پس مراد از «لسان قوم» در اين آيه، تنها لغت و زبانِ مردم نيست، زيرا گاهى ممكن است گوينده‏اى با زبان مردم سخن بگويد ولى مردم حرف او را درست نفهمند، بلكه مراد آسان و قابل فهم گفتن است، به گونه‏اى كه مردم پيام الهى را بفهمند، چنان كه در آيات ديگر مى‏فرمايد: «يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ» (سوره مریم آیه 97) ما قرآن را به زبان تو آسان كرديم؛ و حضرت موسى نيز از خداوند مى‏خواهد كه گره از زبانش گشوده شود تا مردم كلامش را بفهمند. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي» (طه، 27 تا 28)
2- تبليغ پيامبر كه با زبان قوم خود بوده با جهانى بودن دين منافاتى ندارد. زيرا محتواى پيام زبان خاصّى ندارد و با سفارش قرآن، بايد گروهى با تفقه و هجرت مطالب دين را آموخته و به سايرين بياموزند.
3- پيامبران، با فرهنگ و زبان مردم زمان خود آشنا بوده و طبق فهم آنان تبليغ مى‏كردند. «بِلِسانِ قَوْمِهِ»
4- خداوند با مردم اتمام حجّت مى‏كند تا بعدا نگویند نمی دانستیم و یا کلام رسول تو را نفهمیدیم.
5- رابطه‏ى رهبران دينى با مردم، عاطفى، صميمى و مستقيم، به زبان خودشان است.
6- تبليغ بايد با شيوه‏اى ساده و صريح و روشن، و براى عموم قابل فهم باشد.
7- هدايت و ضلالت خداوند بر اساس حكمت (و خواست خود انسان) است.
.

غلامعلی نوری
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۶
اگر ملاك براي قبول رسالت فهم زبان باشد من به شما يقين ميدهم ما زبان زرتشت را هم متوجه نميشويم!
زبان حافظ صلوات الله و سلامه علیه را که متوجه می شوید !!!

امان از دست این اینترنت زغالی ایران که هرچه زحمت کشیدم همه بر باد رفت ( پاسخ کاملی برای قریب آشنا نوشته بودم که در فرستادن پست مشکل پیش آمد )

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۷
بسم الله تعالی
دو نکته باید در ارتباط با آیات مورد توجه قرار گیرد :

1. این آیات می خواهد بفرماید هر پیامبری که در قومی مبعوث شده از همان قوم بوده و به زبان همان قوم سخن گفته است و این کاملا طبیعی است برای این که وقتی پیامبر از همان قوم باشد ، پیشینه او کاملا معلوم است و مردم می توانند با مطالعه آن پیشینه ، به صداقت و راستی وی ایمان آورند . وقتی پیامبر در خانواده عزت ، شرافت ، پاکی ، صداقت ، خدمت گزاری ، خاکساری ، تواضع و ... رشد و نمو کرده و خودش قبل از بعثت نمود این اخلاق های پاک انسانی باشد ، با ادعای نبوت مردم می یابند که او راستگو است و انگیزه ای بر دروغگویی ندارد .

بر عکس اگر در خانواده دروغ ، خیانت ، ظلم ، تکبر و ...به دنیا آمده و خودش هم قبل از بعثت به این اخلاقیات غیر انسانی مشهور باشد ، می فهمند که در ادعای نبوت دروغ می گوید.

اما پیامبر اگر از این قوم نباشد و سابقه و پیشینه اش برای قوم آشکار نباشد ، شناسایی انگیزه و نیت او خیلی دشوار است از این رو خداوند در هر قومی پیامبر فرستاده ، او را از بین خود آن قوم برگزیده است .

وقتی پیامبر از خود آن قوم باشد به طور طبیعی با فرهنگ و عقاید و خلقیات آنها آشنا است و به زبان خود آن قوم سخن می گوید و برای مردم هم پیام او قابل فهم است و هم می توانند به راحتی با او ارتباط برقرار کنند اما اگر با فرهنگ و زبان آن مردم آشنا نباشد ، هم سخن او را نمی فهمند و هم نمی توانند با او ارتباط برقرار کنند.

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۸
2. معنی این آیات این نیست که هر پیامبری مختص قوم خودش است و نه او وظیفه دارد غیر قوم خود را به دینش دعوت کند و نه غیر قومش وظیفه دارند به او ایمان آورند.

هر پيامبري به طور طبيعي در قومي و منطقه اي مبعوث مي شود و هدايتگري اش را بايد از آنجا شروع کند و طبيعي است که بايد همزبان قومي باشد که بين آنان مبعوث شده تا بتواند با آنان ارتباط برقرار کند و قوم، زبان و پيام او را بفهمند اما به هیچ وجه مخصوص آنها نیست.همه پيامبران بعد از انذار و دعوت قومي که بين آنان مبعوث شده اند، اگر برايشان امکان داشته ، افراد اقوام ديگر و اهل زبان هاي ديگر را هم دعوت کرده اند و لازم هم نبوده که کتابش هم به زبان آنان باشد ،زيرا کتاب را ترجمه کرده و براي استفاده در اختيار آنان قرار مي داده اند.

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۲۹
مگر مسيح ،پيامبر امت هاي گوناگون در جهان نيست ؟

آيا بايد آنان به اين بهانه که مسيح عبري بوده، از پيروي او خود را محروم کنند ؟

اصولا مگر حق به زبان خاص تعلق دارد؟

آيا ما خود را از ميراث پزشکان دانشمند درگذشته، به اين بهانه که زبان آنان فارسي نبوده ، محروم مي کنيم؟

يا پزشکان فارسي زبان گذشته را فقط به خودمان اختصاص داده و ديگران را از استفاده از ميراث علمي آنان منع مي نماييم؟

آيا معارف توحيد و نبوت و معاد و اخلاق انساني و دستورالعمل هاي حياتبخش را بايد چون به زبان عربي نازل شده اند ، به کنار نهيم؟

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۰
پيامبران همگي فرستادگان يک خدا براي هدايت انسان ها به سوي سعادت هستند . هر پيامبري همه پيامبران قبل از خود را تصديق کرده و تاييد نموده و به پيامبران بعد از خود بشارت داده و پيروانش را به اطاعت از آنان در صورت درک زمان آنها فرا خوانده ، همگي پيامبران گذشته به آمدن پيامبر خاتم بشارت داده ، پيروان خود را به اطاعت از او فراخوانده اند . حالا چگونه ممکن است ما پيرو زرتشت به عنوان پيامبر فارسي زبان باشيم و به پيامبر خاتم که سيد و سالار پيامبران است، ايمان نياوريم؟

آيا در قيامت زرتشت ما را توبيخ نخواهد کرد که چرا به سيد و سالار ما ايمان نياوردي ؟

آيا اگر خود زرتشت زنده بود، با افتخار به او ايمان نمي آورد ؟

چرا در معنويات زبان و وطن و مکان را دخالت مي دهيم؟

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۱
مگر معنويات تابع زمان و مکان هستند؟



آيا خداپرستي و يکتا پرستي ربطي به فارسي و عربي بودن دارد؟

بنا بر اين درست است که هر پيامبري به زبان قومي که بين آنان مبعوث شده، سخن مي گفته؛ ولي بدين معنا نيست که بايد فقط تابع پيامبراني باشيم که به زبان خودمان سخن گفته اند و پيامبراني که به زبان ديگر سخن گفته اند، به ما ربطي ندارند و نبايد پيرو آنان شويم و از ميراث وحياني و هدايتي آنان بهره بگيريم . پيامبر اسلام به شهادت همه پيامبران گذشته و به شهادت آيات قرآن و سخن صريح خود پيامبر، آخرين پيامبر و مبعوث بر همه جهانيان است. همه امت ها از اهل هر زبان و ملت، بايد به او ايمان بياورند و به دين او گردن نهند . آنان که از پذيرش دين او به هر بهانه سر باز زنند ، خود را محروم کرده و از سعادت آخرت که نتيجه عمل به دستور و باور به معارف اين دين است ،خويش را دور ساخته اند.

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۲
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً (1)

اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم.

قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعا (2)

بگو: «اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم‏.

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (3)

و ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى ولى بيشتر مردم نمى‏دانند!

از نگاه ديگر همه ما انسانها افراد نوع انساني هستيم که بر يک فطرت و يک نوع از خلقت آفريده شده ايم و به همه ما عقل و فهم و فطرت داده شده است و خداي ما و همه جهان هم يگانه است و حق هم يکي بيش نيست و مآل و غايت همه انسان ها هم آخرت و رسيدن به قرب و بهشت و سعادت است و همه هم بايد در مزرعه دنيا آخرت خود را آباد کنند. اين خداي يگانه براي هدايت اين بشر در برهه هاي گذشته که بشر پراکنده و ارتباطات ضعيف بود ، پيامبران متعددد در نقطه هاي مختلف اين جهان مبعوث کرد. البته آن پيامبران غالبا بلکه اکثريت قاطع آنان پيامبر تبليغي بوده و همگي تابع پيامبر اولو العزم زمان خود بودند و پيامبران اولو العزم هم به تعداد انگشتان يک دست بيش نبوده اند.

خوب ،حضرت زرتشت يکي از اين پيامبران تبليغي يا صاحب شريعت بوده که در ايران باستان مبعوث شده است. در هر حال شريعت ايشان که به احتمال قوي قبل از شريعت حضرت موسي هم بوده قطعا مانند شرايع بعدي نسخ شده است و ما امروز ضمن اعتقاد به نبوت ايشان و ارج و احترام قائل شدن به شخص ايشان نمي توانيم تابع شريعت ايشان باشيم.

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۳
اين کاملا طبيعي است که وقتي يک حاکم يا بزرگي براي افراد تحت فرمانش در مناطق مختلف رهبراني با دستور العمل هايي مي فرستد، مردم تا زماني مي توانند به دستور العمل فرستاده شده از طرف حاکم و بزرگ عمل کنند که دستور العمل جديدتر نيامده باشد و وقتي دستور العمل جديد آمد، به فرض که دستور العمل قبلي به طور کامل و سالم هم موجود باشد،باز هم نمي توان بدان عمل کرد چون دستور العمل جديد که آمده آن را از اعتبار ساقط کرده است در حالي که ما الان کتاب زرتشت را کامل و سالم نداريم. چيزي که الان به عنوان "اوستا" و کتاب زرتشت وجود دارد، شامل قسمت هايي است که به اعتراف و اقرار همه اوستاشناسان بعد از زمان زرتشت نوشته شده و هيچ سنديت و اعتباري به عنوان کتاب زرتشت ندارد و بر فرض که انتساب آن به زرتشت هم قطعي و صد در صد بود ، باز هم ما نمي توانستيم به آن عمل کنيم.

آيا ما مي توانيم براي خدا تعيين تکليف کنيم و بگوييم ما فقط به پيامبر و پيامبراني ايمان مي آوريم که هم زبان خودمان باشند؟

آيا مي توانيم بگوييم ما به پيامبران غير فارسي زبان حتي اگر پيامبر تو هم باشند وتو اطاعت از آنان را خواسته باشي، ايمان نمي آوريم؟

مگر شيطان غير اين گونه بود که به آدم سجده نکرد با اين که خدا او را امر کرده بود و استدلالش اين بود که آدم از جنس من يا از جنس برتر از جنس من نيست زيرا آدم از خاک است؟

عرشیان
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۳
باسمه تعالی


این آیه می گوید دین شما را کامل کردم نه دین ادیان دیگر را ( دقت شود) پس این آیه می گوید دین اعراب کامل شد نه دینهای دیگر ( اکملت دینکم !!!!!!!!)

این از واضحات است که حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) از جمله پیامبران اولوالعزم بوده و

رسالت ایشان جهانی بوده، و در نتیجه دینی که ایشان مأمور به تبلیغ آن بوده اند جهانی بوده است نه

مختص به جامعه اعراب.

در تفسیر ایه " الیوم اکملت لکم دینکم " در تفسیر نمونه آمده است:
مراد از الیوم ، به اتفاق علمای شیعه و سنی روز غدیر خم میباشد و طبق نص صریح قرآن، روزی بوده که دین اسلام و دینی که خداوند آنرا برگزیده به نهایت کمال خود رسید.

آنچه مهم است این است که همه پیامبران در واقع دعوت کننده به سوی یک دین بوده اند و تنها در برخی

فروع آن با هم تفاوت داشته اند.

این دین با آمدن پیامبران متعدد در زمانهای مختلف سیر تکامل خود را می پیمود که با آمدن پیامبر خاتم و

در نهایت در روز غدیر خم به نهایت کمال خود رسید وشد آنچنان دین و روشی که خداوند برای تمام

جهانیان برگزید.
( و رضیت لکم الاسلام دینا )

موفق باشید.

مجید
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۴
ايا ما هم بايد مثل شيطان بگوييم: ما فقط تابع پيامبراني خواهيم بود که از جنس خودمان(فارس) يا از جنس برتر از خودمان( غير عرب و مثلا اروپايي يا آمريکايي و...؛)باشند (چون افراد معترض که عرب ها و آفريقايي ها را برتر نمي دانند ولي فکر کنم با برتري اروپايي ها و آمريکايي ها مخالف نباشند)؟ آيا مي توانيم بگوييم تبعيت از پيامبر عربي را نمي پذيريم حتي اگر دستور خدا باشد؟

کساني که اين گونه ايراد مي کنند جز تعصب غلط ايراني و ضد عربي ندارند و به واقع دنبال آزادي از قيد و بند شرع و دين هستند نه اين که بخواهند به واقع تابع زرتشت يا پيامبر ديگري باشند زيرا پيامبران همه دانه هاي يک تسبيح هستند و عشق به يکي مساوي عشق به همه آنها است.

پی نوشت ها:

1. نساء (4) آیه 174.

2. اعراف (7) آیه 158.

3. سبأ (34) آیه 28.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۴:۳۶
اگر دین محمد هم برای تمام جهانیان بود و کامل بود

این آیه الیوم اکملت دینکم دیگه لزومی نداست

این آیه می گوید دین شما را کامل کردم نه دین ادیان دیگر را ( دقت شود)


پس این آیه می گوید دین اعراب کامل شد نه دینهای دیگر ( اکملت دینکم !!!!!!!!)


پس ادعای مولا ی گرامی باز رد نشده است

هیچ دلیلی وجود ندارد که حرف مولای ارجمند نادرست باشد مگر اینکه بگوییم در قرآن تناقض وجود دارد

درود من و خدای من بر مولای راستجو

با سلام

جناب نوری انگار باز تفکرات تفسیری نادرست شما گل کرده !!!؟،،

در اوایل سوره مائده این آیه آمده است : « الیوم یئس الذین کفروا من‏ دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا »
(سوره مائده ، آیه . 3 )
دقت داشته باشید جناب نوری
این دو قسمت که هر دو با " الیوم " شروع می‏شوند ، ضمن یک آیه هستند نه دو آیه ، و قدر مسلم‏ اینست که هر دو هم مربوط به یک مطلب است نه دومطلب .

کلمه " یوم " یعنی روز ، وقتی با " الف و لام " ذکر می‏شود ( الف و لام عهد ) گاهی به معنی آن روز است و گاهی به معنی امروز ، در هر دو مورد به کار برده می‏شود .
به معنی " آن روز " در جایی به کار می‏رود که قبلا یک روزی را نام برده‏ا ند بعد می‏گویند در آن روز .
ولی اگر بگوئیم فلان‏ کس الیوم وارد شد یعنی همین امروز وارد شد .

« الیوم یئس الذین کفروا من دینکم » در آن روز ( یا امروز کافران از دین شما مأیوس شدند « فلا تخشوهم »پس ، از آنها دیگر بیم نداشته باشید .
یعنی چه آنها از دین شما مأیوس شدند ؟ یعنی آنها دیگر مأیوس شدند که بر دین شما پیروز و فائق‏ شوند و آنرا از میان ببرند .
چون مأیوس شدند دست از کار و فعالیت و آن‏ روشی که قبلا علیه اسلام داشتند برداشتند .
از آنها دیگر بیم نداشته باشید .
جمله بعد خیلی عجیب است ، می‏فرماید : « و اخشون »اما از من بترسید .

صحبت اینست که امروز از ناحیه آنها بیم نداشته باشید ولی از ناحیه من‏ بیم داشته باشید ، با توجه به اینکه بحث درباره خود دین است .
بیم از آنها این بود که از ناحیه آنها به این دین آسیب برسد . می‏فرماید نترسید ، دیگر آنها نمی‏توانند آسیبی برسانند « و اخشون » از من بترسید .
قهرا معنایش اینست که اگر آسیبی به این دین برسد ، ازطرف من می‏رسد .
حال‏ این چه مفهومی می‏تواند داشته باشد که بعد از این از کفار نترسید بر دین‏ خودتان ، از من بترسید .
در ادامه آیه می‏فرماید : « الیوم اکملت لکم دینکم »آن روز ( یا امروز ) دین شما را کامل کردم ، به حد کمال رساندم « و اتممت علیکم‏ نعمتی »و نعمت خودم را به پایان رساندم .
در اینجا دو کلمه نزدیک به‏ هم ذکر شده است : اکمال و اتمام . این دو کلمه خیلی بهم نزدیکند : کامل‏ کردم یا تمام کردم .

قرآن از یک طرف می‏گوید : « الیوم اکملت لکم دینکم » در این روز دین‏ شما را به حد کمال رساندم ، و از طرف دیگر می‏گوید : « واتممت علیکم‏ نعمتی »نعمت خودم را هم به حد اتمام رساندم « و رضیت لکم الاسلام دینا در امروز من اسلام را برای شما به عنوان یک دین پسندیدم .
یعنی این اسلام‏ ، امروز آن اسلامی است که خدا می‏خواسته آن باشد .
واضح است که مقصود این‏ نیست که اسلام همان اسلام سابق است ولی خدا نظرش تغییر کرده !
بلکه‏ مقصود اینست که چون اکنون اسلام به حد کمال و حد تمام رسید ، این همان‏ دین مرضی الهی است .
آن دینی که خدا می‏خواسته همین اسلام کامل شده و تمام‏ یافته است .

مفهوم آیه بیش از این نیست . هر چه هست درباره کلمه الیوم است که‏ مقصود کدام روز است ؟
کدام روز است در این حد از اهمیت که قرآن می‏گوید در آن روز دین کمال یافت و نعمت خدایی به اتمام رسید .
این باید یک‏ روز خیلی مهمی باشد ، یک حادثه خیلی فوق العاده‏ای باید در آن روز واقع‏ شده باشد .
و این دیگر مربوط به شیعه و سنی نیست .
از عجایب قضیه اینست که از ما قبل و ما بعد این آیات هم هیچ چیزی که‏ دلالت بر آن روز بکند فهمیده نمی‏شود .
خلاصه از قرائن لفظی خود آیه چیزی درباره آن روز نمی‏شود فهمید .
یک وقت هست که قبل از آیه‏ای حادثه یا جریان یا مطلب خیلی مهمی را نقل کرده بعد می‏گوید " امروز " یعنی یه‏ مناسبت آن مطلبی که در اینجا گفتیم .

در این مورد اینطور نیست چون قبل‏ از این آیه دستورات بسیار بسیار ساده‏ای هست راجع به اینکه گوشت چه‏ حیوانی بر شما حلال است و گوشت چه حیوانی بر شما حرام است ، حکم میته چنین است ، خون بر شما حرام است ، گوشت خنزیر ( یعنی خوک ) بر شما حرام است و . . . یک مرتبه می‏گوید : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی‏ و رضیت لکم الاسلام دینا »این که تمام می‏شود دو مرتبه بر می‏گردد به همان‏ سیاق اول که چه گوشتی حرام است و در صورت اضطرار مانعی ندارد : « فمن‏ اضطر فی مخمصة غیر متجانف ». . .
یعنی این آیات به شکلی است که اگر ما آن قسمت را از وسط آن برداریم ، ما قبل و ما بعد آن به همدیگر متصل‏ می‏شود بدون اینکه کوچکترین خللی وارد شود کما اینکه همین مضمونی که در ما قبل و ما بعد این آیات آمده در دو سه جای دیگر قرآن تکرار شده بدون‏ اینکه این امر در وسط قرار بگیرد ، و مطلب نیز متلائم و کامل می‏باشد .

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۵:۳۳
سوره النحل (زنبور)، آیه 36 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد. سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید. دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت. و آیات دیگر ......


سلام

من فکر کنم این ایات ایات متشابه است

درضمن کی گفته فقط حضرت زرتشت پیامبر ایران باستان بوده است؟
(البته اگر واقعا پیامبر بوده باشند)

اگر اشتباه نکنم 10 پیامبر داشتیم
شعیب
دانیال
درسته ؟
رضا جان در این مورد مطلب دارید؟

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۶:۰۶
سلام

من فکر کنم این ایات ایات متشابه است

درضمن کی گفته فقط حضرت زرتشت پیامبر ایران باستان بوده است؟
(البته اگر واقعا پیامبر بوده باشند)

اگر اشتباه نکنم 10 پیامبر داشتیم
شعیب
دانیال
درسته ؟
رضا جان در این مورد مطلب دارید؟


با سلام
در این تاپیک توضیح داده شده

http://www.askdin.com/showthread.php?t=2260
.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۶:۲۶
هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.

سوره ابراهیم، آیه 4 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید. و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.
سوره النحل (زنبور)، آیه 36 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.


سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید. دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.
و آیات دیگر ......









سلام حالا فرض کنیم که درست می گی
بیچاره چینی ها و ژاپنی ها و فیلیپینی ها و مالدویوی ها و روس ها و اروپایی ها
چون این بیچاه ها پیامبر ندارند
تازه در این صورت خوش به حال اون قشری که پیامبرشون ساده تر گرفته مثلا پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال کرده برای امتش راحت تر گرفته نسبت به پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال ندونسته
البته شاید خدای عربها هم فرق داره با خدای فارس ها، مثلا خدای عرب ها ممکنه عرب باشه، خدای فارسا فارس باشه و ...

:aatash:

جواب بده:Kaf:

اگر دین محمد هم برای تمام جهانیان بود و کامل بود
این آیه الیوم اکملت دینکم دیگه لزومی نداست
این آیه می گوید دین شما را کامل کردم نه دین ادیان دیگر را ( دقت شود)
پس این آیه می گوید دین اعراب کامل شد نه دینهای دیگر ( اکملت دینکم !!!!!!!!)
پس ادعای مولا ی گرامی باز رد نشده است
هیچ دلیلی وجود ندارد که حرف مولای ارجمند نادرست باشد مگر اینکه بگوییم در قرآن تناقض وجود دارد
درود من و خدای من بر مولای راستجو



در میان جمعیتی که پیامبر این سخن را گفت سلمان فاسی و فارس زباهای دیگر و بلال حبشی و سیاه پوستان دیگر و بسیاری از حق جویان از حجاز و حبشه و ایران و شامات و ... بوده که به پیامبر اسلام ایمان آوردند و پیامبر آنان را هم مخاطب قرار داده
سوال: شما ادعا کردید که ضمیر "کم" در الیوم اکملت لکم دینکم به اعراب می خورد
لطفا ادعای خود را ثابت کنید



امان از دست این اینترنت زغالی ایران که هرچه زحمت کشیدم همه بر باد رفت ( پاسخ کاملی برای قریب آشنا نوشته بودم که در فرستادن پست مشکل پیش آمد )
جواب چی شد؟ یادت رفت یا حرف حق جواب نداره؟
تازه جواب بقیه ی کسانی که جویای حقیقت هستند و تو این تاپیک بر علیه تفکرات غلط شما مطلب نوشته اند هم بدید
آرزوی عاقبت بخیری برایتان می کنم

غلامعلی نوری
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۲۰:۴۷
جواب بده:kaf:





جواب چی شد؟ یادت رفت یا حرف حق جواب نداره؟
تازه جواب بقیه ی کسانی که جویای حقیقت هستند و تو این تاپیک بر علیه تفکرات غلط شما مطلب نوشته اند هم بدید
آرزوی عاقبت بخیری برایتان می کنم

اینقدر ادای حق بجانب ها رو در نیار
اگه قول بدی بچه ی راستپذیر و مودبی باشی دوباره قبول زحمت کرده و جوابت را می نویسم و اگه نه همان بهتر که حافظ علیه سلام می فرماید

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خود پرستی


اگر قول میدی تا شروع کنم

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۲۲:۲۶
تو قرآن کسایی که بین پیامبرا فرق میذارن و میگن که فقط یه دین مایه هدایته مذمت شدن:
http://www.askdin.com/showpost.php?p=104389&postcount=4
http://www.askdin.com/showthread.php?t=8711

با ایه ای که اول این بحث اومده جمع بندیش میشه این:
یعنی نمیشه بین پیامبرا فرق گذاشت و گفت ایرانیا فقط باید یه دین داشته باشن تا هدایت شن، ؟ یعنی میتونن هم دین کشور خودشونو داشته باشن هم میتونن یه دین دیگه انتخاب کنن
یعنی مثل ایه ها که فعلشون گذشته است حتما اجبار نیست اون مال موقعی بود که پیامبره اومده بود مال قدیما ،که اونا به خدا و روزقیامت کافر بودن نه اینکه یه دین دیگه داشتن که با اومدن یه پیامبر دیگه باطل بشه وگرنه خود آیه خودشو نقض میکنه


:Gig:

ولی اون دیگه نمیشه فهمید دین زرتشت یا موسی یا بودا چی بوده دیگه نمیشه چیزی که اونا آوردنو قبول داشت چون نمیدونیم چی بوده
هرچی تحریف نشده تره

میگه بل ملت ابراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین
بلکه دین ابراهیم حق گرایانه که از مشرکین نبود

مسیحیت و یهود شرک آلود شده بودن پس دیگه دین ابراهیم حنیف نبودن



کامل گفتمش؟

یعنی نهایتش اینکه میگه ما بین پیامبرا فرق نمیذاریم اینه که دیگه دینشون نیست و تحریف شده وگرنه دین اونا رو هم قبول داشتیم، ؟
:Gig:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۰:۱۱
اینقدر ادای حق بجانب ها رو در نیار
اگه قول بدی بچه ی راستپذیر و مودبی باشی دوباره قبول زحمت کرده و جوابت را می نویسم و اگه نه همان بهتر که حافظ علیه سلام می فرماید

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خود پرستی


اگر قول میدی تا شروع کنم
بنده هنوز جواب نگرفته ام و منتظرم
اگه جواب نداری کری نخون
در ضمن حافظ هم مسلمان بوده لطفا حرفهای خودمان را تحویل خودمان نده:Narahat az:
اسلام دین برتر و دین هدایت است

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۱:۱۴
دوستان و استادان گرامی
درود
من خود یک موبدیار زرتشتی هستم.
1- در پاسخ به استاد مولا باید بگویم که نه در ایران و نه در میان پارسیان هند، دست کم از چند سده پیش، پذیرفتن دگر کیش، به کیش زرتشتی ممنوع شده است. این سخن شما در راستای تفرقه بینداز و حکومت کن است.
2- استاد شهید مطهری، نوشتاری در باره دین یا ادیان دارند. همچنین در بحث ختم نبوت، میگویند که در قرآن تنها یک دین و یک کتاب برای همه پیامبران آمده است. این به روشنی در خود قرآن هم آمده است.
3- اگر در دین های دیگر انحراف است، آیا در اسلام امروزین انحراف نیست؟ از طالبان و وهابیون بگیرید تا بنی امیه. در همین رویداد بحرین، چند روحانی عربستانی، بر پایه اسلام و قرآن اعتراض به حکومت را حرام دانستند. این انحراف نیست؟
4- همگی شما یک نکته را نادیده گرفتید.
دین خدا و کتاب خدا یکی است. یگانه است. برای هر امتی به زبان آن امت آمده است. دین خدا برای همه جهان و همه زمان یکیست و قابل اجراست. نجات بخش مردم در همه کشورهاست.
آشکار است که با فرهنگهای گوناگون باید با فرهنگ آن قوم سخن گفت. این همان است که در تفسیر المیزان و النمونه هم نوشته شده است.
در خود قرآن میفرماید که به خداوند تسلیم باشید و به روز جزا... باور داشته باشید که شما را بس است.

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد
مکارم: كساني كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و يهود و نصاري و صابئان (پيروان يحيي يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان بخدا و روز رستاخيز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هيچگونه ترس و غمي براي آنها نيست (و هر كدام از پيروان اديان كه در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهي عمل كرده‏اند ماجورند و رستگار).
خرمشاهی: از مؤمنان و يهوديان و مسيحيان و صابئين، هر كس كه به خداوند و روز بازپسين ايمان آورده و نيكوكارى كرده باشد، پاداششان نزد خداوند [محفوظ] است و نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين مى‏شوند

دوستان گرامی آن اندازه که من میفهمم، خداوند نخواسته که کسی پیرو پیامبر خاصی باشد، او ایمان و تسلیم به خداوند را خواسته است.
در هیچ جای قرآن بر خلاف سخن استاد رضا و چند استاد دیگر نخواسته که با آمدن پیامبر تازه، پیامبر پیش رها شود.
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: و با اهل كتاب جز به [شيوه‏اى] كه بهتر است مجادله مكنيد مگر [با] كسانى از آنان كه ستم كرده‏اند و بگوييد به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گرديده ايمان آورديم و خداى ما و خداى شما يكى است و ما تسليم اوييم
مکارم: با اهل كتاب جز به روشي كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كساني كه از آنها مرتكب ظلم و ستم شدند، و به آنها بگوئيد ما به تمام آنچه از سوي خدا بر ما و شما نازل شده ايمان داريم، معبود ما و شما يكي است و در برابر او تسليم هستيم.
خرمشاهی: و با اهل كتاب جز به شيوه‏اى كه نيكوتر است، مجادله مكنيد، مگر با ستمگران آنان، و بگوييد به آنچه بر ما و به آنچه بر شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و خداى ما و خداى ما و خداى شما يكى است و ما همه فرمانبردار اوييم‏

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۱:۲۰
هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید. تعجب نکنید. این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.







سوره ابراهیم، آیه 4 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید. و بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بود.








سوره النحل (زنبور)، آیه 36 وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد.



سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ برای هر امتی رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید. دوباره، پیامبر ایرانی برای مردم ایرانی یعنی زرتشت.


و آیات دیگر ......








باسلام

خوب بنده اول بار که این مطالب رو خوندم خنده ام گرفت :khaneh:

چون این مطلب آنقدر سست هست که جوابش برام اظهر من الشمس هست

ولی خوب دوست دارم بدونم این آیه ها به نظر این مفسر عزیز چگونه تفسیر می شود ؟!!!!!!

و اطیعوا الله والرسول لعلکم ترحمون / آل عمران 132

یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم /نساء 59

ومن یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیم من ..... / نساء69

و آیات از این قبیل که به نظر تمامی مفسران منظور از این رسولها حضرت محمد است به دلایل فراوان ...
که انشا الله اگر خواستید کارشناسان عزیز تفسیر به بحث می پردازند

و از همه مهمتر آیه

ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین /آل عمران 58

که مهر بطلانی بزرگ بر هر چه زرتشت و یهود و مسیح و غیره است

بله اگر قرآن را کنار بگذارید می توان چنین حرفی را زد یا بگو ئید خطاب قرآن فقط با اعراب است که آن هم با یک کوه دلیل رد می شود

پس :ghash::ghash::ghash::ghash::ghash::khandeh!::Nish khand::Khandidan!::khaneh:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۱:۳۴
پس ادعای مولا ی گرامی باز رد نشده است

هیچ دلیلی وجود ندارد که حرف مولای ارجمند نادرست باشد مگر اینکه بگوییم در قرآن تناقض وجود دارد

درود من و خدای من بر مولای راستجو


در ضمن ظاهرا دوست عزیز آقای نوری که تاحالا از اهل تسنن دفاع می کرد و اکنون تصمیم دارد بنا بر این نظریه متقن (!!!) زردشتی شوند
خوب تبریک عرض می کنم!!!!! :tavallod:

یا ممکن هم هست باز به دین اسلام بمانند البته با قول به وجود تناقض در قرآن کریم :Esteghfar:

به هر حال ایشان تکلیف دین خود را معلوم بفرمایند ما بدانیم با چه زبانی صحبت بکنیم !!!

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۱:۴۲
ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین /آل عمران 58عیسی تسلیم خدا شد و اسام آورد تو قرآن اومده شاید یعنی تسلیم خدا بودن
مثلا کسی که شیطونو میپرسته یا آدم خواره جز اینا نیست


جمع بندیش میشه اینکه تو قران اومده مسلمون بودن بهتره ولی تنها راه هدایت نیست


دوستان گرامی آن اندازه که من میفهمم، خداوند نخواسته که کسی پیرو پیامبر خاصی باشد، او ایمان و تسلیم به خداوند را خواسته است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۱:۴۹
عیسی تسلیم خدا شد و اسام آورد تو قرآن اومده شاید یعنی تسلیم خدا بودن

مثلا کسی که شیطونو میپرسته یا آدم خواره جز اینا نیست



جمع بندیش میشه اینکه تو قران اومده مسلمون بودن بهتره ولی تنها راه هدایت نیست


منتقد گرامی
درود
شما چند نکته را نادیده گرفتید.
آن اینست که دین خدا یکیست. همه پیامبران هم دین و کتاب خدا را به مردم آموزش داده اند، تنها به زبانهای گوناگون.
این را خود قرآن میفرماید. سخن بنده نیست که آن را به سخره گرفته اید.

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۲:۱۰
این را خود قرآن میفرماید. سخن بنده نیست که آن را به سخره گرفته اید.

حرف شما و قرآنو مسخره نکردم که !
حرف خودمو زدم

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۲:۵۸
حرف شما و قرآنو مسخره نکردم که !

حرف خودمو زدم



منتقد گرامی
درود
مرا ببخشید، در سخن شما گونه ای استهزا دیدم، چون زود رنج هستم، به خودم گرفت.
به هر روی من درست نفهمیدم که چه میفرمایید و خواست درست شما چیست.

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۳:۲۵
مرا ببخشید، در سخن شما گونه ای استهزا دیدم، چون زود رنج هستم، به خودم گرفت.
به هر روی من درست نفهمیدم که چه میفرمایید و خواست درست شما چیست.
خواهش میکنم:hamdel:

من به شما کاری نداشتم حرف شما رو چون قبول داشتم کنار حرف خودم اوردم.
:hamdel:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۳:۳۱
خواهش میکنم:hamdel:


من به شما کاری نداشتم حرف شما رو چون قبول داشتم کنار حرف خودم اوردم.
:hamdel:


منتقد گرامی
درود
سپاسگزارم

غلامعلی نوری
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۲۳:۴۴
در میان جمعیتی که پیامبر این سخن را گفت سلمان فاسی و فارس زباهای دیگر و بلال حبشی و سیاه پوستان دیگر و بسیاری از حق جویان از حجاز و حبشه و ایران و شامات و ... بوده که به پیامبر اسلام ایمان آوردند و پیامبر آنان را هم مخاطب قرار داده
سوال: شما ادعا کردید که ضمیر "کم" در الیوم اکملت لکم دینکم به اعراب می خورد
لطفا ادعای خود را ثابت کنید

نخست

سلمان فارسی !!! از آن هنگامی که وارد عربستان شد و تا هنگام مرگ دیگر به ایران بر نگشته است وحتی راضی شده بود که نام او را تازی کنند

پس سلمان فارسی تابعیت و ملیت و حتی شناسنامه ی عربی گرفته بود و دیگر بنا به دلایلی خود را ایرانی نمی دانسته چون اگر باز به ایران تعلق داشت در نهایت به کشورش باز می گشت و با همان نام پارسی خویش در میان هم میهنان خود از سرراستی برای اسلام تبلیغ می کرد !!!!
نمونه های امروزی هم داریم ایرانی هایی که تابعیت و ملیت و مرام آمریکایی گرفته و نام خود را هم آلش کرده اند
نتیجه اینکه نامبرده دیگر عرب شده و مانند دیگر اعراب مخاطب الیوم اکملت دینکم .... بوده


دوم در دین اجباری نیست

تغییر زبان و گرایش به دینی نو در مورد یک نفر هیچگاه نمی تواند آینه ی تمام نما ی کشور و زادگاه اصلی او باشد
یک فرد نمی تواند نماینده آشکاری از دین کشور و زادگاهش باشد

سوم گرفتن شناسنامه ی تازی


می دانید که پیامبر اسلام در سخنی سیاسی و تبلیغی گفته است

سلمان منا اهل البیت

و این سخن این را می رساند که روزبه ( سلمان) دیگر تازی و مسلمان شده و در جرگه خانواده ی پیامبر قوم عرب جای گرفته است

چهارم

جمله ی الیوم اکملت دینکم .... اشاره به دین است و نه ملیت و زبان

می گوید ای مسلمانان دین شما را کامل کردم

و روزبه فارسی پیشین و دیگر خارجی هایی که تابعیت عرب را گرفته بودن هم در این آیه مخاطب اند و ربطی هم به زبان و ملیت آنها ندارد چونکه همه در یک نکته مشترک بودند و آن تابعیت تازی پذیرفتن و مسلمان گشتن

پنجم قاعده ی تغلیب

به فرض افراد انگشت شماری هم از دیگر کشور ها در بین عربها بوده باشند

در این آیه با توجه به ادبیات عرب قاعده ی تغلیب بکار رفته است

پس منظور از عبارت اکملت دینکم همان دین اعراب است نه دین عده ی انگست شماری از دیگر ملل

غلامعلی نوری
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۰۰:۲۵
ولی خوب دوست دارم بدونم این آیه ها به نظر این مفسر عزیز چگونه تفسیر می شود ؟!!!!!!

و اطیعوا الله والرسول لعلکم ترحمون / آل عمران 132

یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم /نساء 59

ومن یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیم من ..... / نساء69


مخاطب همه ی این آیات تازیان هستند نه ملل دیگر



ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین /آل عمران 58

که مهر بطلانی بزرگ بر هر چه زرتشت و یهود و مسیح و غیره است


عجب
مهر بطلان بر هرچه پیامبر می زنی ؟؟؟؟؟
جناب محکم و متین گو کافی بود پیش از اینکه اینگونه سخن بگویید آیه ی پیشین همین آیه ای که آورده اید را مطعالعه می کردید که چی گفته

قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَينَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِي مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(آل عمران/84)

ای محمد خودت بگو : «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسي و عيسي و دیگر پيامبران پروردگار ، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقي نمي‌گذاريم؛ و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.»

این آیه می گوید بین محمد و دیگر پیامبران هیچ فرقی نباید گذاشته شود




و نحن له مسلون را در آخر از قول محمد می گوید و می رساند پیامبرها فقط و فقط وسیله هستند
و دین خالص یعنی خدا پرستی نه وسیله پرستی

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۰۷:۰۲
سلمان فارسی !!! از آن هنگامی که وارد عربستان شد و تا هنگام مرگ دیگر به ایران بر نگشته است وحتی راضی شده بود که نام او را تازی کنند
پس سلمان فارسی تابعیت و ملیت و حتی شناسنامه ی عربی گرفته بود و دیگر بنا به دلایلی خود را ایرانی نمی دانسته چون اگر باز به ایران تعلق داشت در نهایت به کشورش باز می گشت و با همان نام پارسی خویش در میان هم میهنان خود از سرراستی برای اسلام تبلیغ می کرد !!!!
نمونه های امروزی هم داریم ایرانی هایی که تابعیت و ملیت و مرام آمریکایی گرفته و نام خود را هم آلش کرده اند
نتیجه اینکه نامبرده دیگر عرب شده و مانند دیگر اعراب مخاطب الیوم اکملت دینکم .... بوده
خیلی ها هستند که به کشور های دیگری می روند و تا پایان عمرشان هم آنجا می مانند اما تابع آنجا نمی شوند خیلی از ایرانی ها هم هستند که نه تنها در کشور اروپایی زندگی کرده اند بلکه آنجا بدنیا آمده اند و چون پدر و مادرشان ایرانی است تابع ایران هستند و در انتخابات شرکت می کنند و برای ایران تصمیم می گیرند ولو اینکه در تمام عمرشان یک بار هم ایران نیامده باشند یا در آن کشور مشغول به کار باشند ولو کارهای مربوط به حکومت آن کشور
لذا این سخن شما نمی تواند دلیلی باشد بر احراز از وطن کردن سلمان فارسی
تازه شما هیچ جای تاریخ پیدا نمی کنید که سلمان احراز از وطنش کرده باشد

دوم در دین اجباری نیست
تغییر زبان و گرایش به دینی نو در مورد یک نفر هیچگاه نمی تواند آینه ی تمام نما ی کشور و زادگاه اصلی او باشد
یک فرد نمی تواند نماینده آشکاری از دین کشور و زادگاهش باشد

اگر اینطور باشد پیامبر باید بگوید "یا اعراب" الیوم اکملت لکم دینکم و ... اما پیامبر قید یا اعراب نیاورده چون خطابش به نمایندگان همه مردم جهان است
در ضمن عقل حکم می کند که از عدالت خدا ساقط باشد که در یک دین ازدواج با محارم حلال باشد و در دین دیگر ازدواج با محارم حرام
در یک دین سخت گیری بسیار زیاد باشد و در دین دیگر بسیار کم
ضروریات یک دین الهی با ضروریات دین دیگر متفاوت باشد

سوم گرفتن شناسنامه ی تازی
می دانید که پیامبر اسلام در سخنی سیاسی و تبلیغی گفته است
سلمان منا اهل البیت
و این سخن این را می رساند که روزبه ( سلمان) دیگر تازی و مسلمان شده و در جرگه خانواده ی پیامبر قوم عرب جای گرفته است

این حرف ادعایی بیش نیست و نیاز به دلیل دارد
چون اگر این سخن درست بود پیامبر اسلام باید به دیگر خارجی ها هم منا اهل البیت می فرمود اما تنها درباره سلمان فارسی فرموده "سلمان منا اهل البیت" و به هیچ احدالناسی بغیر از سلمان منا اهل البیت نفرموده

چهارم
جمله ی الیوم اکملت دینکم .... اشاره به دین است و نه ملیت و زبان
می گوید ای مسلمانان دین شما را کامل کردم
و روزبه فارسی پیشین و دیگر خارجی هایی که تابعیت عرب را گرفته بودن هم در این آیه مخاطب اند و ربطی هم به زبان و ملیت آنها ندارد چونکه همه در یک نکته مشترک بودند و آن تابعیت تازی پذیرفتن و مسلمان گشتن
اتفاقا این نشان دهنده این است که اسلام یک دین است برای تمام مردم دنیا
چنین تفکری که شما دارید تفکر نژاد پرستانه است
اگر هر کشور و هر زبان و ملیتی قرار بود یک دین داشته باشند متفاوت از دین دیگر هرج و مرج تمام دنیا را فرا می گرفت چه بسا تمام مشکلاتی که امروزه در دنیا هست به خاطر همین تفکر نژاد پرستانه ای است که عده زیادی از مردم دنیا دارند لذا شما از آنان نباشید
نکته دیگر اینکه در هیچ دینی و هیچ کتابی نیامده الیوم اکملت لکم دینکم و تمام ادیان الهی به جای این سخن وعده به پیامبر خاتمی داده اند که دین کامل را او می آورد و دین کامل توسط پیامبر خاتم آمد و جالب اینجاست که شما قبول دارید که او فرستاده خداست اما قبول ندارید که باید از او اطاعت کرد و به خاطر تعصب بی جایتان حق را کتمان می کنید

پنجم قاعده ی تغلیب
به فرض افراد انگشت شماری هم از دیگر کشور ها در بین عربها بوده باشند
در این آیه با توجه به ادبیات عرب قاعده ی تغلیب بکار رفته است
پس منظور از عبارت اکملت دینکم همان دین اعراب است نه دین عده ی انگست شماری از دیگر ملل
اما نامه های پیامبر به پادشاهان بزرگ آن زمان مثل پادشاه ایران و حبشه و روم و دعوت کردن آنان به اسلام چیزی غیر از حرف شما را می رساند لذا قاعده تغلیب هم به واسطه قرینه هایی که آمده رد می شود
و السلام علی من اتبع الهدی

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۰۸:۴۸
سلام

یه سوال

پس ان زمان که می گویند سلمان از پیامبر اجازه خواست بیاید ایران برای جشن نوروز و تایید این جشن توسط پیامبر چی؟

کسی جایی معتبر خوانده است؟

می شود در صورت صحت سندش را قرار دهید؟:Sham:

manmehdiam
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۰۹:۳۳
عرض سلام و ادب


منتقد گرامی درود سپاسگزارم

درود بر موبديار مهربان ، اولين ديوار کوتاه از آن شما دوست عزيز. راستش را بخواهيد من از دين زردشت چيز زيادي نميدانم و از کم و کيف هموطنان زردشتي بسيار کمتر و بي انکه فخري بدانم دين آبا و اجدادي که عاقبتشان نه به خير شد! و نه انگيزه​اي که آتش ديگر در جان خويش بفکنم و مفتخر به پارسيان هندويي شوم و .....
همچنين بعيد ميدانم ساير دوستان نيز چون من (البته شايد به جز محتمل معدود کساني) کسي بخواهد زرتشتي شود. هر چند تنها شنيده بودم يهوديان اينگونه مي انديشند که ورود و خروج از دينشان ممنوع است (منع ورود را مطمئنم) که اگر اشتباه نکنم ريشه اين امر هم در اين است که معتقدند به اينکه خداوند متعال (ببخشيد يهوه متعال!) به خاطر خوش​تيپي ايشان! ،​قومشان را برگزيده عالم نموده و ظاهراً دليلش به سبب اين حال غليظي که از آسمان بديشان داده شده است.
ولي عقيده زرتشتيان را نميدانم که چگونه است و بر چه مبنايي است. پس نيات و افکار زرتشتيان عزيز در اين باب براي من و ما مجهول است و اينکه آيا زرتشت به شما چه فرموده که اينچنين تعبيري داريد که چنگي هم به دل نميزند! ...را شما به ما بفرماييد. ولي اجازه ميدهيد که يک چيز را که زرتشت به ما! گفته است! که خوب ميدانيم....همه ايراني​ها ميدانند! اصلا همه انسانها ميدانند.
اين آيه اهورايي :
پندار نيک - گفتار نيک - کردار نيک
اين سه آيه که در واقع به کلامي يگانه (نيک) هم ميشود گفت و شنيد و انديشيد، بر دل و جان کدام انساني نمينشيند؟! کدام انساني کمتر از اينها انسان است! و چه کسي به بيشتر از اين نيازمند؟ و البته که سرچشمه پاک چنين آيه​ اي از پندار نيک سرچشمه دارد و اين مايه خرد است که اصيل​ترين و بي واسطه ترين ابعاد روحي انسان را در گفتار و کردارش متجلي و زواياي متعالي جان و دلش را روشن ميسازد. بي آنکه نابخردانه چشم از خويش فروبندد و به آسمان و ماسوا و موهومات و هيولاها هلاک شود.
حتما با اين عرض دوستان آسمان نما رگ​هاي گردنشان برآمد... خاصه همکيشان عزيزم و خاصه​تر عزيزاني که طبق معمول بيش از متن در حاشيه سير ميکنند و سخت مراقب زوائد هستند و بسيار بسيار حواسشان بسيار جمع است . حتي دايم الذکر و الجهاد ، که همه اعمالشان را نيست مگر جز حمد و ثناي باريتعالي ! باور کنيد من بارها شاهد بوده​ام ميزان جهد و مشقت که در دخول در الحمد داشته اند ... شما نشنيده​ايد:....ح..ح... گاهي آدمي شک ميکند با اين عمق اداي حروف از مخرج! و ساير اعتقادات مخرجي ايشان، بعيد است که عاقبتشان به نيکي باشد و خداي ناکرده در ميانه ولااضالين بمانند و ....چه عرض کنم

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۰۹:۴۸
عرض سلام و ادب نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : موبدیار مهران منتقد گرامی درود سپاسگزارم درود بر موبديار مهربان ، اولين ديوار کوتاه از آن شما دوست عزيز. راستش را بخواهيد من از دين زردشت چيز زيادي نميدانم و از کم و کيف هموطنان زردشتي بسيار کمتر و بي انکه فخري بدانم دين آبا و اجدادي که عاقبتشان نه به خير شد! و نه انگيزه​اي که آتش ديگر در جان خويش بفکنم و مفتخر به پارسيان هندويي شوم و ..... همچنين بعيد ميدانم ساير دوستان نيز چون من (البته شايد به جز محتمل معدود کساني) کسي بخواهد زرتشتي شود. هر چند تنها شنيده بودم يهوديان اينگونه مي انديشند که ورود و خروج از دينشان ممنوع است (منع ورود را مطمئنم) که اگر اشتباه نکنم ريشه اين امر هم در اين است که معتقدند به اينکه خداوند متعال (ببخشيد يهوه متعال!) به خاطر خوش​تيپي ايشان! ،​قومشان را برگزيده عالم نموده و ظاهراً دليلش به سبب اين حال غليظي که از آسمان بديشان داده شده است. ولي عقيده زرتشتيان را نميدانم که چگونه است و بر چه مبنايي است. پس نيات و افکار زرتشتيان عزيز در اين باب براي من و ما مجهول است و اينکه آيا زرتشت به شما چه فرموده که اينچنين تعبيري داريد که چنگي هم به دل نميزند! ...را شما به ما بفرماييد. ولي اجازه ميدهيد که يک چيز را که زرتشت به ما! گفته است! که خوب ميدانيم....همه ايراني​ها ميدانند! اصلا همه انسانها ميدانند. اين آيه اهورايي : پندار نيک - گفتار نيک - کردار نيک اين سه آيه که در واقع به کلامي يگانه (نيک) هم ميشود گفت و شنيد و انديشيد، بر دل و جان کدام انساني نمينشيند؟! کدام انساني کمتر از اينها انسان است! و چه کسي به بيشتر از اين نيازمند؟ و البته که سرچشمه پاک چنين آيه​ اي از پندار نيک سرچشمه دارد و اين مايه خرد است که اصيل​ترين و بي واسطه ترين ابعاد روحي انسان را در گفتار و کردارش متجلي و زواياي متعالي جان و دلش را روشن ميسازد. بي آنکه نابخردانه چشم از خويش فروبندد و به آسمان و ماسوا و موهومات و هيولاها هلاک شود. حتما با اين عرض دوستان آسمان نما رگ​هاي گردنشان برآمد... خاصه همکيشان عزيزم و خاصه​تر عزيزاني که طبق معمول بيش از متن در حاشيه سير ميکنند و سخت مراقب زوائد هستند و بسيار بسيار حواسشان بسيار جمع است . حتي دايم الذکر و الجهاد ، که همه اعمالشان را نيست مگر جز حمد و ثناي باريتعالي ! باور کنيد من بارها شاهد بوده​ام ميزان جهد و مشقت که در دخول در الحمد داشته اند ... شما نشنيده​ايد:....ح..ح... گاهي آدمي شک ميکند با اين عمق اداي حروف از مخرج! و ساير اعتقادات مخرجي ايشان، بعيد است که عاقبتشان به نيکي باشد و خداي ناکرده در ميانه ولااضالين بمانند و ....چه عرض کنم


سلام

:Gig:

من نفهمیدم شما می خواهید زرتشتی شوید

یا نکوهش کردید؟:Gig::Gol:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۶:۳۸
عیسی تسلیم خدا شد و اسام آورد تو قرآن اومده شاید یعنی تسلیم خدا بودن
مثلا کسی که شیطونو میپرسته یا آدم خواره جز اینا نیست


جمع بندیش میشه اینکه تو قران اومده مسلمون بودن بهتره ولی تنها راه هدایت نیست




با سلام
امیدورام بدونید کسی که قرآن رو از نزد خودش تفسیر کنه چه عواقبی داره

لذا خواهشمندم از طرف فردی عالم که تخصص در زمینه قرآن دارد یک شاهد یا دلیل محکم برای این حرف اقامه فرمائید و الا .....
من فسر القرآن برایه فلیتبوء مقعده من النار (این مضمون حدیث است الفاظ دقیقش یادم نیست )

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۷:۰۹
مخاطب همه ی این آیات تازیان هستند نه ملل دیگر




عجب
مهر بطلان بر هرچه پیامبر می زنی ؟؟؟؟؟
جناب محکم و متین گو کافی بود پیش از اینکه اینگونه سخن بگویید آیه ی پیشین همین آیه ای که آورده اید را مطعالعه می کردید که چی گفته

قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَينَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِي مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(آل عمران/84)

ای محمد خودت بگو : «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسي و عيسي و دیگر پيامبران پروردگار ، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقي نمي‌گذاريم؛ و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.»

این آیه می گوید بین محمد و دیگر پیامبران هیچ فرقی نباید گذاشته شود




و نحن له مسلون را در آخر از قول محمد می گوید و می رساند پیامبرها فقط و فقط وسیله هستند
و دین خالص یعنی خدا پرستی نه وسیله پرستی


با سلام

لطفا خواهش می کنم کمی به پستها دقت کنید من گفتم مهر بطلان بر یهود و مسیح است نه بر موسی و عیسی
چون خود این افراد برای ما بسیار محترم هستند و ما در دعا های خود از این افراد می خواهیم که نزد خدا برای ما دعا کنند
و دینهایشان هم فی نفسه هیچ عیب و ایرادی ندارد بلکه بنا بر نظر آیت الله جوادی آملی تمامی انبیا یک اصول دین را تبلیغ می کردند وآن توحید معاد و نبوت بوده و در این آیه هم که می فرماید میان آنها هیچ فرقی نیست شاید به همین منظور باشد
دقت کنید فرموده میان آنچه ما بر این افراد نازل کردیم هیچ فرقی نیست نه در میان ادیانی که پس از آنها باقی مانده که آن ادیان همین اصولهای مشترک را هم مورد تحریف قرار دادند (تثلیث مسیحیت و انکار نبوت انبیای ما بعدی و ...) و میان آنها فرق بسیار به وجود آمده

در خود این آیه شریفه ملاحظه بفرمائید((((((((((به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسي و عيسي و دیگر پيامبران پروردگار ، از طرف پروردگارشان داده شده است )))))))))

معلوم است که آنچه تمامی این پیامبران آورده اند یکی است و همان اصول مشترکی است که عرض کردم
ولی هم اکنون هم اینچنین است ؟!!!

ببینید اکنون بین اعتقادات و دین یهود و مسیح از زمین تا آسمان فاصله است (حتی در توحید !!)
((این خود یکی از دلایل انحراف آن ادیان شمرده شده ))


و دین خالص یعنی خدا پرستی نه وسیله پرستیو شما که همچنان با مفهوم وسیله مشکل دارید !!!!:Gig:

از گفته های قبلی جواب این هم معلوم شد که پیامبران با هم یک حرف را زده اند اما اولا فروع میان آنها بنا بر مصالح خداوند تغییر کرده ( در مسیحیت شرب خمر جایز است و در اسلام حرام )
و ثانیا آن دین های دیگر به دست انسانها تحریف شده اند اما اسلام خیر

در ضمن آقای نوری شماکه مسلمانی ( ان شا الله ) حضرت محمد را می پرستید معاذ الله یا خدا را ؟!

مگر در قرآن نداریم که عیسی در قیامت به مسیحیان می گوید : آیا من به شما گفتم مرا بپرستید؟!

ظاهرا شما وقتی می روید پیش یک دکتر و نسخه او را عمل می کنید او را پرستیده اید نه؟!

ادیان روشهای مختلف برای جهت دهی صحیح انسان است که از طرف خداوند می آید و هیچ تحریفی نباید در آن باشد تا انسان را به کمال برساند

در ضمن تکلیف این آیه معلوم نشد
ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین /آل عمران 58

حیف امتحاناتم نزدیک و سنگین است و الا این حرفها را مفصل و مستند تز مطرح می کردم

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۷:۴۹
امیدورام بدونید کسی که قرآن رو از نزد خودش تفسیر کنه چه عواقبی داره


سلام

اینو منم از کارشناس عقاید سایت پاسخگو پرسیدم
گفتند بله حضرت عیسی مسلمان شده اند

شما هم بپرسید ببینیم درست است یا نه:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۷:۵۰
ولي عقيده زرتشتيان را نميدانم که چگونه است و بر چه مبنايي است. پس نيات و افکار زرتشتيان عزيز در اين باب براي من و ما مجهول است و اينکه آيا زرتشت به شما چه فرموده که اينچنين تعبيري داريد که چنگي هم به دل نميزند! ...را شما به ما بفرماييد. ولي اجازه ميدهيد که يک چيز را که زرتشت به ما! گفته است! که خوب ميدانيم....همه ايراني​ها ميدانند! اصلا همه انسانها ميدانند.
اين آيه اهورايي :
پندار نيک - گفتار نيک - کردار نيک

مهدی گرامی
درود
در آغاز سخن نخست باید یادآوری کنم که واژه پندار، برگردان اشتباهی از واژه من است. پندار از وهم و خیال سرچشمه میگیرد، در حالی که من/منش/اندیشه با خرد و دانش سر و کار دارد.
واژه های اوستایی هومنه، هواوخته، هوورشته است. در زبان ساسانی این سه واژه چنین هستند: وه منشنه، وه گوشنه، وه ورزشنه. از این روی برگردان فارسی این سه واژه باید چنین باشد: منش/اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک.

دوم- اشو زرتشت درگاتها چیزی در این باره نگفته است. در اصل در گاتها چیزی به نام دین، اینگونه که ما میشناسیم، نیست. آنچه که است، دو دسته مردم هستند، راستکاران که با شناخت هنجار هستی و هماهنگ شدن با آن، با اندیشه روشن و منش نیک به سوی خداوند برای رسایی میکوشند. دسته دوم نیز دروغکاران هستند که به سوی نا (غیر) خدا میروند و ....
این دستور ممنوع بودن ورود به دین زرتشتی یک دستور از سوی انجمن موبدان است و یک دستور اجتماعی است، نه دینی.

دینی که به گفته شادروان خمینی (ره) فرمانروایی (حکومت) ندارد، نمیتواند پاکی و درستی و احکام و ... خود را نگه دارد. از این روی اگر کسی به دین در آید، آن دین نابود میشود.
البته یک ریشه نادرست و نا انسانی هم مانند آنچه که در باره یهودیان هم گفتی، هست که ریشه در تفاخر مغان ماد دارد.

به هر روی دین خدا یک دین است، به زبان و فرهنگ گوناگون.
در میکده و دیر جانانه تویی تو
هرجا که روم صاحب این خانه تویی تو

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۱۱
در ضمن تکلیف این آیه معلوم نشد
ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین /آل عمران 58

حیف امتحاناتم نزدیک و سنگین است و الا این حرفها را مفصل و مستند تز مطرح می کردم
یاوران منجی گرامی
درود
یکم- خواهشمندم که سوره عنکبوت آیه 46 و سوره ابراهیم آیه 4، همچنین سوره بقره (بویژه آیه 69) را دوباره بخوانید.

دوم- اگر دینهای یهودی و مسیحی دچار انحراف شده اند، اسلام نشده؟ پس طالبان و وهابیان، اسماعیلیه، شیخیه، و ..... چی هستند؟ مذهب سنی که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهد، شیعه را انحرافی در اسلام میدانند.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۱۳
مخاطب همه ی این آیات تازیان هستند نه ملل دیگر




عجب
مهر بطلان بر هرچه پیامبر می زنی ؟؟؟؟؟
جناب محکم و متین گو کافی بود پیش از اینکه اینگونه سخن بگویید آیه ی پیشین همین آیه ای که آورده اید را مطعالعه می کردید که چی گفته

قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَينَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِي مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(آل عمران/84)

ای محمد خودت بگو : «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسي و عيسي و دیگر پيامبران پروردگار ، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقي نمي‌گذاريم؛ و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.»

این آیه می گوید بین محمد و دیگر پیامبران هیچ فرقی نباید گذاشته شود
با سلام
ببین جناب نوری باز آمدید نسازید با علم !!
اخه این چه استدلالی است ؟(مخاطب همه ی این آیات تازیان هستند نه ملل دیگر )شمایی که به دوستان یاد آوری میکنید که به آیات دیگر توجه کنند چرا خود توجه نمیکنید؟
در همین آیه جواب شما داده شده!!بنده متعجبم که شما این روش تفسیری را از چه کسی آموخته اید که اینقدر شما را به بیراه میبرد !!

برترين آيين الهى ، اسلام است تاكنون بحثهاى مشروحى در آيات گذشته درباره مذاهب پيشين آمده در اين آيات بحث درباره اسلام آغاز مى شود و توجه اهل كتاب و پيروان اديان گذشته را به آن جلب مى كند.
در آيه نخست مى فرمايد: آيا آنها غير از آيين خدا مى طلبند؟
آيين او همين اسلام است (افغير دين الله يبغون ).
سپس مى افزايد: تمام كسانى كه در آسمانها و زمين اند چه از روى اختيار يا اجبار اسلام آورده اند (و در برابر فرمان او تسليم اند) و همه به سوى او باز گردانده مى شوند بنابراين اسلام آيين همه جهان هستى و عالم آفرينش است (و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون ).
در اينجا قرآن مجيد اسلام را به معنى وسيعى تفسير كرده و مى گويد: تمام كسانى كه در آسمان و زمين اند و تمام موجوداتى كه در آنها وجود دارند مسلمان اند يعنى در برابر فرمان او تسليم اند زيرا روح اسلام همان تسليم در برابر حق است منتها گروهى از روى اختيار (طوعا) در برابر ((قوانين تشريعى )) او تسليم اند و گروهى بى اختيار (كرها) در برابر ((قوانين تكوينى )) او.
توضيح اينكه : خداوند دو گونه فرمان در عالم هستى دارد يك سلسله از فرمانهاى او به صورت قوانين طبيعى و ما فوق طبيعى است كه بر موجودات مختلف اين جهان حكومت مى كند و همه آنها مجبورند در برابر آن زانو زنند و لحظه اى از اين قوانين سرپيچى نكنند و اگر فرضا سرپيچى كنند ممكن است محو و نابود گردند يك نوع ((اسلام و تسليم )) در برابر فرمان خدا است ، بنابراين اشعه آفتاب كه به درياها مى تابد و بخار آب كه از دريا بر مى خيزد و قطعات ابر كه به هم مى پيوندند دانه هاى باران كه از آسمان فرو مى ريزد، درختانى كه بر اثر آن نمو مى كنند و گلها كه در پرتو آن شكفته مى شوند همه مسلمان اند زيرا هر كدام در برابر قانونى كه آفرينش براى او تعيين كرده است تسليم اند.
نوع ديگرى از فرمان خدا هست كه فرمان تشريعى ناميده مى شود يعنى قوانينى كه در تشريع آسمانى و تعليمات انبياء وجود داشته است تسليم در برابر آنها جنبه ((اختيارى )) دارد و تنها افراد با ايمان هستند كه به خاطر تسليم در مقابل آنها شايسته نام ((مسلمان )) مى باشند البته سرپيچى از اين قوانين نيز بالمال دست كمى از سرپيچى از قوانين آفرينش ندارد كه اين هم باعث انحطاط و عقب ماندگى و يا نابودى است .
و از آنجا كه جمله ((اسلم )) در آيه فوق اشاره به معنى وسيع اسلام است كه هر دو قسمت را در بر مى گيرد و لذا مى فرمايد: جمعى از روى اختيار تسليم مى شوند (طوعا) مانند مومنان و جمعى از روى اجبار (كرها) مانند كافران نسبت به قوانين تكوينى ، بنابراين معنى آيه اين است كه كافران با اين كه از قبول اسلام در برابر بخشى از فرمانهاى خدا سرباز زده اند ناچار به قبول بخش ديگر شده اند، پس چرا آنها در برابر همه قوانين الهى و دين و آيين حق يك باره تسليم نمى شوند.
در آيه بعد خداوند به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) (و همه پيروان او) دستور مى دهد كه نسبت به همه تعليمات انبياء و پيامبران پيشين ، علاوه بر آنچه را پيغمبر اسلام نازل شده ايمان داشته باشند.
مى فرمايد: بگو: ايمان به خدا آورديم و به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (پيامبران تيرههاى بنى اسرائيل ) نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده است نيز ايمان آورديم ما در ميان آنها فرقى نمى گذاريم و ما در برابر او تسليم هستيم (قل آمنا بالله و ما انزل علينا و ما انزل على ابرهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون ).
دقت جناب نوری !!!
آرى ما هيچ فرقى ميان آنها از نظر حقانيت قايل نيستيم ، همه را به رسميت ميشناسيم ، همه رهبران الهى بوده اند و همگى براى هدايت خلق مبعوث شده اند و ما در برابر فرمان خدا از هر نظر تسليم هستيم و بنابراين دست تفرقه اندازان را به اين وسيله كوتاه مى كنيم .
و بالاخره در آخرين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى مى فرمايد: هر كس غير از اسلام آيينى براى خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است (و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين ).
جمله ((يبتغ )) از ماده ((ابتغاء)) به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شايسته و هم ناشايسته به كار ميرود و در هر مورد تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.
به اين ترتيب از مفهوم عام اسلام به عنوان يك اصل كلى كه همان تسليم در مقابل حق است به مفهوم خاص ‍ آن يعنى آيين اسلام منتقل مى شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى گويد: امروز جز آيين اسلام از هيچ كس پذيرفته نيست و در عين احترام به همه اديان الهى برنامه امروز، اسلام است .

یا علی ع

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۲۵
یاوران منجی گرامی
درود
یکم- خواهشمندم که سوره عنکبوت آیه 46 و سوره ابراهیم آیه 4، همچنین سوره بقره (بویژه آیه 69) را دوباره بخوانید.

با سلام
خوب جناب مهران خواندیم !!
منظورتان چیست؟
ان را بیان کنید!!



دوم- اگر دینهای یهودی و مسیحی دچار انحراف شده اند، اسلام نشده؟ پس طالبان و وهابیان، اسماعیلیه، شیخیه، و ..... چی هستند؟ مذهب سنی که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهد، شیعه را انحرافی در اسلام میدانند.

انحرافی که در ادیانهای دیگر شده اصل ان در کتابهاست جناب مهران اینکه سخنی گفته باشید چرا حقی را ناحق جلوه میدهید؟
به کتاب شما استناد کرد که ۸۰۰ سال بعد از زرتشت نوشته شده و تازه ان قسمتهای که خجالت آور است را قبول نمیکنید و میگوید از ما نیست و فقط قسمتی شعر گونه را چسبیدید و میخواهید با ان مکتب بسازید!!
خنده آور است که در این زمان چنین برداشتی را میخواهید به یک محقق القا کنید!!؟
و یا کتاب مقدس که پر از دروغ !!
این چه ربطی به عقاید منحرف دارد؟
که طالبان و یا وهابیان را مثال میزنید؟
چه در دین زرتشت و چه مسیحیت و یهودیت در کتابهایشان تحریف راه پیدا کرده!!
شما و یا هرکس دیگری که میتواند ثابت کند که در قرآن چنین چیزی وجود دارد؟
ظهور دين اسلام، بااعلام جاودانگى آن و پايان يافتن دفتر نبوت توام بوده است.

در سوره‏احزاب آيه 40 چنين مى‏خوانيم: ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين. محمدپدر هيچيك از مردان شما نيست، همانا او فرستاده خدا و پايان دهنده‏پيامبران است (1) .
اين آيه رسما حضرت محمد(صلى الله عليه و آله)را با عنوان‏«خاتم النبيين‏» ياد كرده است.
كلمه «خاتم‏»به حسب ساختمان لغوى خود در زبان عربى به معنى چيزى است كه به وسيله‏آن به چيزى پايان دهند.
مهرى كه پس از بسته شدن نامه بر روى آن مى‏زدند به همين‏جهت «خاتم‏» ناميده مى‏شود، و چون معمولا بر روى نگين انگشترى، نام يا شعار مخصوص خود را نقش مى‏كردندو همان را بر روى نامه‏ها مى‏زدند، انگشترى را «خاتم‏» مى‏ناميدند.
در قرآن هرجا و به هر صورت ماده «ختم‏» استعمال شده است مفهوم پايان دادن يا بستن‏را مى‏دهد.
مثلا در سوره يس آيه 65 چنين مى‏خوانيم: اليوم نختم‏على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون.
در اين روز به دهانهاى آنها مهر مى‏زنيم ودستهاشان با ما سخن مى‏گويند و پاهاشان بر آنچه به دست آورده‏اند گواهى مى‏دهند.
لحن آيه مورد بحث‏خود مى‏رساند كه قبل از نزول اين‏آيه نيز پايان يافتن نبوت
به وسيله پيغمبر اسلام در ميان مسلمين‏امرى شناخته بوده است.
مسلمانان همان طورى كه محمد را «رسول الله‏» مى‏دانستند، «خاتم النبيين‏» نيز مى‏شناختند.
اين آيه فقط‏ياد آورى مى‏كند كه او را با عنوان پدر خوانده فلان شخص نخوانيد، او رابا همان عنوان واقعى‏اش كه رسول الله و خاتم النبيين است بخوانيد.
اين آيه فقط به جوهر و هسته مركزى انديشه ختم نبوت اشاره مى‏كندو بر آن چيزى نمى‏افزايد.
.................................................. ............



1.يكى از عادات عرب و بعضى از ملل‏ديگر «پسر خواندگى‏» بود و اسلام آن را منسوخ كرد. «پسر خوانده‏» در ارث و روابط خانوادگى همانند پسر واقعى به شمار مى‏رفت. رسول اكرم آزاد شده‏اى داشت به‏نام زيد بن حارثه كه پسر خوانده آن حضرت نيز به شمار مى‏رفت.مردم طبق معمول انتظار داشتند كه رسول اكرم‏با پسر خوانده خويش مانند پسر واقعى رفتار كند، همچنانكه خود آنها مى‏كردند.مفاد اين آيه اين است:محمد را پدر هيچيك از مردان خود(زيد بن حارثه يا شخص ديگر)نخوانيد، او را فقط‏به عنوان فرستاده خدا و پايان دهنده پيامبران بشناسيد و بخوانيد.

یا علی ع

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۳۳
درسوره حجر آيه 9 چنين آمده است: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون.
ما خود اين كتاب را فرود آورديم و هم‏البته خود نگهبان آن هستيم.
در اين آيه با قاطعيت كم نظيرى از محفوظ ماندن قرآن از تحريف وتغيير و نابودى سخن رفته است.
يكى از علل تجديدرسالت و ظهور پيامبران جديد، تحريف و تبديلهايى است كه در تعليمات‏و كتب مقدس پيامبران رخ مى‏داده است و به همين جهت آن كتابها وتعليمات، صلاحيت‏خود را براى هدايت مردم از دست مى‏داده‏اند.
غالبا پيامبران احيا كننده سنن فراموش‏شده و اصلاح كننده تعليمات تحريف يافته پيشينيان خود بوده‏اند.
گذشته از انبيائى كه صاحب كتاب و شريعت و قانون‏نبوده و تابع يك پيغمبر صاحب كتاب و شريعت بوده‏اند، مانند همه پيامبران بعد از ابراهيم تا زمان موسى و همه پيامبران‏بعد از موسى تا عيسى، پيامبران صاحب قانون و شريعت نيز بيشتر مقررات پيامبر پيشين را تاييد مى‏كرده‏اند.
ظهور پياپى پيامبران‏تنها معلول تغيير و تكامل شرايط زندگى و نيازمندى بشر به پيام نوين و رهنمايى نوين نيست، بيشتر معلول‏نابوديها و تحريف و تبديلهاى كتب و تعليمات آسمانى بوده است.
بشر چند هزار سال پيش نسبت به حفظ مواريث علمى‏و دينى ناتوان بوده است و از او جز اين انتظارى نمى‏توان داشت.آنگاه كه بشر مى‏رسد به مرحله‏اى از تكامل
كه مى‏تواند مواريث‏دينى خود را دست نخورده نگهدارى كند، علت عمده تجديد پيام و ظهورپيامبر جديد منتفى مى‏گردد و شرط لازم(نه شرط كافى)جاويد ماندن يك دين، موجود مى‏شود.
آيه فوق به منتفى‏شدن مهمترين علت تجديد نبوت و رسالت از تاريخ نزول قرآن به بعد اشاره‏مى‏كند، و در حقيقت، تحقق يكى از اركان ختم نبوت را اعلام مى‏دارد.
چنانكه همه مى‏دانيم‏در ميان كتب آسمانى جهان تنها كتابى كه درست و به تمام و كمال‏دست نخورده باقى مانده قرآن است.
بعلاوه، مقادير زيادى از سنت رسول به صورت‏قطعى و غير قابل ترديد در دست است كه از گزند روزگار مصون مانده است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۳۶
با سلام
خوب جناب مهران خواندیم !!
منظورتان چیست؟
ان را بیان کنید!!

انحرافی که در ادیانهای دیگر شده اصل ان در کتابهاست جناب مهران اینکه سخنی گفته باشید چرا حقی را ناحق جلوه میدهید؟
به کتاب شما استناد کرد که ۸۰۰ سال بعد از زرتشت نوشته شده و تازه ان قسمتهای که خجالت آور است را قبول نمیکنید و میگوید از ما نیست و فقط قسمتی شعر گونه را چسبیدید و میخواهید با ان مکتب بسازید!!
خنده آور است که در این زمان چنین برداشتی را میخواهید به یک محقق القا کنید!!؟
و یا کتاب مقدس که پر از دروغ !!
این چه ربطی به عقاید منحرف دارد؟
که طالبان و یا وهابیان را مثال میزنید؟
چه در دین زرتشت و چه مسیحیت و یهودیت در کتابهایشان تحریف راه پیدا کرده!!
شما و یا هرکس دیگری که میتواند ثابت کند که در قرآن چنین چیزی وجود دارد؟
یا علی ع
آقای رضا
برای تهمت و گفتار ب ادبانه تان، شما را به داوری خداوند در دادگاه سر پل چینوت میسپارم.
در باره کتاب نیز خود خوب میدانید، زیرا در نوشته های پیشینتان خودتان نوشته بودید که گاتها کتاب آسمانی ماست. این را خود اوستا نیز هزاران بار گواهی کرده است. همانجایی که شما آن را بیشرمانه میخوانید، سرودن گاتها را برای پاکی درون و برون و زدایش دیوهای درون، توصیه میکند. کدام دروغ در کتاب مقدس است؟
انحراف انحراف است، چه در ترجمه و تفسیر، چه در اصل. شما اگر هم بپذیریم در اصل تحریفی نیست، در ترجمه و تفسیر که هست. سندش هم اختلافی که میان این همه فرقه اسلامی است. سندش اختلافی که در تفسیرهای گوناگون است.
شما با قرآن همان کاری را میکنید، که موبدان ساسانی با گاتها کردند. چرا به ایشان ایراد میگیرید؟
تفسیر به رای، مصادره به مطلوب و ...... کاریست که ایشان کردند و شما نیز درست پا جای پای ایشان میگذارید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۴۴
با سلام
ببین جناب نوری باز آمدید نسازید با علم !!
اخه این چه استدلالی است ؟(مخاطب همه ی این آیات تازیان هستند نه ملل دیگر )شمایی که به دوستان یاد آوری میکنید که به آیات دیگر توجه کنند چرا خود توجه نمیکنید؟
در همین آیه جواب شما داده شده!!بنده متعجبم که شما این روش تفسیری را از چه کسی آموخته اید که اینقدر شما را به بیراه میبرد !!

برترين آيين الهى ، اسلام است تاكنون بحثهاى مشروحى در آيات گذشته درباره مذاهب پيشين آمده در اين آيات بحث درباره اسلام آغاز مى شود و توجه اهل كتاب و پيروان اديان گذشته را به آن جلب مى كند.
در آيه نخست مى فرمايد: آيا آنها غير از آيين خدا مى طلبند؟
آيين او همين اسلام است (افغير دين الله يبغون ).
سپس مى افزايد: تمام كسانى كه در آسمانها و زمين اند چه از روى اختيار يا اجبار اسلام آورده اند (و در برابر فرمان او تسليم اند) و همه به سوى او باز گردانده مى شوند بنابراين اسلام آيين همه جهان هستى و عالم آفرينش است (و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون ).
در اينجا قرآن مجيد اسلام را به معنى وسيعى تفسير كرده و مى گويد: تمام كسانى كه در آسمان و زمين اند و تمام موجوداتى كه در آنها وجود دارند مسلمان اند يعنى در برابر فرمان او تسليم اند زيرا روح اسلام همان تسليم در برابر حق است منتها گروهى از روى اختيار (طوعا) در برابر ((قوانين تشريعى )) او تسليم اند و گروهى بى اختيار (كرها) در برابر ((قوانين تكوينى )) او.
توضيح اينكه : خداوند دو گونه فرمان در عالم هستى دارد يك سلسله از فرمانهاى او به صورت قوانين طبيعى و ما فوق طبيعى است كه بر موجودات مختلف اين جهان حكومت مى كند و همه آنها مجبورند در برابر آن زانو زنند و لحظه اى از اين قوانين سرپيچى نكنند و اگر فرضا سرپيچى كنند ممكن است محو و نابود گردند يك نوع ((اسلام و تسليم )) در برابر فرمان خدا است ، بنابراين اشعه آفتاب كه به درياها مى تابد و بخار آب كه از دريا بر مى خيزد و قطعات ابر كه به هم مى پيوندند دانه هاى باران كه از آسمان فرو مى ريزد، درختانى كه بر اثر آن نمو مى كنند و گلها كه در پرتو آن شكفته مى شوند همه مسلمان اند زيرا هر كدام در برابر قانونى كه آفرينش براى او تعيين كرده است تسليم اند.
نوع ديگرى از فرمان خدا هست كه فرمان تشريعى ناميده مى شود يعنى قوانينى كه در تشريع آسمانى و تعليمات انبياء وجود داشته است تسليم در برابر آنها جنبه ((اختيارى )) دارد و تنها افراد با ايمان هستند كه به خاطر تسليم در مقابل آنها شايسته نام ((مسلمان )) مى باشند البته سرپيچى از اين قوانين نيز بالمال دست كمى از سرپيچى از قوانين آفرينش ندارد كه اين هم باعث انحطاط و عقب ماندگى و يا نابودى است .
و از آنجا كه جمله ((اسلم )) در آيه فوق اشاره به معنى وسيع اسلام است كه هر دو قسمت را در بر مى گيرد و لذا مى فرمايد: جمعى از روى اختيار تسليم مى شوند (طوعا) مانند مومنان و جمعى از روى اجبار (كرها) مانند كافران نسبت به قوانين تكوينى ، بنابراين معنى آيه اين است كه كافران با اين كه از قبول اسلام در برابر بخشى از فرمانهاى خدا سرباز زده اند ناچار به قبول بخش ديگر شده اند، پس چرا آنها در برابر همه قوانين الهى و دين و آيين حق يك باره تسليم نمى شوند.
در آيه بعد خداوند به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) (و همه پيروان او) دستور مى دهد كه نسبت به همه تعليمات انبياء و پيامبران پيشين ، علاوه بر آنچه را پيغمبر اسلام نازل شده ايمان داشته باشند.
مى فرمايد: بگو: ايمان به خدا آورديم و به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (پيامبران تيرههاى بنى اسرائيل ) نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده است نيز ايمان آورديم ما در ميان آنها فرقى نمى گذاريم و ما در برابر او تسليم هستيم (قل آمنا بالله و ما انزل علينا و ما انزل على ابرهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون ).
دقت جناب نوری !!!
آرى ما هيچ فرقى ميان آنها از نظر حقانيت قايل نيستيم ، همه را به رسميت ميشناسيم ، همه رهبران الهى بوده اند و همگى براى هدايت خلق مبعوث شده اند و ما در برابر فرمان خدا از هر نظر تسليم هستيم و بنابراين دست تفرقه اندازان را به اين وسيله كوتاه مى كنيم .
و بالاخره در آخرين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى مى فرمايد: هر كس غير از اسلام آيينى براى خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است (و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين ).
جمله ((يبتغ )) از ماده ((ابتغاء)) به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شايسته و هم ناشايسته به كار ميرود و در هر مورد تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.
به اين ترتيب از مفهوم عام اسلام به عنوان يك اصل كلى كه همان تسليم در مقابل حق است به مفهوم خاص ‍ آن يعنى آيين اسلام منتقل مى شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى گويد: امروز جز آيين اسلام از هيچ كس پذيرفته نيست و در عين احترام به همه اديان الهى برنامه امروز، اسلام است .

یا علی ع
آقای رضا
شما هنوز سندی ارایه نکردید که دین دیگر پیامبران اسلام نیست.
شما هنوز سندی ارایه نکردید که اسلام محمدی بر دیگر اسلامها برتری دارد.
شما با قرآن هم سر ستیز دارید؟
سوره ابراهیم آیه 4 و سوره عنکبوت آیه 46، سوره بقره بویژه آیه 62 یا 69، صراحت دارد.

صدیق
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۵۱
یاوران منجی گرامی
درود
دوم- اگر دینهای یهودی و مسیحی دچار انحراف شده اند، اسلام نشده؟ پس طالبان و وهابیان، اسماعیلیه، شیخیه، و ..... چی هستند؟ مذهب سنی که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهد، شیعه را انحرافی در اسلام میدانند.
درود جناب مهران :Gol:

ما مسلمانان پذيرفته‏ايم سرچشمه تمام آموزه‏هاى دينى، وحى الهى است كه با عقل سليم نيز سازگار و هماهنگ است. از جمله اين آموزه‏ها، حق يا باطل بودن چيزى است كه براى شناخت آن، نشانه‏ها و ملاك‏هايى وجود دارد. پى‏بردن به حقانيت يا ناحقّ بودن هر پديده‏اى در منابع شيعه و سنى به فراوانى يا كمى آن پديده بستگى ندارد و هيچ دانشمند و محقّقى به اين معيار باطل پايبند نيست. بنابراين مى‏توان گفت:

الف) اگر اكثريت نشانه حقانيت باشد، بايد بپذيريم همه شيعيان و سنى‏ها باطلند و بايد همه از اسلام دست برداريم!!! زيرا الان اكثريت مردم جهان غير مسلمانند؛ براى نمونه كشور چين با بيش از يك ميليارد جمعيت و هند با قريب به يك ميليارد نفر، در اردوگاه غير مسلمانان هستند و نسبت به جمعيتشان تعداد بسيار اندكى مسلمان دارند.

ب) ملاك حق يا باطل بودن يك مكتب، تعداد جمعيت هواداران آن نيست. قرآن كريم در آيات متعددى راجع به اين مسأله مى‏فرمايد:

1. « وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرينَ» [1]؛ بيشتر آنان را سپاس‏گذار نخواهى يافت.
2. « اِنَّ أَوْلِيَاؤُهُ الاّ الْمُتَّقوُنَ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ» [2]؛ اولياى او نيستند، مگر پرهيزكاران، ولكن بيشتر آنان نمى‏دانند.
3. « وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِى الشَّكُور» [3]؛ و اندكى از بندگان من سپاس‏گذارند.

كسى از اميرمؤمنان على‏ عليه السلام پرسيد: كه چگونه مى‏شود مخالفان تو در جنگ جمل كه اكثريت نسبى را تشكيل مى‏دادند باطل باشند؟ حضرت فرمودند: «ان الحقّ و الباطل لا يعرفان بأقدار الرجال، أعرف الحق تعرف أهله، أعرف الباطل تعرف أهله» [4]؛ حق و باطل با تعداد پيروان، شناخته نمى‏شود، حق را بشناس! اهل آن را خواهى شناخت، باطل را بشناس! اهل آن را خواهى يافت.[5]

موفق باشید ...:Gol:

پاورقی______________________________________ ____________
[1] سوره اعراف، (7) آيه 17.
[2] سوره انفال، (8) آيه 34.
[3] سوره سبأ، (34) آيه 13.
[4] علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 32، ص 228، و حلية الابرار، بحرانى، ج 2، ص 354، و أنساب الاشراف، بلاذرى با تحقيق محمودى، ص 239-274، و تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 210.
[5] برای مطالعه بیشتر ر.ک: پایگاه اینترنتی موسسه مذاهب اسلامی.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۵۷
درسوره حجر آيه 9 چنين آمده است: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون.
ما خود اين كتاب را فرود آورديم و هم‏البته خود نگهبان آن هستيم.
در اين آيه با قاطعيت كم نظيرى از محفوظ ماندن قرآن از تحريف وتغيير و نابودى سخن رفته است.
يكى از علل تجديدرسالت و ظهور پيامبران جديد، تحريف و تبديلهايى است كه در تعليمات‏و كتب مقدس پيامبران رخ مى‏داده است و به همين جهت آن كتابها وتعليمات، صلاحيت‏خود را براى هدايت مردم از دست مى‏داده‏اند.
غالبا پيامبران احيا كننده سنن فراموش‏شده و اصلاح كننده تعليمات تحريف يافته پيشينيان خود بوده‏اند.
گذشته از انبيائى كه صاحب كتاب و شريعت و قانون‏نبوده و تابع يك پيغمبر صاحب كتاب و شريعت بوده‏اند، مانند همه پيامبران بعد از ابراهيم تا زمان موسى و همه پيامبران‏بعد از موسى تا عيسى، پيامبران صاحب قانون و شريعت نيز بيشتر مقررات پيامبر پيشين را تاييد مى‏كرده‏اند.
ظهور پياپى پيامبران‏تنها معلول تغيير و تكامل شرايط زندگى و نيازمندى بشر به پيام نوين و رهنمايى نوين نيست، بيشتر معلول‏نابوديها و تحريف و تبديلهاى كتب و تعليمات آسمانى بوده است.
بشر چند هزار سال پيش نسبت به حفظ مواريث علمى‏و دينى ناتوان بوده است و از او جز اين انتظارى نمى‏توان داشت.آنگاه كه بشر مى‏رسد به مرحله‏اى از تكامل
كه مى‏تواند مواريث‏دينى خود را دست نخورده نگهدارى كند، علت عمده تجديد پيام و ظهورپيامبر جديد منتفى مى‏گردد و شرط لازم(نه شرط كافى)جاويد ماندن يك دين، موجود مى‏شود.
آيه فوق به منتفى‏شدن مهمترين علت تجديد نبوت و رسالت از تاريخ نزول قرآن به بعد اشاره‏مى‏كند، و در حقيقت، تحقق يكى از اركان ختم نبوت را اعلام مى‏دارد.
چنانكه همه مى‏دانيم‏در ميان كتب آسمانى جهان تنها كتابى كه درست و به تمام و كمال‏دست نخورده باقى مانده قرآن است.
بعلاوه، مقادير زيادى از سنت رسول به صورت‏قطعى و غير قابل ترديد در دست است كه از گزند روزگار مصون مانده است.
آقای رضا
شما چند نکته را نادیده گرفته و با نادیده گرفتن آنها و تفسیر به رای میکوشید که خودتان را اثبات کنید. این راهی نادرست است. از یا علی درون سخنتان، باید آموخته باشید که راستی/حق بر همه چیز مقدم است.
در آیه ای که فرمودید، واژه الذکر بکار رفته است. این واژه به همراه الکتاب نامی است که خداوند برای آموزشهایش برای هر پیامبری بکار برده است. برای نمونه برای موسی نیز از واژه الذکر بهره برده شده است.
از این روی پاسداری از الذکر، خاص قرآن نیست، بلکه عام کتاب خداوند است که برای هر پیامبری به زبان آن پیامبر فرستاده شده است.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۸:۵۹
آقای رضا
برای تهمت و گفتار ب ادبانه تان، شما را به داوری خداوند در دادگاه سر پل چینوت میسپارم.
در باره کتاب نیز خود خوب میدانید، زیرا در نوشته های پیشینتان خودتان نوشته بودید که گاتها کتاب آسمانی ماست.
این را خود اوستا نیز هزاران بار گواهی کرده است. همانجایی که شما آن را بیشرمانه میخوانید، سرودن گاتها را برای پاکی درون و برون و زدایش دیوهای درون، توصیه میکند. کدام دروغ در کتاب مقدس است؟
انحراف انحراف است، چه در ترجمه و تفسیر، چه در اصل. شما اگر هم بپذیریم در اصل تحریفی نیست، در ترجمه و تفسیر که هست. سندش هم اختلافی که میان این همه فرقه اسلامی است. سندش اختلافی که در تفسیرهای گوناگون است.
شما با قرآن همان کاری را میکنید، که موبدان ساسانی با گاتها کردند. چرا به ایشان ایراد میگیرید؟
تفسیر به رای، مصادره به مطلوب و ...... کاریست که ایشان کردند و شما نیز درست پا جای پای ایشان میگذارید.


با سلام
اگر خدای شما خدای محمد (ص)باشد که باید پاسخ گو باشید؟
اگر هم از نوع خدای ساسانیان که ..........!
جناب مهرانی که ۱۸ سال تحقیق کردیده !!؟
و هنوز نه از قرآن چیزی میدانید و نه قبول به تحریفات اوستا هستید!!؟آیا شما اوستا را قبول دارید؟
اگر ندارد چرا ان را حذف نمیکنید؟و فقط گاتها را بگذارید؟
شما تنها زرتشتی هستید که چنین برداشتی دارید؟
بنده منابع را در اختیار شما در مورد دوگانه پرستی!!؟
ازدواج با محارم؟
آتش پرستی؟
پادشاه پرستی؟و ثروت پرستی؟احکام دور از علم قرار داده ام چرا به بیراه میروید؟
هرجا از شما منبع خواستم گفتید خودمان خودمان را تاید میکنیم!!؟
پس خودتان با خودتان خوش باشید!
اما اگر در مورد اسلام مینویسید با منبع بنویسید و مستند !!
قرآن همانند کتاب شما و یا هیچ کتاب دیگری نیست که بازگویم خودمان ان را تاید کرده ایم!!
کسانی که کمی بویی از علم برده باشند بر این واقفند !!
و اگر به خدا اعتقاد دارید آنهم به خدای واحد!!پس پذیرای آخرین پیامبر خداوند باشید و دست از لجبازی واردید!!؟:Sham:
دیروز با کسی در اینترنت سخن میگفتم که مدعی زرتشتیگری بود!!؟
و قتی مستند برای او مطلب گفتم تعجب کرد !!،و باور نمیکرد که از چه پشتیبانی میکند!!

اما باز یاد آور میشوم
در سراسر قرآن اصرار عجيبى هست كه دين، از اول‏تا آخر جهان، يكى بيش نيست و همه پيامبران بشر را به يك دين دعوت كرده‏اند.
در سوره شورى آيه 13 چنين آمده است: شرع لكم من الدين ما وصى به‏نوحا و الذى اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى. خداوند براى شما دينى قرارداد كه قبلا به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحى كرديم و به‏ابراهيم و موسى و عيسى نيز توصيه كرديم.
قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران‏از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوت مى‏كرده‏اند «اسلام‏» مى‏نهد.
مقصوداين نيست كه در همه زمانها به اين نام خوانده مى‏شده‏است، مقصود اين است كه دين داراى حقيقت و ماهيتى است كه بهترين معرف‏آن، لفظ «اسلام‏» است.
در سوره آل عمران آيه 67 درباره ابراهيم مى‏گويد: ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما.
ابراهيم نه يهودى بود و نه‏نصرانى، حق جو و مسلم بود.
و در سوره بقره آيه 132 درباره‏يعقوب و فرزندانش مى‏گويد: و وصى بها ابراهيم بنيه و يعقوب‏يا بنى ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا و انتم مسلمون.
ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود چنين‏وصيت كردند: خداوند براى شما دين انتخاب كرده است، پس با اسلام بميريد.
آيات قرآن در اين زمينه زياد است ونيازى به ذكر همه آنها نيست.
البته پيامبران در پاره‏اى‏از قوانين و شرايع با يكديگر اختلاف داشته‏اند.قرآن در عين اينكه‏دين را واحد مى‏داند، اختلاف شرايع‏و قوانين را در پاره‏اى مسائل مى‏پذيرد.
در سوره مائده آيه 48 مى‏گويد: لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا.
براى هر كدام(هر قوم و امت)يك راه ورودو يك طريقه خاص قرار داديم.
ولى از آنجا كه اصول فكرى‏و اصول عملى كه پيامبران به آن دعوت مى‏كرده‏اند يكى بوده و همه‏آنان مردم را به يك شاهراه و به سوى يك هدف دعوت مى‏كرده‏اند، اختلاف شرايع‏و قوانين جزئى در جوهر و ماهيت اين راه كه نامش در منطق قرآن «اسلام‏» است تاثيرى نداشته است.
تفاوت و اختلاف تعليمات‏انبياء با يكديگر از نوع اختلاف برنامه‏هايى است كه در يك كشور هر چند يك بار به مورد اجرا گذاشته مى‏شود و همه‏آنها از يك «قانون اساسى‏» الهام مى‏گيرد.
تعليمات پيامبران در عين پاره‏اى اختلافات، مكمل و متمم يكديگر بوده است.
اختلاف‏و تفاوت تعليمات آسمانى پيامبران از نوع اختلافات مكتبهاى فلسفىيا سياسى يا اجتماعى‏يا اقتصادى كه مشتمل بر افكار متضاد است نبوده است، انبياء تماماتابع يك مكتب و داراى يك تز بوده‏اند.
تفاوت تعليمات انبياء بايكديگر، يا از نوع تفاوت تعليمات كلاسهاى عالى‏تر با كلاسهاى دانى‏تر،يا از نوع تفاوت اجرائى يك اصل در شرايط و اوضاع گوناگون بوده است.
مى‏دانيم كه دانش آموزدر كلاسهاى بالاتر نه تنها به مسائلى بر مى‏خورد كه قبلا به آنها به‏هيچ وجه بر نخورده است، بلكه تصورش درباره مسائلى كه قبلا ياد گرفته و در ذهن‏كودكانه خود به نحوى آنها را تجسم داده است احيانا زير و رو مى‏شود.
تعليمات‏انبياء نيز چنين است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۱۲
درود جناب مهران :gol:

ما مسلمانان پذيرفته‏ايم سرچشمه تمام آموزه‏هاى دينى، وحى الهى است كه با عقل سليم نيز سازگار و هماهنگ است. از جمله اين آموزه‏ها، حق يا باطل بودن چيزى است كه براى شناخت آن، نشانه‏ها و ملاك‏هايى وجود دارد. پى‏بردن به حقانيت يا ناحقّ بودن هر پديده‏اى در منابع شيعه و سنى به فراوانى يا كمى آن پديده بستگى ندارد و هيچ دانشمند و محقّقى به اين معيار باطل پايبند نيست. بنابراين مى‏توان گفت:

الف) اگر اكثريت نشانه حقانيت باشد، بايد بپذيريم همه شيعيان و سنى‏ها باطلند و بايد همه از اسلام دست برداريم!!! زيرا الان اكثريت مردم جهان غير مسلمانند؛ براى نمونه كشور چين با بيش از يك ميليارد جمعيت و هند با قريب به يك ميليارد نفر، در اردوگاه غير مسلمانان هستند و نسبت به جمعيتشان تعداد بسيار اندكى مسلمان دارند.

ب) ملاك حق يا باطل بودن يك مكتب، تعداد جمعيت هواداران آن نيست. قرآن كريم در آيات متعددى راجع به اين مسأله مى‏فرمايد:

1. « وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرينَ» [1]؛ بيشتر آنان را سپاس‏گذار نخواهى يافت.
2. « اِنَّ أَوْلِيَاؤُهُ الاّ الْمُتَّقوُنَ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ» [2]؛ اولياى او نيستند، مگر پرهيزكاران، ولكن بيشتر آنان نمى‏دانند.
3. « وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِى الشَّكُور» [3]؛ و اندكى از بندگان من سپاس‏گذارند.

كسى از اميرمؤمنان على‏ عليه السلام پرسيد: كه چگونه مى‏شود مخالفان تو در جنگ جمل كه اكثريت نسبى را تشكيل مى‏دادند باطل باشند؟ حضرت فرمودند: «ان الحقّ و الباطل لا يعرفان بأقدار الرجال، أعرف الحق تعرف أهله، أعرف الباطل تعرف أهله» [4]؛ حق و باطل با تعداد پيروان، شناخته نمى‏شود، حق را بشناس! اهل آن را خواهى شناخت، باطل را بشناس! اهل آن را خواهى يافت.[5]

موفق باشید ...:gol:

پاورقی______________________________________ ____________
[1] سوره اعراف، (7) آيه 17.
[2] سوره انفال، (8) آيه 34.
[3] سوره سبأ، (34) آيه 13.
[4] علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 32، ص 228، و حلية الابرار، بحرانى، ج 2، ص 354، و أنساب الاشراف، بلاذرى با تحقيق محمودى، ص 239-274، و تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 210.
[5] برای مطالعه بیشتر ر.ک: پایگاه اینترنتی موسسه مذاهب اسلامی.


صدیق گرامی
درود
من با سخن راست/حق شما هم باورم.
این سخن من در پاسخ به دوستانی است که انحراف و تحریف را در دینهای دیگر میبینند و آن را ملاک ناحق و نارسا بودن آن دینها میدانند، آنگاه چنین انحراف و تحریفهایی را در اسلام نمیبینند.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۲۳
با سلام
اگر خدای شما خدای محمد (ص)باشد که باید پاسخ گو باشید؟
اگر هم از نوع خدای ساسانیان که ..........!
جناب مهرانی که ۱۸ سال تحقیق کردیده !!؟
و هنوز نه از قرآن چیزی میدانید و نه قبول به تحریفات اوستا هستید!!؟آیا شما اوستا را قبول دارید؟
اگر ندارد چرا ان را حذف نمیکنید؟و فقط گاتها را بگذارید؟
شما تنها زرتشتی هستید که چنین برداشتی دارید؟
بنده منابع را در اختیار شما در مورد دوگانه پرستی!!؟
ازدواج با محارم؟
آتش پرستی؟
پادشاه پرستی؟و ثروت پرستی؟احکام دور از علم قرار داده ام چرا به بیراه میروید؟
هرجا از شما منبع خواستم گفتید خودمان خودمان را تاید میکنیم!!؟
پس خودتان با خودتان خوش باشید!
اما اگر در مورد اسلام مینویسید با منبع بنویسید و مستند !!
قرآن همانند کتاب شما و یا هیچ کتاب دیگری نیست که بازگویم خودمان ان را تاید کرده ایم!!
کسانی که کمی بویی از علم برده باشند بر این واقفند !!
و اگر به خدا اعتقاد دارید آنهم به خدای واحد!!پس پذیرای آخرین پیامبر خداوند باشید و دست از لجبازی واردید!!؟:sham:
دیروز با کسی در اینترنت سخن میگفتم که مدعی زرتشتیگری بود!!؟
و قتی مستند برای او مطلب گفتم تعجب کرد !!،و باور نمیکرد که از چه پشتیبانی میکند!!

اما باز یاد آور میشوم
در سراسر قرآن اصرار عجيبى هست كه دين، از اول‏تا آخر جهان، يكى بيش نيست و همه پيامبران بشر را به يك دين دعوت كرده‏اند.
در سوره شورى آيه 13 چنين آمده است: شرع لكم من الدين ما وصى به‏نوحا و الذى اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى. خداوند براى شما دينى قرارداد كه قبلا به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحى كرديم و به‏ابراهيم و موسى و عيسى نيز توصيه كرديم.
قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران‏از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوتمى‏كرده‏اند «اسلام‏» مى‏نهد.
مقصوداين نيست كه در همه زمانها به اين نام خوانده مى‏شده‏است، مقصود اين است كه دين داراى حقيقت و ماهيتى است كه بهترين معرف‏آن، لفظ «اسلام‏» است.
در سوره آل عمران آيه 67 درباره ابراهيم مى‏گويد: ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما.
ابراهيم نه يهودى بود و نه‏نصرانى، حق جو و مسلم بود.
و در سوره بقره آيه 132 درباره‏يعقوب و فرزندانش مى‏گويد: و وصى بها ابراهيم بنيه و يعقوب‏يا بنى ان الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن الا و انتم مسلمون.
ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود چنين‏وصيت كردند: خداوند براى شما دين انتخاب كرده است، پس با اسلام بميريد.
آيات قرآن در اين زمينه زياد است ونيازى به ذكر همه آنها نيست.
البته پيامبران در پاره‏اى‏از قوانين و شرايع با يكديگر اختلاف داشته‏اند.قرآن در عين اينكه‏دين را واحد مى‏داند، اختلاف شرايع‏و قوانين را در پاره‏اى مسائل مى‏پذيرد.
در سوره مائده آيه 48 مى‏گويد: لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا.
براى هر كدام(هر قوم و امت)يك راه ورودو يك طريقه خاص قرار داديم.
ولى از آنجا كه اصول فكرى‏و اصول عملى كه پيامبران به آن دعوت مى‏كرده‏اند يكى بوده و همه‏آنان مردم را به يك شاهراه و به سوى يك هدف دعوت مى‏كرده‏اند، اختلاف شرايع‏و قوانين جزئى در جوهر و ماهيت اين راه كه نامش در منطق قرآن «اسلام‏» است تاثيرى نداشته است.
تفاوت و اختلاف تعليمات‏انبياء با يكديگر از نوع اختلاف برنامه‏هايى است كه در يك كشور هر چند يك بار به مورد اجرا گذاشته مى‏شود و همه‏آنها از يك «قانون اساسى‏» الهام مى‏گيرد.
تعليمات پيامبران در عين پاره‏اى اختلافات، مكمل و متمم يكديگر بوده است.
اختلاف‏و تفاوت تعليمات آسمانى پيامبران از نوع اختلافات مكتبهاى فلسفىيا سياسى يا اجتماعى‏يا اقتصادى كه مشتمل بر افكار متضاد است نبوده است، انبياء تماماتابع يك مكتب و داراى يك تز بوده‏اند.
تفاوت تعليمات انبياء بايكديگر، يا از نوع تفاوت تعليمات كلاسهاى عالى‏تر با كلاسهاى دانى‏تر،يا از نوع تفاوت اجرائى يك اصل در شرايط و اوضاع گوناگون بوده است.
مى‏دانيم كه دانش آموزدر كلاسهاى بالاتر نه تنها به مسائلى بر مى‏خورد كه قبلا به آنها به‏هيچ وجه بر نخورده است، بلكه تصورش درباره مسائلى كه قبلا ياد گرفته و در ذهن‏كودكانه خود به نحوى آنها را تجسم داده است احيانا زير و رو مى‏شود.
تعليمات‏انبياء نيز چنين است.
آقا رضا
شما با عنادی که دارید، پا روی راستی/حق میگذارید و میپندارید که از رستگاران هم هستید. باشد تا داوری خداوند.
در هر برگ از اوستا یا برگ دیگرش، تاکید شده که کتاب آسمانی زرتشتیان گاتهاست. رییس انجمن موبدان امروزین هم در سخنرانی و هم در کتابهایش این نکته را به روشنی نوشته اند. باز هم سخن از اوستا به نام کتاب مقدس و کتاب آسمانی میبرید؟
من همه اتهامهای شما را با سند رد کردم، با عنادی که دارید، همچنان اتهامهای نادرست خود را طرح میکنید؟
شما هنوز سندی ارایه نکرده اید که نشان دهد، خئتودت یعنی ازدواج و آنهم ازدواج با محارم. شما یک نقل قول دشمنانه نادرست، را هی از زبان این و آن تکرار کرده اید و به پندار خود، سند داده اید. کدام سند؟
شما هنوز سندی ارایه نکرده اید که اهریمن در برابر خدا، به اندازه خدا، آفریننده و ..... باشد. در قرآن از خداوند با نام احسن الخالقین یاد میکند. یعنی خالقهایی جزیی هستند که بودنها نشان از شرک و کفر نیست. این ویران کنندگی اهریمن نازرتشتی در باور مغان ماد را که در هنگام ساسانیان به باور حکومتی وارد، شد به حساب همان خورده آفرینندگان بگذار.
من برای شما از همه جای اوستا سند و نمونه آوردم که خداوند به یگانگی، دانایی، آفرینندگی و .... ستوده شده است. باز هم با عناد هرچه بیشتر چشم بر روی راستی میبندید و چنین اتهامهای نادرستی میزنید؟

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۲۴
آقای رضا

شما هنوز سندی ارایه نکردید که اسلام محمدی بر دیگر اسلامها برتری دارد.



سلام
جناب مهران چرا دقت نمیکنید؟!
توحيد، اصل‏و سنگ اول ساختمانى است كه پيامبران دست در كار ساختنش بوده‏اند، اماهمين توحيد، درجات و مراتبى دارد.
آنچه يك عامى به نام خداى يگانه درذهن خود تجسم مى‏دهد با آنچه در قلب يك عارف تجلى مى‏كند يكى نيست.این قبول اما این کجا و سخنان شما کجا؟!!
عارفان نيز در يك درجه نيستند. «اگر ابوذر بر انچه در قلب سلمان‏است آگاه گردد، گمان كفر به او مى‏برد و او را مى‏كشد» (1) .
بديهى است كه آيات اول سوره حديد و اخر سوره‏حشر و سوره «قل هو الله احد» براى بشر چند هزار سال پيش - بلكه بشر هزار سال پيش - قابل هضم نبوده است، تنها افرادمعدودى از اهل توحيد خود را به عمق اين آيات نزديك مى‏نمايند.
در آثار اسلامى وارد شده كه: «خداوند چون مى‏دانست بعدهاافراد متعمق و ژرف انديشى خواهند آمد، آيات «قل هو الله احد» و پنج آيه اول سوره حديد را نازل كرد» (2) .
شكل اجرائى يك اصل‏كلى نيز در شرايط گوناگون متفاوت مى‏شود.
بسيارى از اختلافات در روش‏انبياء از نوع تفاوت در شكل اجرا بوده است نه در روح قانون.
اين مطلبى است كه‏بعد درباره آن سخن خواهيم گفت.
قرآن كريم هرگز كلمه‏«دين‏» را به صورت جمع(اديان)نياورده است.دين در قرآن همواره مفرداست، زيرا آن چيزى كه وجود داشته و دارد دين است نه دينها.
در سوره‏بقره آيه 143 چنين آمده است:
و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا.
و اينچنين‏شما را - تربيت‏يافتگان واقعى اسلام را - جماعت وسط و معتدل و متعادل‏قرار داديم تا حجت و شاهد بر مردم ديگر باشيد و پيغمبر حجت و شاهد بر شما باشد.
امت واقعى اسلام از نظر قرآن يك امت‏وسط و معتدل است.
بديهى است كه امت وسط و معتدل و متعادل، دست پرورده تعاليم وسط و معتدل است.
اين آيه امتياز و خصوصيت‏امت ‏ختميه و تعليمات ختميه را در يك كلمه ذكر مى‏كند: وسطيت و تعادل.
در اينجا پرسشى پيش‏مى‏آيد و آن اينكه مگر ساير پيامبران تعليمات متعادلى نداشته‏اند؟
درپاسخ اين پرسش ذكر مطلبى لازم است:

انسان تنها جاندار روى زمين نيست، و هم تنهاجاندارى نيست كه اجتماعى زندگى مى‏كند.
جاندارهاى ديگرى هستند كه زندگى اجتماعى دارند با يك سلسله مقررات ونظامات و تشكيلات دقيق.زندگى آنها بر خلاف بشر، ادوارى از قبيل عهد جنگل، عهد حجر، عهد آهن، عهد اتم و غيره پيدا نكرده‏است، از اولى كه نوع آنها به وجود آمده داراى همين تشكيلات و نظامات بوده‏اند كه دارند.اين انسان است كه به حكم «و خلق‏الانسان ضعيفا(2) انسان(در بدو خلقت)ناتوان آفريده شده است‏»
زندگى‏اش از صفر شروع مى‏شود و به سوى بى‏نهايت‏پيش مى‏رود.انسان فرزند رشيد و بالغ طبيعت است و از همين رو آزاد و مختار است، نيازى به قيمومت و سرپرستى مستقيم‏و هدايت اجبارى به وسيله نيروى مرموزى به نام «غريزه‏» ندارد.
آنچه ساير جانداران‏با نيروى غير قابل سرپيچى غريزه انجام مى‏دهند، او در محيط آزاد عقل‏و قوانين قراردادى انجام مى‏دهد: انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا (3) .
راه را به او نموديم، او خود(آزادانه و با انتخاب‏خود)يا قدرشناس است و يا ناسپاس.


راز اينكه در انسان انحراف و سقوط و توقف‏و انحطاط هست و در ساير جاندارها نيست نيز در همين نكته است.
انسان بر خلاف ساير جانداران - كه سر جاى خود متوقف‏اندو خود قادر نيستند كه خود را جلو ببرند يا به عقب برگردند، به راست منحرف شوند يا به چپ، تند بروند يا كند - هم مى‏تواندخود را به جلو ببرد و هم مى‏تواند به عقب برگردد، هم قادر است به سوى چپ منحرف شود و هم به سوى راست، هم مى‏تواندتند برود و هم كند، و بالاخره هم مى‏تواند بنده‏اى «شاكر» باشد و هم سركشى «كافر»، از اين رو دائما در ميان نوسانات افراطى و تفريطى گرفتار است.


.................................................. ............

1.«لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله‏» : سفينة البحار، ماده «ذر» . .اصول كافي: ج 1/ص 91.
2..نساء/28. 2.دهر/
3.دهر/.3

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۲۷
رسالت پيامبر اسلام با همه‏رسالتهاى ديگر اين تفاوت را دارد كه از نوع قانون است نه برنامه،قانون اساسى بشريت است، مخصوص يك اجتماع تندرو يا كندرو يا راست رو يا چپ رو نيست.
اسلام طرحى است كلى و جامع و همه جانبه و معتدل‏و متعادل، حاوى همه طرحهاى جزئى و كارآمد در همه موارد.
آنچه در گذشته انبياء انجام مى‏دادند كه برنامه ‏مخصوص براى يك جامعه خاص از جانب خدا مى‏آوردند، در دوره اسلام علما و رهبران امت بايد انجام دهند، با اين تفاوت كه علما ومصلحين با استفاده از منابع پايان ناپذير وحى اسلامى برنامه‏هاى خاصى تنظيم مى‏كنند و آن را به مرحله اجرا مى‏گذارند.
قرآن كتابى است كه روح‏همه تعليمات موقت و محدود كتب ديگر آسمانى را كه مبارزه با انواع‏انحرافها و بازگشت به تعادل است در بر دارد.اين است‏كه قرآن خود را «مهيمن‏» و حافظ و نگهبان ساير كتب آسمانى مى‏خواند: و انزلنا اليك الكتاب بالحق‏مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه (1) .
ما اين كتاب را به‏حق فرود آورديم در حالى كه تاييد و تصديق مى‏كند كتب آسمانى پيشين‏را و حافظ و نگهبان آنهاست.
از نصوص اسلامى بر مى‏آيدكه همه پيامبران به حكم اينكه مقدمه ظهور نبوت كلى و ختمى‏و قانون اساسى يگانه الهى بوده‏اند، موظف بوده‏اند كه نويد اكمال و.
اتمام دين را در دوره ختميه‏به امتهاى خود بدهند.

خداوند از همه پيامبران چنين پيمانى گرفته‏است.
در نهج البلاغه، خطبه اول بيان جالبى در اين زمينه است: و لم يخل سبحانه خلقه من نبى مرسل او كتاب منزل‏او حجة لازمة او محجة قائمة، رسل لا تقصر بهم قلة عددهم و لا كثرة المكذبين لهم، من سابق سمى له من بعده او غابر عرفه‏من قبله.على ذلك نسلت القرون و مضت الدهور و سلفت الآباء و خلفت‏الابناء، الى ان بعث الله محمدا رسول الله صلى الله عليه‏و آله لا نجاز عدته و تمام نبوته، ماخوذا على النبيين ميثاقه، مشهورة سماته، كريما ميلاده.
خداوند هرگز خلق را از وجود يك پيامبر يا كتاب‏آسمانى يا حجت كافى يا طريقه روشن، خالى نگذاشته است، فرستادگانى كه اندكى عدد آنها و بسيارى عدد مخالفانشان آنهارا از انجام وظيفه باز نداشته است.هر پيامبرى به پيامبر پيشين خود قبلا معرفى شده است و آن پيامبر پيشين او را به مردم‏معرفى كرده و بشارت داده است.به اين ترتيب نسلها پشت‏سر يكديگر آمد و روزگاران گذشت تا خداوند محمد(صلى الله عليه‏و آله)را به موجب و عده‏اى كه كرده بود، براى تكميل دستگاه نبوت فرستاد در حالى كه از همه پيامبران براى او پيمان‏گرفته بود.علائم او معروف و مشهور و ولادت او بزرگوارانه بود.


1.مائده/48

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۳۸
با سلام
خوب جناب مهران خواندیم !!
منظورتان چیست؟
ان را بیان کنید!!


آقای رضا
با درود، شما با من و دین زرتشتی عناد دارید، با قرآن که سر ستیز ندارید. دارید؟
شما اگر آیه هایی که نشانی اش را دادم بخوانید، خواهی دید که منظور از اسلام، تنها اسلام محمدی نیست.
1- در زیر دو آیه از سوره بقره را نمونه می آورم که الذکر یا الکتاب، منظور تنها قرآن نیست. همچنین آن چیزی که خداوند از مردم خواسته، پیروی از پیامبری ویژه (خاص) نیست. بلکه ایمان به خداوند و روز داوری خداوند و... است.

وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و آنگاه كه موسى را كتاب و فرقان [=جداكننده حق از باطل] داديم شايد هدايت‏ يابيد
مکارم: و (نيز به خاطر آوريد) هنگامي را كه به موسي كتاب وسيله‏اي تشخيص حق از باطل را داديم تا هدايت شويد
خرمشاهی: و ياد كنيد كه به موسى كتاب آسمانى و فرقان داديم تا به راه آييد
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد
مکارم: كساني كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و يهود و نصاري و صابئان (پيروان يحيي يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان بخدا و روز رستاخيز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هيچگونه ترس و غمي براي آنها نيست (و هر كدام از پيروان اديان كه در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهي عمل كرده‏اند ماجورند و رستگار).
خرمشاهی: از مؤمنان و يهوديان و مسيحيان و صابئين، هر كس كه به خداوند و روز بازپسين ايمان آورده و نيكوكارى كرده باشد، پاداششان نزد خداوند [محفوظ] است و نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين مى‏شوند

2- این آیه از سوره عنکبوت نشان میدهد که اهل کتاب، که به استناد سوره حج، آیه 17، دین زرتشتی هم جزو آنهاست، مسلمان هستند.
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: و با اهل كتاب جز به [شيوه‏اى] كه بهتر است مجادله مكنيد مگر [با] كسانى از آنان كه ستم كرده‏اند و بگوييد به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گرديده ايمان آورديم و خداى ما و خداى شما يكى است و ما تسليم اوييم
مکارم: با اهل كتاب جز به روشي كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كساني كه از آنها مرتكب ظلم و ستم شدند، و به آنها بگوئيد ما به تمام آنچه از سوي خدا بر ما و شما نازل شده ايمان داريم، معبود ما و شما يكي است و در برابر او تسليم هستيم.
خرمشاهی: و با اهل كتاب جز به شيوه‏اى كه نيكوتر است، مجادله مكنيد، مگر با ستمگران آنان، و بگوييد به آنچه بر ما و به آنچه بر شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و خداى ما و خداى ما و خداى شما يكى است و ما همه فرمانبردار اوييم‏

4- سوره ابراهیم آیه 4 نیز میگوید که خداوند نفرستاده رسولی مگر به زبان امتش تا امتش را به سوی خداوند راهنمایی کند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۴﴾
فولادوند: و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند و اوست ارجمند حكيم
مکارم: ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر به زبان قومش تا (حقايق را) براي آنها آشكار سازد، سپس خدا هر كس ‍ را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مي‏كند، و او توانا و حكيم است.
خرمشاهی: و هيچ پيامبرى نفرستاده‏ايم مگر [با پيامى‏] به زبان قومش، تا [احكام و حقايق را] براى آنان روشن بدارد، آنگاه خداوند هركس را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هركس را كه بخواهد هدايت مى‏كند و او پيروزمند فرزانه است‏

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۳۹
آقای رضا
شما چند نکته را نادیده گرفته و با نادیده گرفتن آنها و تفسیر به رای میکوشید که خودتان را اثبات کنید. این راهی نادرست است. از یا علی درون سخنتان، باید آموخته باشید که راستی/حق بر همه چیز مقدم است.
در آیه ای که فرمودید، واژه الذکر بکار رفته است. این واژه به همراه الکتاب نامی است که خداوند برای آموزشهایش برای هر پیامبری بکار برده است. برای نمونه برای موسی نیز از واژه الذکر بهره برده شده است.
از این روی پاسداری از الذکر، خاص قرآن نیست، بلکه عام کتاب خداوند است که برای هر پیامبری به زبان آن پیامبر فرستاده شده است.

با سلام
جناب مهران بنده هم راستی را آموخته ام و هم مبارزه با شرک را !!

چه میگوید جناب مهران ؟؟؟!!

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
حفظ قرآن از دستبردها! به دنبال بهانه جوئيهاى كفار و حتى استهزاى آنها نسبت به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و قرآن كه در آيات گذشته آمده بود، در آيه مورد بحث يك واقعيت بزرگ و پر اهميت را به عنوان دلدارى به پيامبر از يكسو و اطمينان خاطر همه مؤ منان راستين از سوى ديگر بيان مى كند و آن اينكه : ((ما اين قرآن را كه مايه تذكر است نازل كرديم ، و ما به طور قطع آن را حفظ خواهيم كرد)) (انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ).
چنان نيست كه اين قرآن بدون پشتوانه باشد، و آنها بتوانند آفتاب وجودش را با گل بپوشانند و يا نور و شعاعش را با پف كردن خاموش ‍ كنند كه اين چراغى است كه ايزد آن را برافروخته است ، و اين آفتابى است كه غروب و افول نخواهد داشت . اين گروه اندك و ناتوان كه سهل است ، اگر همه جباران و زورمندان و سياستمداران ستمگر و انديشمندان منحرف و رزم آوران جهان دست به دست هم بدهند كه نورش را خاموش كنند، توانائى نخواهند داشت ، چرا كه خداوند حفظ و پاسدارى از آن را به عهده گرفته است .:Sham:
در اينكه منظور از محافظت و پاسدارى قرآن در برابر چه امورى است ، باز مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند: 1 - بعضى گفته اند در برابر تحريف و تغيير و زياده و نقصان است .
2 - بعضى ديگر گفته اند در برابر فنا و نابودى تا آخر جهان .
3 - بعضى ديگر گفته اند در برابر منطقه اى گمراه كننده ضد قرآنى . ولى اين تفاسير نه تنها با هم تضادى ندارند بلكه در مفهوم عام ((انا له لحافظون )) داخلند چرا اين محافظت و پاسدارى را كه به صورت مطلق و به اصطلاح با حذف متعلق آمده است در يك بعد خاص ‍ محصور و محدودش كنيم .
حق اين است كه ، خداوند طبق ظاهر آيه فوق وعده داده كه آنرا از هر نظر حفظ و پاسدارى كند: محافظت از هر گونه تحريف و محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه هاى دشمنان وسوسه گر.
اما اينكه بعضى از قدماى مفسرين احتمال داده اند كه منظور، محافظت شخص ((پيامبر)) است و ضمير ((له )) به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) باز مى گردد، زيرا كلمه ((ذكر)) به شخص پيغمبر در بعضى از آيات قرآن (سوره طلاق آيه 10) اطلاق شده بسيار بعيد به نظر مى رسد.
زيرا در آيات قبل آيه مورد بحث كلمه ((ذكر)) صريحا به معنى ((قرآن )) آمده و اين آيه كه به دنبال آن آمده مسلما به همان معنى اشاره مى كند.
بحث در عدم تحريف قرآن معروف و مشهور در ميان همه دانشمندان شيعه و اهل تسنن اينست كه هيچگونه تحريفى در قرآن روى نداده است ، و قرآنى كه امروز در دست ماست درست همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده ، و حتى كلمه و حرفى از آن كم و زياد نگرديده است .
در ميان علماى بزرگ شيعه از قدماء و متاءخرين از جمله كسانى را كه به اين حقيقت تصريح كرده اند دانشمندان زير را مى توان نام برد: 1 - مرحوم شيخ طوسى كه به شيخ الطائفه معروف است ، او در اول تفسير معروفش (تبيان ) بحث روشن و صريح و قاطعى در اين زمينه دارد.
2 - سيد مرتضى كه از اعاظم علماى اماميه در قرن چهارم هجرى است .
3 - رئيس المحدثين مرحوم صدوق محمد بن على بن بابويه او در بيان عقائد اماميه مى گويد: ((اعتقاد ما اينست كه هيچگونه تحريفى در قرآن رخ نداده است )).
4 - مفسر بزرگ مرحوم طبرسى نيز در مقدمه تفسيرش بحث گويائى در اين زمينه دارد.
5 - مرحوم كاشف الغطاء كه از بزرگان علماى متاءخرين است .
6 - مرحوم محقق يزدى در كتاب عروة الوثقى عدم تحريف قرآن را از جمهور مجتهدين شيعه نقل مى كند.
7 - و نيز اين عقيده از بسيارى از بزرگانى ديگر مانند ((شيخ مفيد)) و ((شيخ بهائى )) ((قاضى نور الله )) و ساير محققين شيعه نقل شده است . بزرگان و محققين اهل سنت نيز غالبا بر همين عقيده اند.
هر چند وقوع تحريف در قرآن از بعضى از محدثين شيعه و اهل سنت كه اطلاعات ناقصى درباره قرآن داشته اند نقل شده كه با روشنگرى بزرگان دانشمندان دو مذهب اين عقيده ابطال و به دست فراموشى سپرده شده است .
تا آنجا كه مرحوم سيد مرتضى در جواب ((المسائل الطرابلسيات )) مى گويد:صحت نقل قرآن آنقدر واضح و روشن است كه مانند اطلاع ما از شهرهاى معروف دنيا و حوادث بزرگ تاريخى و كتب مشهور و معروف است (( )).

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۴۴
با سلام
جناب مهران بنده هم راستی را آموخته ام و هم مبارزه با شرک را !!

چه میگوید جناب مهران ؟؟؟!!

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
حفظ قرآن از دستبردها! به دنبال بهانه جوئيهاى كفار و حتى استهزاى آنها نسبت به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و قرآن كه در آيات گذشته آمده بود، در آيه مورد بحث يك واقعيت بزرگ و پر اهميت را به عنوان دلدارى به پيامبر از يكسو و اطمينان خاطر همه مؤ منان راستين از سوى ديگر بيان مى كند و آن اينكه : ((ما اين قرآن را كه مايه تذكر است نازل كرديم ، و ما به طور قطع آن را حفظ خواهيم كرد)) (انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ).
چنان نيست كه اين قرآن بدون پشتوانه باشد، و آنها بتوانند آفتاب وجودش را با گل بپوشانند و يا نور و شعاعش را با پف كردن خاموش ‍ كنند كه اين چراغى است كه ايزد آن را برافروخته است ، و اين آفتابى است كه غروب و افول نخواهد داشت . اين گروه اندك و ناتوان كه سهل است ، اگر همه جباران و زورمندان و سياستمداران ستمگر و انديشمندان منحرف و رزم آوران جهان دست به دست هم بدهند كه نورش را خاموش كنند، توانائى نخواهند داشت ، چرا كه خداوند حفظ و پاسدارى از آن را به عهده گرفته است .:sham:
در اينكه منظور از محافظت و پاسدارى قرآن در برابر چه امورى است ، باز مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند: 1 - بعضى گفته اند در برابر تحريف و تغيير و زياده و نقصان است .
2 - بعضى ديگر گفته اند در برابر فنا و نابودى تا آخر جهان .
3 - بعضى ديگر گفته اند در برابر منطقه اى گمراه كننده ضد قرآنى . ولى اين تفاسير نه تنها با هم تضادى ندارند بلكه در مفهوم عام ((انا له لحافظون )) داخلند چرا اين محافظت و پاسدارى را كه به صورت مطلق و به اصطلاح با حذف متعلق آمده است در يك بعد خاص ‍ محصور و محدودش كنيم .
حق اين است كه ، خداوند طبق ظاهر آيه فوق وعده داده كه آنرا از هر نظر حفظ و پاسدارى كند: محافظت از هر گونه تحريف و محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه هاى دشمنان وسوسه گر.
اما اينكه بعضى از قدماى مفسرين احتمال داده اند كه منظور، محافظت شخص ((پيامبر)) است و ضمير ((له )) به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) باز مى گردد، زيرا كلمه ((ذكر)) به شخص پيغمبر در بعضى از آيات قرآن (سوره طلاق آيه 10) اطلاق شده بسيار بعيد به نظر مى رسد.
زيرا در آيات قبل آيه مورد بحث كلمه ((ذكر)) صريحا به معنى ((قرآن )) آمده و اين آيه كه به دنبال آن آمده مسلما به همان معنى اشاره مى كند.
بحث در عدم تحريف قرآن معروف و مشهور در ميان همه دانشمندان شيعه و اهل تسنن اينست كه هيچگونه تحريفى در قرآن روى نداده است ، و قرآنى كه امروز در دست ماست درست همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده ، و حتى كلمه و حرفى از آن كم و زياد نگرديده است .
در ميان علماى بزرگ شيعه از قدماء و متاءخرين از جمله كسانى را كه به اين حقيقت تصريح كرده اند دانشمندان زير را مى توان نام برد: 1 - مرحوم شيخ طوسى كه به شيخ الطائفه معروف است ، او در اول تفسير معروفش (تبيان ) بحث روشن و صريح و قاطعى در اين زمينه دارد.
2 - سيد مرتضى كه از اعاظم علماى اماميه در قرن چهارم هجرى است .
3 - رئيس المحدثين مرحوم صدوق محمد بن على بن بابويه او در بيان عقائد اماميه مى گويد: ((اعتقاد ما اينست كه هيچگونه تحريفى در قرآن رخ نداده است )).
4 - مفسر بزرگ مرحوم طبرسى نيز در مقدمه تفسيرش بحث گويائى در اين زمينه دارد.
5 - مرحوم كاشف الغطاء كه از بزرگان علماى متاءخرين است .
6 - مرحوم محقق يزدى در كتاب عروة الوثقى عدم تحريف قرآن را از جمهور مجتهدين شيعه نقل مى كند.
7 - و نيز اين عقيده از بسيارى از بزرگانى ديگر مانند ((شيخ مفيد)) و ((شيخ بهائى )) ((قاضى نور الله )) و ساير محققين شيعه نقل شده است . بزرگان و محققين اهل سنت نيز غالبا بر همين عقيده اند.
هر چند وقوع تحريف در قرآن از بعضى از محدثين شيعه و اهل سنت كه اطلاعات ناقصى درباره قرآن داشته اند نقل شده كه با روشنگرى بزرگان دانشمندان دو مذهب اين عقيده ابطال و به دست فراموشى سپرده شده است .
تا آنجا كه مرحوم سيد مرتضى در جواب ((المسائل الطرابلسيات )) مى گويد:صحت نقل قرآن آنقدر واضح و روشن است كه مانند اطلاع ما از شهرهاى معروف دنيا و حوادث بزرگ تاريخى و كتب مشهور و معروف است (( )).
آقای رضا
درود
شما برای خودتان آنچنان با واژه ها بازی میکنید، تا آنچه که میخواهید بیرون بکشید. آن آیاتی که واژه الذکر را برای پیامبران دیگر آورده، نادیده میگیرید، بگیرید. اینهم حق الناسی دیگر باشد تا داوری خداوند بر سر پل چینوت.
شما که اینگونه بازی کردن با واژه ها را برای خودتان میپسندید، چرا سخن مرا در باره واژه خئتودث و آثر و پوثره نمیپذیرید؟
یک بام و دو هوا خدا را خوش می آید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۰۹:۵۱
سلام
جناب مهران چرا دقت نمیکنید؟!
توحيد، اصل‏و سنگ اول ساختمانى است كه پيامبران دست در كار ساختنش بوده‏اند، اماهمين توحيد، درجات و مراتبى دارد.
آنچه يك عامى به نام خداى يگانه درذهن خود تجسم مى‏دهد با آنچه در قلب يك عارف تجلى مى‏كند يكى نيست.این قبول اما این کجا و سخنان شما کجا؟!!
عارفان نيز در يك درجه نيستند. «اگر ابوذر بر انچه در قلب سلمان‏است آگاه گردد، گمان كفر به او مى‏برد و او را مى‏كشد» (1) .
بديهى است كه آيات اول سوره حديد و اخر سوره‏حشر و سوره «قل هو الله احد» براى بشر چند هزار سال پيش - بلكه بشر هزار سال پيش - قابل هضم نبوده است، تنها افرادمعدودى از اهل توحيد خود را به عمق اين آيات نزديك مى‏نمايند.
..............

آقا رضا
درود
نوشتار استادانه شما زیبا بود. از آن هم بسیار آموختم، ولی سندی بر ادعای شما که اسلام محمد(ص) از اسلام دیگر پیامبران (ص) بهتر و کاملتر و ... است، نبود.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۰:۵۸
آقای رضا
درود
شما برای خودتان آنچنان با واژه ها بازی میکنید، تا آنچه که میخواهید بیرون بکشید. آن آیاتی که واژه الذکر را برای پیامبران دیگر آورده، نادیده میگیرید، بگیرید. اینهم حق الناسی دیگر باشد تا داوری خداوند بر سر پل چینوت.
شما که اینگونه بازی کردن با واژه ها را برای خودتان میپسندید، چرا سخن مرا در باره واژه خئتودث و آثر و پوثره نمیپذیرید؟
یک بام و دو هوا خدا را خوش می آید؟

با سلام
جناب مهران
خیر بنده با واژهها بازی نمیکنم فراموش نکنید که ما مستند سخن میگویم !!

در آيه 6 كفار مى‏گفتند: معلوم نيست سرچشمه ذكر پيامبر چيست «نزّل عليه» در اين آيه مى‏فرمايد: شك نكنيد قطعاً خود ما هستيم كه ذكر و قرآن را بر او نازل مى‏كنيم و همانگونه كه كفار با تأكيد نسبت جنون مى‏دادند، خداوند با تأكيد بيشترى نزول قرآن و حفظ آن را به ذات مقدس خود نسبت مى‏دهد.
به گواهى و وعده خدا در اين آيه، هيچگونه تغيير وتحريفى در قرآن رخ نداده، چنانكه در آيات ديگر نيز اين مطلب آمده است، از جمله آيه 42 فصلت: «لايأتيه الباطل من‏بين يديه ولا من‏خلفه» هيچگونه باطلى از هيچ طريقى به قرآن راه ندارد.
و اگر رواياتى را ديديم كه در آن به تحريف قرآن اشاره‏اى دارد؛ يا جعلى است كه بايد بر ديوار زد و يا مراد تحريف در معنا وعمل، تفسير به رأى و سليقه و كنارزدن قرآن شناسان اصلى يعنى اهل‏بيت پيامبرعليهم السلام مى‏باشد.
علاوه بر وعده خداوند مبنى بر حفاظت از قرآن، مسلمانان از آغاز، قرآن را حفظ كرده ودر نوشتن وحفظ آن جدّى بودند، حتى آموزش قرآن را مهريه زنان قرار مى‏دادند، در نمازها مى‏خواندند وكاتبان وحى افراد متعدد بودند كه يكى از آنان حضرت على‏عليه السلام بود وامامان اهل‏بيت‏عليهم السلام مردم را به همين قرآن موجود دعوت مى‏كردند، به علاوه حديث ثقلين از شخص پيامبر گواه ديگرى بر سلامت قرآن است و به راستى مگر مى‏توان گفت رسالت پيامبر ثابت ولى كتابش متغير است؟!
مصطفى را وعده داد الطاف حق‏ گر بميرى تو نميرد اين نَسَق من كتاب و معجزت را حافظم‏ بيش و كم كن را زقرآن رافضم 1
- قرآن نه از بشر است و نه از فرشته. «انّا نحن»
2- قرآن براى هميشه محفوظ است. «لحافظون» (اسم فاعل رمز دوام است)
3- يكى از پيشگويى‏هاى قرآن واز امتيازات اسلام، مصونيت قرآن از تحريف است. «انا له لحافظون»
4- قرآن، ذكر است. ياد خدا، ياد نعمت‏ها، ياد تاريخ گذشتگان وياد قيامت. «الذكر»
5- تهمت‏ها وتحقيرهاى ناروا، بايد محكم وهمانند خودشان پاسخ داده شود. «نُزّل عليه الذكر» را بايد با آيه «نحن نزلنا الذكر» پاسخ داد.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۰:۵۹
اسلام محمد(ص) از اسلام دیگر پیامبران (ص) بهتر و کاملتر و ... است، نبود.

مهران گرامی درود

اینم سند

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

الْمُشْرِكُونَ(التوبة/33)

او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها

غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!



هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

الْمُشْرِكُونَ(الصف/9)

او کسي است که رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان

غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!



وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا(الجن/12)

و اينکه ما يقين داريم هرگز نمي‌توانيم بر اراده خداوند در زمين غالب شويم و

نمي‌توانيم از (پنجه قدرت) او بگريزيم!

وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا(الجن/13)

و اينکه ما هنگامي که هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم؛ و هر کس به

پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مي‌ترسد و نه از ظلم!

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا(الجن/14)

و اينکه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر کس اسلام را اختيار کند راه

راست را برگزيده است،


:Sham::Gol:

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۱:۱۲
آقا رضا
درود
نوشتار استادانه شما زیبا بود. از آن هم بسیار آموختم، ولی سندی بر ادعای شما که اسلام محمد(ص) از اسلام دیگر پیامبران (ص) بهتر و کاملتر و ... است، نبود.

با سلام
جناب مهران امان از زمانی که گوشی برای شنیدن سخن حق نباشد !!
خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: وَ قَالوُا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعيرِ[الملك : 10 ].
و آنگاه (اهل دوزخ با تأسف و حيرت باهم ) مي‌گويند كه اگر ما (در دنيا) سخن انبياء را مي‌شنيديم يا به دستور عقل رفتار مي‌كرديم امروز از دوزخيان نبوديم.
همچنين در بسياري از آيات قرآن واژة سَمْع به معناي فهم و تدبّر و تعقّل به كار رفته است كه در اين مورد به آية زير اشاره مي‌كنيم:
وَإِذَا سَمِعُوا مَآ أُنزِلَ إِلَي الرَّسولِ تَرَي أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفوُاْ مِنَ الْحَقِّ يَقوُلُونَ رَبَّنَاءَ امَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ اٌلشَّاهِدينَ ؛[المائدة : 83]
و چون آياتي را كه به رسول فرستاده شد بشنوند اشك از ديدة آنها جاري مي‌شود، ‌زيرا حقانيت آن را شناخته و گويند: بار الها ما (به رسول تو ،‌ محمد صلي الله عليه و اله و سلم و كتاب آسماني او ، قرآن ) ايمان آورديم ، ما را در زمرة گواهان صديق او بنويس.

شبسترى مى‏گويد: يكى خط است از اول تا به آخر بر او خلق خدا جمله مسافر در اين ره انبيا چون ساربان‏اند دليل و رهنماى كاروان‏اند و زيشان سيد ما گشته سالار «هم او اول هم او آخر در اين كار»

احد در ميم احمد گشت ظاهر «در اين دور اول آمد عين آخر»
ز احمد تا احد يك ميم فرق است جهانى اندرين يك ميم غرق است بر او ختم آمده پايان اين راه بدو منزل شده «ادعوا الى الله‏»

مقام دلگشايش جمع جمع است جمال جانفزايش شمع جمع است شده او پيش و دلها جمله در پى گرفته دست جانها دامن وى قرآن كريم اصل نويد و ايمان و تسليم پيامبران پيشين رابه پيامبرانى كه پس از آنها مى‏آيند(و به طريق اولى خاتم انبياء)و وظيفه‏دارى اينكه امت‏خود را نيز بدين جهت تبليغ كنندو آنها را آماده تعليمات پيامبران بعدى بنمايند، و همچنين تاييد و تصديق پيامبران بعدى پيامبران پيشين را و اينكه خداونداز پيامبران بر اين نويد و تسليمها و تاييد و تصديقها پيمان شديد گرفته است اينچنين ذكر كرده است: و اذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتيتكم من كتاب وحكمة ثم جائكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه قال ءاقررتم و اخذتم على ذلكم اصرى‏قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين (1) .
به ياد آر هنگامى‏را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه زمانى كه به شما كتاب وحكمت دادم سپس فرستاده‏اى آمد كه آنچه با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان آوريد و اورا يارى نماييد.
خداوند گفت آيا اقرار و اعتراف كرديد و اين بار را به دوش گرفتيد؟گفتنداقرار كرديم.
گفت پس همه گواه باشيد، من نيز از گواهانم.
پيوند نبوتها و رابطه‏اتصالى آنها مى‏رساند كه نبوت يك سير تدريجى به سوى تكامل داشته وآخرين حلقه نبوت، مرتفع‏ترين قله آن است.:Sham:
عرفاى اسلامىمى‏گويند «الخاتم من‏ختم المراتب باسرها» يعنى پيامبر خاتم آن است كه همه مراحل را طى كرده‏و راه نرفته و نقطه كشف نشده از نظر وحى باقى نگذاشته است.
اگر فرض كنيم در يكى از علوم همه مسائل‏مربوط به آن علم كشف شود، جايى براى تحقيق جديد و كشف جديد باقى نمى‏ماند.همچنين است مسائلى كه در عهده‏وحى است، با كشف آخرين دستورهاى الهى جايى براى كشف جديد و پيامبر جديد باقى نمى‏ماند.مكاشفه تامه محمديه كامل‏ترين‏مكاشفه‏اى است كه در امكان يك انسان است و آخرين مراحل آن است.
بديهى است كه هر مكاشفه ديگر بعد از آن‏مكاشفه، جديد نخواهد بود، از قبيل پيمودن سرزمين رفته شده است، سخن و مطلب‏جديد همراه نخواهد داشت، سخن آخر همان است كه در آن مكاشفه آمده است: و تمت كلمة ربك‏صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته و هو السميع العليم (2) .
سخن راستين و موزون پروردگارت كامل شد، كسى را توانايى تغيير دادن‏آنها نيست.او شنوا و داناست.:Sham:
مرحوم‏فيض در علم اليقين صفحه 105 از يكى از بزرگان چنين نقل مى‏كند: «مقصود و هدف در فطرت آدميان رسيدن به مقام قرب‏الهى است و اين جز با راهنمايى پيامبران امكان پذير نمى‏باشد.
از اين رو نبوت جزء نظام هستى قرار مى‏گيرد و البته‏مقصود و هدف، مرتبه اعلى و آخرين درجه نبوت است نه اولين درجه آن.

نبوت طبق سنت الهى تدريجا كمال مى‏يابد،همچنانكه يك عمارت تدريجا ساخته مى‏شود.
و همچنانكه در ساختن عمارت پايه‏ها و ديوارها هدف نيست، هدف صورت‏كامل خانه است، نبوت نيز چنين است، هدف صورت كامل آن است و در همين جاست كه نبوت خاتمه مى‏پذيرد و پايان مى‏يابد و زياده‏نمى‏پذيرد، زيرا زياده بر كمال نقص است و انگشت زيادى را مى‏ماند.
پيغمبر اكرم در حديث معروف به همين معنى‏اشاره كرد كه گفت: مثل نبوت مثل خانه‏اى است كه ساخته شده و جاى يك خشت در آن باقى است،من جاى آن خشت آخرينم، يا من گذارنده آن خشت آخرينم.» (3) .

بيانات گذشته مى‏توانددورنمايى از سيماى انديشه ختم نبوت در ميان انديشه‏هاى اسلامى رسم ‏كند و پايه‏ها و اركان آن را ارائه دهد.
.................................................. ............
1.آل عمران/81.

2.انعام/115.
3.متن حديث را مجمع البيان‏در ذيل آيه 40 سوره احزاب به نقل از صحيح بخارى و مسلم چنين آورده است: «انما مثلي فى الانبياء كمثل رجل بنى دارا فاكملها و حسنهاالا موضع لبنة فكان من دخل فيها فنظر اليها قال ما احسنها الا موضع هذه اللبنة فانا موضع هذه اللبنة ختم بى الانبياء.»

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۴:۳۸
یاوران منجی گرامی
درود
یکم- خواهشمندم که سوره عنکبوت آیه 46 و سوره ابراهیم آیه 4، همچنین سوره بقره (بویژه آیه 69) را دوباره بخوانید.



با سلام

سوره عنکبوت آیه 46
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

سوره بقره (بویژه آیه 69
قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِـعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ

خوب این دو تا چه ربطی داشت به بحث؟!
و اما آیه مورد نظر یعنی
سوره ابراهیم آیه 4
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ


به این قسمت از تفسیر المیزان از علامه طباطبائی توجه کنید

وَ مَا أَرْسلْنَا مِن رَّسولٍ إِلا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَينَ لهَُمْ ...
كلمه ((لسان )) در اينجا مانند آيه ((بلسان عربى مبين )) به معناى لغت است ، و ضمير در كلمه ((قومه )) به رسول و در كلمه لهم به قوم بر مى گردد، و حاصل معنا چنين مى شود كه :ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان مردمش و به لغت و واژه ايشان تا بتواند احكام را براى آنان بيان كند.
ولى بعضى - به طوريكه در كشاف آمده - دچار خبط و اشتباه بزرگى شده ضمير در قومه را به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) برگردانده اند، تا آيه دلالت كند بر اينكه :وحى به تمامى انبياء به زبان پيغمبر اسلام بوده و ليكن غفلت ورزيده اند از اينكه معناى آيه غلط مى شود، چون با در نظر گرفتن اينكه ضمير ((لهم )) به قوم بر مى گردد، معناى آيه چنين مى شود كه :ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان عربى تا براى قوم رسول خدا بيان كند، و پر واضح است كه تمامى انبياء مبعوث نشده اند كه براى قوم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيان كنند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 12 صفحه 19
توضيحى در مورد ارسال رسل به لسان قوم خود (ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه )
پس مقصود از ارسال رسل به زبان قوم خود، اين است كه رسولانى كه فرستاده ايم هر يك از اهل همان زبانى بوده كه مامور به ارشاد اهل آن شده اند، حال چه اينكه خودش از اهل همان محل و از نژاد همان مردم باشد، و يا آنكه مانند لوط از اهالى سرزمين ديگر باشد، ولى با زبان قومش با ايشان سخن بگويد، همچنان كه قرآن كريم از يك طرف او را در ميان قوم لوط غريب خوانده و فرموده :((انى مهاجر الى ربى )) و از طرفى ديگر همان مردم بيگانه را قوم لوط خوانده و مكرر فرموده :((و قوم لوط)).
حال اين سوال مطرح مى گردد كه آيا پيغمبرانى كه به بيش از يك امت مبعوث شده اند يعنى پيغمبران اولوا العزمى كه بر همگى اقوام بشرى مبعوث مى شدند چه وضعى داشته اند؟ آيا همه آنان زبان همه اهل عالم را مى دانسته اند و با اهل هر ملتى به زبان ايشان سخن مى گفته اند يا نه ؟
در پاسخ بايد گفت داستان هاى زير دلالت مى كنند بر اينكه اينها اقوامى كه اهل زبان خود نبوده اند را نيز دعوت مى كردند، مثلا ابراهيم خليل با اينكه خود، ((سريانى )) زبان بود عرب حجاز را به عمل حج دعوت نمود، و موسى با اينكه ((عبرى )) بود، فرعون و قوم او را كه ((قبطى )) بودند به ايمان به خدا دعوت فرمود، و پيغمبر بزرگوار اسلام هم يهود عبرى زبان و نصارى رومى زبان و غير ايشان را دعوت فرمود، و هر كه از ايشان كه ايمان مى آورد ايمانش را مى پذيرفت ، همچنين دعوت نوح ، كه از قرآن كريم ، عموميت دعوت او استفاده مى شود، و همچنين ديگران .
بنابر اين ، معناى جمله ((و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم )) (و خدا داناتر است ) اين است كه خداى تعالى ، مساله ارسال رسل و دعوت دينى را بر اساس معجزه و يك امر غير عادى بنا نگذاشته ، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشانرا فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مى كنند و مقاصد خود را به ديگران مى فهمانند، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند.

تفسیر المیزان ج 12 ص 20

حالا از این آیات چگونه بر داشت شده؟! هر کس باید به دین پیامبر همان زبان خود باشد و نباید به دین پیامبری که زبانش فرق می کند باشد ؟!!!
عینا همان نژاد پرستی یهود که اسلام شدیدا آن را رد می کند
دین یک نظریه برای رشد و تعالی است که دستوراتش به نژآد هیچ ربطی ندارد و علاوه بر انسانها اجنه هم به این دین دعوت شده اند ...
جن آیه 14
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا



در ضمن جواب این عزیز داده نشد






سلام حالا فرض کنیم که درست می گی
بیچاره چینی ها و ژاپنی ها و فیلیپینی ها و مالدویوی ها و روس ها و اروپایی ها
چون این بیچاه ها پیامبر ندارند
تازه در این صورت خوش به حال اون قشری که پیامبرشون ساده تر گرفته مثلا پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال کرده برای امتش راحت تر گرفته نسبت به پیامبری که ازدواج با محارم رو حلال ندونسته
البته شاید خدای عربها هم فرق داره با خدای فارس ها، مثلا خدای عرب ها ممکنه عرب باشه، خدای فارسا فارس باشه و ...

:aatash:



بنا بر نظریه شما این بیچاره ها باید تغییر زبان بدهند نه؟!!؟!؟!؟!؟!

یا از یک زبان دیگر که پیامبر دارد دینشان را قرض بگیرند :ok:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۴:۵۴
راستی تکلیف این آیه چی شد ؟1


وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَآل عمران 85


یک دلیل مشت پرکن بیاورید که اثبات کنید تمام مفسران شیعه تا به حال اشتباها این آیه را ترجمه و تفسیر کرده اند !!!!!!


حضرت علامه در ذیل این آیه بحث های مفصل عقلی و نقلی برای این مباحث دارد اما متاسفانه نمی شود همه آنها را نقل کنم فقط در بحث روائی یک حدیث بیشتر جلب توجه می کرد


به نقل از ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 522

روايتى از الدرالمنثور ((و من يبتغ غير الاسلام دينا
و در الدرالمنثور است كه احمد، و طبرانى ، در كتاب اوسط از ابى هريره روايت كرده كه در تفسير آيه : ((و من يبتغ غير الاسلام دينا...)) گفت : رسول خدا فرمود: در روز قيامت ، اعمال مى آيند، از آن جمله نماز مى آيد و عرضه مى دارد: پروردگارا من نمازم . خطاب مى رسد: تو بر خير هستى . و صدقه مى آيد و مى گويد: پروردگارا من صدقه ام . خداى تعالى به او هم مى فرمايد تو بر خير هستى . دنبال صدقه روزه مى آيد و عرضه مى دارد: پروردگارا من روزه ام . خداى تعالى به او هم مى فرمايد: تو بر خير هستى . آنگاه ساير اعمال يكى يكى مى آيند و خود را معرفى مى كنند و خداى تعالى به يك يك آنها مى فرمايد: تو بر خير هستى تا آنكه اسلام مى آيد و عرضه مى دارد: پروردگارا تو سلامى و من اسلام هستم . خداى تعالى مى فرمايد: تو بر خير هستى و من امروز تو را معيار قرار مى دهم ، با تو مواخذه مى كنم ، و با تو پاداش مى دهم ، آنگاه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) اين آيه را تلاوت فرمود: ((و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين )). تمام

در همین آدرس بحث های مفصلی هست که جویندگان واقعی حقیقت آنها را مطالعه می کنند ان شا الله:Gol:

هادي
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۹:۵۲
با سلام و احترام جناب مهران عزیز
آیه ای که شما بسیار استفاده می کنید می فرماید:

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» (ابراهیم - 4)

هيچ پيغمبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم، تا (احكام را) براى آنان بيان كند، و خدا هر كه را بخواهد گمراه، و هر كه را بخواهد هدايت مى‏نمايد، و او عزيز و حكيم است‏.

معنا و مفهوم آیه این است که هیچ یک از پیامبران را از آسمان نفرستادیم. بلکه از میان مردم و اقوام برانگیختیم و با هیچ یک نیز به زبان جن، یا ملک، یا موجود ناشناخته یا زبان خارجی و ... سخن نگفتیم، بلکه به همان زبان خودش و قومش که از میان آنان برانگیخته شده است سخن گفتیم. حال کجای این آیه نشان می‌دهد که محدوده‌ی رسالت هر نبی فقط همان محدوده‌ای است که با آن زبان سخن می‌گویند؟ به راستی وقتی حضرت موسی (ع) از مصر به فلسطین و بیت‌المقدس و از آنجا به دیار دیگر سفر نمود، زبان همه‌ی آنها یک چیز بود، یا گروهی ابری، گروهی عربی و گروهی به زبان‌های دیگر تکلم می‌کردند؟

اگر می‌خواهیم در اثبات ضرورت زرتشتی‌گری ایرانیان به امر الله، رسول الله (ص) و قرآن کریم استناد کنیم، پس باید ابتدا به آنها ایمان آوریم. یعنی اول اسلام بیاوریم. و سپس به آیاتش استناد کنند. حال کدام دینی امر می‌کند که لطفاً از این دین خارج شوید؟!

اگر به الله، رسول‌الله (ص) و قرآن اعتقاد و باور داریم، نمی‌توانیم یک آیه را قبول کنیم و آیات دیگر را نادیده گرفته یا رد کنیم. همان قرآنی که فرمود با هر رسولی به زبان خودش و قومش تکلم می‌شود، فرمود: موسی و عیسی (ع) را برای قوم بنی‌اسرائیل فرستادم، اما حضرت محمد (ص) را برای همه بشریت فرستادم.

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۲۰:۳۲
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

الْمُشْرِكُونَ(التوبة/33)

او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها

غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!یعنی هر رسولی خدا میفرسته تا بر مشرکین غالب بشه،یعنی دینش که دینهای الهی شاملش میشن، بر دین مشرکین غالب بشن


وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا(الجن/13)

و اينکه ما هنگامي که هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم؛ و هر کس به

پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مي‌ترسد و نه از ظلم!
میگه هدایت نمیگه قرآن،شما ترجمه اشتباه گذاشتین یادتون رفت.

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا(الجن/14)

و اينکه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر کس اسلام را اختيار کند راه

راست را برگزيده است،مسلمان یعنی تسلیم امر خدا باشیم.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۰۸:۳۶
با سلام
جناب مهران
خیر بنده با واژهها بازی نمیکنم فراموش نکنید که ما مستند سخن میگویم !!

در آيه 6 كفار مى‏گفتند: معلوم نيست سرچشمه ذكر پيامبر چيست «نزّل عليه» در اين آيه مى‏فرمايد: شك نكنيد قطعاً خود ما هستيم كه ذكر و قرآن را بر او نازل مى‏كنيم و همانگونه كه كفار با تأكيد نسبت جنون مى‏دادند، خداوند با تأكيد بيشترى نزول قرآن و حفظ آن را به ذات مقدس خود نسبت مى‏دهد.
به گواهى و وعده خدا در اين آيه، هيچگونه تغيير وتحريفى در قرآن رخ نداده، چنانكه در آيات ديگر نيز اين مطلب آمده است، از جمله آيه 42 فصلت: «لايأتيه الباطل من‏بين يديه ولا من‏خلفه» هيچگونه باطلى از هيچ طريقى به قرآن راه ندارد.
و اگر رواياتى را ديديم كه در آن به تحريف قرآن اشاره‏اى دارد؛ يا جعلى است كه بايد بر ديوار زد و يا مراد تحريف در معنا وعمل، تفسير به رأى و سليقه و كنارزدن قرآن شناسان اصلى يعنى اهل‏بيت پيامبرعليهم السلام مى‏باشد.
علاوه بر وعده خداوند مبنى بر حفاظت از قرآن، مسلمانان از آغاز، قرآن را حفظ كرده ودر نوشتن وحفظ آن جدّى بودند، حتى آموزش قرآن را مهريه زنان قرار مى‏دادند، در نمازها مى‏خواندند وكاتبان وحى افراد متعدد بودند كه يكى از آنان حضرت على‏عليه السلام بود وامامان اهل‏بيت‏عليهم السلام مردم را به همين قرآن موجود دعوت مى‏كردند، به علاوه حديث ثقلين از شخص پيامبر گواه ديگرى بر سلامت قرآن است و به راستى مگر مى‏توان گفت رسالت پيامبر ثابت ولى كتابش متغير است؟!
مصطفى را وعده داد الطاف حق‏ گر بميرى تو نميرد اين نَسَق من كتاب و معجزت را حافظم‏ بيش و كم كن را زقرآن رافضم 1
- قرآن نه از بشر است و نه از فرشته. «انّا نحن»
2- قرآن براى هميشه محفوظ است. «لحافظون» (اسم فاعل رمز دوام است)
3- يكى از پيشگويى‏هاى قرآن واز امتيازات اسلام، مصونيت قرآن از تحريف است. «انا له لحافظون»
4- قرآن، ذكر است. ياد خدا، ياد نعمت‏ها، ياد تاريخ گذشتگان وياد قيامت. «الذكر»
5- تهمت‏ها وتحقيرهاى ناروا، بايد محكم وهمانند خودشان پاسخ داده شود. «نُزّل عليه الذكر» را بايد با آيه «نحن نزلنا الذكر» پاسخ داد.
آقای رضا
درود
شما نوشته اید:
1-:"...
خیر بنده با واژهها بازی نمیکنم فراموش نکنید که ما مستند سخن میگویم !!...."
پاسخ
یک نکته را من خودم نادیده گرفتم. پوزش مرا بپذیرید. شما از بچگی با این روش بزرگ شده اید. از این رو بازی با واژه ها را روشی خردپسندانه میدانید، نه بازی. شما هنوز سندی که خئوتودت یعنی ازدواج دارای رابطه زناشویی، ثنویت در دین زرتشتی، چند خدایی در دین زرتشتی، انحصاری بودن دین خدا در اسلام محمدی، برتر بودن اسلام محمدی نسبت به اسلام دیگر پیامبران و .... ارایه نکرده اید.

2-:" ... در آيه 6 كفار مى‏گفتند: ...."
پاسخ
کافر خودتی بی ادب.

3-:" ...معلوم نيست سرچشمه ذكر پيامبر چيست «نزّل عليه» در اين آيه مى‏فرمايد: شك نكنيد قطعاً خود ما هستيم كه ذكر و قرآن را بر او نازل مى‏كنيم و همانگونه كه كفار با تأكيد نسبت جنون مى‏دادند، خداوند با تأكيد بيشترى نزول قرآن و حفظ آن را به ذات مقدس خود نسبت مى‏دهد. ...."
پاسخ
چه کسی در این سخن شک دارد؟ شما یا من؟
من در این سخن هیچ شکی ندارم. تنها سخنم اینست که کتاب و ذکر خداوند که به زبان عربی نازل شده، قرآن نام دارد. آنکه به زبان ایرانی است گاتها نام دارد. و .... شما با اثبات وحی بودن قرآن، سخن مرا تایید میکنید. اگر جز این سندی دارید بفرمایید.

4-:"... به گواهى و وعده خدا در اين آيه، هيچگونه تغيير وتحريفى در قرآن رخ نداده، چنانكه در آيات ديگر نيز اين مطلب آمده است، از جمله آيه 42 فصلت: «لايأتيه الباطل من‏بين يديه ولا من‏خلفه» هيچگونه باطلى از هيچ طريقى به قرآن راه ندارد....."
پاسخ
چه کسی جز این گفته است؟ من؟ تکذیب میکنم. من میگویم که در ترجمه و تفسیر آموزشهای قرآن انحراف و تحریف است. اگر نیست، پس چرا میان شما و طالبان و وهابیان و سنی ها و فرقه های گوناگون و اسماعیلیه و حجتیه و شیخییه و .... این همه جنگ و جدایی است. اگر انحرافی نیست، پس دلیلش چیست؟
چرا یک تار مو در ماست ما را میبینی، خار را در چشم خودت نمیبینی؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۰۸:۴۷
مهران گرامی درود

اینم سند

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

الْمُشْرِكُونَ(التوبة/33)

او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها

غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!



هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

الْمُشْرِكُونَ(الصف/9)

او کسي است که رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان

غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!



وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا(الجن/12)

و اينکه ما يقين داريم هرگز نمي‌توانيم بر اراده خداوند در زمين غالب شويم و

نمي‌توانيم از (پنجه قدرت) او بگريزيم!

وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا(الجن/13)

و اينکه ما هنگامي که هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم؛ و هر کس به

پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مي‌ترسد و نه از ظلم!

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا(الجن/14)

و اينکه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر کس اسلام را اختيار کند راه

راست را برگزيده است،


:sham::gol:

محمد گرامی
درود
باز هم که تفسیر به رای کردی؟
ببین دو واژه ظهر و غلبه هرد عربی هستند. در کتابی که اعجازی ادبیاتی است، واژه ها بسیار سنجیده تر از نوشتار یک ادیب بکار برده شده اند. خداوند نه با کسی تعارف دارد و نه ناتوان است و نه عربی را نمیداند. از این رو اگر خواست خداوند، غلبه بود، خب همان واژه غلبه را بکار میبرد.
این در حالی است که همه میدانیم از این ریشه، واژه های ظاهر، تظاهر، استظهار، ظهر نویسی چک، هیچکدام به معنای غلبه نیست. در اینها همه مفهوم آشکار بودن یا کردن، پشتیبانی کردن، تایید کردن است.
همچنین الدین کله یعنی دین همه نه همه ادیان. همه ادیان به عربی میشود، کل ادیان.
استاد مطهری میگوید در قرآن تنها یک دین است، نه ادیان. پس چگونه میگوید بر همه ادیان غلبه میکند؟
در آیه های دیگر هم اشاره به خداوند و کتاب اوست. کتابی که نزد همه پیامبران یکیست ولی به زبان مردم آن پیامبر. هیچ احمقی هست که در شهریاری و دانایی خدا و پاسداری او از کتاب خودش، شک داشته باشد؟
شما هنوز هم سوره عنکبوت آیه 46، سوره ابراهیم آیه 4 و سوره بقره آیه 62 را نادیده گرفته اید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۰۸:۵۶
با سلام
جناب مهران امان از زمانی که گوشی برای شنیدن سخن حق نباشد !!
خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: وَ قَالوُا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعيرِ[الملك : 10 ].
و آنگاه (اهل دوزخ با تأسف و حيرت باهم ) مي‌گويند كه اگر ما (در دنيا) سخن انبياء را مي‌شنيديم يا به دستور عقل رفتار مي‌كرديم امروز از دوزخيان نبوديم.
همچنين در بسياري از آيات قرآن واژة سَمْع به معناي فهم و تدبّر و تعقّل به كار رفته است كه در اين مورد به آية زير اشاره مي‌كنيم:
وَإِذَا سَمِعُوا مَآ أُنزِلَ إِلَي الرَّسولِ تَرَي أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفوُاْ مِنَ الْحَقِّ يَقوُلُونَ رَبَّنَاءَ امَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ اٌلشَّاهِدينَ ؛[المائدة : 83]
و چون آياتي را كه به رسول فرستاده شد بشنوند اشك از ديدة آنها جاري مي‌شود، ‌زيرا حقانيت آن را شناخته و گويند: بار الها ما (به رسول تو ،‌ محمد صلي الله عليه و اله و سلم و كتاب آسماني او ، قرآن ) ايمان آورديم ، ما را در زمرة گواهان صديق او بنويس.

شبسترى مى‏گويد: يكى خط است از اول تا به آخر بر او خلق خدا جمله مسافر در اين ره انبيا چون ساربان‏اند دليل و رهنماى كاروان‏اند و زيشان سيد ما گشته سالار «هم او اول هم او آخر در اين كار»

احد در ميم احمد گشت ظاهر «در اين دور اول آمد عين آخر»
ز احمد تا احد يك ميم فرق است جهانى اندرين يك ميم غرق است بر او ختم آمده پايان اين راه بدو منزل شده «ادعوا الى الله‏»

مقام دلگشايش جمع جمع است جمال جانفزايش شمع جمع است شده او پيش و دلها جمله در پى گرفته دست جانها دامن وى قرآن كريم اصل نويد و ايمان و تسليم پيامبران پيشين رابه پيامبرانى كه پس از آنها مى‏آيند(و به طريق اولى خاتم انبياء)و وظيفه‏دارى اينكه امت‏خود را نيز بدين جهت تبليغ كنندو آنها را آماده تعليمات پيامبران بعدى بنمايند، و همچنين تاييد و تصديق پيامبران بعدى پيامبران پيشين را و اينكه خداونداز پيامبران بر اين نويد و تسليمها و تاييد و تصديقها پيمان شديد گرفته است اينچنين ذكر كرده است: و اذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتيتكم من كتاب وحكمة ثم جائكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه قال ءاقررتم و اخذتم على ذلكم اصرى‏قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين (1) .
به ياد آر هنگامى‏را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه زمانى كه به شما كتاب وحكمت دادم سپس فرستاده‏اى آمد كه آنچه با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان آوريد و اورا يارى نماييد.
خداوند گفت آيا اقرار و اعتراف كرديد و اين بار را به دوش گرفتيد؟گفتنداقرار كرديم.
گفت پس همه گواه باشيد، من نيز از گواهانم.
پيوند نبوتها و رابطه‏اتصالى آنها مى‏رساند كه نبوت يك سير تدريجى به سوى تكامل داشته وآخرين حلقه نبوت، مرتفع‏ترين قله آن است.:sham:
عرفاى اسلامىمى‏گويند «الخاتم من‏ختم المراتب باسرها» يعنى پيامبر خاتم آن است كه همه مراحل را طى كرده‏و راه نرفته و نقطه كشف نشده از نظر وحى باقى نگذاشته است.
اگر فرض كنيم در يكى از علوم همه مسائل‏مربوط به آن علم كشف شود، جايى براى تحقيق جديد و كشف جديد باقى نمى‏ماند.همچنين است مسائلى كه در عهده‏وحى است، با كشف آخرين دستورهاى الهى جايى براى كشف جديد و پيامبر جديد باقى نمى‏ماند.مكاشفه تامه محمديه كامل‏ترين‏مكاشفه‏اى است كه در امكان يك انسان است و آخرين مراحل آن است.
بديهى است كه هر مكاشفه ديگر بعد از آن‏مكاشفه، جديد نخواهد بود، از قبيل پيمودن سرزمين رفته شده است، سخن و مطلب‏جديد همراه نخواهد داشت، سخن آخر همان است كه در آن مكاشفه آمده است: و تمت كلمة ربك‏صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته و هو السميع العليم(2) .
سخن راستين و موزون پروردگارت كامل شد، كسى را توانايى تغيير دادن‏آنها نيست.او شنوا و داناست.:sham:
مرحوم‏فيض در علم اليقين صفحه 105 از يكى از بزرگان چنين نقل مى‏كند: «مقصود و هدف در فطرت آدميان رسيدن به مقام قرب‏الهى است و اين جز با راهنمايى پيامبران امكان پذير نمى‏باشد.
از اين رو نبوت جزء نظام هستى قرار مى‏گيرد و البته‏مقصود و هدف، مرتبه اعلى و آخرين درجه نبوت است نه اولين درجه آن.

نبوت طبق سنت الهى تدريجا كمال مى‏يابد،همچنانكه يك عمارت تدريجا ساخته مى‏شود.
و همچنانكه در ساختن عمارت پايه‏ها و ديوارها هدف نيست، هدف صورت‏كامل خانه است، نبوت نيز چنين است، هدف صورت كامل آن است و در همين جاست كه نبوت خاتمه مى‏پذيرد و پايان مى‏يابد و زياده‏نمى‏پذيرد، زيرا زياده بر كمال نقص است و انگشت زيادى را مى‏ماند.
پيغمبر اكرم در حديث معروف به همين معنى‏اشاره كرد كه گفت: مثل نبوت مثل خانه‏اى است كه ساخته شده و جاى يك خشت در آن باقى است،من جاى آن خشت آخرينم، يا من گذارنده آن خشت آخرينم.» (3) .

بيانات گذشته مى‏توانددورنمايى از سيماى انديشه ختم نبوت در ميان انديشه‏هاى اسلامى رسم ‏كند و پايه‏ها و اركان آن را ارائه دهد.
.................................................. ............
1.آل عمران/81.

2.انعام/115.
3.متن حديث را مجمع البيان‏در ذيل آيه 40 سوره احزاب به نقل از صحيح بخارى و مسلم چنين آورده است: «انما مثلي فى الانبياء كمثل رجل بنى دارا فاكملها و حسنهاالا موضع لبنة فكان من دخل فيها فنظر اليها قال ما احسنها الا موضع هذه اللبنة فانا موضع هذه اللبنة ختم بى الانبياء.»
آقا رضا
درود
انشای زیبای شما مرا به یاد دوران دبستان انداخت که آموزگار از ما میخواست، بهار را توصیف کنیم و در بررسی علم بهتر است یا ثروت، نتیجه بگیریم که علم بهتر است.
آقا رضا سخن از زیبایی دین اسلام و خوبی دین خدا و کتاب خدا که نیست. سخن از اثبات خدا و دین خدا در برابر شرک و کفر که نیست.
سخن از اثبات برتری اسلام محمدی نسبت به اسلام دیگر پیامبران است.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۱:۲۲
میگه هدایت نمیگه قرآن،شما ترجمه اشتباه گذاشتین یادتون رفت.

سلام

من این ترجمه را از نرم افزار قرانی المبین برداشتم می توانید نسخه ی اخرش را در اینترنت سرچ کنید و دریافت کنید
نرم افزار خوبی است رایگان هم است



وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيعْقُوبُ يا بَنِي إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(بقره 132)

و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خويش گفتند:) «فرزندان من! خداوند اين آيين پاک را براي شما برگزيده است؛ و شما، جز به آيين اسلام [= تسليم در برابر فرمان خدا] از دنيا نرويد!»


وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا(الجن/14)


و اينکه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر کس اسلام را اختيار کند راه

راست را برگزيده است،


دقت کنید ایا کلمه ی مسلمان در این دو ایه فرقی با هم ندارد؟


این کلمات نیاز به ریشه یابی دارد

تا جایی که من می دانم وقتی ال بر سر اسمی بیاید اسم خاص می شود
با این حال از طلبه ها و روحانیون تقضی و یا کسانی که دقیق می توانند بررسی کنند
تفاوت این دو را بیان کنند

درمورد الهدی

وَكَيفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيكُمْ آياتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(آل عمران/101)




وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا(الجن/13)

و اينکه ما هنگامي که هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم؛ و هر کس به

پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مي‌ترسد و نه از ظلم!


و چگونه ممکن است شما کافر شويد، با اينکه (در دامان وحي قرار گرفته‌ايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مي‌شود، و پيامبر او در ميان شماست؟! (بنابر اين، به خدا تمسک جوييد!) و هر کس به خدا تمسک جويد، به راهي راست، هدايت شده است.

از اهل فن تقضی دارم این دو کلمه که ال دارند و ندارند را بررسی کنید
و قرار دهید

این ترجمه ایت الله مکارم شیرازی در این نرم افزار است:Gol:



یعنی هر رسولی خدا میفرسته تا بر مشرکین غالب بشه،یعنی دینش که دینهای الهی شاملش میشن، بر دین مشرکین غالب بشن

در این ایه مجدد دقت کنید


هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ(التوبة/33) او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

در این ایه باز بر سر مشرکون ال امده خیلی این مهمه
چون همان طور که می دانیم مسیحی ها برای خدا شریک قائل شده اند
شاید منظور این ایه همان ها باشند(فقط احتمال دادم و تفسیر نکردم چون همان طور که می دانید برای تفسیر قران با قران فقط یک ایه قبول نیست)


اگر در ایه باز دقت کنید بر سر هردو دین ال امده !!!

همان طور که می دانید طبق عقاید زرتشتی ها دین خدا یکی است :Gol:

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۱:۵۳
آقای رضا
درود
شما نوشته اید:
1-:"...
خیر بنده با واژهها بازی نمیکنم فراموش نکنید که ما مستند سخن میگویم !!...."
پاسخ
یک نکته را من خودم نادیده گرفتم. پوزش مرا بپذیرید. شما از بچگی با این روش بزرگ شده اید. از این رو بازی با واژه ها را روشی خردپسندانه میدانید، نه بازی. شما هنوز سندی که خئوتودت یعنی ازدواج دارای رابطه زناشویی،
با سلام
جوابتان را اینجا دادم که تاپیک را منحرف نکنید
http://www.askdin.com/showthread.php?t=10587&page=2


2
-:" ... در آيه 6 كفار مى‏گفتند: ...."
پاسخ
کافر خودتی بی ادب.

3-:" ...معلوم نيست سرچشمه ذكر پيامبر چيست «نزّل عليه» در اين آيه مى‏فرمايد: شك نكنيد قطعاً خود ما هستيم كه ذكر و قرآن را بر او نازل مى‏كنيم و همانگونه كه كفار با تأكيد نسبت جنون مى‏دادند، خداوند با تأكيد بيشترى نزول قرآن و حفظ آن را به ذات مقدس خود نسبت مى‏دهد. ...."
پاسخ
چه کسی در این سخن شک دارد؟ شما یا من؟
من در این سخن هیچ شکی ندارم. تنها سخنم اینست که کتاب و ذکر خداوند که به زبان عربی نازل شده، قرآن نام دارد. آنکه به زبان ایرانی است گاتها نام دارد. و .... شما با اثبات وحی بودن قرآن، سخن مرا تایید میکنید. اگر جز این سندی دارید بفرمایید.

متاسفم که حتی اینقدر در زرتشتیگری غرق شدید که تفسیر آیه را به خود میگیرد و از ادب خارج میشوید !
و متعجب از این همه شاخه به شاخه پریدنو مغلطه کردن ؟
بى ترديد پيامبران الهى در يك سطح نيستند و برخى بر ديگرى برترى دارند. «تِلكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلى بَعض; (بقره،253) برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم...»; «...وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْض...;(اسراء،55)...و در حقيقت، بعضى از پيامبران را بر بعضى برترى بخشيديم...» و از پيامبران، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از همه برتر است.
در حديثى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمايد: خداوند 124 هزار پيامبر آفريد كه من از همه آنان گرامى تر هستم در عين حال فخر و مباهاتى نمى كنم.

دلايل فراوانى بر اين برترى هست كه به برخى اشاره مى شود:

1. خاتميت; پيامبر اسلام خاتم پيامبران است. « مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ...;(احزاب،40) محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است...»

2. شاهد بر همه پيامبران; هر پيامبرى در قيامت گواه امت خويش است، ولى پيامبر اسلام گواه بر همه پيامبران خواهد بود. «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةِم بِشَهِيد وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاَءِ شَهِيدًا ;(نساء،41) پس چگونه است ]حال شان[ آن گاه كه از امّتى گواهى آوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟»

3. رحمت بر جهانيان; پيامبر اسلام رحمت براى همه جهانيان است. «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِينَ ;(انبياء،107) و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.»

4. بالا بودن درجات; برخى از مفسران گفته اند در آيه «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْض مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت...;(بقره،253) مراد از «رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت; درجات بعضى از آنان را بالا برد» پيامبر اكرم است.

1. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 11، ص 30.
2. ر.ك: الميزان، علامه طباطبايى، ج 2، ص 309، دفتر انتشارات اسلامى، قم .


4
-:"... به گواهى و وعده خدا در اين آيه، هيچگونه تغيير وتحريفى در قرآن رخ نداده، چنانكه در آيات ديگر نيز اين مطلب آمده است، از جمله آيه 42 فصلت: «لايأتيه الباطل من‏بين يديه ولا من‏خلفه» هيچگونه باطلى از هيچ طريقى به قرآن راه ندارد....."
پاسخ
چه کسی جز این گفته است؟ من؟ تکذیب میکنم. من میگویم که در ترجمه و تفسیر آموزشهای قرآن انحراف و تحریف است. اگر نیست، پس چرا میان شما و طالبان و وهابیان و سنی ها و فرقه های گوناگون و اسماعیلیه و حجتیه و شیخییه و .... این همه جنگ و جدایی است. اگر انحرافی نیست، پس دلیلش چیست؟
چرا یک تار مو در ماست ما را میبینی، خار را در چشم خودت نمیبینی؟


یا خود نمیفهمید و یا فکر میکنید که دیگران از این سخنان غافلند !!
جناب مهرانی که سخنان بنده را انشایی کودکانه میبینید !؟
چطور وقتی در مورد اصل کتاب سخن گفته میشود را متوجه نمیشود؟
بجز این است که کتاب پر از تحریف دارید که خود شما بارها و بارها در سخنان گفته اید که اوستا از ما نیست؟

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۲:۰۲
آقا رضا
درود

سخن از اثبات برتری اسلام محمدی نسبت به اسلام دیگر پیامبران است.

با سلام
بله جناب مهران دقیقا به شرط آنکه چشم زرتشتیگری را ببندید و چشم حقانیت و تفکر و تحقیق را باز کنید


براى خاتميت نبوت دلايل عقلى و نقلى وجود دارد . محور دلايل عقلى بر اين است كه چرا نبوت ، با پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)خاتمه يافت ؟


دلايل نقلى :

آيات :

1 . «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْء عَلِيمًا ; (احزاب ، 40) محمّد ، پدر هيچ يك از مردان شما نبود ، ولى رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است و خداوند بر هر چيز آگاه است .»
اين آيه شريفه به خاتميت نبوت تصريح دارد .
2 . «وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ لاُِنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ; (انعام ، 19) اين قرآن بر من وحى شده تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آن ها مى رسد ، انذار كنم .» از آمدن ضمير «كم » كه براى مخاطبان و جمله «و من بلغ » كه شامل غايبان است (يعنى تا قيامت ) فهميده مى شود كه قرآن ، عمومى ، ابدى و جهانى است و ديگر وحى نازل نخواهد شد . لازمه انقطاع وحى ، (به اين شكل ) ختم نبوت است .
آيات ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد .

روايات :

1 . امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد : «خداوند متعال ، محمد(صلى الله عليه وآله) را مبعوث گردانيد ; پس به او سلسله پيامبران را ختم نمود و بعد از او پيامبرى نيست ; و بر آن جناب كتابى نازل فرمود ; پس به آن كتاب ، كتب را ختم فرمود ; پس كتابى بعد از كتاب آن حضرت نيست .»
2 . پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) در حديث معروف و متواتر منزلت ، خطاب به حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد :
«آيا راضى نيستى كه نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پيامبرى بعد از من نخواهد بود ؟»
3 . حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد : «خداوند ، پيامبر را پس از دوران فترت ، بعد از پيامبران گذشته فرستاد ، .. . و به وسيله او سلسله نبوت را تكميل كرده ، وحى را با او ختم نمود .»

اين احاديث و روايات فراوان ديگرى با پيامى روشن به خاتميت نبوتِ پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) تصريح كرده است .

1 . الميزان ، علامه طباطبايى(رحمه الله) ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 7 ، ص 58 ـ 59 ،
2 . وسايل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج 18 ، ص 147 ، ح 62 ، مكتبة الاسلامية .
3. بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج 21 ، ص 208 .
4 . نهج البلاغه ، سيد رضى(رحمه الله) ، شرح شيخ محمّد عبده ، ص 307 ، دارالبلاغه

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۲:۰۲
دلايل نقلى بر خاتميت در قرآن و روايات بسيار است .
يك دسته آيات دلالت مى كند كه هدف همه اديان واحد بوده كه با گذشت زمان كامل شده است : «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ... ; (انعام ، 115) و سخن پروردگارت به راستى و داد ، سرانجام گرفته است و هيچ تغييردهنده اى براى كلمات او نيست .. .» .

دسته ديگر آيات ، مربوط به خاتميت نبوت و وحى است : «.. .وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ... ; (احزاب ، 40) .. . ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است .. .» .

اگر فلسفه تجديد نبوت هاى «تبليغى » و «تشريعى » سابق مشخص گردد ، مسئله خاتميت ، روشن و شفاف مى شود .

برخى از علل تجديد نبوت ها عبارتند از :

1 . عدم رشد و بلوغ فكرى مردم و قادر نبودن آن ها به حفظ كتاب آسمانى ; به همين خاطر اين كتب در معرض تحريف قرار گرفت ; ولى در زمان نزول قرآن كه مقارن با پشت سرگذاشتن دوران كودكى بشر است ، اين مشكل از بين رفت و از آن جا كه قرآن بر خلاف ساير كتب آسمانى ، خود معجزه است و حفظ آن از سوى خداوند ضمانت شده است ، از تحريف مصون است .

2 . در دوره هاى پيش ، بشر به واسطه عدم بلوغ فكرى قادر نبود يك نقشه كلى براى مسير خود دريافت كند ; به همين جهت لازم بود منزل به منزل كسانى او را راهنمايى كنند ; ولى اين قدرت و بلوغ در دوره نزول قرآن حاصل گرديد و باعث منتفى شدن يكى ديگر از علل تجديد نبوت شد .

3 . غالب پيامبران ، تبليغى بودند ، بعد از ختم نبوت ، مأموريت تبليغ به عهده امام معصوم و علماى صالح گذاشته شد و لزومى براى تجديد نبوت نبود .
4 . بشر با دريافت كليات وحى كه قرآن به او داده است ، از نظر رشد فكرى به جايى رسيده كه مى تواند در پرتو اجتهاد ، كليات وحى را تفسير و توجيه نمايد و در شرايط مختلفِ مكانى و متغيّر زمانى هر موردى را به اصل مربوط ارجاع دهد . و.. . .

پس معناى ختم نبوت ، اين است كه نيازِ به وحىِ جديد و تجديد نبوت رفع شده است ; ولى نياز به دين و تعليمات الهى هميشگى است ؛ كه اين مهم را دانشمندان دينى از طريق اجتهاد و استنباط انجام مى دهند و نيز با كمى دقت روشن خواهد شد كه قرآن به عنوان مجموعه دين ، جواب گوى همه نيازهاى بشر ـ با همه رشد و بلوغى كه دارد ـ خواهد بود ; چون اولا : مصادر تشريع ، غنى ، وسيع و از نوعى انعطاف بهره مند است : «وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَج ; (حج ، 78) .. . و در دين بر شما سختى قرار نداده است .. .»
. ثانياً : اسلام به واقعيات توجه دارد ; نه به صورت و شكل .
اسلام ، به وسايل خاص يك عصر نظر ندارد ; بلكه روش و بيان كليات متناسب با واقعيات را مطرح مى كند : مثلا در افزايش دادن قدرت نظامى مسلمانان مى فرمايد : «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة... ; (انفال ، 60) و هرچه در توان داريد بسيج كنيد.. .» كه اين اصل كلى ، همه اعصار را پوشش مى دهد .
در ديگر موارد نيز چنين است .
بنابراين ، اسلام شريعتى كامل ، جامع و جاويدان است .
براى رويدادها و مسائل متناسب هر زمان ، قوانين و اصول كلى دارد و راه به كارگيرى آن ها را اجتهاد مى داند .
راه اجتهاد هميشگى است و پاسخ گوى نيازمندى هاى بشر ، متناسب با رشد افكار او در همه زمان هاست .
_ ر .ك : وحى و نبوت ، استاد شهيد مطهرى(رحمه الله) ، ج 3 ، ص 40 ـ 44 ، انتشارات
لترين و بهترين دين خداوند است ؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۲:۲۰
درود بر همه

اینم یک سری ایه دیگر


لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا(الفتح/27)

خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت؛ بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام مي‌شويد در نهايت امنيت و در حالي که سرهاي خود را تراشيده يا کوتاه کرده‌ايد و از هيچ کس ترس و وحشتي نداريد؛ ولي خداوند چيزهايي را مي‌دانست که شما نمي‌دانستيد (و در اين تأخير حکمتي بود)؛ و قبل از آن، فتح نزديکي (براي شما) قرار داده است.

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا(الفتح/28)

او کسي است که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه ادايان پيروز کند؛ و کافي است که خدا گواه اين موضوع باشد!

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا(الفتح/29)

محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کساني که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آنها را در حال رکوع و سجود مي‌بيني در حالي که همواره فضل خدا و رضاي او را مي‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است؛ اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتي که جوانه‌هاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاي خود ايستاده است و بقدري نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتي وامي‌دارد؛ اين براي آن است که کافران را به خشم آورد (ولي) کساني از آنها را که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده است.:Gol:

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۲:۲۸
سلام بر همه

و با تشکر از رضای گرامی


. پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) در حديث معروف و متواتر منزلت ، خطاب به حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد : «آيا راضى نيستى كه نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پيامبرى بعد از من نخواهد بود ؟»


مهران جان به این حدیث دقت کن!!!!

پیامبر امام علی (ع) را هارون می داند و خودشان را موسی!!!

می دانستی حضرت موسی(ع) پیامبر بود
و حضرت هارون(ع) هم پیامبر

این حدیث به روشنی بیان نمی کنه که ؟ امام علی (ع) جانشین پیامبر است؟
و با توجه به اینکه حضرت هارون(ع) نیز پیامبر بود و دارای قدرت های خاص نبوت ؟
امام علی (ع) نیز دارای همان قدرت بود؟
اگر قبول کنید که وارثان قران(وارثان برگزیده) امامان ما هستند برایتان در مورد علم غیب سند خواهم اورد

ان شاء الله:Gol:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۲:۵۰
مسلمان یعنی تسلیم امر خدا باشیم.





سلام بر منتقد عزیز
ذکر یک نکته را در این بحث ضروری می دانم و آن این است
در ادبیات همه زبانها مبحثی هست به نام عَلَم
نمی دانم چقدر با این مبحث آشنائی دارید

در هر زبانی گاهی یک کلمه معنائی لغوی دارد و لی عَلَم می شود برای یک مفهوم خاص
مثلا میکروفن در انگلیسی از نظر لغوی تشکیل شده از دو کلمه میکرو و فون به معنای کوتاه و تلفن زدن یعنی تلفن کوتاه ولی این کلمه وضع شده است برای یک شیء خاص که همان میکروفنی است که به بلندگو وصل می شود و صدا را به آن انتقال می دهد

در این مواقع می گوئیم این کلمه وضع شده برای این شیء
لذا وقتی در مقاله ای به این کلمه بر می خورید یا آن را جائی می شنوید دیگر نمی گوئید این کلمه از نظر لغوی به معنای تلفن کوتاه است و بعد با این معنا آن جمله را مد نظر بگیرید !! بلکه می دانید این معنا وضع شده برای فلان شیء خارجی

در بدو ظهور اسلام از این گونه وضعها بسیار صورت گرفت مثلا صلاه به معنای دعا است که قرآن و پیامبر آن را وضع کردند برای این اعمال خاصی که می بینیم لذا همانطور که اگر کی الان بیاید بگوید میکروفن این وسیله نیست به معنای تلفن کوتاه است به او می خندیم لذا اگر کسی هم بیاید بگوید صلاه به معنای دعا کردن است و قرآن امر به دعا کردن کرده به او می خندیم چون آشکار است که این لفظ برای یک عمل خاص وضع شده

همین نکته عینا در مورد لفظ اسلام جاری می شود چون در قرآن و در روایات و کلمات عربهای آن زمان هر چه کلمه اسلام و مسلمین و ... به صورت مطلق آمده آن معنای وضع شده را می رساند نه مفهوم لغوی را مگر اینکه یک قرینه بر خلاف این معنا باشد

مثلا در بقره 132 حضرت ابراهیم فرزندانش را وصیت می کند که نمیرند مگر اینکه مسلمان باشند
اینجا اینکه حضرت ابراهیم وصیت می کند معلوم می کند که منظور اسلام محمدی نیست اما در آل عمران آیه 85 هیچ قرینه ای نیست که غیر از اسلام محمدی منظور باشد لذا معنای متعارف و اصطلاحی آن برداشت می شود
واگر کسی خواست ادعا کند در اینجا از اسلام معنائی غیر از معنای متعارف دارد باید دلیل و شاهدی برای آن اقامه کند

بحث وضع یک بحث فوق العاده مهم و گسترده در علم تفسیر است که برای نظر دادن در مورد معنای آیات قرآن باید حتما آن را کاملا فرا بگیرید

در ضمن ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هرچه مدح از ادیان موسی وعیسی و این پیامبران عزیز در قرآن آمده مربوط به دین آنها در همان زمان است نه در آینده و اتفاقا در مورد دین ایشان در آینده مذمتهای بسیاری از این اقوام و ادیان در قرآن ذکر شده

توجه کنید
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ /
مائده 82

یهود با اینکه تابع دین به اصطلاح الهی هستند و دین حضرت موسی را دارند در کنار مشرکان دشمن اهل ایمان معرفی می شوند یعنی از جلگه ایمان هم خارج محسوب می شوند !!!


وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ / آل عمران 199

این آیه که نشان می دهد بعضی از اهل کتاب ، آیات الهی را به قیمت کمی می فروختند
که به این واقعه جنایت بار این آیه تصریح می فرماید


وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ / آل عمران / 187




لذا خواهشا آنچه اکنون از مسیح و یهود به جا مانده است را دین خالص الهی و تسلیم محض امر خدا شدن ندانید






يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

نساء171




در این آیه خداوند به اهل کتاب می فرماید به خدا ایمان بیاورید !! و به رسول او که این هم یکی از مواردی است که بنا بر شاهد اینکه آنها به حضرت عیسی (پیامبر قوم خود) ایمان آورده اند و در قرآن امر به پیروی از حضرت عیسی نشده در انجیل چنین است لذا اینجا منظور از رسوله حضرت محمد است بنا بر همون وضعی که گفتم از نوع وضع جعلی بنا بر آیه ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل


در این مورد آیات زیاد و مستدلی هست که از قدرت ذکر همه آنها در اینجا خارج است اما همینها برای جویندگان حقیقت کافی است اگر از قسم صم بکم فهم لا یعقلون نباشیم !!!!!

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۴:۰۴
در این ایه باز بر سر مشرکون ال امده خیلی این مهمه
چون همان طور که می دانیم مسیحی ها برای خدا شریک قائل شده اند

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ /
مائده 82

یهود با اینکه تابع دین به اصطلاح الهی هستند و دین حضرت موسی را دارند در کنار مشرکان دشمن اهل ایمان معرفی می شوند یعنی از جلگه ایمان هم خارج محسوب می شوند !!!


وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ / آل عمران 199

این آیه که نشان می دهد بعضی از اهل کتاب ، آیات الهی را به قیمت کمی می فروختند
که به این واقعه جنایت بار این آیه تصریح می فرماید


وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ / آل عمران / 187




لذا خواهشا آنچه اکنون از مسیح و یهود به جا مانده است را دین خالص الهی و تسلیم محض امر خدا شدن ندانید






يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

نساء171




در این آیه خداوند به اهل کتاب می فرماید به خدا ایمان بیاورید !! و به رسول او که این هم یکی از مواردی است که بنا بر شاهد اینکه آنها به حضرت عیسی (پیامبر قوم خود) ایمان آورده اند و در قرآن امر به پیروی از حضرت عیسی نشده در انجیل چنین است لذا اینجا منظور از رسوله حضرت محمد است بنا بر همون وضعی که گفتم از نوع وضع جعلی بنا بر آیه ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل

سلام
قبلا هم گفته بودم دینی که خدا فرستاده و تحریف نشده،مثل دین اسلام میمیونه
تازه اسلام هم تحریف شده ،مثلا وهابیت،مسیحیا هم بعضیاشون عقیده دارن که مسیح پیامبر بوده نه خدا یا پسرش، اگه کسی دینش تحریف نشده باشه مثل الان میشه مسلمون خیلیاشون عقیده هاشون مثل عقیده های ماست،شیعه مگه اسلام واقعی نیست؟ مگه تعدادش نسبت کل مسلمونا کم نیست؟ خدا پرستای مسیحی (نه عیسی پرستا) هم تعدادشون کمه
داستانی بود که اسم مباهله روش بود،پیامبر با مسیحیا سر خدا بودن مسیح بحث میکرد نه چیز دیگه ،وقتی قبول کردن که عیسی خدا نیست، همه چی تموم شد،مسیحی موندن

الانم خیلیا مسیحیت جدید ایجاد کردن،عین عقیده مسلمنونا رو دارن فقط اسمش اسلام نیست.

اگه بشه به شریعت پیامبرایی مثل عیسی و موسی دست پیدا کرد،ایمتان بهش مثل ایمان به اسلام میمونه

اینا نظر من بود قبلا هم گفتم:

ولی اون دیگه نمیشه فهمید دین زرتشت یا موسی یا بودا چی بوده دیگه نمیشه چیزی که اونا آوردنو قبول داشت چون نمیدونیم چی بوده
هرچی تحریف نشده تره

میگه بل ملت ابراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین
بلکه دین ابراهیم حق گرایانه که از مشرکین نبود

مسیحیت و یهود شرک آلود شده بودن پس دیگه دین ابراهیم حنیف نبودن



کامل گفتمش؟

یعنی نهایتش اینکه میگه ما بین پیامبرا فرق نمیذاریم اینه که دیگه دینشون نیست و تحریف شده وگرنه دین اونا رو هم قبول داشتیم، ؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۴:۵۰
اگه بشه به شریعت پیامبرایی مثل عیسی و موسی دست پیدا کرد،ایمتان بهش مثل ایمان به اسلام میمونه

سلام

دوستان

البته یاد اوری کنم که خدا در سوره ی بقره شرط مومن بودن را ایمان به تمامی

پیامبران و کتب پیشین اورده به ایه زیر دقت کنید

وَالَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يوقِنُونَ(البقرة/4)

و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل گرديده،

ايمان مي‌آورند؛ و به رستاخيز يقين دارند.

أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(البقرة/5)

آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند؛ و آنان رستگارانند.:Gol:


ما هم منظورمان تمام اهل کتاب نیست و نبایدم باشد باید جدا کرد
چون همشون که عقاید باطل را که ندارند:Gol:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۵:۰۶
تازه اسلام هم تحریف شده ،مثلا وهابیت


با سلام دوباره به منتقد عزیز
بله اینکه می فرمائید صحیح است خود پیامبر هم این را پیش بینی فرموده بودند در آن حدیثی که می فرماید بعد از من امتم 72 فرقه می شوند و فقط یکی از آنها فرقه ناجیه است و در بهشت کنار من هستند و ... (اگه دوستان دقیق حدیث با آدرسش دم دستشون هست بذارند )

ولی نکته خیلی مهم اینه که در این میان فرقی که بین اسلام و ادیان دیگر هست اینه که
انحراف در مسیحیت به صورتی بوده که ستونهای اساسی دین رو مورد اصابتهای جبران ناپذیر قرار داده و یکی از این ستونها کتاب الهی ایشان است که طبق مستندهای تاریخی بسیاری از این کتاب حذف یا گم شده یا به قول قرآن فروخته شده !
ولی در اسلام قرآن که غیر قابل تحریف است به دلائل مفصل ... و روایاتی که از ائمه به مارسیده نهایت تلاش برای صحتشان به کار برده شده از علم رجال و درایه گرفته تا بحثهای مفصل حوزوی و شیخ صدوق و کلینی و ... و آنها که طبقشان مسیر کلی دین تعیین می شود 100 درصد یقینی است مثل احادیث فقهی
حالا بهائیت و وهابیت وشیخیه و ... را ببینید که بعضی از آنها از فرط سست بودن اصلا از میان رفته اند و آنها که هستند بسیار نوظهور بوده و اصلا در زمانی که شاکله شیعه بسته شده اینها نبودند ،، چنین تحریفهائی می تواند اصول اسلام را صدمات جبران ناپذیر بزند؟!!!


باز به فرض که حرفهای شما صحیح باشد

اولا : خوب حالا اگر واقعا چنین مسیحی هائی هم در کار باشد چگونه می توانند مسیحیتی که از لبان عیسی خارج شده است را برگرداند؟! از کجا می دانند حضرت عیسی واقعا چه فرموده وقتی خودشان در انجیل قائل به حذف و اشکال هستند؟!

ثانیا این یکی از اصول مسلم و اثبات شده در دین ماست که در ادیان الهی با آمدن شریعت جدید و پیامبر نو ظهور شریعت قبلی باطل و افراد طبق شریعت خودشان موظف به آن شریعت جدید می شوند
همانطور که می دانید در انجیل علائم حضرت محمد آمده بود که پیامبر بعدی اوست و همه مسیحیان موظف به اطاعت از او هستند (((آن راهب مسیحی که پیامبر را در یک کاروان تجاری می بیند و در انجیل می نگرد و می گوید او علامت پیامبر بعدی را دارد و ...)))

و شواهد تاریخی گواه است که در آن زمان همان مسیحی های به حقه هم به پیامبر گرویدند
ولی آنانکه منافع خود را در خطر دیدند آیات الهی را فروختند !!

لذا اگر الان هم افرادی به دین واقعی مسیحیت که از لبان مبارک مسیح خارج شده، دست پیدا کنند موظف به اطاعت از رسول اکرم می شوند:Gol::Gol::Gol::Gol::Gol:


لذا اگر شما اینچنین مسیحیتی پیدا کردید حتما از آن تبعیت کنید !!!:Cheshmak:

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۵:۳۰
البته یاد اوری کنم که خدا در سوره ی بقره شرط مومن بودن را ایمان به تمامی

پیامبران و کتب پیشین اورده به ایه زیر دقت کنید

وَالَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يوقِنُونَ(البقرة/4)

و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل گرديده،

ايمان مي‌آورند؛ و به رستاخيز يقين دارند.

أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(البقرة/5)

آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند؛ و آنان رستگارانند.:gol:اینایی که گفتینو خوندم،توصیف حال متقینه
مسلمان بودن از بین دینای دیگه تو قرآن بهترینه ولی تنها راه نیست،مثلا تو قرآن حساب بعضیا رو که مومنترن از دیگران جدا کرده،اینام یه دسته برترن،یعنی بهترن،لزومی و توبیخی واسه مسلمان بودن اونجوری که ما فکر میکنیم وجود نداره، یعنی مثلا مسیحی که به خدا ایمان داره و مسیح رو پیامبر میدونه و به خدا و روز قیامت ایمان داره،کار صالح انجام میده،میره جهنم؟
ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصارا و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم و لاهم یحزنون

یعنی تمام مسلمانی به ایمان به پیامبره؟ اگه کسی همه چیزای مسلمونی رو داشته باشه و فقط به پیامبر اعتقاد نداشته باشه،میره جهنم؟
فقط اسم مسلمانی روش نیست

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۶:۰۲
یعنی مثلا مسیحی که به خدا ایمان داره و مسیح رو پیامبر میدونه و به خدا و روز قیامت ایمان داره،کار صالح انجام میده،میره جهنم؟

لطفا پست 68 را دوباره مطالعه بفرمائید ببینید چی میگه ؟
به اون آدرسی هم که دادم رجوع کنید و اگر فردی از روی عناد اسلام را نپذیرد بله هیچ کدام از اعمالش پذیرفته نمیشود

البته عدالت خداوند زیر سوال نمی رود و خدا خودش می داند در قیامت چگونه به عدالت رفتار می کند اما ما وظیفه خودمان را از آیات قرآن اینگونه تشخیص می دهیم حالا در قیامت با اینهمه کافر چگونه به عدالت رفتار می شود در عقل کوچک ما نمی گنجد


ولی تکلیف من و شما و تکلیف اولیه همه انسانها بیان شده

اما توجه داشته باشید رفتار خداوند در قیامت با آن زاده شده در مسیحیت فرق می کند با کسی که از مسلمان زائیده شده و بعد مسیحی می شود چنانکه در احکام ظاهری هم از زمین تا آسمان فرق دارند


به خدا و روز قیامت ایمان داره،کار صالح انجام میده،میره جهنم؟

سه تا خدا ؟!

قیامتی که تمامی گناهان مسیحی ها را حضرت مسیح به دوش کشیده و همه بخشیده می شود وهمگی می روند بهشت؟!

کدام یک از کارهای صالحشان برای رضای خداست تازه برای رضای کدام یک از خداهایشان ؟!!!!

از خداوند بعید است که به مسیحیان و مسلمانان به یک چشم نگاه کند؟! هرگز

البته اگر در قیامت حال بنده بدتر از فلان مسیحی بود (فرضا ) اشکال از مسلمانی من است نه اسلام

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۶:۲۷
تسلیم شدم:khandeh!:

سه تا خدا ؟!

قیامتی که تمامی گناهان مسیحی ها را حضرت مسیح به دوش کشیده و همه بخشیده می شود وهمگی می روند بهشت؟!

کدام یک از کارهای صالحشان برای رضای خداست تازه برای رضای کدام یک از خداهایشان ؟!!!!منظورم یک خدا بود ، کسایی بودن که فقط به یه خدا اعتقاد دارن،بعد هم گناه نمیکنن،سعی میکنن به دیگران تو زندگیشون کمک کنن
کم هستن ولی هستن،تو قران هم میگه که خیلی کمن ولی هستن

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۰۹, ۰۶:۳۶
...
2- استاد شهید مطهری، نوشتاری در باره دین یا ادیان دارند. همچنین در بحث ختم نبوت، میگویند که در قرآن تنها یک دین و یک کتاب برای همه پیامبران آمده است. این به روشنی در خود قرآن هم آمده است.

موبدیار مهربان این سخن شهید مطهری رو از کجا آوردی؟
شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏
نكته ديگرى كه قبل از ورود در اصل بحث مى‏بايد روشن گردد اين است كه بحث درباره نيكوكاريهاى نامسلمانان را به دو گونه مى‏توان طرح كرد و در حقيقت دو بحث است: يكى اينكه آيا دينى غير دين اسلام مقبول است و يا دين مقبول منحصر به ‏اسلام است؟ و به عبارت ديگر: آيا آنچه لازم است فقط اين است كه انسان يك دينى داشته باشد و حداكثر اين است كه آن دين منتسب به يكى از پيغمبران آسمانى باشد و ديگر فرق نمى‏كند كه كداميك از اديان آسمانى باشد، مثلا مسلمان يا مسيحى يا يهودى و حتى مجوسى باشد؟ يا اينكه در هر زمان دين حق يكى بيش نيست؟
....
درباره مسأله اول اجمالًا مى‏گوييم كه دين حق در هر زمانى يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كند.
اين انديشه كه ميان برخى از مدعيان روشنفكرى، اخيرا رايج شده است كه مى‏گويند همه اديان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند انديشه نادرستى است.
البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعى وجود ندارد. پيامبران خدا همگى به سوى يك هدف و يك خدا دعوت مى‏كنند. آنان نيامده‏اند كه در ميان بشر فرقه‏ها و گروههاى متناقضى بوجود آورند.
ولى اين سخن به اين معنى نيست كه در هر زمانى چندين دين حق وجود دارد و طبعا انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دينى را كه مى‏خواهد بپذيرد؛ بر عكس، معناى اين سخن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشّر پيامبران لاحق خصوصاً خاتم و افضلشان بوده‏اند و پيامبران لاحق مصدّق پيامبران سابق بوده‏اند؛ پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زمانى تسليم شريعت همان پيامبرى باشيم كه دوره او است و قهراً لازم است در دوره ختميّه به آخرين دستورهايى كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين، لازمه اسلام، يعنى تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالتهاى فرستادگان او است.

بسيارى از مردم زمان ما طرفدار اين فكر شده‏اند كه براى انسان كافى است كه خدا را بپرستد و به يكى از اديان آسمانى كه از طرف خدا آمده است انتساب داشته باشد، دستورهاى آن را بكار بندد، شكل دستورها چندان اهميتى ندارد؛ حضرت مسيح هم پيغمبر است، حضرت محمد هم پيغمبر است، اگر طبق آئين مسيح عمل كنيم‏
......

درست است كه در دين، اكراه و اجبارى نيست: «لا اكراه فى الدّين» ولى اين سخن به اين معنى نيست كه دين خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم انتخاب كنيم. چنين نيست؛ در هر زمانى يك دين حق وجود دارد و بس؛ هر زمان پيغمبر صاحب شريعتى از طرف خدا آمده مردم موظف بوده‏اند كه از راهنمايى او استفاده كنند و قوانين و احكام خود را چه در عبادات و چه در غير عبادات از او فرا گيرند تا نوبت به حضرت خاتم الانبياء رسيده است. در اين زمان اگر كسى بخواهد بسوى خدا راهى بجويد بايد از دستورات دين او راهنمايى بجويد.
قرآن كريم مى‏فرمايد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (آل عمران 85)
«و هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه‏اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.

manmehdiam
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۳:۴۹
عرض سلام و ادب


مهدی گرامی درود در آغاز سخن نخست باید یادآوری کنم که واژه پندار، برگردان اشتباهی از واژه من است. پندار از وهم و خیال سرچشمه میگیرد، در حالی که من/منش/اندیشه با خرد و دانش سر و کار دارد. واژه های اوستایی هومنه، هواوخته، هوورشته است. در زبان ساسانی این سه واژه چنین هستند: وه منشنه، وه گوشنه، وه ورزشنه. از این روی برگردان فارسی این سه واژه باید چنین باشد: منش/اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک.[/quote]

درود بر موبديار مهربان مان و سپاس از تذکر کاملا درست و بجايي که فرمودند. اين تذکري که در باب واژه پندار گفتيد، حقيقتاً براي من قابل تامل بود . هرچند همانجا عرض کردم که :


و اين مايه خرد است که اصيل​ترين و بي واسطه ترين ابعاد روحي انسان را در گفتار و کردارش متجلي و زواياي متعالي جان و دلش را روشن ميسازد. بي آنکه نابخردانه چشم از خويش فروبندد و به آسمان و ماسوا و موهومات و هيولاها هلاک شود.[quote=موبدیار مهران;105387]

و آنچه از واژه پندار نيک منظورم بوده کاملا روشن است ولي با اين گفته شما ، نکته جالبي به نظرم رسيد . و آن اينکه شگفتا که همه مومنين به هر يک از اديان گرفتار پندار نيک هستند! و نه خرد!
افکار اهريمني ، تمامي شان خود را در پس همين برگردان​ها پنهان ميکنند. اين است که انسان در يافتن جواب اين سوال ميماند که بالاخره آيا اسلام و مسيحيت و يهوديت و .....بالاخره حرف از يک دين است؟ يا نيست؟ و در جواب ميبيني که هم همگي يک دين هستند و هم از زمين تا آسمان با هم متفاوتند!
مگر نه اينکه هر يک از اين اديان نسخه برگردان همديگر هستند! دعوا بر سر واژه هاست و اهريمنان و دروغگويان که در اين ميانه ترکتازي ميکنند

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۳۲
ثانیا این یکی از اصول مسلم و اثبات شده در دین ماست که در ادیان الهی با آمدن شریعت جدید و پیامبر نو ظهور شریعت قبلی باطل و افراد طبق شریعت خودشان موظف به آن شریعت جدید می شوند

یاوران منجی گرامی
درود
شما برای این ادعا، سند هم دارید؟ خواهشمندم که سند قرآنی آن را ارایه فرمایید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۴۱
موبدیار مهربان این سخن شهید مطهری رو از کجا آوردی؟
شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏
نكته ديگرى كه قبل از ورود در اصل بحث مى‏بايد روشن گردد اين است كه بحث درباره نيكوكاريهاى نامسلمانان را به دو گونه مى‏توان طرح كرد و در حقيقت دو بحث است: يكى اينكه آيا دينى غير دين اسلام مقبول است و يا دين مقبول منحصر به ‏اسلام است؟ و به عبارت ديگر: آيا آنچه لازم است فقط اين است كه انسان يك دينى داشته باشد و حداكثر اين است كه آن دين منتسب به يكى از پيغمبران آسمانى باشد و ديگر فرق نمى‏كند كه كداميك از اديان آسمانى باشد، مثلا مسلمان يا مسيحى يا يهودى و حتى مجوسى باشد؟ يا اينكه در هر زمان دين حق يكى بيش نيست؟
....
درباره مسأله اول اجمالًا مى‏گوييم كه دين حق در هر زمانى يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كند.
اين انديشه كه ميان برخى از مدعيان روشنفكرى، اخيرا رايج شده است كه مى‏گويند همه اديان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند انديشه نادرستى است.
البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعى وجود ندارد. پيامبران خدا همگى به سوى يك هدف و يك خدا دعوت مى‏كنند. آنان نيامده‏اند كه در ميان بشر فرقه‏ها و گروههاى متناقضى بوجود آورند.
ولى اين سخن به اين معنى نيست كه در هر زمانى چندين دين حق وجود دارد و طبعا انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دينى را كه مى‏خواهد بپذيرد؛ بر عكس، معناى اين سخن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشّر پيامبران ....قرآن كريم مى‏فرمايد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (آل عمران 85)
«و هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه‏اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.

آشنای قریب گرامی
درود
سخن استاد مطهری در کتاب بینش دینی دبیرستان در دهه 1360 بود. آن را در نوشته ختم نبوت ایشان هم دیده ام.

شما سوره ابراهیم، آیه 4 و نزدیک به 10 آیه ای که در این آسکدین چند بار نوشته ام، نادیده گرفته اید.
شما مسلمانید و سندتان قرآن است. برای چنین ادعاهایی باید سند روشن از قرآن بیاورید. بازی با واژه ها، تفسیر به رای، مصادره به مطلوب، اینها همگی ستم به قرآن است.
در سوره عنکبوت آیه 46 در تایید اسلام عام میفرماید: الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۴۲
موبدیار مهربان این سخن شهید مطهری رو از کجا آوردی؟
شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏
نكته ديگرى كه قبل از ورود در اصل بحث مى‏بايد روشن گردد اين است كه بحث درباره نيكوكاريهاى نامسلمانان را به دو گونه مى‏توان طرح كرد و در حقيقت دو بحث است: يكى اينكه آيا دينى غير دين اسلام مقبول است و يا دين مقبول منحصر به ‏اسلام است؟ و به عبارت ديگر: آيا آنچه لازم است فقط اين است كه انسان يك دينى داشته باشد و حداكثر اين است كه آن دين منتسب به يكى از پيغمبران آسمانى باشد و ديگر فرق نمى‏كند كه كداميك از اديان آسمانى باشد، مثلا مسلمان يا مسيحى يا يهودى و حتى مجوسى باشد؟ يا اينكه در هر زمان دين حق يكى بيش نيست؟
....
درباره مسأله اول اجمالًا مى‏گوييم كه دين حق در هر زمانى يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كند.
اين انديشه كه ميان برخى از مدعيان روشنفكرى، اخيرا رايج شده است كه مى‏گويند همه اديان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند انديشه نادرستى است.
البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعى وجود ندارد. پيامبران خدا همگى به سوى يك هدف و يك خدا دعوت مى‏كنند. آنان نيامده‏اند كه در ميان بشر فرقه‏ها و گروههاى متناقضى بوجود آورند.
ولى اين سخن به اين معنى نيست كه در هر زمانى چندين دين حق وجود دارد و طبعا انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دينى را كه مى‏خواهد بپذيرد؛ بر عكس، معناى اين سخن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشّر پيامبران ....قرآن كريم مى‏فرمايد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (آل عمران 85)
«و هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه‏اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.

آشنای قریب گرامی
درود
سخن استاد مطهری در کتاب بینش دینی دبیرستان در دهه 1360 بود. آن را در نوشته ختم نبوت ایشان هم دیده ام.

شما سوره ابراهیم، آیه 4 و نزدیک به 10 آیه ای که در این آسکدین چند بار نوشته ام، نادیده گرفته اید.
شما مسلمانید و سندتان قرآن است. برای چنین ادعاهایی باید سند روشن از قرآن بیاورید. بازی با واژه ها، تفسیر به رای، مصادره به مطلوب، اینها همگی ستم به قرآن است.
در سوره عنکبوت آیه 46 در تایید اسلام عام میفرماید: الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون بنابراین در آیه ای

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۵۱
موبدیار مهربان این سخن شهید مطهری رو از کجا آوردی؟
شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏

آشنای قریب گرامی
درود
آن اندازه که من از قرآن آموخته ام، اسلام در برابر طاغوت است که به شرک و کفر می انجامد. اسلام قرآن در برابر دین دیگر پیامبران نیست.
برای نمونه سوره عنکبوت، آیه 46 می آموزاند که الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون.
سوره ابراهیم آیه 4 را هم نادیده نگیرید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۵۹
عرض سلام و ادب


....ميکنند. اين است که انسان در يافتن جواب اين سوال ميماند که بالاخره آيا اسلام و مسيحيت و يهوديت و .....بالاخره حرف از يک دين است؟ يا نيست؟ و در جواب ميبيني که هم همگي يک دين هستند و هم از زمين تا آسمان با هم متفاوتند!
مگر نه اينکه هر يک از اين اديان نسخه برگردان همديگر هستند! دعوا بر سر واژه هاست و اهريمنان و دروغگويان که در اين ميانه ترکتازي ميکنند
مهدی گرامی
درود
راستش من پس از 30 و چند سال، دریافتم که اگر شما زرتشتی باشید، پولی به من میدهید تا برای شادی روان درگذشتگانتان، اوستا بخوانم. اگر مسلمان باشید یا مسیحی و ... به روحانیان آن دینها. از بایسته های (واجبات) هر بازرگانی (تجارتی) انحصارطلبی، دمپینگ آف، تبلیغات، بزرگنمایی و ..... است.
خدایی که در دل مومن خانه دارد و از رگ گردن به او نزدیک تر است، خودش میفرماید ادعونی استجب لکم، چه نیازی به واسطه و .... دارد؟
چرا شادروان خمینی میسراید
در میخانه برویم بگشایید شب و روز
که من از مسجد و مدرسه بیزار شدم

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۹:۱۴
سلام بر منتقد عزیز
ذکر یک نکته را در این بحث ضروری می دانم و آن این است
در ادبیات همه زبانها مبحثی هست به نام عَلَم
نمی دانم چقدر با این مبحث آشنائی دارید

در هر زبانی گاهی یک کلمه معنائی لغوی دارد و لی عَلَم می شود برای یک مفهوم خاص
مثلا میکروفن در انگلیسی از نظر لغوی تشکیل شده از دو کلمه میکرو و فون به معنای کوتاه و تلفن زدن یعنی تلفن کوتاه ولی این کلمه وضع شده است برای یک شیء خاص که همان میکروفنی است که به بلندگو وصل می شود و صدا را به آن انتقال می دهد

در این مواقع می گوئیم این کلمه وضع شده برای این شیء
لذا وقتی در مقاله ای به این کلمه بر می خورید یا آن را جائی می شنوید دیگر نمی گوئید این کلمه از نظر لغوی به معنای تلفن کوتاه است و بعد با این معنا آن جمله را مد نظر بگیرید !! بلکه می دانید این معنا وضع شده برای فلان شیء خارجی



یاوران منجی گرامی
درود
1- در همین آسکدین و عنوانهای گوناگون آن، استاد رضا، واژه های پور، آتر، خئوتودث را برای نمونه پسر، آتش، و ازدواج با محارم معنا کرده است. به همین دلایل نیز دین زرتشتی را دینی منحرف و .... میداند.
خب چرا آن هنگام به ایشان این نکته را گوشزد نکردید؟ یا هم اکنون نمیکنید؟
این در حالی است که من سندهای گوناگونی از اوستا نمونه آوردم که نشان میداند، پور یعنی معلول، آتر یعنی روشنایی و هدایت، خئوتودث یعنی خودی بودن (بیگانه نبودن).

2-به هر روی در قرآن می فرماید، ما قرآن را ساده فرستادیم تا شما به خوبی دریابید و هدایت شوید.
3-این تفسیر به رای است که اسلام را یکجا صفت تسلیم بودن بگیرید و یکجا نام دین محمد (ص).

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۰:۰۶
-این تفسیر به رای است که اسلام را یکجا صفت تسلیم بودن بگیرید و یکجا نام دین محمد (ص).

مهران گرامی درود

همان قران گقته که مکه و پیرامون ان

و در ضمن اگر دقت کنید ایات دیگری را برای رد این تفسیر غلط شما اوردیم


و مدارک زیادی را دادیم


اما شما توجه نکردید

در ضمن همان قران نیز گفته است که قران را عربی نازل کردیم تا بیاندیشند

از این ایه لزوم بررسی زبان عربی اش هم کاملا روشن می شود


امیدوارم از مصادیق صم بکم عمی فهم لا یرجعون نباشید

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۰:۲۷
چه نیازی به واسطه و .... دارد؟

همان طور که ما برای شناختش نیاز به پیامبر داریم

فهم این مسئله سخت نیست

فکر کنید

شما برای درمان به پزشک می روید

و هزاران کار دیگر

همانطور که جسم ما نیاز به پزشک دارم
روح ما نیز همانطور
وقتی ما گناه می کنیم از خدا دور می شویم

و وقتی دور شویم دوزخ جایگاه ما است اگر توبه نکنیم و...

این نقص خدا نیست

نقص ما است :Gol:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۱:۲۷
آشنای قریب گرامی
درود
آن اندازه که من از قرآن آموخته ام، اسلام در برابر طاغوت است که به شرک و کفر می انجامد. اسلام قرآن در برابر دین دیگر پیامبران نیست.
برای نمونه سوره عنکبوت، آیه 46 می آموزاند که الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون.
سوره ابراهیم آیه 4 را هم نادیده نگیرید.
جناب موبد یار معلوم است که شما مطالب شهید مطهری را که بنده درج کردم نخوانده اید
در آنجا شهید مطهری اثبات می کند که اسلام تنها دین حقی است که باید پیروی شود
در ضمن بنده اگر آدرس مطلبی که شما ذکر کردید را خواستم به خاطر این بود که ادامه مطالب شهید راهم آورده تا سخن شهید مطهری در این زمینه برای همه روشن گردد
در ضمن آیاتی که شما آوردید را دیده ام و بحمدالله جواب آنها داده شده اما شما و دوستان تان مایل به ادامه بحث نبودید یا مسیر بحث را عوض شده و بحث آیات بی نتیجه مانده و ادعای شما ثابت نگردیده

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۲:۱۹
همان طور که ما برای شناختش نیاز به پیامبر داریم

فهم این مسئله سخت نیست

فکر کنید

شما برای درمان به پزشک می روید

و هزاران کار دیگر

همانطور که جسم ما نیاز به پزشک دارم
روح ما نیز همانطور
وقتی ما گناه می کنیم از خدا دور می شویم

و وقتی دور شویم دوزخ جایگاه ما است اگر توبه نکنیم و...

این نقص خدا نیست

نقص ما است :gol:

محمد گرامی
درود
کسی که مومن باشد، دلش خانه خدا میشود.
آری درست است برای مومن شدن نیاز به وسیله است. ولی تنها و تنها تا اینجا و نه ادعاهای دیگری که شما دارید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۲:۲۲
جناب موبد یار معلوم است که شما مطالب شهید مطهری را که بنده درج کردم نخوانده اید
در آنجا شهید مطهری اثبات می کند که اسلام تنها دین حقی است که باید پیروی شود
در ضمن بنده اگر آدرس مطلبی که شما ذکر کردید را خواستم به خاطر این بود که ادامه مطالب شهید راهم آورده تا سخن شهید مطهری در این زمینه برای همه روشن گردد
در ضمن آیاتی که شما آوردید را دیده ام و بحمدالله جواب آنها داده شده اما شما و دوستان تان مایل به ادامه بحث نبودید یا مسیر بحث را عوض شده و بحث آیات بی نتیجه مانده و ادعای شما ثابت نگردیده

آشنای قریب گرامی
درود
شما با من عناد دارید. سر ستیز که با قرآن ندارید. دارید؟
سوره ابراهیم آیه 4 و سوره عنکبوت آیه 46 برای نمونه صراحت دارد.
اسلام عام در قرآن صراحت دارد.
چرا باید آن اسلام را که استاد مطهری میگویند، اسلام خاص باشد و چرا اسلام عام که در قرآن است نباشد؟

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۲:۵۶
الذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون اولائک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون

خب راست میگه دیگه!
یکی بیاد منو توجیه کنه!
یعنی خدا برای اینکه ما مثلا نمازو اشتباه خوندیم و سجده سهوشو اشتباه به جا آوردیم،ما رو مجازات میکنه؟؟؟؟(یعنی اگه مثلا به رساله برای سجده سهو مراجعه نکردیم خدا مارو مجازات میکنه؟؟

یعنی اگه کسی باشه که به قرآن و اوستا ایمان داشته باشه،مثل آیه بالا باشه،رستگار نیست؟

آقای موبدیار به اون چنتا ایمان داره ،اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون



در میخانه برویم بگشایید شب و روز
که من از مسجد و مدرسه بیزار شدم
:hamdel::Kaf::Kaf::hamdel:

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۴:۳۵
یاوران منجی گرامی درود 1- در همین آسکدین و عنوانهای گوناگون آن، استاد رضا، واژه های پور، آتر، خئوتودث را برای نمونه پسر، آتش، و ازدواج با محارم معنا کرده است. به همین دلایل نیز دین زرتشتی را دینی منحرف و .... میداند. خب چرا آن هنگام به ایشان این نکته را گوشزد نکردید؟ یا هم اکنون نمیکنید؟ این در حالی است که من سندهای گوناگونی از اوستا نمونه آوردم که نشان میداند، پور یعنی معلول، آتر یعنی روشنایی و هدایت، خئوتودث یعنی خودی بودن (بیگانه نبودن).

با سلام

این قاعده که عرض کردم مربوط به علم لغت می شود که در کتب لغت آمده که فلان لفظ اصلا برای معنائی غیر از آنچه معنای لغوی است وضع شده یا نه و معمولا کتب تخصصی لغت به این بحث می پردازند مثل تاج العروس و لسان العرب و ...

ولی اصطلاحات اوستائی را خبر ندارم آیا واقعا از همین نوع وضع هست یا نه چون مربوط به علم لغت می شود (لغت اوستائی ) حالا از آنچه فرمودید خود رضا حتما دفاع می کنند

-این تفسیر به رای است که اسلام را یکجا صفت تسلیم بودن بگیرید و یکجا نام دین محمد (ص).

عرض کردم که هر جا شاهد یا قرینه ای بود حمل بر معنای لغوی می شود و هر جا نبود و مطلق ذکر شده باشد حمل بر معنای وضعی می شود این یک قاعده لغوی است که در تفسیر از آن استفاده می شود لذا تفسیر به رای نمی شود

در ضمن ما در همان قرینه ها هم تابع مفسران شیعه هستیم و خودمان به راحتی دنبال قرینه و شاهد نمی گردیم ولی باید توجه داشت که بعضی مطالب ازبس آشکار است مفسران از ذکر آن پرهیز کرده اند مثل اینکه در بقره 132 حضرت ابراهیم فرزندانش را وصیت می کند که نمیرند مگر اینکه مسلمان باشند
اینجا اینکه حضرت ابراهیم وصیت می کند معلوم می شود که منظور اسلام محمدی نیست

بحث تفسیر یک علم بسیار گسترده است که خودش مستلزم فراگیری چند علم دیگر است که هر که تمام آنها را به طور کامل فراگیرد مفسر است و اوست که منظور از آیات را با توجه به مجموعه آن علوم اعلام می کند
و در هیچ یک از تفاسیر نیامده که منظور از اسلام در آیه 85 آل عمران تمامی ادیان الهی باشد !!! اگر چنین شاهدی دارید اقامه بفر مائید

در غیر این صورت باید قبول کنید که همین آیه برای ابطال شریعت های قبلی کافی است

در ضمن جواب پست 67 داده نشد!!

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۴:۵۸
سلام
قبلا هم گفته بودم دینی که خدا فرستاده و تحریف نشده،مثل دین اسلام میمیونه
تازه اسلام هم تحریف شده ،مثلا وهابیت،مسیحیا هم بعضیاشون عقیده دارن که مسیح پیامبر بوده نه خدا یا پسرش، اگه کسی دینش تحریف نشده باشه مثل الان میشه مسلمون خیلیاشون عقیده هاشون مثل عقیده های ماست،شیعه مگه اسلام واقعی نیست؟ مگه تعدادش نسبت کل مسلمونا کم نیست؟ خدا پرستای مسیحی (نه عیسی پرستا) هم تعدادشون کمه
داستانی بود که اسم مباهله روش بود،پیامبر با مسیحیا سر خدا بودن مسیح بحث میکرد نه چیز دیگه ،وقتی قبول کردن که عیسی خدا نیست، همه چی تموم شد،مسیحی موندن

الانم خیلیا مسیحیت جدید ایجاد کردن،عین عقیده مسلمنونا رو دارن فقط اسمش اسلام نیست.

اگه بشه به شریعت پیامبرایی مثل عیسی و موسی دست پیدا کرد،ایمتان بهش مثل ایمان به اسلام میمونه

اینا نظر من بود قبلا هم گفتم:

با سلام
سرکار منتقد لطفا مستند مطلب ارائه دهید !!
آنچه شما در مورد موضوع مباهله فرمودید اینطور نیست !!
دقت داشته باشید !!

«اِنَّ مَثَلَ عیسی عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ* الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ* فَمَنْ حآجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنآءَنا وَ أَبْنآءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبین»
«بی شک داستان عیسی نزد خدا مانند داستان آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت: باش پس موجود شد. حق از سوی پروردگار توست پس، از شک کنندگان نباش. پس هر کس با تو درباره او (عیسی) پس از دانشی که بر تو آمده ستیز کند، پس بگو: بیایید فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و جانهای ما و جانهای شما را بخوانیم سپس مباهله (دعا و زاری) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم».
گروهی از مسیحیان نجران همراه با چند تن از علما و اسقفهایشان مانند «عاقب» و «سید» برای تحقیق پیرامون حضرت محمد صلی الله علیه و آله و مباحثه و مناظره با او به مدینه آمدند.
آنها به خدمت پیامبر رسیدند و مناظره را شروع کردند، آنها ضمن سخنان خود عیسی علیه السلام را پسر خدا معرفی نمودند و دلیل آنها همان تولد عیسی بدون پدر بود.
خداوند در پاسخ آنها اظهار می دارد که داستان عیسی نزد خداوند همچون داستان آدم است که او را از خاک آفرید، یعنی اگر عیسی پدر نداشت آدم هم پدر و مادر نداشت و اگر بنا باشد که عیسی را به خاطر آن ویژگی پسر خدا بدانند، باید درباره آدم نیز چنین عقیده ای داشته باشید، بلکه آدم اولی است.
درحالی که هر دو نفر مخلوق خدا هستند و خداوند با قدرت خود آنها را به طور غیر معمول آفریده است.
من قیافه هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای خود بکَند، کوه کنده می شود، با آنان مباهله نکنید که هلاک می شوید و تا روز قیامت یک نصرانی در روی زمین پیدا نمی شود.

و پیامبر گفته بود: به خدا قسم اگر مباهله می کردند، به صورت میمون و خوک مسخ می شدند و در میان آتش می سوختند و سالی نمی گذشت مگر اینکه تمام نصاری هلاک می شدند.
خداوند پس از بیان این مطلب مهم، جهت آرامش خاطر پیامبر اسلام، او را به این خطاب مفتخر می سازد که حق از جانب پروردگار توست و تو از شک کنندگان نباش.

البته پیامبر در حق و حقیقت شک نداشت واین خطاب تنها برای آرامش دل او و داشتن اطمینان بیشتر نازل شده است تا هرگز در برابر مسیحیان نجران که با آن حضرت مباحثه و مناظره می کردند، کم نیاورد.
وفد نجران این پاسخ را که واقعاً مستدل و منطقی بود نپذیرفتند و لذا پیامبر به دستور خداوند، آنها را به «مباهله» دعوت کرد.
به این صورت که آنها عزیزان خود مانند فرزندان و زنان و جانهایشان را بخوانند و اینها نیز چنین کنند و روبروی هم قرار بگیرند و هر دو گروه دست به دعا بردارند و در پیشگاه خدا تضرع و زاری نمایند و طرف دیگر را نفرین کنند و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهند.:Sham:
این عمل را «مباهله» می گفتند و اگر با شرایط خاص خود انجام می گرفت، طرفی که ناحق بود گرفتار نفرین می شد و عذاب الهی بر آنان نازل می گشت و مسلم است تنها کسانی به مباهله حاضر می شوند که به عقیده خود اطمینان کامل داشته باشند.
وقتی پیامبر آنها را به مباهله دعوت کرد و آنها اطمینان خاطر و ثبات قدم پیامبر را دیدند از او یک شب مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند.

آنها به قرارگاه خود برگشتند و راجع به پیشنهاد پیامبر با همدیگر مشورت کردند. اسقف بزرگ آنها گفت:
فردا بنگرید اگر محمد با نزدیکان و خانواده خود برای مباهله آمد، از مباهله با او خودداری کنید ولی اگر با اصحاب خود آمد با او مباهله کنید.:Sham:
فردای آن روز حضرت محمد صلی الله علیه و آله را دیدند که همراه با حسن و حسین علیهماالسلام به عنوان فرزندان؛ و فاطمه زهرا علیهاالسلام به عنوان زنان؛ و علی علیه السلام به عنوان جان پیامبر برای مباهله می آید. نصاری از ترکیب این گروه پرسیدند، به آنها گفته شد آن مرد علی بن ابیطالب است که داماد پیامبر و عزیزترین شخص پیش اوست و آن دو کودک حسن و حسین نوه های پیامبر هستند و آن زن دختر پیامبر است که بسیار دوستش می دارد.
ابوحارثه اسقف وفد نجران که این منظره را دید، گفت:
به خدا قسم که همانند پیامبران به مباهله آمده است و چون به او گفتند که مباهله را شروع کند گفت:
من در برابر این چهره ها جرئت مباهله ندارم و می ترسم راستگو باشد که در این صورت اگر مباهله کنم یک سال نمی گذرد مگر اینکه در دنیا هیچ نصرانی پیدا نمی شود.

آنگاه خطاب به پیامبر اسلام گفت: ای ابوالقاسم ما با تو مباهله نمی کنیم و با تو مصالحه می کنیم.
این بود که صلحنامه ای میان دو طرف نوشته شد و طبق آن، نصارای نجران متعهد شدند که هر سال دوهزار دست لباس که هر یک به قیمت تقریبی چهل درهم باشد به مسلمانان بدهند و نیز اگر جنگی اتفاق افتاد سی عدد زره جنگی و سی عدد نیزه و سی رأس اسب به عنوان امانت در اختیار مسلمانان قرار بدهند که پس از جنگ به خودشان عودت داده شود.
روایت شده است که اسقف نجران گفته بود:
من قیافه هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای خود بکَند، کوه کنده می شود، با آنان مباهله نکنید که هلاک می شوید و تا روز قیامت یک نصرانی در روی زمین پیدا نمی شود. و پیامبر گفته بود: به خدا قسم اگر مباهله می کردند، به صورت میمون و خوک مسخ می شدند و در میان آتش می سوختند و سالی نمی گذشت مگر اینکه تمام نصاری هلاک می شدند.

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۵:۰۹
یاوران منجی گرامی
درود
شما برای این ادعا، سند هم دارید؟ خواهشمندم که سند قرآنی آن را ارایه فرمایید.


اولا شیعه قائل نیست که همه چیز باید اثباتش از الفاظ قرآن صورت بگیرد
چون قائل است پیامبر فرموده :انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ... برای شیعه هم قرآن حجیت دارد و هم کلمات ائمه معصومین
اگر یکی از آنها ترک شد و فقط به یکی تمسک شد باعث ضلالت است چون حضرت در ادامه می فرماید :ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا
تا هنگامی که به هر دو چنگ بزنید گمراه نمی شوید

لذا حدیث معتبر برای ما حکم قطعی ایجاب می کند
آن جناب غلامعلی نوری است که باید به ایشان بگوئید فقط از قر/ان دلیل بیاورد که ایشان هم همان اوائل بحث تسلیم نظریه شما شد؟!

با این توضیحات برای آنچه عرض کردم (با آمدن شریعت بعدی شریعت ماقبل ابطال می شود ) دلایل فراوانی است که ا لان سندشان دم دستم نیست به مرور عرض می کنم
فعلا این دوتا حدیث باشد تا دلائل بعدی


در مجمع البيان از امام امير المؤ منين على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ((خداى تعالى از انبياى قبل از پيامبر ما، ميثاق گرفت كه به امت هاى خود خبر بعثت آن جناب و علائم و صفاتش را بدهند، و به آمدنش بشارت داده ، دستور دهند كه آن جناب را تصديق كنند)).
منبع ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 520

و در الدر المنثور است كه ابن جرير از على بن ابيطالب رضى اللّه عنه روايت كرده كه فرمود: ((از آدم تاكنون خداى تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه درباره محمد (صلى اللّه عليه و آله ) از او پيمان گرفت كه اگر در زمان زندگى او اين پيامبر بزرگ مبعوث شد، بايد به او ايمان آورد و ياريش كند. و دستور داد كه او نيز اين پيمان را از امت خود بگيرد، آنگاه امام (عليه السلام ) اين آيه را تلاوت فرمود: ((و اذ اخذ اللّه ميثاق النبيين لما اتيتكم من كتاب و حكمه ....))
ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 521

نکته : این روایات در ذیل آیه 85 آل عمران و آیات ما قبلش آمده
اگر هم می خواهید بفرمائید علامه طباطبائی حدیث غلط در کتاب خود آورده اشکال خود را به رجال حدیث بیان بفرمائید

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۵:۲۹
یعنی اگه کسی باشه که به قرآن و اوستا ایمان داشته باشه،مثل آیه بالا باشه،رستگار نیست؟

منتقد گرامی درود

بحث سر قبولی یا قبول نداشتن نیست

بلکه بحث بر سر ماندن در دین قبلی به بهانه یا دلیل و ایاتی که مهران گرامی میاورند

ما مسلمانان همه ی کتب و انبیا را باید قبول داشته باشیم تا مومن باشیم

به نظرت چرا باید خدا شرط پذیرش را قبول تمام کتب و انبیا پیشین بیان کند؟

در ثانی به گفته موبدیار زرتشتی ها گات ها را کتاب اسمانیشان می دانند نه اوستا را :Gol:

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۵:۳۴
ولی تنها و تنها تا اینجا و نه ادعاهای دیگری که شما دارید.

مهران گرامی درود

برای شناسایی وسیله ی مناسب یک سری شرایط لازم است

که پیشتر نیز درمورد آموزگاران بیان کردم

در ثانی اوصیا نیز دارای خصوصیاتی برای شناسایی باشند:Gol:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۹:۰۸
آشنای قریب گرامی
درود
شما با من عناد دارید. سر ستیز که با قرآن ندارید. دارید؟
سوره ابراهیم آیه 4 و سوره عنکبوت آیه 46 برای نمونه صراحت دارد.
اسلام عام در قرآن صراحت دارد.
چرا باید آن اسلام را که استاد مطهری میگویند، اسلام خاص باشد و چرا اسلام عام که در قرآن است نباشد؟
شما استدلال شهید مطهری را که ردی است بر استدلال خودتان جواب ندادید
در ضمن
در رابطه آیه 4 سوره ابراهیم در صفحه اول و دوم همین تاپیک بحث شد و جواب آن داده شد بنده می خواستم که همه جواب های دو طرف را بیاورم اما دیدم زیاد است پس اگر شما جویای حقیقت هستی به ردیه هایی که بر علیه نظر شما و تفسیر به رای شما داده شده نظری کنید
جواب شما در باره آیه 46 در آیه 47 و بعد از آن آمده
قرآن می فرماید:
هم چنان اين كتاب را بر تو نازل كرديم و اهل كتاب به آن ايمان مى‏ آورند و از اينان نيز كسانى به آن ايمان مى‏ آورند و جز كافران كسى آيات ما را انكار نمى‏كند. (47)
... قرآن آياتى است روشن، كه در سينه اهل دانش جاى دارد و آيات ما را جز ستمكاران انكار نمى‏ كنند. (49) ... در اين كتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است. (51)
سوال: آیا شما ایمان به قرآن دارید یا نه؟ و آیا شما مصداق مومنان هستید که در آیه 51 آمده؟
اگر پاسختان آری است همین قرآن در 11 آیه اول سوره مومنون ملاک مومنین را فرموده
آیا آن ملاک ها در وجود شما هست؟ اگر نیست زرتشتیان مصداق آیه 46 سوره ابراهیم نیستند

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۴:۴۶
با سلام

این قاعده که عرض کردم مربوط به علم لغت می شود که در کتب لغت آمده که فلان لفظ اصلا برای معنائی غیر از آنچه معنای لغوی است وضع شده یا نه و معمولا کتب تخصصی لغت به این بحث می پردازند مثل تاج العروس و لسان العرب و ...

ولی اصطلاحات اوستائی را خبر ندارم آیا واقعا از همین نوع وضع هست یا نه چون مربوط به علم لغت می شود (لغت اوستائی ) حالا از آنچه فرمودید خود رضا حتما دفاع می کنند


عرض کردم که هر جا شاهد یا قرینه ای بود حمل بر معنای لغوی می شود و هر جا نبود و مطلق ذکر شده باشد حمل بر معنای وضعی می شود این یک قاعده لغوی است که در تفسیر از آن استفاده می شود لذا تفسیر به رای نمی شود

در ضمن ما در همان قرینه ها هم تابع مفسران شیعه هستیم و خودمان به راحتی دنبال قرینه و شاهد نمی گردیم ولی باید توجه داشت که بعضی مطالب ازبس آشکار است مفسران از ذکر آن پرهیز کرده اند مثل اینکه در بقره 132 حضرت ابراهیم فرزندانش را وصیت می کند که نمیرند مگر اینکه مسلمان باشند
اینجا اینکه حضرت ابراهیم وصیت می کند معلوم می شود که منظور اسلام محمدی نیست

بحث تفسیر یک علم بسیار گسترده است که خودش مستلزم فراگیری چند علم دیگر است که هر که تمام آنها را به طور کامل فراگیرد مفسر است و اوست که منظور از آیات را با توجه به مجموعه آن علوم اعلام می کند
و در هیچ یک از تفاسیر نیامده که منظور از اسلام در آیه 85 آل عمران تمامی ادیان الهی باشد !!! اگر چنین شاهدی دارید اقامه بفر مائید

در غیر این صورت باید قبول کنید که همین آیه برای ابطال شریعت های قبلی کافی است

در ضمن جواب پست 67 داده نشد!!

یاوران منجی گرامی
درود
با روش استدلال شما تنها چیزی که میتوانم بگویم اینست:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
این روش استدلال شما به طور دقیق تفسیر به رای است.
خداوند نه با کسی رودربایستی دارد، نه میخواسته میان گزارشگران (تفسیر کنندگان) اختلاف بیندازد. اگر چنین خواستی داشت، بدون هیچ شکی و بدون هیچ رودربایستی، چنین مینوشت و آموزش میداد. خداوند خودش در قرآن بارها از سادگی فهم قرآن نوشته است.
این از دیدگاه خرد پسندیده است که خودتان سند خودتان باشید؟
سند باید یا قرآنی باشد، یا دانشی(علمی) یا خردپسندانه (عاقلانه). شما تنها آن چیزی که خودتان را اثبات میکند، ارایه میکنید، آنهم با تایید خودتان.
کی میگه من راست میگویم؟ بابام
کی میگه بابات راست میگه؟ من
این روش درست نیست.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۵:۱۴
با سلام

سوره عنکبوت آیه 46
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

سوره بقره (بویژه آیه 69
قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِـعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ

خوب این دو تا چه ربطی داشت به بحث؟!
و اما آیه مورد نظر یعنی
سوره ابراهیم آیه 4
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ


به این قسمت از تفسیر المیزان از علامه طباطبائی توجه کنید

وَ مَا أَرْسلْنَا مِن رَّسولٍ إِلا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَينَ لهَُمْ ...
كلمه ((لسان )) در اينجا مانند آيه ((بلسان عربى مبين )) به معناى لغت است ، و ضمير در كلمه ((قومه )) به رسول و در كلمه لهم به قوم بر مى گردد، و حاصل معنا چنين مى شود كه :ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان مردمش و به لغت و واژه ايشان تا بتواند احكام را براى آنان بيان كند.
ولى بعضى - به طوريكه در كشاف آمده - دچار خبط و اشتباه بزرگى شده ضمير در قومه را به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) برگردانده اند، تا آيه دلالت كند بر اينكه :وحى به تمامى انبياء به زبان پيغمبر اسلام بوده و ليكن غفلت ورزيده اند از اينكه معناى آيه غلط مى شود، چون با در نظر گرفتن اينكه ضمير ((لهم )) به قوم بر مى گردد، معناى آيه چنين مى شود كه :ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان عربى تا براى قوم رسول خدا بيان كند، و پر واضح است كه تمامى انبياء مبعوث نشده اند كه براى قوم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيان كنند.

بنا بر نظریه شما این بیچاره ها باید تغییر زبان بدهند نه؟!!؟!؟!؟!؟!

یا از یک زبان دیگر که پیامبر دارد دینشان را قرض بگیرند :ok:


یاوران منجی گرامی
درود
این هم پاسخ نامه شماره 67:
ببخشید، آیه 62 بود، نه آیه 69:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد
مکارم: كساني كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و يهود و نصاري و صابئان (پيروان يحيي يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان بخدا و روز رستاخيز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هيچگونه ترس و غمي براي آنها نيست (و هر كدام از پيروان اديان كه در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهي عمل كرده‏اند ماجورند و رستگار).
خرمشاهی: از مؤمنان و يهوديان و مسيحيان و صابئين، هر كس كه به خداوند و روز بازپسين ايمان آورده و نيكوكارى كرده باشد، پاداششان نزد خداوند [محفوظ] است و نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين مى‏شوند

از سه آیه ای که برایتان نوشتم این نتیجه به دست می آید که یک دین خداوند، به زبانهای گوناگون ارایه شده است. این نتیجه به دست می آید که نام پیامبر و نام شریعت ارزش چندانی ندارد. آن چیزی که ارزش دارد باور به خداوند و روز داوری پس از مرگ، همچنین نیکوکاری است.
اگر خواست خداوند باطل کردن شریعت پیشین با بودن شریعت نو بود، چنین آیه ای نازل نمیشد.
در باره تفسیر المیزان و ... هم آن را تایید سخن دیدم.
در باره پرسش آن عزیز که فرمودید، دو نکته است:
یکم- آیا اطمینان دارید که خداوند برای زردپوستان و سرخ پوستان و سیاه پوستان و بومیان استرالیا پیامبر نفرستاده؟ سندی دارید؟ از 124 هزار پیامبر تنها کمتر از 100 پیامبر شناخته شده است و در این بخش از دنیا به پیامبری رسیده اند. دیگر پیامبران چه میشوند؟
دوم- این سخن قرآن است، نه سخن من که ایرادش را به من میگیرید.
شما خدای ناکرده نمیخواهید که با قرآن مخالفت کنید، یا آیه های آن را نادیده بگیرید و از میان قرآن آن چیزی را که به سود دکانداری خودتان است برگزینید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۵:۲۳
اگر می‌خواهیم در اثبات ضرورت زرتشتی‌گری ایرانیان به امر الله، رسول الله (ص) و قرآن کریم استناد کنیم، پس باید ابتدا به آنها ایمان آوریم. یعنی اول اسلام بیاوریم. و سپس به آیاتش استناد کنند. حال کدام دینی امر می‌کند که لطفاً از این دین خارج شوید؟!

اگر به الله، رسول‌الله (ص) و قرآن اعتقاد و باور داریم، نمی‌توانیم یک آیه را قبول کنیم و آیات دیگر را نادیده گرفته یا رد کنیم. همان قرآنی که فرمود با هر رسولی به زبان خودش و قومش تکلم می‌شود، فرمود: موسی و عیسی (ع) را برای قوم بنی‌اسرائیل فرستادم، اما حضرت محمد (ص) را برای همه بشریت فرستادم.
هادی گرامی
درود
اثبات زرتشتیگری، ادعای من نیست.
دوم- زرتشتیگری خود محکوم به نابودی است، چون با دین زرتشتی تفاوت دارد. این یک اصطلاح امروزین است که بر دینی دروغین نهاده شده است.
سوم- این آیه هایی که ارایه کردم، روشن است. آن چیزی که شما در باره آن میگویید بیشتر مصادره به مطلوب است.
چهارم- دین خدا جهانی و بشری و آزاد از زمان و مکان است. این نکته با زبان پیامبر و قومش تفاوت دارد. دین خدا که اسلام محمدی هم گویش عربی آن است، بدیهی است که جهانی و بشری است. ولی این بدان معنا نیست که شما دیگر پیامبران و زبانهایشان 90 و خودتان را 100 بدانید.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۵:۴۰
چهارم- دین خدا جهانی و بشری و آزاد از زمان و مکان است. این نکته با زبان پیامبر و قومش تفاوت دارد. دین خدا که اسلام محمدی هم گویش عربی آن است، بدیهی است که جهانی و بشری است. ولی این بدان معنا نیست که شما دیگر پیامبران و زبانهایشان 90 و خودتان را 100 بدانید.

مهران گرامی درود

پیشتر برای رد این سخنتان یک دلیل عقل پسند اوردم

اما باز سخن از این سخن می زنید

دوباره این مثال را با نحوه ی بیان دیگر می زنم اگر غلطه بگویید غلطه


در هر مقطع تحصیلی یک اموزگار تدریس می کند و همه علم می آموزند و مقطع را به پایان می رسانند

و همان دانش آموز هرچه قدر بزرگنر شود فهمش بیشتر و نیاز دارد تا آموزگاری بیاید

که در خور فهمش با او سخن بگوید

و همین طور می گذرد تا می رسد به مقطع پایانی و در آنجا دیگر ان دانش آموز

دانشمند شده است

دیگر آن فرد مقطع اول نیست

پس باید خود به دنبال پژوهش و علم برود


در مورد اسم امامان طبق مناظره ای که خواندم اسامی امامان ما و پیامبر ما در کتب

مقدس دیگر ادیان الهی است

که در این جا از اهل فن می خواهم اسامی امامان ما را در کتب دیگر امده است را

قرار دهند:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۰۶
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا(الجن/14)



تا جایی که من می دانم وقتی ال بر سر اسمی بیاید اسم خاص می شود
با این حال از طلبه ها و روحانیون تقضی و یا کسانی که دقیق می توانند بررسی کنند
تفاوت این دو را بیان کنند

در این ایه باز بر سر مشرکون ال امده خیلی این مهمه
چون همان طور که می دانیم مسیحی ها برای خدا شریک قائل شده اند
شاید منظور این ایه همان ها باشند(فقط احتمال دادم و تفسیر نکردم چون همان طور که می دانید برای تفسیر قران با قران فقط یک ایه قبول نیست)


اگر در ایه باز دقت کنید بر سر هردو دین ال امده !!!

همان طور که می دانید طبق عقاید زرتشتی ها دین خدا یکی است :gol:


آقای محمد گرامی
درود
یک- در سوره حج آیه 17 با سه الذین، آمنو را از یهود و نصارا و مجوس و صابئین و آنها را از مشرکان و کافران جدا کرده است.
از این روی المشرکون نمیتواند اشاره به یکی از این چهار دین باشد.
دو- یکی از استادان در همین آسکدین ال را در یظهره علی الدین کله نشانه استغراق دانستند و کل معنا کردند (غلبه میکند بر کل ادیان). در گزارش (تفسیر) همان آیه ای که شما سند برای غلبه اسلام محمدی(ص) بر دیگر اسلامها ارایه کردید.
اینها همه سند است که تفسیر به رای و مصادره به مطلوب را نشان میدهد. یکی این را میپسندد، که برای اثبات سخنش بهتر است، دیگری آن یکی را که برای اثبات سخن او بهتر است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۳۳
قرآن كريم مى‏فرمايد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (آل عمران 85)
«و هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه‏اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.

آشنای قریب گرامی
درود
این سخن شما برای نمونه با دو آیه (سوره عنکبوت آیه 46 و سوره بقره آیه 62)، ناسازگاری دارد.
اگر خداوند چنین خواستی داشت، به سادگی میگفت که هر کسی باید به پیامبر نو ایمان بیاورد. نه آن چیزی که در این دو آیه نوشته شده است.

پیام
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۳۷
آنچه که می توان از آیه استفاده کرد این نکته است که :ماازطريق هدايت قرآن ميدانيم گروهى از ما مسلم و گروهى ظالم و بيدادگرند" (وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ) «1».
__________________________________________________
(1)" قاسط" از ماده" قسط" به معنى تقسيم عادلانه است، اين ماده هنگامى كه به صورت باب" افعال" در آيد (اقساط) به معنى اجراى عدالت است، و هنگامى به صورت ثلاثى مجرد استعمال شود (مانند آيه فوق) به معنى ظلم و انحراف از مسير حق است.
تفسير نمونه، ج‏25، ص: 118
" اما آنها كه اسلام را، اختيار كنند، راه راست را برگزيده، و به سوى هدايت و ثواب الهى گام بر داشته‏اند (فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً) «1».
" و اما ظالمان، آتشگيره دوزخند" (أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً
).
قابل توجه اينكه در اين آيات،" مسلم" در مقابل" ظالم" قرار گرفته، اشاره به اينكه چيزى كه انسان را از ظلم باز مى‏دارد، همان ايمان است، و گرنه يك فرد بى‏ايمان به هر حال آلوده ظلم و ستم خواهد شد، و در ضمن نشان مى‏دهد كه مؤمن واقعى كسى است كه هرگز آلوده به ظلم و ستمى نشود، چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم ص مى‏خوانيم‏
المؤمن من آمنه الناس على انفسهم و اموالهم:
" مؤمن كسى است كه مردم بر جان و مال خود از ناحيه او در امان باشند" «2».
و در حديث ديگرى از همان حضرت ص آمده است:
المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده:
" مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند" «3».
تعبير به" تَحَرَّوْا رَشَداً" نشان مى‏دهد كه مؤمنان از روى توجه و قصد
__________________________________________________
(1)" تحروا" از ماده" تحرى" به معنى قصد كردن چيزى است.
(2) تفسير" روح البيان" جلد 10 صفحه 195.
(3)" اصول كافى" جلد 2 باب المؤمن و علاماته و صفاته.
تفسير نمونه، ج‏25، ص: 119
و تحقيق به سراغ هدايت مى‏روند، نه چشم بسته و كوركورانه، و بالاترين پاداش آنها نيز همان نيل به حقيقت است كه در سايه آن به همه نعمتهاى الهى نائل مى‏شوند، در حالى كه بدترين بدبختى ستمكاران آن است كه هيزم دوزخند، يعنى آتش از درون وجودشان زبانه مى‏كشد! اما نکته پایانی پیرامون ال آنکه اینجا الف ولام برای معرفه کردن ومعلوم و مشخص نمودن کلمه ای است که بر سرآن آمده

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۳۹
یک- در سوره حج آیه 17 با سه الذین، آمنو را از یهود و نصارا و مجوس و صابئین و آنها را از مشرکان و کافران جدا کرده است.

مهران گرامی درود


ایه ای که شما به ان استناد کرده ایید این است

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يفْصِلُ بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ(الحج/17)

مسلما کساني که ايمان آورده‌اند، و يهود و صابئان [= ستاره‌پرستان‌] و نصاري و مجوس و مشرکان، خداوند در ميان آنان روز قيامت داوري مي‌کند؛ (و حق را از باطل جدا مي‌سازد؛) خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است.


می شود بگویید کجا گفته که در کانر اهل ایمان آورده است

دقت کنید اخرش الذین اشرکوا هم اورده است

و در آخر گفته خدا وند در میان انها در قیامت داوری می کند


اگر بخواهیم جوری بیاندیشم(من در این ایه تفسی نمی کنم فقط دیدگاهم را می گویم تا کمی تفکر صورت بگیرئ)

خداوند در این ایه حد بالا و حد پایین را در نظر گرفته است

با اورد مومنین در اول و مشرکین در اخر دو حد بهشتیان و جهنمیان را مشخص کرده و در ادامه بقیه را در بین گذاشته

و گفته داوری می شود


بازم می گویم من تفسیر نکردم بلکه نظرم را گفته ام

تفسیر شرایطی دارد که باید رعایت شود




تا جایی که من می دانم وقتی ال بر سر اسمی بیاید اسم خاص می شود با این حال از طلبه ها و روحانیون تقضی و یا کسانی که دقیق می توانند بررسی کنند تفاوت این دو را بیان کنند


این جمله ی من در مورد ال است که در اخر از طلبه ها و روحانیون کمک گرفته ام که اگر نقصی هست بر طرف کنند
و اگر اشتباه است درستش را بگوییند:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۴۳
در ضمن همان قران نیز گفته است که قران را عربی نازل کردیم تا بیاندیشند

از این ایه لزوم بررسی زبان عربی اش هم کاملا روشن می شود


امیدوارم از مصادیق صم بکم عمی فهم لا یرجعون نباشید
محمد گرامی
درود
جالب است که خودتان پاسخ خودتان را میدهید و آنگاه مرا کر و کور میخوانید.
خب استادگرامی، کسی که عربی نمیداند، به طور طبیعی کسی که عرب نیست، چگونه میتواند به چیزی بیندیشد که معنای آن را نمیداند؟
آشکار است که بویژه در زمان نزول قرآن تنها عربها عربی میدانستند و گروهی بسیار اندک و خاص مانند مترجمان و بازرگانان و ...
امروزه تو ایران چند مسلمان عربی میفهمند و میتوانند با قرآن به اندیشیدن برسند؟

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۴۷
که خودتان سند خودتان باشید؟ سند باید یا قرآنی باشد، یا دانشی(علمی) یا خردپسندانه (عاقلانه). شما تنها آن چیزی که خودتان را اثبات میکند، ارایه میکنید، آنهم با تایید خودتان. کی میگه من راست میگویم؟ بابام کی میگه بابات راست میگه؟ من این روش درست نیست.

با سلام

من سندم حدیثی است که در تفسیر المیزان آمده
شما اگر علامه طباطبائی را قبول ندارید این احادیث را هم قبول ندارید یا للعجب؟!
به نظر شریف شما احادیث عقل پسند نیستند معاذ الله
یا با خرد اوستائی جور در نمییاد؟!
مگر من یا علامه طباطبائی (که در نقل احادیث و صحت آنها بسیار محتاطانه عمل می کردند ) این احادیث را از شکم خود گفته ایم ؟!
یا می خواهید ما برای حرفهایمان از اوستا دلیل بیاوریم؟!


در ضمن برای اینکه در یک علم نظریه ای بدهید باید به وسیله همان علم و از اصول همان علم استفاده بفرمائید
ماچارچوبمان در شیعه این گونه است شما نمی توانید بدون در نظر گرفتن چارچوب خودمان بگوئید قرآن چه می گوید
اگر به قوائد اشکال دارید یا علی
بروید نزد اهل لغت و قواعد وضع را عوض کنید!!!

خوب ما این دلائل را داریم جواب دهید؟!

اینجا حق گریزی شما معلوم می شود که جواب منطقی شما اینها است ؟!!!!!!

همیشه فکر می کنید خودتان با برداشتهائی که از قران می کنید صحیح می فرمائید در حالی که از اول تا آخر هیچ کس این حرفها را نزده و فکر می کنید همه در اشتباه و تفسیر به رای هستند جز شما؟!

طرف تو اتوبان یه طرفه می رفته میگفته چرا اینا همه یه طرفه می یاند؟! ( از باب اصفهانی بودنم گفتم )

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۵۵
محمد گرامی درود جالب است که خودتان پاسخ خودتان را میدهید و آنگاه مرا کر و کور میخوانید. خب استادگرامی، کسی که عربی نمیداند، به طور طبیعی کسی که عرب نیست، چگونه میتواند به چیزی بیندیشد که معنای آن را نمیداند؟ آشکار است که بویژه در زمان نزول قرآن تنها عربها عربی میدانستند و گروهی بسیار اندک و خاص مانند مترجمان و بازرگانان و ... امروزه تو ایران چند مسلمان عربی میفهمند و میتوانند با قرآن به اندیشیدن برسند؟

مهران گرامی درود

در ابتدا عرض کنم

من نگفتم نمی دانم

بلکه احتیاط کردم

و احتایط شرط عقل است

و در ضمن دانستن و ضعف در ان دو موضوع مختلف است

من گفتم امیدوارم صم ... نباشید
نه اینکه باشید

به جملات دقت کنید و با دقت بخوانید


شما الان زبان انگلیسی را بلدید چه جوری یاد گرفته اید؟

عربی هم همانگونه می شود یاد گرفت

در اخر دیدید که کارشناس دقیقش راگفتند



اما نکته پایانی پیرامون ال آنکه اینجا الف ولام برای معرفه کردن ومعلوم و مشخص نمودن کلمه ای است که بر سرآن آمده

امیدوارم درست بیاندیشید

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۶:۵۸
کسی که عربی نمیداند، به طور طبیعی کسی که عرب نیست،

ببینم یعنی فقط فارس زبانها ادبیات فارسی را می دانند !
من قول می دهم در دانشگاه های هندو مالزی و ... افرادی هستند که بیشتر از من و شما قواعد ادبیات فارسی را می دانند



آشکار است که بویژه در زمان نزول قرآن تنها عربها عربی میدانستند و گروهی بسیار اندک و خاص مانند مترجمان و بازرگانان و ...

اولا قواعد اصیل عربی هم از عربهای همان زمان برداشت شده
در کتب قواعد عربی برای قواعد عربی مثالهائی زده می شود که از اشعار دوران جاهلیت است (حتی قبل از اسلام )
به کتاب سیوطی و کتابهای تخصصی زبان عربی مراجعه بفرمائید



امروزه تو ایران چند مسلمان عربی میفهمند و میتوانند با قرآن به اندیشیدن برسند؟
ثانیا علامه طباطبائی ، آیت الله جوادی ، و مفسران دیگر شیعه علاوه بر آنکه تحصیلات خود را در نجف و .. گذرانده اند یک عمر قواعد عربی را فرا گرفته اند و این از مقدمات دروس حوزوی است طلبه ها همان سال دوم سیوطی فرا می گیرند که استاد ما می فرمود یکی از کتب تخصصی ادبیات در دانشگاهها ی مصر است و علاوه بر آن تمامی متون حوزوی عربی است وتا اخر عمر با قواعد آن کار دارند
لذا اول همه ایرانی ها را بشناسید بعد این حرفهارا بزنید

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۱۵
اولا شیعه قائل نیست که همه چیز باید اثباتش از الفاظ قرآن صورت بگیرد
چون قائل است پیامبر فرموده :انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ... برای شیعه هم قرآن حجیت دارد و هم کلمات ائمه معصومین
اگر یکی از آنها ترک شد و فقط به یکی تمسک شد باعث ضلالت است چون حضرت در ادامه می فرماید :ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا
تا هنگامی که به هر دو چنگ بزنید گمراه نمی شوید

لذا حدیث معتبر برای ما حکم قطعی ایجاب می کند
آن جناب غلامعلی نوری است که باید به ایشان بگوئید فقط از قر/ان دلیل بیاورد که ایشان هم همان اوائل بحث تسلیم نظریه شما شد؟!

با این توضیحات برای آنچه عرض کردم (با آمدن شریعت بعدی شریعت ماقبل ابطال می شود ) دلایل فراوانی است که ا لان سندشان دم دستم نیست به مرور عرض می کنم
فعلا این دوتا حدیث باشد تا دلائل بعدی


در مجمع البيان از امام امير المؤ منين على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ((خداى تعالى از انبياى قبل از پيامبر ما، ميثاق گرفت كه به امت هاى خود خبر بعثت آن جناب و علائم و صفاتش را بدهند، و به آمدنش بشارت داده ، دستور دهند كه آن جناب را تصديق كنند)).
منبع ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 520

و در الدر المنثور است كه ابن جرير از على بن ابيطالب رضى اللّه عنه روايت كرده كه فرمود: ((از آدم تاكنون خداى تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه درباره محمد (صلى اللّه عليه و آله ) از او پيمان گرفت كه اگر در زمان زندگى او اين پيامبر بزرگ مبعوث شد، بايد به او ايمان آورد و ياريش كند. و دستور داد كه او نيز اين پيمان را از امت خود بگيرد، آنگاه امام (عليه السلام ) اين آيه را تلاوت فرمود: ((و اذ اخذ اللّه ميثاق النبيين لما اتيتكم من كتاب و حكمه ....))
ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه : 521

نکته : این روایات در ذیل آیه 85 آل عمران و آیات ما قبلش آمده
اگر هم می خواهید بفرمائید علامه طباطبائی حدیث غلط در کتاب خود آورده اشکال خود را به رجال حدیث بیان بفرمائید

آشنای قریب گرامی درود
شما نوشته اید:
1-:"... اولا شیعه قائل نیست که همه چیز باید اثباتش از الفاظ قرآن صورت بگیرد
چون قائل است پیامبر فرموده :انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ... برای شیعه هم قرآن حجیت دارد و هم کلمات ائمه معصومین
اگر یکی از آنها ترک شد و فقط به یکی تمسک شد باعث ضلالت است چون حضرت در ادامه می فرماید :ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا
تا هنگامی که به هر دو چنگ بزنید گمراه نمی شوید ...."
پاسخ
آن اندازه که من میدانم، حدیث ثقلین و کسا در باره 5 نفر بیشتر نیست. نه در باره 12 امام.
دوم- حدیثی از امام صادق(ع) است که حدیث و روایت هم باید با قرآن سازگار باشد وگرنه باید آن را به دیوار کوبید.
سوم- شما ختم نبوت را اعلام کردید. پس امامان یا قرآن را آموزش میدهند که میشود همان قرآن و یا چیزی تازه میگویند که چون ختم نبوت و وحی اعلام شده، پس آنها چیزی خدایی برای گفتن ندارند، سخن انسان نیز کلام خدا نیست که گوش کردن آن بایسته (واجب) باشد.
چهارم- اگر آسمان بروید و زمین بیایید، این یک نکته دانشی از دانش روانشناسی است: 75% از رفتار هر کس تحت کنترل ضمیر ناخود آگاه اوست. بنابراین نقل قول به جز یک مورد، آلوده به ضمیر ناخودآگاه نقل کننده است. آن یک استثنا هم زمانی است که کسی بدون فکر تنها مانند ضبط صوت یا مانند املا نوشتن، چیزی را هم زمان با گفتن آن نوشته باشد و گوینده آن را خوانده و تایید کرده باشد. وگرنه اگر کسی چیزی را شنیده سپس برای کسی نقل کرده باشد، 75% آلوده به ضمیر ناخودآگاه نقل کننده است.

2-:"... در مجمع البيان از امام امير المؤ منين على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ((خداى تعالى از انبياى قبل از پيامبر ما، ميثاق گرفت كه به امت هاى خود خبر بعثت آن جناب و علائم و صفاتش را بدهند، و به آمدنش بشارت داده ، دستور دهند كه آن جناب را تصديق كنند))....."
پاسخ
در اینجا تصدیق کردن آمده است. نه باطل شدن پیشین و تایید کردن پسین.

3-:" ... در الدر المنثور است كه ابن جرير از على بن ابيطالب رضى اللّه عنه روايت كرده كه فرمود: ((از آدم تاكنون خداى تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه درباره محمد (صلى اللّه عليه و آله ) از او پيمان گرفت كه اگر در زمان زندگى او اين پيامبر بزرگ مبعوث شد، بايد به او ايمان آورد و ياريش كند. و دستور داد كه او نيز اين پيمان را از امت خود بگيرد، آنگاه امام (عليه السلام ) اين آيه را تلاوت فرمود: ((و اذ اخذ اللّه ميثاق النبيين لما اتيتكم من كتاب و حكمه ....))...."
پاسخ
این نیز مانند روایت پیشین، تایید است نه باطل شدن دین پیشین.

4-:" ... اگر هم می خواهید بفرمائید علامه طباطبائی حدیث غلط در کتاب خود آورده اشکال خود را به رجال حدیث بیان بفرمائید...."
پاسخ
به دلایلی که بارها بیان کردم، به هیچ نقل قولی اعتماد ندارم، مگر به روش ضبط صوتی نوشته شده، به تایید کسی که روایت به او منسوب است، باشد. به هر روی در این روایتها هم تایید سخن شما نبود. جز تفسیر به رای و مصادره به مطلوب چیزی ندیدم.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۱۸
مهران گرامی درود

برای شناسایی وسیله ی مناسب یک سری شرایط لازم است

که پیشتر نیز درمورد آموزگاران بیان کردم

در ثانی اوصیا نیز دارای خصوصیاتی برای شناسایی باشند:gol:

محمد گرامی
درود
با این سخن شما هم رای هستم. ولی این کجا و آن ادعاها که ده ها بار نوشتم کجا؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۳۳
2-:"... در مجمع البيان از امام امير المؤ منين على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ((خداى تعالى از انبياى قبل از پيامبر ما، ميثاق گرفت كه به امت هاى خود خبر بعثت آن جناب و علائم و صفاتش را بدهند، و به آمدنش بشارت داده ، دستور دهند كه آن جناب را تصديق كنند))....." پاسخ در اینجا تصدیق کردن آمده است. نه باطل شدن پیشین و تایید کردن پسین.

مهران گرامی درود

ایا اشو زرتشت(ع) در گا تها نگفته که خدیای بهترین را را به ما نمایان کن تا برگزینیم؟

(منظورم همان مستنداتی است که ار گات ها برای من گذاشتید )

ایا تایید می کنید این یعنی ادامه دادن در مسیر درست؟

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۳۸
از سه آیه ای که برایتان نوشتم این نتیجه به دست می آید که یک دین خداوند، به زبانهای گوناگون ارایه شده است. این نتیجه به دست می آید که نام پیامبر و نام شریعت ارزش چندانی ندارد. آن چیزی که ارزش دارد باور به خداوند و روز داوری پس از مرگ، همچنین نیکوکاری است. اگر خواست خداوند باطل کردن شریعت پیشین با بودن شریعت نو بود، چنین آیه ای نازل نمیشد.

به قسمتی از تفسیر نمونه توجه بفرمائید

يك سؤ ال مهم
بعضى از بهانه جويان آيه فوق را دستاويزى براى افكار نادرستى از قبيل صلح كل و اينكه پيروان هر مذهبى بايد به مذهب خود عمل كنند قرار داده اند، آنها مى گويند بنابراين آيه لازم نيست يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر اسلام را پذيرا شوند، همين قدر كه به خدا و آخرت ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند كافى است .
پاسخ : به خوبى مى دانيم كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مى كنند، قرآن در آيه 85 سوره آل عمران مى گويد: و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه : (هر كس دينى غير از اسلام براى خود انتخاب كند پذيرفته نخواهد شد).
بعلاوه آيات قرآن پر است از دعوت يهود و نصارى و پيروان ساير اديان به سوى اين آئين جديد اگر تفسير فوق صحيح باشد با بخش عظيمى از آيات قرآن
تضاد صريح دارد، بنابراين بايد به دنبال معنى واقعى آيه رفت .
در اينجا دو تفسير از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى رسد.
1- اگر يهود و نصارى و مانند آنها به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ايمان مى آورند چرا كه بشارت ظهور او با ذكر صفات و علائم مختلف در اين كتب آسمانى آمده است كه شرح آن در ذيل آيه 146 سوره بقره خواهد آمد.
مثلا قرآن در آيه 68 سوره مائده مى گويد: قل يا اهل الكتاب لستم على شى ء حتى تقيموا التورات و الانجيل و ما انزل اليكم من ربكم :(اى اهل كتاب شما ارزشى نخواهيد داشت مگر آن زمانى كه تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده برپا داريد) (و از جمله به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كه بشارت ظهورش در كتب شما آمده است ايمان بياوريد).
2 - اين آيه ناظر به سؤ الى است كه براى بسيارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده ، آنها در فكر بودند كه اگر راه حق و نجات تنها اسلام است ، پس تكليف نياكان و پدران ما چه مى شود؟، آيا آنها به خاطر عدم درك زمان پيامبر اسلام و ايمان نياوردن به او مجازات خواهند شد؟
در اينجا آيه فوق نازل گرديد و اعلام داشت هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده است اهل نجات است ، و جاى هيچگونه نگرانى نيست .
بنابراين يهوديان مؤ من و صالح العمل قبل از ظهور مسيح ، اهل نجاتند، همانگونه مسيحيان مؤ من قبل از ظهور پيامبر اسلام .
اين معنى از شاءن نزولى كه براى آيه فوق ذكر شده و بعدا به آن اشاره خواهيم كرد نيز استفاده مى شود.


تفسیر نمونه جلد1 ص 283

امیدوارم شما از قسم یومنون ببعض و یکفرون ببعض نباشید
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً //نساء150



یکم- آیا اطمینان دارید که خداوند برای زردپوستان و سرخ پوستان و سیاه پوستان و بومیان استرالیا پیامبر نفرستاده؟ سندی دارید؟ از 124 هزار پیامبر تنها کمتر از 100 پیامبر شناخته شده است و در این بخش از دنیا به پیامبری رسیده اند. دیگر پیامبران چه میشوند؟

خوب اگر هست کو ؟!
اینکه حتما بوده شکی در آن نیست اما حالا کو شریعتشان ؟!
حالا که بعضی بودا و بعضی گاو پرست و بهترینشان مسیحی است راستی مسیحیت را هم محدود کنیم چرا هر کی در دنیا با هر زبانی مسیحی میشه ؟!این نظریه را در مجمامع بین اللملی مطرح کنید


دوم- این سخن قرآن است، نه سخن من که ایرادش را به من میگیرید. شما خدای ناکرده نمیخواهید که با قرآن مخالفت کنید، یا آیه های آن را نادیده بگیرید و از میان قرآن آن چیزی را که به سود دکانداری خودتان است برگزینید؟

بله این که در آن شکی نیست
اما همانطور که می بینید از یک آیه چندین برداشت می توان کرد ولی مهم این است که کدام برداشت با منطق قرآن سازگار است و این را با در نظر گرفتن بقیه آیات باید فهمید
فسر بعضه بعضا ((( قرآن خودش را تفسیر می کند (حدیث است )
که روش علامه طباطبائی همین گونه است

حالا شما با توجه به آیه 85 آلعمران آیه 62 بقره را تفسیر کنید و همین طور با توجه به آن آیه ای که اول بحث شاهد قرار دادید برای ادعای خود

والا چه فرقی می کنید با آنانکه به بعضی از قرآن ایمان دارند و با بعض دیگر ایمان ندارند؟!


در باره تفسیر المیزان و ... هم آن را تایید سخن دیدم.

حق پذیری شما ستودنی است اما پس جواب دهید؟!
البته اگر حق را یافته و به آن یقین کرده اید اعتراف لازم نیست بگذارید بین شما و خدای متعال باشد و با اسلام آشتی کنید
دست امام زمان بر سرتان باشد
دوست من

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۷:۳۸
شما استدلال شهید مطهری را که ردی است بر استدلال خودتان جواب ندادید


در ضمن
در رابطه آیه 4 سوره ابراهیم در صفحه اول و دوم همین تاپیک بحث شد و جواب آن داده شد بنده می خواستم که همه جواب های دو طرف را بیاورم اما دیدم زیاد است پس اگر شما جویای حقیقت هستی به ردیه هایی که بر علیه نظر شما و تفسیر به رای شما داده شده نظری کنید
جواب شما در باره آیه 46 در آیه 47 و بعد از آن آمده
قرآن می فرماید:
هم چنان اين كتاب را بر تو نازل كرديم و اهل كتاب به آن ايمان مى‏ آورند و از اينان نيز كسانى به آن ايمان مى‏ آورند و جز كافران كسى آيات ما را انكار نمى‏كند. (47)
... قرآن آياتى است روشن، كه در سينه اهل دانش جاى دارد و آيات ما را جز ستمكاران انكار نمى‏ كنند. (49) ... در اين كتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است. (51)
سوال: آیا شما ایمان به قرآن دارید یا نه؟ و آیا شما مصداق مومنان هستید که در آیه 51 آمده؟
اگر پاسختان آری است همین قرآن در 11 آیه اول سوره مومنون ملاک مومنین را فرموده
آیا آن ملاک ها در وجود شما هست؟ اگر نیست زرتشتیان مصداق آیه 46 سوره ابراهیم نیستند

آشنای قریب گرامی
درود
راستش سخن شما را نمیفهم. این که نفرستادیم رسولی مگر به زبان قومش، سخن من نیست که بخواهید ردش کنید یا نه. سخن خداوند در قرآن است. اینکه قرآن عربی آمده برای عربی دانان که سخن من نیست. سخن قرآن است.
کی با خداوند و آیات خداوند مخالف است؟ کی به خدا و آیات او ایمان دارد؟ چنین کسی جز بیچاره ای خاک بر سر چه کسی است؟
سخن بر سر خداوند و آیات خداوند که نیست. سخن بر سر زبان (فرهنگ) مردم و پیامبر آن مردم است.

ایمان یعنی چه؟ ایمان یعنی مانند شمر و یزید تارک الصلاه نبودن، یا مانند طالبان و وهابیان مسلمان بودن. یا مانند شما در قید پوست بودن؟
ایمان در قرآن یعنی چه؟ در شیعه یعنی چه؟ در سنی یعنی چه؟
آنگونه که من از قرآن آموختم، ایمان یعنی آنکه خدای یگانه، را آفریدگار جهان و جهانیان بدانیم. خدایی که به ما ابزار یافتن راه را داد و آزادمان گذاشت تا خود راه خود را بیابیم. اگر راه درست را که ما را به خداوند نزدیک میسازد، بر گزیدیم، بهترین زندگی و همه آسایشها پاداشمان خواهد بود. اگر هر راهی جز این راه را برگزینیم، زندگی بد و رنج و دشواری پادافره مان خواهد بود.
این که نوشتم فصل مشترک گاتها، حتی اوستا با قرآن است.
اگر ایمان این است که من یافتم، آری من مسلمان زرتشتی هستم. اگر ایمان را این نمیدانید، من به هیچ روی نمیخواهم که جز این باشم. زیرا نه با قرآن همخوانی دارد و نه با گاتها و حتی اوستا.

یاوران منجی
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۰۴
پاسخ آن اندازه که من میدانم، حدیث ثقلین و کسا در باره 5 نفر بیشتر نیست. نه در باره 12 امام.

1-ما از پیامبر حدیث معتبر داریم که هر 12 امام را با اسم و رسم مشخص نموده
2- اطیعوا الله و اطیعوا الرسول والوالامر منکم شیعه معتقد است اولی الامر ائمه معصومین هستند
3- اگر هم اینها را قبول ندارید حدیث اول ودوم از امام علی علیه السلام است


دوم- حدیثی از امام صادق(ع) است که حدیث و روایت هم باید با قرآن سازگار باشد وگرنه باید آن را به دیوار کوبید.

اتفاقا این احادیث دقیقا مناسب با آیه 85 سوره آلعمران است
این تفسیر شما از آیات دیگر است که مخالف این آیه است و این تفسیر شما است که باید به دیوار...


در اینجا تصدیق کردن آمده است. نه باطل شدن پیشین و تایید کردن پسین.

به عقل شما
تصدیق بدون عمل به چه دردی می خورد آن هم با توجه به آیه 85 ؟؟


چهارم- اگر آسمان بروید و زمین بیایید، این یک نکته دانشی از دانش روانشناسی است: 75% از رفتار هر کس تحت کنترل ضمیر ناخود آگاه اوست. بنابراین نقل قول به جز یک مورد، آلوده به ضمیر ناخودآگاه نقل کننده است. آن یک استثنا هم زمانی است که کسی بدون فکر تنها مانند ضبط صوت یا مانند املا نوشتن، چیزی را هم زمان با گفتن آن نوشته باشد و گوینده آن را خوانده و تایید کرده باشد. وگرنه اگر کسی چیزی را شنیده سپس برای کسی نقل کرده باشد، 75% آلوده به ضمیر ناخودآگاه نقل کننده است.

دیگر ادیان از جمله زرتشت با ضبط صوت ضبط شده است؟!
در ضمن در تاریخ است که اعراب در آن زمان ذهن و هوش عجیبی داشته اند و شعر ها را خیلی زود حفظ می شدند چون سلاح آنها در نقل و ماندگاری مطلب فقط قلم و کاغذذ نبوده بلکه از حفظ استفاده می کردند لذا در این زمینه بسیار قوی شده بودند ( همانطور که من و شما الان در تایپ قوی شده ایم چون احتیاج به آن داریم )



به دلایلی که بارها بیان کردم، به هیچ نقل قولی اعتماد ندارم، مگر به روش ضبط صوتی نوشته شده، به تایید کسی که روایت به او منسوب است، باشد. به هر روی در این روایتها هم تایید سخن شما نبود. جز تفسیر به رای و مصادره به مطلوب چیزی ندیدم.

پس دنبال یک شریعت جدید بگردید
چون جوان ترین دین که اسلام باشد و بسیاری از دلایلش هم مکتوبم هم شده قبول ندارید چه برسد به ادیان قدیمی تر

معلوم شد شما در باره نظریه شیعه درباره علوم حدیث هیچ نمی دانید


قرآن عربی آمده برای عربی دانان که سخن من نیست. سخن قرآن است


آنگونه که من از قرآن آموختم، ایمان یعنی آنکه خدای یگانه، را آفریدگار جهان و جهانیان بدانیم. خدایی که به ما ابزار یافتن راه را داد و آزادمان گذاشت تا خود راه خود را بیابیم. اگر راه درست را که ما را به خداوند نزدیک میسازد، بر گزیدیم، بهترین زندگی و همه آسایشها پاداشمان خواهد بود. اگر هر راهی جز این راه را برگزینیم، زندگی بد و رنج و دشواری پادافره مان خواهد بود. این که نوشتم فصل مشترک گاتها، حتی اوستا با قرآن است.

عجب شما که فارس هستی و قرآن را فقط عربها می فهمند پس چگونه از قرآن آموزش هم دیده اید
آن هم چه آموزشی ؟! اینکه زرتشتی شوید؟!!!!!

پس خواهشا قبول کنید که شما فقط گاتها را خوب فهمیده اید و در فهمیدن قرآن از آنانکه عربی دان هستند (مفسران ) هیچ کمک نگرفته اید و خودتان به تفسیر پرداخته اید

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۱۸
با درود


اینم چند ایه که فکر کنم برای یافتن حقیقت برای همه به خصوص جناب مهران عزیز مفید باشد




يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يغْتَبْ

بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ

رَحِيمٌ(الحجرات/12)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از بسياري از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضي از گمانها

گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسس نکنيد؛ و هيچ يک از شما ديگري را غيبت

نکند، آيا کسي از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين)

همه شما از اين امر کراهت داريد؛ تقواي الهي پيشه کنيد که خداوند توبه‌پذير و

مهربان است!

يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ

عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ(الحجرات/13)


اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا

يکديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاک امتياز نيست،) گرامي‌ترين شما نزد خداوند با

تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ

وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(الحجرات/14)

عربهاي باديه‌نشين گفتند: «ايمان آورده‌ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‌ايد، ولي بگوييد

اسلام آورده‌ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش

اطاعت کنيد، چيزي از پاداش کارهاي شما را فروگذار نمي‌کند، خداوند، آمرزنده

مهربان است.»

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ

فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ(الحجرات/15)

مؤمنان واقعي تنها کساني هستند که به خدا و رسولش ايمان آورده‌اند، سپس

هرگز شک و ترديدي به خود راه نداده و با اموال و جانهاي خود در راه خدا جهاد

کرده‌اند؛ آنها راستگويانند.

قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ

عَلِيمٌ(الحجرات/16)

بگو: «آيا خدا را از ايمان خود با خبر مي‌سازيد؟! او تمام آنچه را در آسمانها و زمين

است مي‌داند؛ و خداوند از همه چيز آگاه است!»

يمُنُّونَ عَلَيكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَي إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يمُنُّ عَلَيكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ

لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(الحجرات/17)

آنها بر تو منت مي‌نهند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منت

نگذاريد، بلکه خداوند بر شما منت مي‌نهد که شما را به سوي ايمان هدايت کرده

است، اگر (در ادعاي ايمان) راستگو هستيد!



در این ایات شک ایمان وراه حق اشکار است

درمورد علم حدیث جناب موبد یار یکی از اصولش را می دانند

و ان هم تطبیق با قران:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۳۳
مهران گرامی درود

پیشتر برای رد این سخنتان یک دلیل عقل پسند اوردم

اما باز سخن از این سخن می زنید

دوباره این مثال را با نحوه ی بیان دیگر می زنم اگر غلطه بگویید غلطه


در هر مقطع تحصیلی یک اموزگار تدریس می کند و همه علم می آموزند و مقطع را به پایان می رسانند

و همان دانش آموز هرچه قدر بزرگنر شود فهمش بیشتر و نیاز دارد تا آموزگاری بیاید

که در خور فهمش با او سخن بگوید

و همین طور می گذرد تا می رسد به مقطع پایانی و در آنجا دیگر ان دانش آموز

دانشمند شده است

دیگر آن فرد مقطع اول نیست

پس باید خود به دنبال پژوهش و علم برود


در مورد اسم امامان طبق مناظره ای که خواندم اسامی امامان ما و پیامبر ما در کتب

مقدس دیگر ادیان الهی است

که در این جا از اهل فن می خواهم اسامی امامان ما را در کتب دیگر امده است را

قرار دهند:gol:
محمد گرامی
درود بر شما
ببینید، شما آن ده آیه که در آغاز این عنوان (تاپیک) آورده شد، نمیپذیرید. از دیدگاه من دارید با قرآن ستیزه میکنید. چون این آیه ها به اندازه کافی روشن هستند.
به هر روی ایرانیان از دیدگاه فهم و شعور و دانش و ..... آن اندازه برتر بودند که هنوز عرب امروزین هم به آن اندازه نرسیده است. بنابراین اگر این بحث مدرسه ای شما را هم بخواهیم بپذیریم، دینی که برای عرب آمده به اندازه فهم عرب است. دینی که برای ایرانی آمده به اندازه فهم ایرانی است.
نمونه:
ایرانی آن اندازه دانایی و فهم داشته که نه تنها خودش را با آب پاک نگه میداشته، بلکه آب را به گونه ای مصرف میکرده که منبع آب آلوده نشود.
عرب چنین چیزی برایش معنا نداشته، پس نیاز داشته آیه ای از سوی خداوند بیاید تا به زور وحی بپذیرد که آب برای تطهیر است.
نمونه دیگر:
ایرانی چند هزار سال پیش آنچنان خردمند بوده که برای دین نیازی به اعجاز نداشته است. بنابراین اشو زرتشت اعجازی ارایه نکرده، از مردم خواسته تا با اندیشه روشن بنگرد و خودش برگزیند. وی عرب نه تنها این اندازه خرد نداشته، بلکه به سخن پیامبران دیگر و سخن فرد نیز اعتماد نداشته است. از این روی نیاز داشته که پیامبری امی، امین و حامل وحی باشد. تا نتواند بهانه بیاورد که این سخن خدا نیست ووووو

در باره نام امامان و کتابهای ..... حتی اگر هم این نامها آمده باشد، باز هم سندی بایسته است تا ثابت شود این کس ویژه و آن نام یک نفر هستند. وگرنه هر کسی که نامش احمد و محمد بود که پیامبر نیست.
باز هم اگر چنین باشد که شما گفتید، باز هم سندی نیست که آنهمه ادعایی که من ده ها بار نوشته ام، درست باشد.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۴۵
ببینید، شما آن ده آیه که در آغاز این عنوان (تاپیک) آورده شد، نمیپذیرید. از دیدگاه من دارید با قرآن ستیزه میکنید. چون این آیه ها به اندازه کافی روشن هستند.

مهران گرامی درود

اتفاقا ما تمام قران را قبول داریم به خصوص این ایه را


هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيغٌ فَيتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ(آل عمران/7)
او کسي است که اين کتاب (آسماني) را بر تو نازل کرد، که قسمتي از آن، آيات «محکم» [= صريح و روشن‌] است؛ که اساس اين کتاب مي‌باشد؛ (و هر گونه پيچيدگي در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مي‌گردد.) و قسمتي از آن، «متشابه» است [= آياتي که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفي در آن مي‌رود؛ ولي با توجه به آيات محکم، تفسير آنها آشکار مي‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگيزي کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير (نادرستي) براي آن مي‌طلبند؛ در حالي که تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمي‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهي) مي‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‌شوند (و اين حقيقت را درک نمي‌کنند).

و البته آگه هیم که پیامبرمان با دادن نامه به ایران دستور داد تا مسلمان شویم و ایین اسلام را بپزیریم
و همچنین با قرار دادن سلمان فارسی که از اهل ایران بود نشانمان دهد که اسلام فقط برای اعراب نیست
و با سخن گفتن امامان و پیامبر به زبان های گوناگون ما را به این باور برساند که تفسیر به رای نکرده ایم:Sham:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۸:۴۸
مهران گرامی درود


ایه ای که شما به ان استناد کرده ایید این است

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يفْصِلُ بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ(الحج/17)

مسلما کساني که ايمان آورده‌اند، و يهود و صابئان [= ستاره‌پرستان‌] و نصاري و مجوس و مشرکان، خداوند در ميان آنان روز قيامت داوري مي‌کند؛ (و حق را از باطل جدا مي‌سازد؛) خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است.


می شود بگویید کجا گفته که در کانر اهل ایمان آورده است

دقت کنید اخرش الذین اشرکوا هم اورده است

و در آخر گفته خدا وند در میان انها در قیامت داوری می کند


اگر بخواهیم جوری بیاندیشم(من در این ایه تفسی نمی کنم فقط دیدگاهم را می گویم تا کمی تفکر صورت بگیرئ)

خداوند در این ایه حد بالا و حد پایین را در نظر گرفته است

با اورد مومنین در اول و مشرکین در اخر دو حد بهشتیان و جهنمیان را مشخص کرده و در ادامه بقیه را در بین گذاشته

و گفته داوری می شود


بازم می گویم من تفسیر نکردم بلکه نظرم را گفته ام

تفسیر شرایطی دارد که باید رعایت شود






این جمله ی من در مورد ال است که در اخر از طلبه ها و روحانیون کمک گرفته ام که اگر نقصی هست بر طرف کنند
و اگر اشتباه است درستش را بگوییند:gol:
محمد گرامی
نکته ای که در سخن من بود و شما هم تکرار کردید ولی به آن توجه نکردید، این است که مردم به سه گروه بخش شده اند. نتیجه یکم آن است که یهود و نصارا و صابئین و مجوس مشرک نیستند.
نتیجه دوم آنکه نگفته مسیح و موسی و زرتشت، بلکه نام آن قوم را آورده است. همانگونه که همه ما میدانیم، گروهی از این مردم ایمان راستین دارند و گروهی ندارند. همانگونه که گروهی از مسلمانان، تنها نامشان مسلمان است.
به هر روی هنوز سوره بقره آیه 62 و سوره آل عمران آیه 46 هم هست.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۹:۱۸
بلکه نام آن قوم را آورده است. همانگونه که همه ما میدانیم، گروهی از این مردم ایمان راستین دارند و گروهی ندارند.

مهران گرامی درود

در این مورد که شکی نیست که از اهل کتاب کسانی هستند که نماز می خواندد و...
ما داریم د این مورد صحبت می کنیم که آیا زبان یک پیامبر می گوید که دین برای همانجا است یا خیر؟

درمورد قوم بگویم که نام قوم حضرت عیسی و موسی بنی اسرائیل است
بنا به استناد به این ایات

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ يا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَي مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَينَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ(الصف/6)
و (به ياد آوريد) هنگامي را که عيسي بن مريم گفت: «اي بني اسرائيل! من فرستاده خدا به سوي شما هستم در حالي که تصديق‌کننده کتابي که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] مي‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولي که بعد از من مي‌آيد و نام او احمد است!» هنگامي که او [= احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحري است آشکار»!


موسی

وَآتَينَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا(الإسراء/2)
ما به موسي کتاب آسماني داديم؛ و آن را وسيله هدايت بني اسرائيل ساختيم؛ (و گفتيم:) غير ما را تکيه‌گاه خود قرار ندهيد!

حال دقیق نمی دانم چرا یهود و نصارا



به هر روی هنوز سوره بقره آیه 62 و سوره آل عمران آیه 46 هم هست.

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(البقرة/62)
کساني که (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‌اند، و کساني که به آئين يهود گرويدند و نصاري و صابئان [= پيروان يحيي‌] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هيچ‌گونه ترس و اندوهي براي آنها نيست. (هر کدام از پيروان اديان الهي، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظايف و فرمان دين عمل کرده‌اند، مأجور و رستگارند.)



وَيكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ(آل عمران/46)
و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است.»
:Gig:

هادي
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۰:۴۴
هادی گرامی
درود
[دین خدا جهانی و بشری و آزاد از زمان و مکان است. این نکته با زبان پیامبر و قومش تفاوت دارد. دین خدا که اسلام محمدی هم گویش عربی آن است، بدیهی است که جهانی و بشری است. ولی این بدان معنا نیست که شما دیگر پیامبران و زبانهایشان 90 و خودتان را 100 بدانید.[/color][/size]
با سلام و احترام
اگر زبان یک پیامبر ملاک باشد، اولاً در همان موقع نیز فقط اهالی یک منطقه از شرق ایران باستان مخاطب زرتشت بودند و به زبان اوستایی تکلم می‌کردند و نه همه‌ی ایران و ایرانی‌ها و ثانیاً بنا بر همین استناد و استدلال، تکلیف فارسی زبانان آن عصر، یا آذری‌زبان‌ها، کرد زبان‌ها، بلوچ زبان‌ها و ... چه می‌شود؟ آیا باید برای آنان نیز پیامبری با زبان خودشان بیاید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، پس زرتشت متعلق به همه ایرانی‌ها نبوده است. مگر نمی‌گوییدکه هر پیامبری مخصوص قومی است که به آن زبان سخن می‌گویند. لذا نه در گذشته [حتی زمان حیات شخص زرتشت] و نه در طول تاریخ و نه اکنون، زرتشت دین همه‌ی ایرانی‌ها نبوده و نمی‌توانسته باشد .

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۲:۱۶
آشنای قریب گرامی
درود
راستش سخن شما را نمیفهم.
.
.
.
.
.
اگر ایمان را این نمیدانید، من به هیچ روی نمیخواهم که جز این باشم. زیرا نه با قرآن همخوانی دارد و نه با گاتها و حتی اوستا.
شما هنوز استدلال استاد شهید مطهری را نخوانده اید و به آن پاسخ ندادید و البته من صبرم زیاد است و منتظر پاسخ شما هستم البته اگر سخن مرا نفهمیدید سخن شهید مطهری را خواهید فهیمد و اگر سخن شهید را نفهمیدید بروید بیشتر درس بخوانید
.
.
.
.
اما اگر اعتقاد دارید که ایمان به خدا دارید (مومن هستید) اول باید برویم در مساله اصول دین ببینیم که چقدر شباهت به مذهب حقه شیعیان دارید سپس برویم سر فروع دین ببینیم در فروع چه شباهتهایی داریم
اگر شما در اصول و فروع با ما مشکلی نداشتید مثل ما بر حق هستید و الا مومن نبوده و انحراف در دین شما پدیدار شده و لذا بر شما واجب است که دین حق را برگزینید ولو اینکه بزبان غیر ایرانی باشد
سوال: درست است که شما معتقد به خدای خوبی ها و خدای بدیها هستید؟ یعنی قایل به وجود دو خدا هستید؟ و چه چیزهایی را شرور می دانید که خالق آن چیزها اهریمن (خدای بدیها) است؟

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۴:۴۲
البته آگه هیم که پیامبرمان با دادن نامه به ایران دستور داد تا مسلمان شویم و ایین اسلام را بپزیریم
کجا نوشته؟ سندش چیه؟
تو کدوم کتاب تاریخی اومده؟

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۶:۱۶
کجا نوشته؟ سندش چیه؟
تو کدوم کتاب تاریخی اومده؟

سلام منتقد گرامی
شرح نامه به همراه آدرسش تو تاپیک زیر توسط رضا نوشته شده
http://www.askdin.com/showthread.php?t=5112

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۸:۱۷
شما هنوز استدلال استاد شهید مطهری را نخوانده اید و به آن پاسخ ندادید و البته من صبرم زیاد است و منتظر پاسخ شما هستم البته اگر سخن مرا نفهمیدید سخن شهید مطهری را خواهید فهیمد و اگر سخن شهید را نفهمیدید بروید بیشتر درس بخوانید
.
.
.
.
اما اگر اعتقاد دارید که ایمان به خدا دارید (مومن هستید) اول باید برویم در مساله اصول دین ببینیم که چقدر شباهت به مذهب حقه شیعیان دارید سپس برویم سر فروع دین ببینیم در فروع چه شباهتهایی داریم
اگر شما در اصول و فروع با ما مشکلی نداشتید مثل ما بر حق هستید و الا مومن نبوده و انحراف در دین شما پدیدار شده و لذا بر شما واجب است که دین حق را برگزینید ولو اینکه بزبان غیر ایرانی باشد
سوال: درست است که شما معتقد به خدای خوبی ها و خدای بدیها هستید؟ یعنی قایل به وجود دو خدا هستید؟ و چه چیزهایی را شرور می دانید که خالق آن چیزها اهریمن (خدای بدیها) است؟
هادی گرامی
درود
یکم - استدلال استاد مطهری را خوانده ام ولی آن را درست نمیدانم. به هر روی قرآن خود صراحت دارد. سه آیه نمونه را بارها نوشته ام. برای نمونه سوره عنکبوت آیه 46، سوره بقره آیه 62،... هر استدلالی هم بکنید، مسلم در اینجا صفت است در اینجا نام، نخواهم پذیرفت چون همگی را تفسیر به رای و مصادره به مطلوب میدانم.
دوم- پیشنهاد شما را بارها خود طرح کردم و از استادانی چون رضا پیشتر خود خواستم که چنین کنند. به هر روی من بخشی از باورهایم را در نامه پیشین نوشتم.
سوم- باز هم تاکید میکنم که در نوشته های پیشین از خود اوستا سند آوردم که گاتها کتاب آسمانی است و اوستا نوشته موبدان از سده نخستین پس از اشو زرتشت تا سده چندم هجری است. اگر این سندها را ندیده اید، دوباره بنویسم و یا شما مهرورزی کنید و دیگر نامه های مرا بخوانید.
چهارم- دو خدای نیک و بد، از باورهای زروان پرستی و مهر پرستی است که به دست مغان ماد، از نیمه دوم شاهی هخامنشی، رنگ زرتشتی گرفته و در شاهی ساسانی که ادامه مغان ماد هستند، وارد دین دولتی شد.
در این راستا دو نکته را باید گفت. خواهشمندم که مانند استاد رضا با عناد به این موضوع نگاه نکرده، و اگر خواستید بفرمایید که سند را از گاتها و نوشته های ساسانی برایتان بنویسم.
آ- اهریمن در گاتها
در گاتها خداوند به هر کس دو نیروی مینوی {یعنی از جنس من در برابر تن؛ برابر با روح در برابر جسم}، بخشیده است. سپنتا و انگرهه، با سپنتا مینو مردم از بهمن برخوردار شده و به سوی خداوند به رسایی میرسند. نشانه این برخورداری سودمند بودن آن کس و نیکی در منش/اندیشه، گفتار و کردار است.
با انگهره مین= اهرمن، مردم دشمن شده از خداوند به سوی نا خداوند دور میشوند. نشانه بیرونی چنین کسانی زیانمندی ایشان است و منش و گفتار و کردار ایشان بد میشود.
در بیرون از مردم، سپنتا مینو و انگرهه مینو تعریف نشده است. در بیرون از مردم، تنها هنجار و قانون هست. این هنجار در زبان اوستایی اشاوهیشتا، در زبان هخامنشی ارت وهیشت و در زبان فارسی امروزین اردیبهشت است. در آغاز آفرینش، هستی بخش دانا (=اهورامزدا) نخست این هنجار و آنگاه هستی را بر پایه این هنجار آفرید.
تنها و تنها این مردم هستند که خداوند توانایی نیک و یا بد بودن را به ایشان داده است. از این روی تنها مردم هستند که با توانایی انگرهه مینو=اهرمن میتوانند بد کنند. به همین دلیل است که بدی و شر را آفریده اهرمن میدانند. ای سخن بدان معناست که تنها انسان بد میکند، نه اینکه خدایی است که بد می آفریند. زیرا هر چیزی که خداوند آفریده است، درست و بر پایه هنجار آفرینش است. آفریده های خداوند درست هستند نه نیک و نه بد. نیک و بد اعتباری و نسبی هستند، درستی مطلق است.

ب- اهریمن در بعضی از بخشهای اوستا و در باور ساسانی
زروان یا ورون، در آغاز هستی خواست که آفریدگار فرمانروایی بسازد که هستی را درست بسازد. او بسیار عبادت کرد و از عبادت او خدای نیک ساخته شد. ناگهان شک کرد که نکند این خدا همان نباشد که او میخواهد. از این شک اهریمن ساخته شد و .... داستان 12 هزار سال و هزاره های آن و ..... خدای نیک از هستی برخوردار شد و خدای بد از نیستی. دانایی هست، نادانی نیستی دانایی است. آرامش هست، اضطراب نیستی آرامش است. روشنایی هست، تاریکی نیستی روشنایی است. و ....
بنابراین خدای نیکی آغاز به آفرینش هستی میکند و اهریمن در هستی آفریده نشده نیستی و کاستی پدید می آورد. با کاستن از گرما، سرما آشکار میشود. در اصل چیزی به نام سرما وجود ندارد و آفریده نمیشود.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۱:۱۸
[

... استدلال استاد مطهری را خوانده ام ولی آن را درست نمیدانم. به هر روی قرآن خود صراحت دارد. سه آیه نمونه را بارها نوشته ام. برای نمونه سوره عنکبوت آیه 46، سوره بقره آیه 62،... هر استدلالی هم بکنید، مسلم در اینجا صفت است در اینجا نام، نخواهم پذیرفت چون همگی را تفسیر به رای و مصادره به مطلوب میدانم.
.....

موبد یار مهران
درباره مطلبی که ذکر کردید (قبول نداشتن قول استاد شهید مطهری) شما باید دلیل بیاورید و گرنه بنده هم می توانم بدون توجه به مطالب شما بدون هیچ دلیلی بگویم که آنها را قبول ندارم و این عاقلانه نیست و اینگونه بحث کردن هیچ فایده ای ندارد
درباره آیات مذکور هم جوابیه هایی نوشته شد اما شما توجه به آنها نکرید و اینجا هم ادعا می کنید که آنها تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است در حالی که جوابیه های شما بر گرفته از روایات ما بوده، اگر آنها تفسیر به رای است نظر شما هم مانند آن تفسیر به رای است و باید دلیل محکمتری بر سخنان خود بیاورید تا قانع کننده باشد
دیگر اینکه بنده می تونم از شما سوال کنم که زرتشت متشکل از چند مذهب است و شما از کدام مذهب آن هستید (لطفا اعراب کلمات غریبی که بکار می برید را بگذارید)

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۱:۵۳
[

موبد یار مهران
درباره مطلبی که ذکر کردید (قبول نداشتن قول استاد شهید مطهری) شما باید دلیل بیاورید و گرنه بنده هم می توانم بدون توجه به مطالب شما بدون هیچ دلیلی بگویم که آنها را قبول ندارم و این عاقلانه نیست و اینگونه بحث کردن هیچ فایده ای ندارد
درباره آیات مذکور هم جوابیه هایی نوشته شد اما شما توجه به آنها نکرید و اینجا هم ادعا می کنید که آنها تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است در حالی که جوابیه های شما بر گرفته از روایات ما بوده، اگر آنها تفسیر به رای است نظر شما هم مانند آن تفسیر به رای است و باید دلیل محکمتری بر سخنان خود بیاورید تا قانع کننده باشد
دیگر اینکه بنده می تونم از شما سوال کنم که زرتشت متشکل از چند مذهب است و شما از کدام مذهب آن هستید (لطفا اعراب کلمات غریبی که بکار می برید را بگذارید)
آشنای قریب گرامی
درود
ببینید، من خدمتتان گفتم که واژه اسلام در قرآن یکجور است و یک معنا دارد. اگر خداوند جز این میخواست، بدون هیچ شکی، آن را وحی میکرد. این که شما نتیجه میگیرید، اینجا مسلمان یعنی تسلیم و آنجا مسلمان یعنی پیرو محمد (ص) این را من تفسیر به رای میدانم. هر دلیل هم که بیاورید، نمیپذیرم چون در کتابی که اعجاز ادبی است، محال است که چنین چیزی که چند جور قابل معنا باشد، روی دهد.
در دین زرتشتی تا آن اندازه که من میدانم مذهبی نیست. هیچ کتاب یا موبد یا استادی یا ... نیست که نشان از مذهبی در درون زرتشتی داشته باشد. گروهی آموزشهای مانی و شاگردش مزدک را مذهبی از زرتشت میدانند، ولی این نادرست است. مانی یک باوری التقاطی از چند شاخه مسیحی، زرتشتی، بودایی را در هم آمیخته است و یک باور اختراع کرده است.
به روی چشم از این پس اعراب گذاری خواهم کرد.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۲:۰۱
[

موبد یار مهران
درباره مطلبی که ذکر کردید (قبول نداشتن قول استاد شهید مطهری) شما باید دلیل بیاورید و گرنه بنده هم می توانم بدون توجه به مطالب شما بدون هیچ دلیلی بگویم که آنها را قبول ندارم و این عاقلانه نیست و اینگونه بحث کردن هیچ فایده ای ندارد
درباره آیات مذکور هم جوابیه هایی نوشته شد اما شما توجه به آنها نکرید و اینجا هم ادعا می کنید که آنها تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است در حالی که جوابیه های شما بر گرفته از روایات ما بوده، اگر آنها تفسیر به رای است نظر شما هم مانند آن تفسیر به رای است و باید دلیل محکمتری بر سخنان خود بیاورید تا قانع کننده باشد
دیگر اینکه بنده می تونم از شما سوال کنم که زرتشت متشکل از چند مذهب است و شما از کدام مذهب آن هستید (لطفا اعراب کلمات غریبی که بکار می برید را بگذارید)
آشنای قریب گرامی
درود
در نامه پیش خواستید که اصول و فروع دین زرتشتی را بررسی کنید و با اسلام محمدی همسنجی نمایید. آیا به راستی خواستار چنین کاری هستید؟ اگر آری، بفرمایید که چگونه و از کجا آغاز نماییم.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۲:۱۴
بله این که در آن شکی نیست
اما همانطور که می بینید از یک آیه چندین برداشت می توان کرد ولی مهم این است که کدام برداشت با منطق قرآن سازگار است و این را با در نظر گرفتن بقیه آیات باید فهمید
فسر بعضه بعضا ((( قرآن خودش را تفسیر می کند (حدیث است )
که روش علامه طباطبائی همین گونه است

حالا شما با توجه به آیه 85 آلعمران آیه 62 بقره را تفسیر کنید و همین طور با توجه به آن آیه ای که اول بحث شاهد قرار دادید برای ادعای خود

والا چه فرقی می کنید با آنانکه به بعضی از قرآن ایمان دارند و با بعض دیگر ایمان ندارند؟!


یاوران منجی گرامی
درود
نکته ای که نوشته اید، از دیدگاه من آغاز موجه جلوه دادن تفسیر به رای است. خود قرآن بر سادگی و آسان فهمی خودش صراحت دارد.
شما به سادگی مسلم/اسلام را در سوره عنکبوت، آیه 46 صفت تسلیم میگیرید. سوره بقره آیه 62 را نادیده میگیرید، آنگاه در سوره آل عمران مسلم/اسلام را نام میگیرید برای پیروان محمد (ص). این، یک بام و دو هواست.
از اینها که بگذریم، هر نمونه ای که در قرآن بر رد دینها پیش و ... آمده در باره یهود و نصارا است. در باره زرتشتیان که نیست.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۲:۳۳
موبد یار مهران
سلام
1شما هنوز ادله شهید مطهری را جواب نداده اید
2مراد شما از تفسیر به رای چیست که ما تفسیر به رای می کنیم اما شما تفسیر به رای نمی کنید
3چطور است که شما ضمایر "کم" را در قران به اعراب می زنید ولی می گویید مراد از اسلام در قران تسلیم بودن است نه دین اسلام
4 آیه 81 آل عمران خطاب به اهل کتاب می گوید پیامبر جدید را بپذیرید و از او تبعیت کنید
آیه 82 آل عمران می گوید اگر چنین نکنید فاسق و سرپیچی کننده اید
آیه 84 آل عمران می گوید اسلام همه ادیان قبل از خود را که دارای پیامبر از سوی خدا بوده قبول دارد
آیه 85 آل عمران می گوید دینی غیر از اسلام پذیرفته نیست
همچنین از شان نزول آیه 61 سوره آل عمران که بالاتفاق همه مذاهب مسلمان معتقد به مباهله پیامبر اسلام با مسیحیان نجران هستند فهمیده می شود که هیچ دینی جز اسلام پذیرفته نیست و اتفاقا از همین آیه برتری شیعه نسبت به باقی مذاهب مسلمان فهمیده می شود
و ...
.
5 بنده از مطالب شما دریافتم که در دین زرتشت یک مذهب بیشتر نیست
سوال: آیا شما تنها قسمت گاتهای کتاب اوستا را قبول دارید و معتقد به تحریف ما بقی آن هستید؟
در پایان از اینکه درخواست بنده (اعراب نهادن) را پذیرفتید از شما ممنونم

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۳:۴۱
1شما هنوز ادله شهید مطهری را جواب نداده اید
2مراد شما از تفسیر به رای چیست که ما تفسیر به رای می کنیم اما شما تفسیر به رای نمی کنید
3چطور است که شما ضمایر "کم" را در قران به اعراب می زنید ولی می گویید مراد از اسلام در قران تسلیم بودن است نه دین اسلام
4 آیه 81 آل عمران خطاب به اهل کتاب می گوید پیامبر جدید را بپذیرید و از او تبعیت کنید
آیه 82 آل عمران می گوید اگر چنین نکنید فاسق و سرپیچی کننده اید
آیه 84 آل عمران می گوید اسلام همه ادیان قبل از خود را که دارای پیامبر از سوی خدا بوده قبول دارد
آیه 85 آل عمران می گوید دینی غیر از اسلام پذیرفته نیست
همچنین از شان نزول آیه 61 سوره آل عمران که بالاتفاق همه مذاهب مسلمان معتقد به مباهله پیامبر اسلام با مسیحیان نجران هستند فهمیده می شود که هیچ دینی جز اسلام پذیرفته نیست و اتفاقا از همین آیه برتری شیعه نسبت به باقی مذاهب مسلمان فهمیده می شود
و ...
.
5 بنده از مطالب شما دریافتم که در دین زرتشت یک مذهب بیشتر نیست
سوال: آیا شما تنها قسمت گاتهای کتاب اوستا را قبول دارید و معتقد به تحریف ما بقی آن هستید؟
در پایان از اینکه درخواست بنده (اعراب نهادن) را پذیرفتید از شما ممنونم

آشنای قریب گرامی درود
شما نوشته اید:
1-:" .... 1شما هنوز ادله شهید مطهری را جواب نداده اید ..."
پاسخ
راستش آن چیزی که در چند دهه پیش از ایشان خواندم، آن بود که اسلام در این آیه نام دین است و در آن آیه به معنای صفت تسلیم بودن. باز هم راستش این استدلال را نه آن هنگام و نه امروزه نپذیرفتم و نمیپذیرم. این یک بام و دو هواست.
اکنون اگر چیزی جز این را میخواهید که من بخوانم، نشانی بدهید تا بجویم و بخوانم.

2-:"... مراد شما از تفسیر به رای چیست که ما تفسیر به رای می کنیم اما شما تفسیر به رای نمی کنید..."
پاسخ
همان یک بام و دو هوایی که در بند یک نوشتم.

3-:" ... چطور است که شما ضمایر "کم" را در قران به اعراب می زنید ولی می گویید مراد از اسلام در قران تسلیم بودن است نه دین اسلام ..."
پاسخ
اگر خواست شما در سوره عنکبوت آیه 46 است، خطاب آیه به پیامبر اسلام (ص) است که با اهل کتاب مجادله نکن مگر به نیکوترین وجه و ..... آخرش هم میگوید که به آنها بگو که الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون
این آیه به روشنی (صراحت) هر کس را که به خدا ایمان دارد مسلم مینامد. از این روی در آن آیه که فرمودید، اسلام هم باید همین اسلام عام باشد.

4-:" ... آیه 81 آل عمران خطاب به اهل کتاب می گوید پیامبر جدید را بپذیرید و از او تبعیت کنید
آیه 82 آل عمران می گوید اگر چنین نکنید فاسق و سرپیچی کننده اید
آیه 84 آل عمران می گوید اسلام همه ادیان قبل از خود را که دارای پیامبر از سوی خدا بوده قبول دارد..."
پاسخ
ببینید من آیه هایی که فرمودید در زیر آورده ام. راستش هرچه میکوشم نمیتوانم سخن شما را در باطل شدن دین پیشین و پذیرفتن دین نوین بپذیرم. در سوره عنکبوت آیه 46 نیز از پیامبر اسلام خواسته شده که به پیامبر پیشین ایمان بیاورد. این ایمان آوردن با اطاعت کردن تفاوت دارد، مرگ نه؟ خب اگر خداوند میخواست به روشنی میگفت که با آمدن پیامبر نو، سخن پیامبر پیشین باطل است و باید به پیامبر نو بگروید. این در خود قرآن نیامده است. از این روی من این را تفسیر به رای می بینم.
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۴۶﴾

أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: آيا جز دين خدا را مى‏جويند با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است‏خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانيده مى‏شويد
مکارم: آيا آنها غير از آيين خدا مي‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است،) و تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند، از روي اختيار يا از روي اجبار، در برابر (فرمان) او تسليم اند، و همه به سوي او باز گردانده مي‏شوند.
خرمشاهی: آيا دينى جز دين الهى را مى‏جويند، حال آنكه هر آن كس كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه فرمانبردار او هستند، و به سوى او بازگردانده مى‏شوند


قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: بگو به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و انبياى [ديگر] از جانب پروردگارشان داده شده گرويديم و ميان هيچ يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما او را فرمانبرداريم
مکارم: بگو: به خدا ايمان آورديم، و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده، و آنچه به موسي و عيسي و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است، ما در ميان هيچ يك از آنان فرقي نمي‏گذاريم، و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.
خرمشاهی: بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ايمان آورده‏ايم، و بين هيچ‏يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما فرمانبردار او هستيم‏
در آیه 84 دقت کنید که میان پیامبران فرقی گذاشته نمیشود. باز هم از دیدگاه من تفسیر به رای شده است. در این آیه مخاطب پیامبر اسلام (ص) است. خب چرا ما مسلمان هستیم (ایشان و دیگر اهل کتاب) چرا فرمانبردار او هستیم ترجمه میشود ولی در آیه 85 همین سوره آن را نام اسلام محمدی میگیرید؟ تفسیر به رای و مصادره به مطلوب دیگر چیست؟

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است
مکارم: و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آييني براي خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد، و او در آخرت، از زيانكاران است.
خرمشاهی: و هر كس كه دينى غير از اسلام برگزيند، هرگز از او پذيرفته نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است‏


كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: چگونه خداوند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند هدايت مى‏كند با آنكه شهادت دادند كه اين رسول بر حق است و برايشان دلايل روشن آمد و خداوند قوم بيدادگر را هدايت نمى‏كند
مکارم: چگونه خداوند جمعيتي را هدايت مي‏كند كه بعد از ايمان و گواهي به حقانيت رسول و آمدن نشانه‏هاي روشن براي آنها، كافر شدند؟! و خدا، جمعيت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد!
خرمشاهی: چگونه خداوند قومى را هدايت كند كه بعد از ايمانشان و پس از اينكه شهادت داده‏اند كه پيامبر [اسلام‏] بر حق است و روشنگريهايى براى آنان آمده است، كافر شدند، و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى‏كند
در آیه 86 نیز ایمان و کفر برای هر پیامبری مطرح است، نه تنها پیامبر اسلام(ص).

5-:"...

بنده از مطالب شما دریافتم که در دین زرتشت یک مذهب بیشتر نیست
سوال: آیا شما تنها قسمت گاتهای کتاب اوستا را قبول دارید و معتقد به تحریف ما بقی آن هستید؟..."
پاسخ
تنها بخش اوستا که آسمانی است و از راه وحی به اشو زرتشت و از اشو زرتشت به ما آموزش داده شده است، گاتها است.
دیگر بخشهای اوستا را موبدان نوشته و در اوستا گنجانده اند. این بخشها چه از دیدگاه زبانشناختی، چه از دیدگاه استوره ای (اسطوره) و چه از دیدگاه ادبیاتی و .... جدا از گاتهاست. این را کسی نیست که آگاهی از اوستا داشته باشد و تایید نکند. انجمن موبدان ایران، هم اکنون گاتها را بخش آسمانی و اوستا را بخش آداب و آیینها اعلام کرده است.
در پایان سخن چند آیه از آغاز سوره آل عمران آورده ام که آن را سندی برای ادعای خود در یکی بودن دین خدا و بایستگی (وجوب) ایمان به خدا و تاکید نکردن بر پیروی از پیامبر خاصی، میبینم.


اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ﴿۲﴾
فولادوند: خداست كه هيچ معبود [بحقى] جز او نيست و زنده [پاينده] است
مکارم: معبودي جز خداوند يگانه زنده و پايدار و نگهدارنده، نيست.
خرمشاهی: خداوند است آنكه جز او خدايى نيست و زنده پاينده است‏


نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ ﴿۳﴾
فولادوند: اين كتاب را در حالى كه مؤيد آنچه [از كتابهاى آسمانى] پيش از خود مى‏باشد به حق [و به تدريج] بر تو نازل كرد و تورات و انجيل را
مکارم: (همان كسي كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانه‏هاي كتب پيشين، منطبق است، و تورات و انجيل را.
خرمشاهی: اين كتاب را كه همخوان با كتب آسمانى پيشين است به درستى بر تو نازل كرد و تورات و انجيل را پيشتر فروفرستاد


مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ ﴿۴﴾
فولادوند: پيش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد و فرقان [=جداكننده حق از باطل] را نازل كرد كسانى كه به آيات خدا كفر ورزيدند بى‏ترديد عذابى سخت‏خواهند داشت و خداوند شكست‏ ناپذير و صاحب‏ انتقام است
مکارم: پيش از آن، براي هدايت مردم فرستاد، و (نيز) كتابي كه حق را از باطل مشخص مي‏سازد، نازل كرد، كساني كه به آيات خدا كافر شدند، كيفر شديدي دارند، و خداوند (براي كيفر بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است.
خرمشاهی: كه راهنماى مردم است، و نيز فرقان را نازل كرد، منكران آيات الهى، عذابى شديد [در پيش‏] دارند و خداوند پيروزمند دادستان است‏

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۳:۴۸
آشنای قریب گرامی درود
شما نوشته اید:
1-:" .... 1شما هنوز ادله شهید مطهری را جواب نداده اید ..."
پاسخ
راستش آن چیزی که در چند دهه پیش از ایشان خواندم، آن بود که اسلام در این آیه نام دین است و در آن آیه به معنای صفت تسلیم بودن. باز هم راستش این استدلال را نه آن هنگام و نه امروزه نپذیرفتم و نمیپذیرم. این یک بام و دو هواست.
اکنون اگر چیزی جز این را میخواهید که من بخوانم، نشانی بدهید تا بجویم و بخوانم.





شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏
.
.
.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.



این مطلب در ص 9 همین تاپیک ذکر شده
که البته آدرس آن نیز ذکر شده و اگر خواستید بطور مفصل بحث را ببینید حتما به آدرس مذکور سری بزنید
در ضمن یک پیشنهاد برادرانه هم برایتان دارم
مجموعه کتب شهید مطهری در یک نرم افزار توسط سازمان کامپیوتری نور جمع آوری شده؛ آن را تهیه کنید چرا که این سی دی یقینا بدرد یک مبلغ زرتشتی می خورد




2-:"... مراد شما از تفسیر به رای چیست که ما تفسیر به رای می کنیم اما شما تفسیر به رای نمی کنید..."
پاسخ
همان یک بام و دو هوایی که در بند یک نوشتم.

دوست عزیز شما هر جا که به نفع خودتان است ترجمه تحت اللفظی می کنی و هر جا بنفعتان نیست توجیه می کنید و می گویید شما ترجمه تحت اللفظی کرده اید
مثلا : آیات 4 ابراهیم و 46 عنکبوت را تحت اللفظی معنا می کنید اما آیه 85 آل عمران را توجیه می کنید یا در باره آیات 47 به بعد عنکبوت سکوت می کنید
حال شما بگویید استدلالات ما یک بام و دوهوایی است یا شما؟
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۵:۴۱
3-:" ... چطور است که شما ضمایر "کم" را در قران به اعراب می زنید ولی می گویید مراد از اسلام در قران تسلیم بودن است نه دین اسلام ..."
پاسخ
اگر خواست شما در سوره عنکبوت آیه 46 است، خطاب آیه به پیامبر اسلام (ص) است که با اهل کتاب مجادله نکن مگر به نیکوترین وجه و ..... آخرش هم میگوید که به آنها بگو که الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون
این آیه به روشنی (صراحت) هر کس را که به خدا ایمان دارد مسلم مینامد. از این روی در آن آیه که فرمودید، اسلام هم باید همین اسلام عام باشد.

مجادله نکردن با اهل کتاب در صورتی است که ایمان به قرآن آورده باشند طبق آیه 47 همین سوره
البته باید توجه شود که این آیه دلیل بر حقانیت اهل کتاب نیست چرا که پیامبر اسلام اهل کتاب را دعوت می کرد به دین اسلام و حتی زمانی که مسیحیان نجران حاضر نشدند که اسلام بیاورند پیامبر اسلام از آنها جزیه خواست و زمانی که سرپیچی کردند پیامبر اسلام با آنها قرار مباهله گذاشت و ماجراهایی که رخ داد (آل عمران 61)
یعنی با این وجود اسلام برای ادیان الهی احترام قایل است اما آنها را دین حق نمی داند چون آن ادیان با آمدن دین بعدی منسوخ شده اند
البته شاید دوباره به ذهن شما بیاید که نسخ معنا ندارد و ما ایرانی ها می توانیم به دین خود باقی باشیم و نیازی نیست که دین قوم عرب را برگزینیم
هر چند پاسخ آن را قبلا داده ام اما دوباره می گویم
اگر چنین باشد که شما معتقدید باید ذکر کنم که این عقیده شما با عدالت خدا سازگار نیست که برخی از اقوام دین داشته باشند و برخی دیگر دین نداشته باشند مثلا فارس ها دین داشته باشند، عرب ها داشته باشند، عبری زبان ها داشته باشند، اما ترکها، چینی ها، ژاپنی ها و امثال آنها نداشته باشند
همچنین این از عدالت خدا به دور است که بین بندگانش فرق نهاده و احکام را برای یکی آسان بگیرد و برای قوم دیگر سخت و ...
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۶:۳۴
4-:" ... آیه 81 آل عمران خطاب به اهل کتاب می گوید پیامبر جدید را بپذیرید و از او تبعیت کنید
آیه 82 آل عمران می گوید اگر چنین نکنید فاسق و سرپیچی کننده اید
آیه 84 آل عمران می گوید اسلام همه ادیان قبل از خود را که دارای پیامبر از سوی خدا بوده قبول دارد..."
پاسخ
ببینید من آیه هایی که فرمودید در زیر آورده ام. راستش هرچه میکوشم نمیتوانم سخن شما را در باطل شدن دین پیشین و پذیرفتن دین نوین بپذیرم. در سوره عنکبوت آیه 46 نیز از پیامبر اسلام خواسته شده که به پیامبر پیشین ایمان بیاورد. این ایمان آوردن با اطاعت کردن تفاوت دارد، مرگ نه؟ خب اگر خداوند میخواست به روشنی میگفت که با آمدن پیامبر نو، سخن پیامبر پیشین باطل است و باید به پیامبر نو بگروید. این در خود قرآن نیامده است. از این روی من این را تفسیر به رای می بینم.
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۴۶﴾

أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۸۴﴾
در آیه 84 دقت کنید که میان پیامبران فرقی گذاشته نمیشود. باز هم از دیدگاه من تفسیر به رای شده است. در این آیه مخاطب پیامبر اسلام (ص) است. خب چرا ما مسلمان هستیم (ایشان و دیگر اهل کتاب) چرا فرمانبردار او هستیم ترجمه میشود ولی در آیه 85 همین سوره آن را نام اسلام محمدی میگیرید؟ تفسیر به رای و مصادره به مطلوب دیگر چیست؟وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۸۵﴾
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۸۶﴾
در آیه 86 نیز ایمان و کفر برای هر پیامبری مطرح است، نه تنها پیامبر اسلام(ص).
دوست عزیز
آیه 80 می گوید پس از اسلام آوردن کافر نشوید
آیه 81 می گوید خدا از تمام پیامبران پیمان گرفت که به وجود پیامبر خاتم اقرار کنند و او را یاری کنند (یعنی پیغمبر شما به وجود پیغمبر خاتم اقرار کرده و ایشان را یاری کند) و آن پیامبر (پیامبر آخر الزمان) هم آیین شما را تصدیق می کند
آیه 82 می گوید سرپیچی کننده از "پیامبر آخر الزمان" از فاسقان است (و در سوره توبه می گوید جای فاسق آتش جهنم است)
سوال: این که به آیین زرتشت باقی بمانیم در حالیکه دستورات آیین زرتشت با دستورات اسلام متفاوت است این سرپیچی نام ندارد؟
آیه 83 می گوید تمام کسانی که روی زمین و آسمانند تسلیم هستند (اسلام دارند)
آیه 84 می گوید ایمان به تمام ادیانی که آمده داریم
آیه 85 می گوید هر کس جز اسلام آیینی انتخاب کند از خاسرین است
حال ما نمی خواهیم تفسیر به رای کنیم
شما بگویید فرق اسلم در آیه 83 با اسلام دینا در آیه 85 چیست؟
آیا این نیست که اسلام در آیه اول به معنای تسلیم است همانطور قرآن گفته "اَسلَمَ" یعنی تسلیم هستند و معنای اسلام در آیه 85 دین اسلام است همانطور که صراحتا گفته اسلام دینا
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۶:۴۲
در رابطه با اوستا و گاتها که بخشی از آن است
پس شما تمام اوستا را قبول دارید ولی معتقید که گاتها فقط کتاب آسمانی شماست و مابقی قسمت ها توسط موبدان گذشته به رشته تحریر در آمده



در پایان سخن چند آیه از آغاز سوره آل عمران آورده ام که آن را سندی برای ادعای خود در یکی بودن دین خدا و بایستگی (وجوب) ایمان به خدا و تاکید نکردن بر پیروی از پیامبر خاصی، میبینم.

جواب این ادعایتان در پستهای قبلی داده شد

هادي
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۶:۵۱
هادی گرامی
درود
[دین خدا جهانی و بشری و آزاد از زمان و مکان است. این نکته با زبان پیامبر و قومش تفاوت دارد. دین خدا که اسلام محمدی هم گویش عربی آن است، بدیهی است که جهانی و بشری است. ولی این بدان معنا نیست که شما دیگر پیامبران و زبانهایشان 90 و خودتان را 100 بدانید.[/color][/size]

با سلام و احترام
موبدیار مهران گرامی
اگر زبان یک پیامبر ملاک باشد، اولاً در همان موقع نیز فقط اهالی یک منطقه از شرق ایران باستان مخاطب زرتشت بودند و به زبان اوستایی تکلم می‌کردند و نه همه‌ی ایران و ایرانی‌ها و ثانیاً بنا بر همین استناد و استدلال، تکلیف فارسی زبانان آن عصر، یا آذری‌زبان‌ها، کرد زبان‌ها، بلوچ زبان‌ها و ... چه می‌شود؟ آیا باید برای آنان نیز پیامبری با زبان خودشان بیاید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، پس زرتشت متعلق به همه ایرانی‌ها نبوده است. مگر نمی‌گوییدکه هر پیامبری مخصوص قومی است که به آن زبان سخن می‌گویند. لذا نه در گذشته [حتی زمان حیات شخص زرتشت] و نه در طول تاریخ و نه اکنون، زرتشت دین همه‌ی ایرانی‌ها نبوده و نمی‌توانسته باشد .

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۰۹:۱۷
این مطلب در ص 9 همین تاپیک ذکر شده
که البته آدرس آن نیز ذکر شده و اگر خواستید بطور مفصل بحث را ببینید حتما به آدرس مذکور سری بزنید
در ضمن یک پیشنهاد برادرانه هم برایتان دارم
مجموعه کتب شهید مطهری در یک نرم افزار توسط سازمان کامپیوتری نور جمع آوری شده؛ آن را تهیه کنید چرا که این سی دی یقینا بدرد یک مبلغ زرتشتی می خورد



دوست عزیز شما هر جا که به نفع خودتان است ترجمه تحت اللفظی می کنی و هر جا بنفعتان نیست توجیه می کنید و می گویید شما ترجمه تحت اللفظی کرده اید
مثلا : آیات 4 ابراهیم و 46 عنکبوت را تحت اللفظی معنا می کنید اما آیه 85 آل عمران را توجیه می کنید یا در باره آیات 47 به بعد عنکبوت سکوت می کنید
حال شما بگویید استدلالات ما یک بام و دوهوایی است یا شما؟
ادامه دارد...
آشنای قریب گرامی
درود
1- شما از آشکار بودن، اطاعت از دستورهای آخرین پیامبر میگویید. خب این آشکار بودن در کجاست؟ هنوز سندی برای آن اریه نکرده اید.
دوم اینکه اطاعت از دستور پیامبر مستلزم تغیر نام دین نیست. برای نمونه اگر شما کردار و گفتار و اندیشه نیک داشته باشید، زرتشتی میشوید؟
سوم سنی ها و طالبان و وهابیان هم ادعای اطاعت از پیامبر اسلام(ص) را دارند. خب چه مشکلی حل شده؟

2- از استاد مطهری کتاب انسان کامل، خدمات متقابل اسلام و ایران، حجاب، داستان راستان، و نزدیک به ده کتاب دیگر را خوانده ام، که نامشان را به یاد نمی آورم. من سخنرانی های ایشان را گوش کرده ام. راستش نیازی نمیبینم که بیشتر از این بخوانم. از یک طرفه به قاضی رفتن ایشان خوشم نمی آید.

3- در سوره ابراهیم آیه چهار میفرماید، نفرستادیم رسولی مگر به زبان قومش
خب من چه تفسیر به رایی کرده ام؟ این که متن روشن خود آیه است.
در سوره عنکبوت آیه 46 خداوند به محمد(ص) میگوید که با اهل کتاب مجادله نکن مگر به نیکوترین وجه، .... آخر آیه هم میگوید که الهنا و الهکم واحدا و نحن له مسلمون
مگر من این را گفتم. خب خود آیه روشن و آشکار است که برای همه اهل کتاب الله یکی است و همه مسلمان دانسته میشوند. این را من میگویم؟
خب چه دلیلی جز انحصار طلبی شماست، که مسلمون را در این آیه صفت تسلیم میگیرید؟
در باره آیه 47 سوره عنکبوت باز هم شما تفسیر به رای میکنید. در این آیه از کتاب خدا یاد شده است. خب این شما هستید که کتاب خدا را منحصر به قرآن کرده اید. کتاب خداوند برای همه پیامبران یکی است. در سرتاسر قرآن آیتهای خداوند است، آیتهایی که برای همه پیامبران یکی است. در هیچ جای قرآن عبارت «کتابهای خدا» نیست. چون خدا یک کتاب بیشتر ندارد، خداوند یک کتاب را به زبانهای گوناگون فرستاده است. از آن جمله خود قرآن تصریح میکند که قرآن را عربی فرستادیم برای کسانی که عربی میدانند و در مکه و حول آن زندگی میکنند و از فرزندان ابراهیم و ... هستند.
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و همچنين ما قرآن را بر تو نازل كرديم پس آنان كه بديشان كتاب داده‏ايم بدان ايمان مى‏آورند و از ميان اينان كسانى‏اند كه به آن مى‏گروند و جز كافران [كسى] آيات ما را انكار نمى‏كند
مکارم: اينگونه، كتاب را بر تو نازل كرديم، كساني كه (پيش از اين) كتاب آسماني به آنها داده‏ايم به اين كتاب ايمان مي‏آورند، و بعضي از اين گروه (مشركان) نيز به آن مؤ من مي‏شوند و آيات ما را جز كافران انكار نمي‏كنند.
خرمشاهی: و بدين‏سان بر تو كتاب آسمانى را نازل كرديم، و اهل كتاب به آن ايمان آورند، و از ايشان [اهل مكه‏] نيز كسانى هستند كه به آن ايمان آورند، و جز كافران كسى به آيات ما انكار نمى‏ورزد


وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمى‏خواندى و با دست [راست] خود [كتابى] نمى‏نوشتى و گر نه باطل‏انديشان قطعا به شك مى‏افتادند
مکارم: تو هرگز قبل از اين كتابي نمي‏خواندي و با دست خود چيزي نمي‏نوشتي مبادا كساني كه در صدد ابطال سخنان تو هستند شك و ترديد كنند.
خرمشاهی: و پيش از آن [وحى و نبوت‏] نه كتابى مى‏خواندى و نه به دست خود [مكتوبى‏] مى‏نوشتى، چه در آن صورت باطل‏انديشان شك و شبهه به ميان مى‏آوردند


بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: بلكه [قرآن] آياتى روشن در سينه‏هاى كسانى است كه علم [الهى] يافته‏اند و جز ستمگران منكر آيات ما نمى‏شوند
مکارم: بلكه اين كتاب آسماني مجموعه‏اي از آيات روشن است كه در سينه صاحبان دل جاي دارد و آيات ما را جز ستمگران انكار نمي‏كنند.
خرمشاهی: آرى آن آياتى روشنگر [و محفوظ] در سينه‏هاى دانش يافتگان است، و جز ستمگران [مشرك‏] كسى به آيات ما انكار نمى‏ورزد


هادی گرامی خداوند در سوره آل عمران در باره یهودیان و مسیحیان و روی هم رفته مردم عربستان گفتگو میکند. نه در باره همه پیامبران به هر روی باز هم سخن از دین خدا، نه ادیان خدا، کتاب خدا، نه کتابهای خدا، تسلیم در برابر خدا، نه پیروی از محمد (ص) و اسلام عام است، نه پیروی از محمد (ص).
من تفسیر به رای میکنم، یا شما به دلیل انحصارطلبی و مصادره به مطلوب، تفسیر به رای میکنید؟

أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: آيا جز دين خدا را مى‏جويند با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است‏خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانيده مى‏شويد
مکارم: آيا آنها غير از آيين خدا مي‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است،) و تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند، از روي اختيار يا از روي اجبار، در برابر (فرمان) او تسليم اند، و همه به سوي او باز گردانده مي‏شوند.
خرمشاهی: آيا دينى جز دين الهى را مى‏جويند، حال آنكه هر آن كس كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه فرمانبردار او هستند، و به سوى او بازگردانده مى‏شوند


قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: بگو به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و انبياى [ديگر] از جانب پروردگارشان داده شده گرويديم و ميان هيچ يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما او را فرمانبرداريم
مکارم: بگو: به خدا ايمان آورديم، و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده، و آنچه به موسي و عيسي و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است، ما در ميان هيچ يك از آنان فرقي نمي‏گذاريم، و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.
خرمشاهی: بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ايمان آورده‏ايم، و بين هيچ‏يك از آنان فرق نمى‏گذاريم و ما فرمانبردار او هستيم‏


وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است
مکارم: و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آييني براي خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد، و او در آخرت، از زيانكاران است.
خرمشاهی: و هر كس كه دينى غير از اسلام برگزيند، هرگز از او پذيرفته نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است‏

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۰۹:۲۵
با سلام و احترام
موبدیار مهران گرامی
اگر زبان یک پیامبر ملاک باشد، اولاً در همان موقع نیز فقط اهالی یک منطقه از شرق ایران باستان مخاطب زرتشت بودند و به زبان اوستایی تکلم می‌کردند و نه همه‌ی ایران و ایرانی‌ها و ثانیاً بنا بر همین استناد و استدلال، تکلیف فارسی زبانان آن عصر، یا آذری‌زبان‌ها، کرد زبان‌ها، بلوچ زبان‌ها و ... چه می‌شود؟ آیا باید برای آنان نیز پیامبری با زبان خودشان بیاید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، پس زرتشت متعلق به همه ایرانی‌ها نبوده است. مگر نمی‌گوییدکه هر پیامبری مخصوص قومی است که به آن زبان سخن می‌گویند. لذا نه در گذشته [حتی زمان حیات شخص زرتشت] و نه در طول تاریخ و نه اکنون، زرتشت دین همه‌ی ایرانی‌ها نبوده و نمی‌توانسته باشد .
هادی گرامی
درود
سوره ابراهیم آیه 4 را من نوشتم؟
زبانهایی را که یاد کردید، بجز ترکی (نه آذری) همگی زبانهای اوستایی به شمار می آیند. فارسی امروزین نیز نوه نتیجه زبان اوستایی است. برای همین است که هر کس بخواهد فارسی را بشناسد، از تراز کارشناسی ارشد به بالا، مجبور است، نوشته های دینی زرتشتیان را به عنوان سند زبان فارسی بخواند.
نمونه: روچنگهه= روچن= روشن
روچنگهه= روچن= روچه= روچ= روژ=روج = روز
روچنه=روزنه
ویچیره=ویزیر=وزیر
خوتو ذاتو=خوذا=خودا=خدا
سپنتا آرمئیتی= سپندارمزد= اسپندمد= اسفند
راستی میدانی، هردوت نوشته که ایرانیان یونانی را بد حرف میزنند؟ یعنی فارسی هخامنشی با یونانی دوران هردوت آنچنان همانند بوده که مانند بد حرف زدن یک زبان بوده، نه زبان مجزا؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۰۹:۳۶
1- شما از آشکار بودن، اطاعت از دستورهای آخرین پیامبر میگویید. خب این آشکار بودن در کجاست؟

مهران گرامی درود

در قران و احادیث


زبانهایی را که یاد کردید، بجز ترکی (نه آذری) همگی زبانهای اوستایی به شمار می آیند. فارسی امروزین نیز نوه نتیجه زبان اوستایی است. برای همین است که هر کس بخواهد فارسی را بشناسد، از تراز کارشناسی ارشد به بالا، مجبور است، نوشته های دینی زرتشتیان را به عنوان سند زبان فارسی بخواند. نمونه: روچنگهه= روچن= روشن روچنگهه= روچن= روچه= روچ= روژ=روج = روز روچنه=روزنه ویچیره=ویزیر=وزیر خوتو ذاتو=خوذا=خودا=خدا سپنتا آرمئیتی= سپندارمزد= اسپندمد= اسفند راستی میدانی، هردوت نوشته که ایرانیان یونانی را بد حرف میزنند؟ یعنی فارسی هخامنشی با یونانی دوران هردوت آنچنان همانند بوده که مانند بد حرف زدن یک زبان بوده، نه زبان مجزا؟

دیگه نمی توانید زبان را بهانه کنید

چون طبق این شهادت زبان های درگیر نوه نتیجه زبان پارسی اند

و اینکه زبان عربی نزدیک ترین زبان به زبان فارسی است غیر از این است؟:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۰۹
دوست عزیز
آیه 80 می گوید پس از اسلام آوردن کافر نشوید
آیه 81 می گوید خدا از تمام پیامبران پیمان گرفت که به وجود پیامبر خاتم اقرار کنند و او را یاری کنند (یعنی پیغمبر شما به وجود پیغمبر خاتم اقرار کرده و ایشان را یاری کند) و آن پیامبر (پیامبر آخر الزمان) هم آیین شما را تصدیق می کند
آیه 82 می گوید سرپیچی کننده از "پیامبر آخر الزمان" از فاسقان است (و در سوره توبه می گوید جای فاسق آتش جهنم است)
سوال: این که به آیین زرتشت باقی بمانیم در حالیکه دستورات آیین زرتشت با دستورات اسلام متفاوت است این سرپیچی نام ندارد؟
آیه 83 می گوید تمام کسانی که روی زمین و آسمانند تسلیم هستند (اسلام دارند)
آیه 84 می گوید ایمان به تمام ادیانی که آمده داریم
آیه 85 می گوید هر کس جز اسلام آیینی انتخاب کند از خاسرین است
حال ما نمی خواهیم تفسیر به رای کنیم
شما بگویید فرق اسلم در آیه 83 با اسلام دینا در آیه 85 چیست؟
آیا این نیست که اسلام در آیه اول به معنای تسلیم است همانطور قرآن گفته "اَسلَمَ" یعنی تسلیم هستند و معنای اسلام در آیه 85 دین اسلام است همانطور که صراحتا گفته اسلام دینا
ادامه دارد...

آشنای قریب گرامی
درود
نمیتوانم بفهمم که چرا مسلمون را در آیه 80 سوره آل عمران، نام برای دین محمد(ص) میگیرید و در سوره عنکبوت آیه 46 همین مسلمون را صفت تسلیم میگیرید.

در باره آیه 83 و 85 هم از دیدگاه من هر دو تسلیم بودن است. دین خدا دین تسلیم بودن است. چه به زبان اوستایی، چه به زبان عبرانی، چه به زبان سریانی و یا عربی. البته من در اقوام دیگر پیامبری نمیشناسم. به هر روی خداوند برای هر قومی پیامبری فرستاده به زبان امتش تا ایشان را به سوی خدا راهنمایی کند. پوست پیامبر است و مغز خدا، چرا اینهمه در پی پوست هستید و مغز را رها میکنید؟
یک نکته دیگر را هم نفهمیدم این که در آیه 80 و 81 از نبیین پیمان گرفته میشود که به رسول ایمان بیاورند چیست؟ نبی با رسول چه تفاوت دارد؟
چرا از رسولها پیمان گرفته نشده که از رسولهای پس از خود پشتیبانی کنند؟
همچنین باز هم نفهمیدم که ایمان آوردن و پشتیبانی کردن، کجایش اطاعت است و پیروی است. خب اگر خداوند میخواست چنین باشد، دستور اطاعت و تبعیت و .... میداد، نه ایمان آوردن.

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد سپس او به مردم بگويد به جاى خدا بندگان من باشيد بلكه [بايد بگويد] به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعليم مى‏داديد و از آن رو كه درس مى‏خوانديد علماى دين باشيد
مکارم: براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسماني و حكم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگويد: غير از خدا، مرا پرستش كنيد! بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمي الهي باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مي‏آموختيد و درس مي‏خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!)
خرمشاهی: هيچ بشرى را نرسد كه خداوند به او كتاب و حكمت و نبوت داده باشد، سپس به مردمان بگويد به جاى آنكه بندگان خداوند باشيد، بندگان من باشيد، بلكه [بايد بگويد] شما كه كتاب آسمانى را آموزش داده و آموزش يافته‏ايد، عالمان ربانى باشيد


وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و [نيز] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايى بگيريد آيا پس از آنكه سر به فرمان [خدا] نهاده‏ايد [باز] شما را به كفر وامى‏دارد
مکارم: و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را، پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مي‏كند؟!
خرمشاهی: و به شما دستور ندهد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايى برگيريد، آيا پس از آنكه مسلمان گشته‏ايد شما را به كفر فرمان مى‏دهد؟


وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد البته به او ايمان بياوريد و حتما ياريش كنيد آنگاه فرمود آيا اقرار كرديد و در اين باره پيمانم را پذيرفتيد گفتند آرى اقرار كرديم فرمود پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم
مکارم: و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان موكد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبري به سوي شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مي‏كند، به او ايمان بياوريد و او را ياري كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان موكد بستيد؟ گفتند: (آري) اقرار داريم! (خداوند به آنها) گفت: پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.
خرمشاهی: و چنين بود كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه چون به شما كتاب و حكمت بخشيدم، آنگاه پيامبرى به سويتان آمد كه گواهى‏دهنده بر [حقانيت‏] كتب آسمانى شما گرديد، بر شماست كه به او ايمان آوريد و ياريش دهيد، آنگاه فرمود آيا گردن نهاديد و بر اين [امر] با من پيمان بستيد؟ گفتند آرى گردن نهاديم، فرمود پس هم شما گواهى دهيد و هم من همراه با شما، شاهدم‏


فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: پس كسانى كه بعد از اين [پيمان] روى برتابند آنان خود نافرمانانند
مکارم: پس كسي كه بعد از اين (پيمان محكم)، روي گرداند، فاسق است.
خرمشاهی: سپس هر كس كه بعد از آن رويگردان شد، [بدانيد كه‏] ايشان از نافرمانانند

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۱۸
نمیتوانم بفهمم که چرا مسلمون را در آیه 80 سوره آل عمران، نام برای دین محمد(ص) میگیرید و در سوره عنکبوت آیه 46 همین مسلمون را صفت تسلیم میگیرید.

مهران گرامی درود


ما در حال حاضر در زبانمان کلمه ای به نام شیر داریم

که معانی مختلف می دهد
که نشانه هی بیرونی داریم که مفهوم را می رساند

در عربی هم همین طور است و بنا بر نشانه ها معنی فرق می کند


مثل کلمه علی که به معنای برتر است و نام خدا است

اما نام حضرت علی هم هست اما دو موضوع و دو چیز متفاوت اند

پس نیاز دارد برای شناخت مفاهیم قران عربی را فرا گرفت و یا به عربی دانان اعتماد کرد


همانطور که شما در گات ها دارید پور و معانی مختلف از ان درک می شود:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۲۳
مهران گرامی درود

در قران و احادیث



دیگه نمی توانید زبان را بهانه کنید

چون طبق این شهادت زبان های درگیر نوه نتیجه زبان پارسی اند

و اینکه زبان عربی نزدیک ترین زبان به زبان فارسی است غیر از این است؟:gol:



محمد گرامی
درود
اگر اندکی کتاب بخوانید، درخواهید یافت که عربی از زبان های سامی و فارسی از زبانهای آریایی است. چه نزدیکی با هم دارند؟
از این که بگذریم، دغدغه شما زبان است؟ یعنی اگر کسی بگوید که خدا بزرگ است، او را کافر و مشرک میدانید و حتما باید بگوید که الله اکبر؟
بدینگونه ریگی که با الله اکبر این همه سر برید، باید نظر شما را تامین کرده باشد.
همچنین شیخهای عربستان و بحرین که با الله اکبر، مسجد شیعیان را ویران کردند. آنها هم عرب نژاد هستند و هم عرب زبان و هم آنچنان به سنت پیامبر پایبندند که خود را سنی مینامند.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۳۲
مکارم: براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسماني و حكم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگويد: غير از خدا، مرا پرستش كنيد! بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمي الهي باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مي‏آموختيد و درس مي‏خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!)


مهران گرامی درود

در این ایه کمی دقت نمایید


براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسماني و حكم و نبوت به او دهد ، سپس او

به مردمبگويد: غير از خدا، مرا پرستش كنيد! ، بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:)

مردمي الهي باشيد ، آن گونه كه كتاب خدا را مي‏آموختيد و درس مي‏خوانديد! (و غير از خدا را

پرستش نكنيد!)


یه سوال چرا خدا باید بیاید در اخر ایه بگویید همانطور که می آموختید مگر کتاب یکی نیست ؟

مگر همان کتاب به زبان های مختلف نازل نشده پس چرا می گوید انگونه که کتاب خدا را می آموختید؟


اینم دستور خدا برای مطالعه قران:


أَوْ زِدْ عَلَيهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا(المزمل/4)

يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان؛:Gol:


با دقت و تامل بخوانید:Gol:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۳۸
آشنای قریب گرامی
درود
نمیتوانم بفهمم که چرا مسلمون را در آیه 80 سوره آل عمران، نام برای دین محمد(ص) میگیرید و در سوره عنکبوت آیه 46 همین مسلمون را صفت تسلیم میگیرید.

در باره آیه 83 و 85 هم از دیدگاه من هر دو تسلیم بودن است. دین خدا دین تسلیم بودن است. چه به زبان اوستایی، چه به زبان عبرانی، چه به زبان سریانی و یا عربی. البته من در اقوام دیگر پیامبری نمیشناسم. به هر روی خداوند برای هر قومی پیامبری فرستاده به زبان امتش تا ایشان را به سوی خدا راهنمایی کند. پوست پیامبر است و مغز خدا، چرا اینهمه در پی پوست هستید و مغز را رها میکنید؟

مهران عزیز
برای تدبر در هر مطلبی لازم است که اول مطلب را بصورت کامل خوانده سپس از آن برداشت نماییم نه اینکه به کلمه ای از آن توجه کرده سپس نتیجه گیری کنیم و شما اینگونه آیات را مقایسه می کنید اگر قرار باشد چنین مقایسه کنید بنده هم می توانم از گاتها بر علیه شما مطلب بیاورم
شما اگر مجموع آیات 80 تا 86 آل عمران را بخوانید به مساله ای که بنده عرض کردم خواهید رسید
در ضمن دوست عزیز شما دوباره سخنان شهید مطهری گفتید که من نمی توانم سخنان استاد شهید مطهری را قبول کنم
یکی از این دو دلیل است که موجب شده که نتوانید سخنان شهید مطهری را قبول کنید
1 نمی توانید به ایشان پاسخ دهید چون سخن ایشان حق است
2 می توانید پاسخ دهید
اگر نمی توانید پاسخ دهید اعتراف کنید مگر قرار نیست بدنبال حقیقت باشیم
و اگر می توانید ولو اینکه علاقه ای به جواب دادن از ادعای طرف مقابلتان ندارید برای اثبات حقانیت خود این کار را بکنید تا دیگران فکر نکنند که شما جواب ندارید
مهران گرامی
اصلا آیات قرآن را کار نداریم و فرض میکنیم که شما درست می گویید اما یک شبهه ای در ذهن من است و بارها در همین تاپیک آن را مطرح کرده ام اما شما آن را هم جواب نداده اید
بیا عقلی به مساله نگاه کنیم
واقعا عاقلانه است که هر قوم یک پیامبر داشته باشد؟
خودم جواب میدهم : بله
اما به دو شرط
1 تمام پیامبران دین کامل بیاورند
2 دستورات پیامبران برای اقوام مختلف یکسان باشد
3 برای تمام اقوام روی زمین پیامبر فرستاده شود
شما هم این سخن بنده را قبول دارید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۳۹
موبدیار مهربان این سخن شهید مطهری رو از کجا آوردی؟
شهیدمطهری در این زمینه در جلد 1 مجموعه آثار ص 273 الی 277 می نویسه:
دينى جز اسلام پذيرفته نيست‏
نكته ديگرى كه قبل از ورود در اصل بحث مى‏بايد روشن گردد اين است كه بحث درباره نيكوكاريهاى نامسلمانان را به دو گونه مى‏توان طرح كرد و در حقيقت دو بحث است: يكى اينكه آيا دينى غير دين اسلام مقبول است و يا دين مقبول منحصر به ‏اسلام است؟ و به عبارت ديگر: آيا آنچه لازم است فقط اين است كه انسان يك دينى داشته باشد و حداكثر اين است كه آن دين منتسب به يكى از پيغمبران آسمانى باشد و ديگر فرق نمى‏كند كه كداميك از اديان آسمانى باشد، مثلا مسلمان يا مسيحى يا يهودى و حتى مجوسى باشد؟ يا اينكه در هر زمان دين حق يكى بيش نيست؟
....
درباره مسأله اول اجمالًا مى‏گوييم كه دين حق در هر زمانى يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كند.
اين انديشه كه ميان برخى از مدعيان روشنفكرى، اخيرا رايج شده است كه مى‏گويند همه اديان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند انديشه نادرستى است.
البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعى وجود ندارد. پيامبران خدا همگى به سوى يك هدف و يك خدا دعوت مى‏كنند. آنان نيامده‏اند كه در ميان بشر فرقه‏ها و گروههاى متناقضى بوجود آورند.
ولى اين سخن به اين معنى نيست كه در هر زمانى چندين دين حق وجود دارد و طبعا انسان مى‏تواند در هر زمانى هر دينى را كه مى‏خواهد بپذيرد؛ بر عكس، معناى اين سخن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشّر پيامبران لاحق خصوصاً خاتم و افضلشان بوده‏اند و پيامبران لاحق مصدّق پيامبران سابق بوده‏اند؛ پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زمانى تسليم شريعت همان پيامبرى باشيم كه دوره او است و قهراً لازم است در دوره ختميّه به آخرين دستورهايى كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين، لازمه اسلام، يعنى تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالتهاى فرستادگان او است.

بسيارى از مردم زمان ما طرفدار اين فكر شده‏اند كه براى انسان كافى است كه خدا را بپرستد و به يكى از اديان آسمانى كه از طرف خدا آمده است انتساب داشته باشد، دستورهاى آن را بكار بندد، شكل دستورها چندان اهميتى ندارد؛ حضرت مسيح هم پيغمبر است، حضرت محمد هم پيغمبر است، اگر طبق آئين مسيح عمل كنيم‏
......

درست است كه در دين، اكراه و اجبارى نيست: «لا اكراه فى الدّين» ولى اين سخن به اين معنى نيست كه دين خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم انتخاب كنيم. چنين نيست؛ در هر زمانى يك دين حق وجود دارد و بس؛ هر زمان پيغمبر صاحب شريعتى از طرف خدا آمده مردم موظف بوده‏اند كه از راهنمايى او استفاده كنند و قوانين و احكام خود را چه در عبادات و چه در غير عبادات از او فرا گيرند تا نوبت به حضرت خاتم الانبياء رسيده است. در اين زمان اگر كسى بخواهد بسوى خدا راهى بجويد بايد از دستورات دين او راهنمايى بجويد.
قرآن كريم مى‏فرمايد:
و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (آل عمران 85)
«و هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه‏اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى‏گردد و بس.
به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.

هادی گرامی
درود
این نوشته ای انحصارطلبانه است که اگر برای آن سندی قرآنی یا به روش ضبط صوتی از پیامبر اسلام (ص) دارید، بفرمایید وگرنه به دستور امام صادق باید آن را به دیوار بکوبم.
این نمیشود که یک جا مسلمون را صفت بگیرید و یک جا نام.
به هر روی چرا در سوره عنکبوت نام و در سوره آل عمران صفت نباشد؟ با کدام سند، چنین ادعایی را دارید که تسلیم خدا بودن یعنی به دین پیامبر بعدی درآمدن؟
شما هنوز نیامده اید و کتاب ما را بررسی نکرده اید، از کجا میدانید که این کمتر و آن یکی بیشتر است و ....؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۴۶
مهران گرامی درود

در این ایه کمی دقت نمایید


براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسماني و حكم و نبوت به او دهد ، سپس او

به مردمبگويد: غير از خدا، مرا پرستش كنيد! ، بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:)

مردمي الهي باشيد ، آن گونه كه كتاب خدا را مي‏آموختيد و درس مي‏خوانديد! (و غير از خدا را

پرستش نكنيد!)


یه سوال چرا خدا باید بیاید در اخر ایه بگویید همانطور که می آموختید مگر کتاب یکی نیست ؟

مگر همان کتاب به زبان های مختلف نازل نشده پس چرا می گوید انگونه که کتاب خدا را می آموختید؟


اینم دستور خدا برای مطالعه قران:


أَوْ زِدْ عَلَيهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا(المزمل/4)

يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان؛:gol:


با دقت و تامل بخوانید:gol:


محمد گرامی
درود
آنچه که از نوشته شما آموختم اینست که از مردمی که پیشتر کتاب داشته و از کتابشان دور شده اند، دوباره به کتابشان بازگردند و به جز خداوند را ارباب خود قرار ندهند، حتی پیامبران را. تنها سخن از خداوند است، نه پیامبر.
چرا این همه انحصار طلبی میکنید.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۴۸
اگر اندکی کتاب بخوانید، درخواهید یافت که عربی از زبان های سامی و فارسی از زبانهای آریایی است. چه نزدیکی با هم دارند؟

مهران گرامی درود

نیاز به کتاب نیست


هرکسی می داند که حروف فارسی و عربی و اعداد و بسیاری از پایه ها با هم یکی است و با کی تلاش می شود پایه را قوی و

عربی را یاد گرفت

طبیعی است که زبان دیگر را باید یاد گرفت ولی هرچه باشد عربی و فارسی به هم نزدیک ترند تا انگلیسی و فارسی

غیر از این است؟


از این که بگذریم، دغدغه شما زبان است؟ یعنی اگر کسی بگوید که خدا بزرگ است، او را کافر و مشرک میدانید و حتما باید بگوید که الله اکبر؟ بدینگونه ریگی که با الله اکبر این همه سر برید، باید نظر شما را تامین کرده باشد. همچنین شیخهای عربستان و بحرین که با الله اکبر، مسجد شیعیان را ویران کردند. آنها هم عرب نژاد هستند و هم عرب زبان و هم آنچنان به سنت پیامبر پایبندند که خود را سنی مینامند.

فرق اسلام و ایمان در همین است

یکی می گوید من به الله ایمان دارم
کتاب را قبول دارم
رسول الله را قبول دارم

اسلام آورده اما ایمان خیر

و ان اهل سنت اسما سنی هستند اما اگر کسی سنت پیامبر را بخواند سنت پیامبر بر این نیست که کسی را که ادعای اسلام می کند را مشرک و کافر بخواند همانطور که ما شما را کافر نمی دانیم

سنت پیامبر دست بسته نماز خواندن نیست
این بدعت بعد از جنگ ایران وعمر وارد شد

لابد می دانید که ایرانیان در مقابل بزرگانشان دست بسته می ایستادند

سنت پیامبر شستن پا ها نیست بلکه مسح کشیدن است

من برای ادعای ما هم حدیث از صحح است و ام ایه در قران(قران را با کمی احتیاط عرض می کنم تا متهم به تفسیر به رای

نشوم

و...:Gol:

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۰:۵۲
محمد گرامی درود آنچه که از نوشته شما آموختم اینست که از مردمی که پیشتر کتاب داشته و از کتابشان دور شده اند، دوباره به کتابشان بازگردند و به جز خداوند را ارباب خود قرار ندهند، حتی پیامبران را. تنها سخن از خداوند است، نه پیامبر. چرا این همه انحصار طلبی میکنید؟

مهران گرامی درود

با دقت بیشتری بخوانید

و تامل کنید

داره می گوید کتاب خدا را می خواندید

و در ابتدا می گوید پیامبری جدید(نبوت)

مگه هر پیامبر کتابی برای خودش ندارد؟

چرا دعوت به کتاب قبلی:Gol::Gig:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۱:۳۵
مهران عزیز
برای تدبر در هر مطلبی لازم است که اول مطلب را بصورت کامل خوانده سپس از آن برداشت نماییم نه اینکه به کلمه ای از آن توجه کرده سپس نتیجه گیری کنیم و شما اینگونه آیات را مقایسه می کنید اگر قرار باشد چنین مقایسه کنید بنده هم می توانم از گاتها بر علیه شما مطلب بیاورم
شما اگر مجموع آیات 80 تا 86 آل عمران را بخوانید به مساله ای که بنده عرض کردم خواهید رسید
در ضمن دوست عزیز شما دوباره سخنان شهید مطهری گفتید که من نمی توانم سخنان استاد شهید مطهری را قبول کنم
یکی از این دو دلیل است که موجب شده که نتوانید سخنان شهید مطهری را قبول کنید
1 نمی توانید به ایشان پاسخ دهید چون سخن ایشان حق است
2 می توانید پاسخ دهید
اگر نمی توانید پاسخ دهید اعتراف کنید مگر قرار نیست بدنبال حقیقت باشیم
و اگر می توانید ولو اینکه علاقه ای به جواب دادن از ادعای طرف مقابلتان ندارید برای اثبات حقانیت خود این کار را بکنید تا دیگران فکر نکنند که شما جواب ندارید
مهران گرامی
اصلا آیات قرآن را کار نداریم و فرض میکنیم که شما درست می گویید اما یک شبهه ای در ذهن من است و بارها در همین تاپیک آن را مطرح کرده ام اما شما آن را هم جواب نداده اید
بیا عقلی به مساله نگاه کنیم
واقعا عاقلانه است که هر قوم یک پیامبر داشته باشد؟
خودم جواب میدهم : بله
اما به دو شرط
1 تمام پیامبران دین کامل بیاورند
2 دستورات پیامبران برای اقوام مختلف یکسان باشد
3 برای تمام اقوام روی زمین پیامبر فرستاده شود
شما هم این سخن بنده را قبول دارید؟
آشنای قریب گرامی
درود
شما نوشته اید:
1-:" ... برای تدبر در هر مطلبی لازم است که اول مطلب را بصورت کامل خوانده سپس از آن برداشت نماییم نه اینکه به کلمه ای از آن توجه کرده سپس نتیجه گیری کنیم و شما اینگونه آیات را مقایسه می کنید اگر قرار باشد چنین مقایسه کنید بنده هم می توانم از گاتها بر علیه شما مطلب بیاورم..."
پاسخ
شما هرجا کم می آورید، این سخن را میگویید. به هر روی آسمان بروید، زمین بیایید، مسلمون یا صفت است یا نام. اگر صفت است، همه جا باید صفت گرفته شود، اگر نام است همه جا باید نام باشد. خداوند که رودربایستی با کسی نداشته و ندارد. اگر میخواست آنچیزی که شما میکوشید، به زور از قرآن استخراج کند، بگوید، خب همان را میگفت.
برای نمونه در سوره عنکبوت میگفت، ای پیامبر به اهل کتاب بگو که باید به کتاب قرآن و محمد رسول خدا ایمان بیاورید وگرنه به دوزخ انداخته میشوید. و .... همان چیزی که شما میخواهید به زور از قرآن استخراج کنید.
در باره گاتها من آمده ام تنها یک شرط دارم و آن اینست که مانند آقای رضا، واژهها را با مفهومی که در زبان فارسی امروزین دارند، بررسی نکنید. بلکه با مفهومی که در آن زمان داشته اند و زبانشناسان آن را تایید کرده یا در خود گاتها هست، بررسی کنید.
آقای آشنای قریب این آشکار است که از محبت خارها گل میشود. و وارون آن نیز درست است که از عناد گلها خار میشود.
نشان عناد شما همین بس که من میگویم مسلمون یا نام یا صفت باید یک جور باشد، شما میخواهید بر ضد من از گاتها مثال بیاورید.

2-:" ... شما اگر مجموع آیات 80 تا 86 آل عمران را بخوانید به مساله ای که بنده عرض کردم خواهید رسید..."
پاسخ
من چند بار سه برگردان فارسی این آیه ها را با متن عربی آن برایتان نوشته ام. کمترین نشانه آنست که این سه برگردان را خوانده ام. به هیچ روی تایید بر سخن شما در آن نیافتم.

3-:" ... سخنان استاد شهید مطهری را قبول کنم
یکی از این دو دلیل است که موجب شده که نتوانید سخنان شهید مطهری را قبول کنید
1 نمی توانید به ایشان پاسخ دهید چون سخن ایشان حق است
2 می توانید پاسخ دهید
اگر نمی توانید پاسخ دهید اعتراف کنید مگر قرار نیست بدنبال حقیقت باشیم ..."
پاسخ
در همه نوشته های ایشان آشکار است که بر ضد حکومت پهلوی که برای اثبات خودش بر ایران باستان و دین زرتشتی تاکید، میکرد، سخن رفته است. این پیشداوری ضد ایرانی ایشان را از بررسی درست حقایق باز داشته است. ایشان تنها به تاریکترین نقطه ها اشاره کرده اند. اگر به روش ایشان بخواهیم اسلام و عرب و کشورهای اسلامی را بررسی کنیم، باید کسانی را چون شمر تا ریگی را هم مسلمان بدانیم و اسلام را بکوبیم که چگونه چنین مسلمانانی هستند.
به بحرین بنگرید، به فتوای شیخی از عربستان که انقلاب را خلاف مصالح اسلام و حرام دانسته دارند مردم را میکشند. خب منهم بیایم این اسلام را بررسی و محکوم کنم، درست است؟

4-:"... مهران گرامی اصلا آیات قرآن را کار نداریم و فرض میکنیم که شما درست می گویید اما یک شبهه ای در ذهن من است و بارها در همین تاپیک آن را مطرح کرده ام اما شما آن را هم جواب نداده اید
بیا عقلی به مساله نگاه کنیم
واقعا عاقلانه است که هر قوم یک پیامبر داشته باشد؟
خودم جواب میدهم : بله
اما به دو شرط
1 تمام پیامبران دین کامل بیاورند
2 دستورات پیامبران برای اقوام مختلف یکسان باشد
3 برای تمام اقوام روی زمین پیامبر فرستاده شود
شما هم این سخن بنده را قبول دارید؟..."
پاسخ
آشنای قریب گرامی ما از 124000 پیامبر تنها یک پیامبر ایرانی که زرتشت است و چند ده پیامبر را که در سرزمین سامیان بوده و نامشان در قرآن هست میشناسیم. از دیگران که آگاهی نداریم.
با این نمونه ها میبینیم که هر سه شرط شما در آنها هست.
اشاره های جغرافیایی، توصیف بهشت و دوزخ، احکام درون کتاب، روش سخن گفتن، ....
برای نمونه روی سخن گاتها با خردمندان و دانش دوستان است. برای چنین کسانی، یکبار به ایشان گفته شده که اگر راه درست را برگزینید، بهترین زندگی و همه آسایشها بهره شما خواهد بود. وگرنه زندگی بد و دشواری پادافره شما خواهد بود. همین برایشان بس است. مرد و زن از آزادگی نسبی برخوردارند، بنابراین روی سخن با مرد و زن با هم است.
برای عرب جاهلی فهم این نکته برایشان سخت بود. خب بهشت و دوزخ آنگونه که او خوشش بیایید، برایش تعریف شده است. او در گرمای سوزان عربستان، خنکی و سایه را دوست دارد. زن و شراب و جوی روان و ..... بهشت برایش چنین توصیف شده، از گرما بیزار است، جهنم برایش سوزان توصیف شده. زن تابع مرد است، بنابراین روی سخن بیشتر با مردان است.
واژه فردوس معرب پردیس است. در زمان ساسانیان به باغهایی چون باغ شازده کرمان یا فین کاشان، پردیس میگفتند.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۲:۱۷
مهران گرامی درود

نیاز به کتاب نیست


هرکسی می داند که حروف فارسی و عربی و اعداد و بسیاری از پایه ها با هم یکی است و با کی تلاش می شود پایه را قوی و

عربی را یاد گرفت

طبیعی است که زبان دیگر را باید یاد گرفت ولی هرچه باشد عربی و فارسی به هم نزدیک ترند تا انگلیسی و فارسی

غیر از این است؟



فرق اسلام و ایمان در همین است

یکی می گوید من به الله ایمان دارم
کتاب را قبول دارم
رسول الله را قبول دارم

اسلام آورده اما ایمان خیر

و ان اهل سنت اسما سنی هستند اما اگر کسی سنت پیامبر را بخواند سنت پیامبر بر این نیست که کسی را که ادعای اسلام می کند را مشرک و کافر بخواند همانطور که ما شما را کافر نمی دانیم

سنت پیامبر دست بسته نماز خواندن نیست
این بدعت بعد از جنگ ایران وعمر وارد شد

لابد می دانید که ایرانیان در مقابل بزرگانشان دست بسته می ایستادند

سنت پیامبر شستن پا ها نیست بلکه مسح کشیدن است

من برای ادعای ما هم حدیث از صحح است و ام ایه در قران(قران را با کمی احتیاط عرض می کنم تا متهم به تفسیر به رای

نشوم

و...:gol:


محمد گرامی
درود
اگر همه استدلالهایت همینگونه باشند که واویلاست.
الفبای امروزین عرب و ایران که همگی اختراع سده چندم هجری است. در زمان ساسانیان که این الفبا نبود، عربها در بهترین حالت کوفی مینوشتند و ایرانیان 5 خط (دین دبیره، هام دبیره، گشته دبیره، راز دبیره و آمار دبیره) داشتند.
تازه خط که ربطی به زبان ندارد. مگر در ترکیه، ترکی را با الفبا انگلیسی نمینویسند؟
کی گفته که عربی و فارسی نزدیکترند؟ عربی سامی است. فارسی آریایی است. انگلیسی هم آریایی است.
باز هم ماندی در پوست، خواست خداوند چیست، زبان است یا باور؟
اگر خداوند چنین میخواست، یک پیامبر با یک کتاب و یک زبان میفرستاد. همه را ملزم به ایمان به آن میکرد. در سوره ابراهیم آیه چهار نیز چنین جمله ای را نمینوشت. و ....

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۴:۱۸
آنشان عناد شما همین بس که من میگویم مسلمون یا نام یا صفت باید یک جور باشد، شما میخواهید بر ضد من از گاتها مثال بیاورید.

.
.
.

3-:" ... سخنان استاد شهید مطهری را قبول کنم
یکی از این دو دلیل است که موجب شده که نتوانید سخنان شهید مطهری را قبول کنید
1 نمی توانید به ایشان پاسخ دهید چون سخن ایشان حق است
2 می توانید پاسخ دهید
اگر نمی توانید پاسخ دهید اعتراف کنید مگر قرار نیست بدنبال حقیقت باشیم ..."
پاسخ
در همه نوشته های ایشان آشکار است که بر ضد حکومت پهلوی که برای اثبات خودش بر ایران باستان و دین زرتشتی تاکید، میکرد، سخن رفته است. این پیشداوری ضد ایرانی ایشان را از بررسی درست حقایق باز داشته است. ایشان تنها به تاریکترین نقطه ها اشاره کرده اند. اگر به روش ایشان بخواهیم اسلام و عرب و کشورهای اسلامی را بررسی کنیم، باید کسانی را چون شمر تا ریگی را هم مسلمان بدانیم و اسلام را بکوبیم که چگونه چنین مسلمانانی هستند.
به بحرین بنگرید، به فتوای شیخی از عربستان که انقلاب را خلاف مصالح اسلام و حرام دانسته دارند مردم را میکشند. خب منهم بیایم این اسلام را بررسی و محکوم کنم، درست است؟

4-:"... مهران گرامی اصلا آیات قرآن را کار نداریم و فرض میکنیم که شما درست می گویید اما یک شبهه ای در ذهن من است و بارها در همین تاپیک آن را مطرح کرده ام اما شما آن را هم جواب نداده اید
بیا عقلی به مساله نگاه کنیم
واقعا عاقلانه است که هر قوم یک پیامبر داشته باشد؟
خودم جواب میدهم : بله
اما به دو شرط
1 تمام پیامبران دین کامل بیاورند
2 دستورات پیامبران برای اقوام مختلف یکسان باشد
3 برای تمام اقوام روی زمین پیامبر فرستاده شود
شما هم این سخن بنده را قبول دارید؟..."
پاسخ
آشنای قریب گرامی ما از 124000 پیامبر تنها یک پیامبر ایرانی که زرتشت است و چند ده پیامبر را که در سرزمین سامیان بوده و نامشان در قرآن هست میشناسیم. از دیگران که آگاهی نداریم.
با این نمونه ها میبینیم که هر سه شرط شما در آنها هست.
...

دوست من بنده انشاء الله هرطور شده گاتها را تهیه کرده و اشکالات آن را بیان می کنم
.
شما قایلید که شهید مطهری چون از شاه خوشش نمی آمد با زرتشت مخالف بود؟
شاه چه ربطی به زرتشت دارد؟
شهید مطهری دریافته بود که اسلام دین برتر است لذا با هر چه که مخالف اسلام بود مخالفت می کرد البته مخالفت وی علمی بود نه با زور که اگر حرفش نادرست باشد جواب دارد ولی شما برای آن جواب نداشته و به جای جواب دادن طفره می روید
.
مهران عزیز دستورات میان اقوام مختلف یکی نیست و متفاوت است انشاء الله بزودی از احکامتان برایتان خواهم گفت و فرق هایی که با احکام ما دارد
اینکه همه اقوام پیامبرندارند مثلا چینی ها و ژاپنی های بیچاره و حتی شما هم نمی دانی که از چه پیامبری باید تبعیت کنند لذا شرایطی که ذکر شد امروزه در حهان دیده نمی شود پس باید به دنبال دین حق که یکی بیشتر نیست گشت حال آن دین یا زرتشت است یا اسلام یا دین دیگر که در این صورت دینی که تبادر به ذهن می کند که برترین دین باشد دین اسلام است چون آخرین دین و کامل ترین دین است

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۵:۵۱
باز هم ماندی در پوست، خواست خداوند چیست، زبان است یا باور؟

سلام

جواب ما باور است

ما به باور اعتقاد داریم نه زبان

اگر نه الان زرتشتی بودیم

و مثل شما پوست را می دیدیم نه مغز را

و زبان و ملیت را بهانه می کردیم


گر خداوند چنین میخواست، یک پیامبر با یک کتاب و یک زبان میفرستاد. همه را ملزم به ایمان به آن میکرد. در سوره ابراهیم آیه چهار نیز چنین جمله ای را نمینوشت. و ....

ایراد شما این است که پوست را می بینید نه مغز را

شما فراموش کردید که دارید تفسیر به رای می کنید

در صورتی که می دانید ما سند بیرونی هم برای اثبات حقانیت حرفمان داریم

شما غیر از خودتان چه سندی دارید؟

پس پوست را نبینید

بله مغز بادام بهتر است:ok::Hedye::Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۹:۲۱
دوست من بنده انشاء الله هرطور شده گاتها را تهیه کرده و اشکالات آن را بیان می کنم
.
شما قایلید که شهید مطهری چون از شاه خوشش نمی آمد با زرتشت مخالف بود؟
شاه چه ربطی به زرتشت دارد؟
شهید مطهری دریافته بود که اسلام دین برتر است لذا با هر چه که مخالف اسلام بود مخالفت می کرد البته مخالفت وی علمی بود نه با زور که اگر حرفش نادرست باشد جواب دارد ولی شما برای آن جواب نداشته و به جای جواب دادن طفره می روید
.
مهران عزیز دستورات میان اقوام مختلف یکی نیست و متفاوت است انشاء الله بزودی از احکامتان برایتان خواهم گفت و فرق هایی که با احکام ما دارد
اینکه همه اقوام پیامبرندارند مثلا چینی ها و ژاپنی های بیچاره و حتی شما هم نمی دانی که از چه پیامبری باید تبعیت کنند لذا شرایطی که ذکر شد امروزه در حهان دیده نمی شود پس باید به دنبال دین حق که یکی بیشتر نیست گشت حال آن دین یا زرتشت است یا اسلام یا دین دیگر که در این صورت دینی که تبادر به ذهن می کند که برترین دین باشد دین اسلام است چون آخرین دین و کامل ترین دین است
آشنای قریب گرامی
درود
1- شاه برای مخالفت با اسلام، همانگونه که جهانخواران مردم ستیز امروزین میکنند، از ایران باستان و دین زرتشتی برای مبارزه اسلحه ساختند.
2- در نامه شما دو اشتباه ویران کننده است:
یکم: دین دین خداست، نه دین زرتشت و نه دین محمد و نه دین عیسی و نه دین موسی و ......... آن یک دین هم اسلام نامیده شده است.

دوم: احکام زرتشتیان را موبدان و دانشمنداند در زمان و مکان مینویسند. از این روی نمی توانید آن را بررسی کنید. اگر زمانی موبدان و دانشمندان چیزی را در زمان مکان خودشان درست میدانستند، بایستگی (وجوب) ندارد که امروز و در این مکان نیز ما همان را انجام دهیم.

3- من خود در برگردان فارسی گاتها، از دست کم 5 برگردان بهره میبرم تا بتوانم هر چه درست تر آن بند را بفهمم. زیرا به دلیل کاستی در شناخت ادبیات ایران باستان، بویژه گاتها، نکته هایی هست که بایستی به آن توجه کرد. برای نمونه واژه هایی چون آثرَ/آتش، گَ او/گاو، پوثرهَ/پور در گاتها به معنای روشنایی (نور هدایت در برابر ضلالت)، انسان زنده و معلول است، اما گروهی آنها را به ترتییب آتش چوب و جانور چارپا و پسر دانسته اند.
اگر خواستید، یک کتاب بگیرید، کتاب ستوت یسن از علی اکبر جعفری را بگیرید. ایشان گاتها را از زبان اوستایی به فارسی برگردان کرده اند. دیگر مترجمان از برگردان انگلیسی و آلمانی و فرانسوی به فارسی سود جسته اند.
اگر خواستید بیشتر خرج کنید کتاب گاتها، سرودهای زرتشت ترجمه و تفسیر موبد فیروز آذرگشسب را بگیرید. در این کتاب هر بند از گاتها با دین دبیره (الفبا اوستایی)، تلفظ و ترجمه هر واژه جداگانه نوشته شده است. آنگاه یک برگردان روان فارسی داده شده است. برگردان روان فارسی ایشان، تحت تاثیر باورهای موبدانه است.
اگر هم خواستید از تحریف موبدان ساسانی در ترجمه گاتها آگاهی بیابید، برگردان فارسی گاتها از استاد ابراهیم پورداوود را بخوانید. این کتاب در واقع ترجمه گاتهای پازند به فارسی است. یعنی ترجمه موبدان ساسانی از گاتها را به فارسی برگردان کرده است.

کتاب یادداشتهای پنج گاتها از استاد پور داوود شما را در شناخت بیشتر و بهتر واژه ها راهنمایی میکند.

باز هم تاکید و یادآوری میکنم که بسیاری از سخنهای استاد مطهری، و استادانی چون رضا در همین آسکدین، یک جانبه، و پر رنگ کردن نقطه های سیاه است. ایشان چشم را بر روی بسیاری از راستی ها (حق ها) بسته اند. سندهایی که چه استاد مطهری و چه استادانی چون آقای رضا در همین آسکدین ارایه کرده اند، مربوط به دین دولتی ساسانی آنهم در اواخر دوره ساسانی است. در این زمان مغان ماد در دربار دین دولتی را به سود خود مصادره کرده بودند. کتابهایی که استاد رضا به آنها استناد کرده، در سده های یکم پیش از هجرت تا سوم هجری نوشته شده اند. از این روی دیدگاه زرتشت و یا دین زرتشتی نیستند.
مانند آن است که شما دین طالبان و وهابیان و .... را بررسی کرده و بگویید که اسلام چنین است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۹:۲۶
سلام

جواب ما باور است

ما به باور اعتقاد داریم نه زبان

اگر نه الان زرتشتی بودیم

و مثل شما پوست را می دیدیم نه مغز را

و زبان و ملیت را بهانه می کردیم



ایراد شما این است که پوست را می بینید نه مغز را

شما فراموش کردید که دارید تفسیر به رای می کنید

در صورتی که می دانید ما سند بیرونی هم برای اثبات حقانیت حرفمان داریم

شما غیر از خودتان چه سندی دارید؟

پس پوست را نبینید

بله مغز بادام بهتر است:ok::hedye::gol:



محمد گرامی
درود
شما بازی با واژه ها را آغاز کرده اید. این روش روش پسندیده ای نیست. شما هنوز سندی که حقانیت ادعاهایتان را نشان بدهد، ارایه نکرده اید. شما از من خواستید تا عربی بیاموزم و مسلمان محمدی شوم. شما از من نخواستید که به خدا ایمان داشته باشم. به روز جزا ایمان داشته باشم، نماز بخوانم و دهش کنم. و ........
این در حالی است که همه اینها جزو اصول دین زرتشت است و اگر شما در پی پوست نبودید، میگفتید خب دست کم برابر با سوره بقره آیه 62 و سوره عنکبوت آیه 46 و سوره ابراهیم آیه 4، شما مسلمان زرتشتی هستید. از این رو دیگر نیازی نیست شما را به اسلام محمدی دعوت کنم.
فرق پوست و مغز اینست. اگر شما چنین کرده اید، اشکال از من است که آن را نفهمیدم. اگر چنین نکرده اید، اشکال از شماست که اصلا نفهمیده اید که اسلام چیست و قرآن چه چیز را آموزش میدهد.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۱۸:۴۹
1- شاه برای مخالفت با اسلام، همانگونه که جهانخواران مردم ستیز امروزین میکنند، از ایران باستان و دین زرتشتی برای مبارزه اسلحه ساختند.
...
باز هم تاکید و یادآوری میکنم که بسیاری از سخنهای استاد مطهری، و استادانی چون رضا در همین آسکدین، یک جانبه، و پر رنگ کردن نقطه های سیاه است. ایشان چشم را بر روی بسیاری از راستی ها (حق ها) بسته اند. سندهایی که چه استاد مطهری و چه استادانی چون آقای رضا در همین آسکدین ارایه کرده اند، مربوط به دین دولتی ساسانی آنهم در اواخر دوره ساسانی است. در این زمان مغان ماد در دربار دین دولتی را به سود خود مصادره کرده بودند. کتابهایی که استاد رضا به آنها استناد کرده، در سده های یکم پیش از هجرت تا سوم هجری نوشته شده اند. از این روی دیدگاه زرتشت و یا دین زرتشتی نیستند.
مانند آن است که شما دین طالبان و وهابیان و .... را بررسی کرده و بگویید که اسلام چنین است.

دوست عزیز سلام
درباره خودتان اینگونه نگویید
اگر شاه شما را سپر بلای خود کرده بود و از شما به عنوان اسلحه خود استفاده کرده بود ...

آیا شما نوکر شاه بودید و اسلحه شاه شده بودید؟
من برای زرتشت احترام قایلم با این حرفها ارادت من را نسبت به زرتشتیان کم نکنید
زرتشتیان برای امام حسین و حضرت عباس احترام قایلند و بسیاری از آنان در جبهه های جنگ رشادت ها از خود نشان داده اند فکر نمی کنم که یک زمانی زرتشتیان بازیچه دست شاه ملعون بوده باشند
اما اگر تصور بنده در مورد زرتشت غلط است که حرف شما درست است بدون شک و واقعا جا دارد که شهید مطهری همانطور که با شاه مقابله می کرد با زرتشت هم مقابله کند اما اگر این طور نیست و حساب زرتشت از شاه جدا است که من یقین دارم اینطور است علت مخالفت های شخصی مثل شهید مطهری با زرتشت نشان از تحریف این دین است و اگر زرتشت تحریف شده باید بدنبال دین و مذهبی گشت که کامل باشد و تحریف هم نشده باشد
الحمدلله بعد از دین زرتشت ادیان بسیاری آمده مثل یهود، مسیح و اسلام پس باید دین حقیقی میان آنها را یافت و به آن دین گروید
....
دوست من
دوباره می گم
اگر شهید مطهری یا رضا حرف حق نمی زنند شما با حرف های حقتون اونها رو رسوا کن و ما رو آگاه کن
در ضمن از حرفهای شما بر میاد که زرتشت هم دارای فرقه های متعددیه یا اینکه در هر دوره احکام و اعتقادات اونها تغییر کرده و به روز می شه چون می گید "مثل این است که شما دین طالبان و وهابیان رو نقد کنید"

درضمن بابت راهنماییتون درباره کتاب گاتها ممنونم انشاء الله اگه مشکلی پیش نیاد یکشنبه سراغش می رم تا تهیه کنم

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۲۱:۵۷
از این رو دیگر نیازی نیست شما را به اسلام محمدی دعوت کنم.

مهران گرامی درود

یه سوال

این کتاب را اشو زرتشت(ع) آورده اند یا رسول الله(ص)؟:Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۲
مهران گرامی درود

یه سوال

این کتاب را اشو زرتشت(ع) آورده اند یا رسول الله(ص)؟:gol:

محمد گرامی
درود
با این سخن، خواسته یا ناخواسته، نا آگاهی خودت را از معارف اسلامی نشان دادی.
کتاب را کسی نیاورده است. خداوند کسانی را مامور کرده تا کتاب او را به زبان مردم امتش برای مردم آموزش دهد. برای یکی پیامبر امی است و کتاب خدا امانت نزد او، برای دیگری پیامبر دانشمندی است که کتاب خدا را آموزش میدهد.

هیچکس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۴۰
سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس :Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۴۶
دوست عزیز سلام
درباره خودتان اینگونه نگویید
اگر شاه شما را سپر بلای خود کرده بود و از شما به عنوان اسلحه خود استفاده کرده بود ...

آیا شما نوکر شاه بودید و اسلحه شاه شده بودید؟
من برای زرتشت احترام قایلم با این حرفها ارادت من را نسبت به زرتشتیان کم نکنید
زرتشتیان برای امام حسین و حضرت عباس احترام قایلند و بسیاری از آنان در جبهه های جنگ رشادت ها از خود نشان داده اند فکر نمی کنم که یک زمانی زرتشتیان بازیچه دست شاه ملعون بوده باشند
اما اگر تصور بنده در مورد زرتشت غلط است که حرف شما درست است بدون شک و واقعا جا دارد که شهید مطهری همانطور که با شاه مقابله می کرد با زرتشت هم مقابله کند اما اگر این طور نیست و حساب زرتشت از شاه جدا است که من یقین دارم اینطور است علت مخالفت های شخصی مثل شهید مطهری با زرتشت نشان از تحریف این دین است و اگر زرتشت تحریف شده باید بدنبال دین و مذهبی گشت که کامل باشد و تحریف هم نشده باشد
الحمدلله بعد از دین زرتشت ادیان بسیاری آمده مثل یهود، مسیح و اسلام پس باید دین حقیقی میان آنها را یافت و به آن دین گروید
....
دوست من
دوباره می گم
اگر شهید مطهری یا رضا حرف حق نمی زنند شما با حرف های حقتون اونها رو رسوا کن و ما رو آگاه کن
در ضمن از حرفهای شما بر میاد که زرتشت هم دارای فرقه های متعددیه یا اینکه در هر دوره احکام و اعتقادات اونها تغییر کرده و به روز می شه چون می گید "مثل این است که شما دین طالبان و وهابیان رو نقد کنید"


درضمن بابت راهنماییتون درباره کتاب گاتها ممنونم انشاء الله اگه مشکلی پیش نیاد یکشنبه سراغش می رم تا تهیه کنم


آشنای قریب گرامی
درود
شما نوشته اید:
ا-:"... درباره خودتان اینگونه نگویید
اگر شاه شما را سپر بلای خود کرده بود و از شما به عنوان اسلحه خود استفاده کرده بود ...

آیا شما نوکر شاه بودید و اسلحه شاه شده بودید؟..."
پاسخ
یکم- طالبان و وهابیان و ابن زبیر و خادالحرمین (شیخهای عربستان) و شیخ بحرین و ... نیز با سو استفاده از اسلام اینکارهای را انجام داده و میدهند. مگر شمر نماز خوان و یزید مفسر قرآن نبودند؟
این استدلال شما بسیار نادرست است. اگر کسی اسکناس 1000 تومانی تقلبی درست میکنه، یعنی اصل اسکناس نادرست است؟ یا نشان از ارزش آن اسکناس اصل دارد که کسی در پی تقلب در آن است؟

2-:" ... زرتشتیان برای امام حسین و حضرت عباس احترام قایلند و بسیاری از آنان در جبهه های جنگ رشادت ها از خود نشان داده اند فکر نمی کنم که یک زمانی زرتشتیان بازیچه دست شاه ملعون بوده باشند..."
پاسخ
من خود با آنکه پدر سرهنگ بود، 17 ماه از سربازی ام را در خط مقدم جبهه رزمیدم. چو ایران نباشد تن من مباد چه ربطی به اسلام شما و انقلاب اسلامی دارد؟

3-:" .... اگر ... حساب زرتشت از شاه جدا است که من یقین دارم اینطور است علت مخالفت های شخصی مثل شهید مطهری با زرتشت نشان از تحریف این دین است و اگر زرتشت تحریف شده باید بدنبال دین و مذهبی گشت که کامل باشد و تحریف هم نشده باشد..."
پاسخ
آیا اسلام طالبان و وهابیان و .... تحریف شده یا نشده؟

4-:" ... اگر شهید مطهری یا رضا حرف حق نمی زنند شما با حرف های حقتون اونها رو رسوا کن و ما رو آگاه کن..."
پاسخ
من نیازی به رسوا کردن کسی ندارم. حق آشکار است و اگر کسی در پی حق باشد، خود آن را میابد. شهید مطهری و رضا تنها و تنها از یک منبع اریب (دارای پیشداوری ناراست) بهره برده اند. ایشان اگر جامع نگری کرده و همه کتابهای از چند سو را بررسی کرده بودند، به این نتیجه نمیرسیدند. هر دو ایشان در پی کوبیدن و اثبات حقانیت خود از راه کوبیدن ساسانیان بوده و هستند. این کار مانند آن است که من نیز بیاییم و با بررسی رفتار شیخ عربستان و بحرین و آل عباس و ابن زبیر و .... طلحه و زبیر و عایشه و ..... تا طالبان و وهابیان در باره اسلام اظهار نظر کنم. یک بام و دو هوا درست نیست.
بر پایه پند نامه موبدان، رسم و آیین سنتی، شاهنامه و چند سند نوشتاری که از ساسانیان مانده، بر پایه همان دینکرد و بندهش و مینوی خردی که رضا تنها ازدواج با محارمش را دیده، موبدان و آتشکده ها وظیفه آموزش و پرورش {فرهنگ} را بر عهده داشته اند. فرهنگ آموزی و دانش اندوزی وظیفه ای بایسته (واجب) دینی برای همه مردم بوده است. آتشکده ها همه وظایف قوه قضاییه، وزارت دادگستری، وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشته اند. در هر کدام به اندازه حوزه های علمیه کتاب بوده است.............

5-:" .... در ضمن از حرفهای شما بر میاد که زرتشت هم دارای فرقه های متعددیه یا اینکه در هر دوره احکام و اعتقادات اونها تغییر کرده و به روز می شه چون می گید "مثل این است که شما دین طالبان و وهابیان رو نقد کنید" ..."
پاسخ
فرقه نیست. نو شدن و گزینش با اندیشه و خرد روشن، بایسته ای دینی است. هات 30 بند 2 و 9 را بخوانید. در 5 گاه نماز روزانه نیز هنگام بستن کشتی به دور کمر برای انجام این خویشکاری (وظیفه) پیمان میبندیم.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۸:۳۹
آشما نوشته اید:
ا-:"... درباره خودتان اینگونه نگویید
اگر شاه شما را سپر بلای خود کرده بود و از شما به عنوان اسلحه خود استفاده کرده بود ...

آیا شما نوکر شاه بودید و اسلحه شاه شده بودید؟..."
پاسخ
یکم- طالبان و وهابیان و ابن زبیر و خادالحرمین (شیخهای عربستان) و شیخ بحرین و ... نیز با سو استفاده از اسلام اینکارهای را انجام داده و میدهند. مگر شمر نماز خوان و یزید مفسر قرآن نبودند؟
این استدلال شما بسیار نادرست است. اگر کسی اسکناس 1000 تومانی تقلبی درست میکنه، یعنی اصل اسکناس نادرست است؟ یا نشان از ارزش آن اسکناس اصل دارد که کسی در پی تقلب در آن است؟
2-:" ... زرتشتیان برای امام حسین و حضرت عباس احترام قایلند و بسیاری از آنان در جبهه های جنگ رشادت ها از خود نشان داده اند فکر نمی کنم که یک زمانی زرتشتیان بازیچه دست شاه ملعون بوده باشند..."
پاسخ
من خود با آنکه پدر سرهنگ بود، 17 ماه از سربازی ام را در خط مقدم جبهه رزمیدم. چو ایران نباشد تن من مباد چه ربطی به اسلام شما و انقلاب اسلامی دارد؟
3-:" .... اگر ... حساب زرتشت از شاه جدا است که من یقین دارم اینطور است علت مخالفت های شخصی مثل شهید مطهری با زرتشت نشان از تحریف این دین است و اگر زرتشت تحریف شده باید بدنبال دین و مذهبی گشت که کامل باشد و تحریف هم نشده باشد..."
پاسخ
آیا اسلام طالبان و وهابیان و .... تحریف شده یا نشده؟

4-:" ... اگر شهید مطهری یا رضا حرف حق نمی زنند شما با حرف های حقتون اونها رو رسوا کن و ما رو آگاه کن..."
پاسخ
من نیازی به رسوا کردن کسی ندارم. حق آشکار است و اگر کسی در پی حق باشد، خود آن را میابد. شهید مطهری و رضا تنها و تنها از یک منبع اریب (دارای پیشداوری ناراست) بهره برده اند. ایشان اگر جامع نگری کرده و همه کتابهای از چند سو را بررسی کرده بودند، به این نتیجه نمیرسیدند. هر دو ایشان در پی کوبیدن و اثبات حقانیت خود از راه کوبیدن ساسانیان بوده و هستند. این کار مانند آن است که من نیز بیاییم و با بررسی رفتار شیخ عربستان و بحرین و آل عباس و ابن زبیر و .... طلحه و زبیر و عایشه و ..... تا طالبان و وهابیان در باره اسلام اظهار نظر کنم. یک بام و دو هوا درست نیست.
بر پایه پند نامه موبدان، رسم و آیین سنتی، شاهنامه و چند سند نوشتاری که از ساسانیان مانده، بر پایه همان دینکرد و بندهش و مینوی خردی که رضا تنها ازدواج با محارمش را دیده، موبدان و آتشکده ها وظیفه آموزش و پرورش {فرهنگ} را بر عهده داشته اند. فرهنگ آموزی و دانش اندوزی وظیفه ای بایسته (واجب) دینی برای همه مردم بوده است. آتشکده ها همه وظایف قوه قضاییه، وزارت دادگستری، وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشته اند. در هر کدام به اندازه حوزه های علمیه کتاب بوده است.............

5-:" .... در ضمن از حرفهای شما بر میاد که زرتشت هم دارای فرقه های متعددیه یا اینکه در هر دوره احکام و اعتقادات اونها تغییر کرده و به روز می شه چون می گید "مثل این است که شما دین طالبان و وهابیان رو نقد کنید" ..."
پاسخ
فرقه نیست. نو شدن و گزینش با اندیشه و خرد روشن، بایسته ای دینی است. هات 30 بند 2 و 9 را بخوانید. در 5 گاه نماز روزانه نیز هنگام بستن کشتی به دور کمر برای انجام این خویشکاری (وظیفه) پیمان میبندیم.

با سلام خدمت موبد یار مهران
جواب به مطلب1: جوابیه شما ربطی به سوال بنده نداشت
جواب به مطلب2: بنده می خواهم طبق آیه 11 سوره حجرات در باره شما گمان بد نکنم اما شما خودتان با حرفهایتان معترفید که خیلی هم برای ایران دل نسوزانده اید
بنده می گویم خیلی از زرتشتیان رشادتها در جنگ داشته اند ولی شما با این سخنتان که گفتید: من 17 ماه سرباز بودم به ما فهماندید که تنها زمانی به جبهه رفته اید که مجبور (یعنی سرباز) بوده اید و قبل از آن داوطلبانه به جبهه نرفته اید همچنین آنچه که در این وبلاگ (http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Posts/197/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA+%D8%B2%D8%B1%D8%AA% D8%B4%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%A8%D8%AD% D8%B1%D9%8A%D9%86%D9%8A%D9%87%D8%A7+%D8%AF%D8%B1+% D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D9%8A% D8%B1%D8%A7%D9%86/) آمده نشان از این دارد که شما دلسوز ایران هم نبودید اما با تمام این مسایل بنده معتقدم که اینگونه نیست و شما غیرت دارید
جواب به مطلب3: دوست گرامی ما هم معتقدیم که نه تنها طالبان بلکه هر فرقه و مذهبی که سوای شیعه اثنا عشری باشد منحرف است و معتقدیم که در اسلام فرقه های زیادی به وجود آمده اما شما معتقدید که تنها یک مذهب از زرتشت وجود دارد اما خودتان در نوشته هایتان معترفید که زرتشتیان دوران ساسانی و برخی دیگر منحرفند و بسیاری از موبدان که اوستا را نوشته اند انحراف دارند و نمی توان به سخنان آنان استدلال نمود
حالا وجدانا حرف شیعه به دل میشینه یا شما؟
جواب به مطلب4: رسوا کردن ناحق کار بدی نیست و اتفاقا حق آشکار نیست چون اگر حق آشکاربود همه شیعه می شدند پس اگر حرف شهید مطهری ، رضا نا حق است منتظر رسوا شدنشان هستیم
جواب به مطلب5: شما می گویید که زرتشت نو شدن است پس شما بسیاری از احکام و دستورات پیامبرتان را تغییر داده اید نتیجه: دین شما تحریف شده پس باید به دنبال یک دین ناب باشید
راستی جواب مرا ندادید: چینی ها و ژاپنی ها و ... که معلوم نیست پیامبرشان کیست از چه پیامبری پیروی کنند؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۰:۴۳
با سلام خدمت موبد یار مهران
جواب به مطلب1: جوابیه شما ربطی به سوال بنده نداشت
جواب به مطلب2: بنده می خواهم طبق آیه 11 سوره حجرات در باره شما گمان بد نکنم اما شما خودتان با حرفهایتان معترفید که خیلی هم برای ایران دل نسوزانده اید
بنده می گویم خیلی از زرتشتیان رشادتها در جنگ داشته اند ولی شما با این سخنتان که گفتید: من 17 ماه سرباز بودم به ما فهماندید که تنها زمانی به جبهه رفته اید که مجبور (یعنی سرباز) بوده اید و قبل از آن داوطلبانه به جبهه نرفته اید همچنین آنچه که در این وبلاگ (http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Posts/197/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA+%D8%B2%D8%B1%D8%AA% D8%B4%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%A8%D8%AD% D8%B1%D9%8A%D9%86%D9%8A%D9%87%D8%A7+%D8%AF%D8%B1+% D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D9%8A% D8%B1%D8%A7%D9%86/) آمده نشان از این دارد که شما دلسوز ایران هم نبودید اما با تمام این مسایل بنده معتقدم که اینگونه نیست و شما غیرت دارید
جواب به مطلب3: دوست گرامی ما هم معتقدیم که نه تنها طالبان بلکه هر فرقه و مذهبی که سوای شیعه اثنا عشری باشد منحرف است و معتقدیم که در اسلام فرقه های زیادی به وجود آمده اما شما معتقدید که تنها یک مذهب از زرتشت وجود دارد اما خودتان در نوشته هایتان معترفید که زرتشتیان دوران ساسانی و برخی دیگر منحرفند و بسیاری از موبدان که اوستا را نوشته اند انحراف دارند و نمی توان به سخنان آنان استدلال نمود
حالا وجدانا حرف شیعه به دل میشینه یا شما؟
جواب به مطلب4: رسوا کردن ناحق کار بدی نیست و اتفاقا حق آشکار نیست چون اگر حق آشکاربود همه شیعه می شدند پس اگر حرف شهید مطهری ، رضا نا حق است منتظر رسوا شدنشان هستیم
جواب به مطلب5: شما می گویید که زرتشت نو شدن است پس شما بسیاری از احکام و دستورات پیامبرتان را تغییر داده اید نتیجه: دین شما تحریف شده پس باید به دنبال یک دین ناب باشید
راستی جواب مرا ندادید: چینی ها و ژاپنی ها و ... که معلوم نیست پیامبرشان کیست از چه پیامبری پیروی کنند؟


آشنای قریب
درود
شما نوشته اید:
1-:"... جواب به مطلب1: جوابیه شما ربطی به سوال بنده نداشت ..."
ربطش اینست که اگر کسی کاری میکند، شاید ربطی به دین نداشته باشد، شایدم داشته باشد. به هر روی هنگام بررسی و همسنجی شرط انصاف آنست که هر کس را با خودش و هم تراز خودش همسنجی کنید. یعنی اگر میخواهید رابطه شاه و شاهان را با دین زرتشتی بررسی کنید، باید آن را با آل فلان و ابن بهمان و شیخ .... همسنجی کنید. اگر بودن ملک ها عرب ربطی به خوب یا بد بودن اسلام دارد، شاه پهلوی و شاهان ساسانی هم ربطی به دین زرتشتی دارند.

2-:"... جواب به مطلب2: بنده می خواهم طبق آیه 11 سوره حجرات در باره شما گمان بد نکنم اما شما خودتان با حرفهایتان معترفید که خیلی هم برای ایران دل نسوزانده اید
بنده می گویم خیلی از زرتشتیان رشادتها در جنگ داشته اند ولی شما با این سخنتان که گفتید: من 17 ماه سرباز بودم به ما فهماندید که تنها زمانی به جبهه رفته اید که مجبور (یعنی سرباز) بوده اید و قبل از آن داوطلبانه به جبهه نرفته اید همچنین آنچه که در این وبلاگ (http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Posts/197/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA+%D8%B2%D8%B1%D8%AA% D8%B4%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%A8%D8%AD% D8%B1%D9%8A%D9%86%D9%8A%D9%87%D8%A7+%D8%AF%D8%B1+% D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D9%8A% D8%B1%D8%A7%D9%86/) آمده نشان از این دارد که شما دلسوز ایران هم نبودید اما با تمام این مسایل بنده معتقدم که اینگونه نیست و شما غیرت دارید..."
پاسخ
اگر شما شعار جهانی شدن اسلام انقلابی را نمیدادید، اگر راه قدس را از کربلا نمیدانستید و هزار اگر دیگر، جنگ آغاز میشد؟ اگر آن هنگام که آنها پیشگام شدن، شما صلح را میپذیرفتید، کار به هشت سال میکشید؟ هنگامی که مقامات بلند مرتبه دولتی از ادب دیپلماتیک آگاهی ندارند و در مجامع بین المللی ناسزا میگویند، توقع بیشتری دارید؟ شما علت جنگ بودید، ما میبایست خودمان فدا میکردیم؟ شما که ما را نجس میشمارید و مشرک و کافر میدانید، شما ما را متهم به آتش پرستی وازدواج با محارم و .... میکنید، آن وقت توقع داریم که فدایی شما شویم تا جامعه متحد اسلامی تشکیل بدهید؟ شما که خود را شهید میخوانید و ما را جانباخته مینامید، برای چه ما باید به خاطر شما داوطلبانه به جنگ برویم؟ ما در برابر ایران و انسانیت مسوولیم نه در برابر ادعاهای شما؟

3-:"... جواب به مطلب3: دوست گرامی ما هم معتقدیم که نه تنها طالبان بلکه هر فرقه و مذهبی که سوای شیعه اثنا عشری باشد منحرف است و معتقدیم که در اسلام فرقه های زیادی به وجود آمده اما شما معتقدید که تنها یک مذهب از زرتشت وجود دارد اما خودتان در نوشته هایتان معترفید که زرتشتیان دوران ساسانی و برخی دیگر منحرفند و بسیاری از موبدان که اوستا را نوشته اند انحراف دارند و نمی توان به سخنان آنان استدلال نمود
حالا وجدانا حرف شیعه به دل میشینه یا شما؟ ..."
پاسخ
راستش خداوکیلی نفهمیدم که این چه استدلالی است. این که شاهی یا موبدی منحرف بوده، چه ربطی به دین دارد؟ اگر اسکناس 1000 تومانی تقلبی هست، دلیل میشود که اسکناس اصل 1000 تومانی هم بی ارزش باشد؟

4-:".... جواب به مطلب4: رسوا کردن ناحق کار بدی نیست و اتفاقا حق آشکار نیست چون اگر حق آشکاربود همه شیعه می شدند پس اگر حرف شهید مطهری ، رضا نا حق است منتظر رسوا شدنشان هستیم..."
پاسخ
انتظار کشیدن نمیخواهد. کتاب بخوانید.

5-:" ... جواب به مطلب5: شما می گویید که زرتشت نو شدن است پس شما بسیاری از احکام و دستورات پیامبرتان را تغییر داده اید نتیجه: دین شما تحریف شده پس باید به دنبال یک دین ناب باشید..."
پاسخ
شما آنچنان غرق کوبیدن من هستید که حق را زیر پا گذاشته اید.
کدام دستور و حکم پیامبرمان را زیر پا گذاشته ایم؟ یک مورد را برای نمونه بفرمایید.
شما آنچنان عناد دارید که حتی نامه مرا هم درست نمیخوانید. دستور وحکم پیامبر ما آنست که خود خرد خودمان را بکار بیاندازیم، دانش بجوییم وبا اندیشه روشن و منش نیک و آرامش پیشبرنده و شهریاری (تسلط بر نفس) و ... خودمان بهترین راه را برگزینیم. کدام حکم و دستور پیامبران را زیر پا گذاشته و دین را تحریف کرده ایم؟

6-:"... راستی جواب مرا ندادید: چینی ها و ژاپنی ها و ... که معلوم نیست پیامبرشان کیست از چه پیامبری پیروی کنند؟..."
پاسخ
شما با من سر جنگ دارید یا با قرآن سر ناسازگاری؟
مگر سوره ابراهیم، آیه 4 را من گفته ام که از من میپرسید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۰:۵۱
:Gol:
هیچکس گرامی
درود
شما نوشته اید:" ... سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس..."
پاسخ
نه نمیشود، انجمن موبدان، چه در ایران و چه در بیرون از ایران، کسی را به دین زرتشتی نمیپذیرد.
برای آشنا شدن با آیین زرتشتی، صدها عنوان کتاب هست. پیشنهاد میکنم از کتاب زرتشت، مزدیسنا و حکومت از جلال الدین آشتیانی؛ سپس کتاب دیدی نو از دینی کهننوشته فرهنگ مهر، آغاز کنید.
برای شناختن تفاوت دین زرتشتی گاتایی با دین التقاطی دولتی ساسانی هم میتوانید دو کتاب پیام زرتشت از علی اکبر جعفری را با کتاب زرتشت و تعالیم او از سید هاشم رضی همسنجی کنی.
http://www.askdin.com/askdin/misc/quotes/quot-bot-left.gif

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۱:۲۷
با این سخن، خواسته یا ناخواسته، نا آگاهی خودت را از معارف اسلامی نشان دادی. کتاب را کسی نیاورده است. خداوند کسانی را مامور کرده تا کتاب او را به زبان مردم امتش برای مردم آموزش دهد. برای یکی پیامبر امی است و کتاب خدا امانت نزد او، برای دیگری پیامبر دانشمندی است که کتاب خدا را آموزش میدهد.

مهران گرامی

با این سخن خواسته یا نا خواسته حقیقت را انکار کردی

چرا که هر کس کمی فکر کند می تواند تشخیص دهد که خداوند کتاب را به انبیا نازل کرده است و انان کتاب را به مردم ابلاغ کردند

پس انبیا کتاب را آوردند نه اینمه خدا به طور مستقیم بیاید و کتاب را به مردم بدهد

کمی فکر کنید

در ضمن خودتان هم خوب می دانید که احکام دین اسلام با زرتشت فرق دارد و کامل تر است


انصاف را رها نکنید و در سخنان اندیشه کنید!!!


و نیز میدانید که اگر کتاب یکی بود نیازی نبود که خدا چندین پیامبر در یک قوم بفرستد

مثل پیامبران زیادی که به قوم بنی اسرائیل فرستاد

اگر ذزه ای ادلمه دهید بدانید که حق را انکار کرده اید:Gol:

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۳:۳۷
سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس

با سلام
دوست گرامی بنظر بنده بهتر است از اوستا کتاب زرتشتیان شروع کنید که زرتشتیان همه به جز عده ای کم ان را کامل قبول دارند و ان را کتاب آسمانی میدانند ! تا آگاهی بیشتری پیدا کنید و رجوع به کتابهای که تحریف شده و امروزیست را بگذارید برای بعد
البته در این کتاب مطالبی پیدا میکنید که بسیار تعجبا ت شما را فراهم میکند !!



هیچکس گرامی
درود
شما نوشته اید:" ... سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس..."
پاسخ
نه نمیشود، انجمن موبدان، چه در ایران و چه در بیرون از ایران، کسی را به دین زرتشتی نمیپذیرد.
برای آشنا شدن با آیین زرتشتی، صدها عنوان کتاب هست. پیشنهاد میکنم از کتاب زرتشت، مزدیسنا و حکومت از جلال الدین آشتیانی؛ سپس کتاب دیدی نو از دینی کهننوشته فرهنگ مهر، آغاز کنید.
برای شناختن تفاوت دین زرتشتی گاتایی با دین التقاطی دولتی ساسانی هم میتوانید دو کتاب پیام زرتشت از علی اکبر جعفری را با کتاب زرتشت و تعالیم او از سید هاشم رضی همسنجی کنی.
http://www.askdin.com/askdin/misc/quotes/quot-bot-left.gif

با سلام
جناب مهران از اوستا کتاب زرتشتیان سخنی نگفتید که دوستان تناقضات را مشاهده کنند تا بیشتر آگاه شوند !!
حیف است که از اوستا سخنی نگوید!!؟:Cheshmak:
البته امیدوارم که ناراحت نشوید!!:Gol:
اخه در مورد هر دینی کتاب ان دین اهمیت خیلی زیایدی دارد و برای شناخت جز اولینهاست !!
بنده تعجب میکنم که شما چرا از آخر عنوان کردید

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۳:۴۳
با سلام
دوست گرامی بنظر بنده بهتر است از اوستا کتاب زرتشتیان شروع کنید که زرتشتیان همه به جز عده ای کم ان را کامل قبول دارند و ان را کتاب آسمانی میدانند ! تا آگاهی بیشتری پیدا کنید و رجوع به کتابهای که تحریف شده و امروزیست را بگذارید برای بعد
البته در این کتاب مطالبی پیدا میکنید که بسیار تعجبا ت شما را فراهم میکند !!




با سلام
جناب مهران از اوستا کتاب زرتشتیان سخنی نگفتید که دوستان تناقضات را مشاهده کنند تا بیشتر آگاه شوند !!
حیف است که از اوستا سخنی نگوید!!؟:cheshmak:
البته امیدوارم که ناراحت نشوید!!:gol:
اخه در مورد هر دینی کتاب ان دین اهمیت خیلی زیایدی دارد و برای شناخت جز اولینهاست !!
بنده تعجب میکنم که شما چرا از آخر عنوان کردید
آقای رضا
درود
اگر عناد نداشتید، خود خوب میدانید که کتاب آسمانی ما گاتهاست. اوستا را موبدان نوشته اند و چیزی مانند حلیه المتقین تا نهج البلاغه است.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۴:۵۹
نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : هیچکس سلام و درود به موبدیار مهران عزیز چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی) میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟ تشکر و سپاس


هیچکس گرامی سلام


به نظر من شما اوستا را با نهج البلاغه قیاس کنید تا بفهمید که چه قدر شبیه به هم هستند!!!!

فکر کنم بد نباشد این کار را رضا جان برای شما انجام دهند(البته اگر مایل باشند):Gig::ok::Gol:

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۵:۳۴
1-:"... جواب به مطلب1: جوابیه شما ربطی به سوال بنده نداشت ..."
ربطش اینست که اگر کسی کاری میکند، شاید ربطی به دین نداشته باشد، شایدم داشته باشد. به هر روی هنگام بررسی و همسنجی شرط انصاف آنست که هر کس را با خودش و هم تراز خودش همسنجی کنید. یعنی اگر میخواهید رابطه شاه و شاهان را با دین زرتشتی بررسی کنید، باید آن را با آل فلان و ابن بهمان و شیخ .... همسنجی کنید. اگر بودن ملک ها عرب ربطی به خوب یا بد بودن اسلام دارد، شاه پهلوی و شاهان ساسانی هم ربطی به دین زرتشتی دارند.

با سلام خدمت دوست گرامی و عزیزم موبد یار مهران
با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است




2-:"... جواب به مطلب2: بنده می خواهم طبق آیه 11 سوره حجرات در باره شما گمان بد نکنم اما شما خودتان با حرفهایتان معترفید که خیلی هم برای ایران دل نسوزانده اید
بنده می گویم خیلی از زرتشتیان رشادتها در جنگ داشته اند ولی شما با این سخنتان که گفتید: من 17 ماه سرباز بودم به ما فهماندید که تنها زمانی به جبهه رفته اید که مجبور (یعنی سرباز) بوده اید و قبل از آن داوطلبانه به جبهه نرفته اید همچنین آنچه که در این وبلاگ (http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/posts/197/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa+%d8%b2%d8%b1%d8%aa% d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d9%86+%d9%88+%d8%a8%d8%ad% d8%b1%d9%8a%d9%86%d9%8a%d9%87%d8%a7+%d8%af%d8%b1+% d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9+%d8%a7%d8%b2+%d8%a7%d9%8a% d8%b1%d8%a7%d9%86/) آمده نشان از این دارد که شما دلسوز ایران هم نبودید اما با تمام این مسایل بنده معتقدم که اینگونه نیست و شما غیرت دارید..."
پاسخ
اگر شما شعار جهانی شدن اسلام انقلابی را نمیدادید، اگر راه قدس را از کربلا نمیدانستید و هزار اگر دیگر، جنگ آغاز میشد؟ اگر آن هنگام که آنها پیشگام شدن، شما صلح را میپذیرفتید، کار به هشت سال میکشید؟ هنگامی که مقامات بلند مرتبه دولتی از ادب دیپلماتیک آگاهی ندارند و در مجامع بین المللی ناسزا میگویند، توقع بیشتری دارید؟ شما علت جنگ بودید، ما میبایست خودمان فدا میکردیم؟ شما که ما را نجس میشمارید و مشرک و کافر میدانید، شما ما را متهم به آتش پرستی وازدواج با محارم و .... میکنید، آن وقت توقع داریم که فدایی شما شویم تا جامعه متحد اسلامی تشکیل بدهید؟ شما که خود را شهید میخوانید و ما را جانباخته مینامید، برای چه ما باید به خاطر شما داوطلبانه به جنگ برویم؟ ما در برابر ایران و انسانیت مسوولیم نه در برابر ادعاهای شما؟


اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ مثلا همین شعار پس از عملیات بیت المقدس در خرداد 1361 که منجر به آزاد سازی خرمشهر شد و قبل از عملیات رمضان سر داده شد و اگر امام خمینی "ره" هوشیارانه چنین شعاری نمی داد تا به امروز بسیاری از مناطق کشور ما در تسخیر عراقی ها بود
در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته چون اگر صدام به ایران می آمد ایرانی را از بین می برد و کار نداشت که مسلمان است یا غیر مسلمان و اگر غیرت هم نداشته که ... (البته بنده درمورد ادیان و فرق ایرانی قضاوت نمی کنم و سعی می کنم طبق دستور دینم گمان بد هم نسبت به آنان نداشته باشم و تحقیق هم نمی کنم که خودم به تکفل بیفتم)
در ضمن کی گفته ما شما را نجس می دانیم مگر شما گوشت خوک می خورید و شراب را حلال می دانید و به خدای احد واحد شرک می ورزید؟
در ضمن اینهمه در تلوزیون گفته می شود شهدای زرتشتی ما که نشنیدیم بگه جانباخته! همیشه می گوید شهدای زرتشتی! شما کم لطفی می کنید



3-:"... جواب به مطلب3: دوست گرامی ما هم معتقدیم که نه تنها طالبان بلکه هر فرقه و مذهبی که سوای شیعه اثنا عشری باشد منحرف است و معتقدیم که در اسلام فرقه های زیادی به وجود آمده اما شما معتقدید که تنها یک مذهب از زرتشت وجود دارد اما خودتان در نوشته هایتان معترفید که زرتشتیان دوران ساسانی و برخی دیگر منحرفند و بسیاری از موبدان که اوستا را نوشته اند انحراف دارند و نمی توان به سخنان آنان استدلال نمود
حالا وجدانا حرف شیعه به دل میشینه یا شما؟ ..."
پاسخ
راستش خداوکیلی نفهمیدم که این چه استدلالی است. این که شاهی یا موبدی منحرف بوده، چه ربطی به دین دارد؟ اگر اسکناس 1000 تومانی تقلبی هست، دلیل میشود که اسکناس اصل 1000 تومانی هم بی ارزش باشد؟


دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب
اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد



4-:".... جواب به مطلب4: رسوا کردن ناحق کار بدی نیست و اتفاقا حق آشکار نیست چون اگر حق آشکاربود همه شیعه می شدند پس اگر حرف شهید مطهری ، رضا نا حق است منتظر رسوا شدنشان هستیم..."
پاسخ
انتظار کشیدن نمیخواهد. کتاب بخوانید.

بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید
بدبختانه کتابهایی رو هم که معرفی کردید گیر نمی یاد می شه آدرسی بدید تا پیگریری کنم البته اگه تو نمایشگاه کتاب هم غرفه ای دارید آدرسشو بدید تا اونجا رفته و تهیه کنم انشاء الله یا اگه سایتی هست که از اون سایت می شه دانلودش کرد که نور علی نوره و بهتر از این نمیشه
آخه شهید مطهری بد جور داره عقایدش رو به خورد مردم دنیا می ده



5-:" ... جواب به مطلب5: شما می گویید که زرتشت نو شدن است پس شما بسیاری از احکام و دستورات پیامبرتان را تغییر داده اید نتیجه: دین شما تحریف شده پس باید به دنبال یک دین ناب باشید..."
پاسخ
شما آنچنان غرق کوبیدن من هستید که حق را زیر پا گذاشته اید.
کدام دستور و حکم پیامبرمان را زیر پا گذاشته ایم؟ یک مورد را برای نمونه بفرمایید.
شما آنچنان عناد دارید که حتی نامه مرا هم درست نمیخوانید. دستور وحکم پیامبر ما آنست که خود خرد خودمان را بکار بیاندازیم، دانش بجوییم وبا اندیشه روشن و منش نیک و آرامش پیشبرنده و شهریاری (تسلط بر نفس) و ... خودمان بهترین راه را برگزینیم. کدام حکم و دستور پیامبران را زیر پا گذاشته و دین را تحریف کرده ایم؟

بنده نامه های شما را نه یک بار بلکه دو بار گاهی سه بار و گاهی بیشتر از سه بار می خوانم
.
در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند



6-:"... راستی جواب مرا ندادید: چینی ها و ژاپنی ها و ... که معلوم نیست پیامبرشان کیست از چه پیامبری پیروی کنند؟..."
پاسخ شما با من سر جنگ دارید یا با قرآن ناسازگاری؟
مگر سوره ابراهیم، آیه 4 را من گفته ام که از من میپرسید؟

دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟

البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟
.
.
.
راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟

حامد
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۸:۴۹
سلام

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
این نوع استفاده از آیه نشانه سطحی نگری هدفدار است
این آیه می فرماید ما هر پیامبری برای قومی فرستادیم از هم زبان خودشان فرستادیم تا بتواند حقایق را برایشان تبیین کند .
از کجای آیه در می آید که انسان باید دین پیامبری را برگزیند که پیامبرش هم زبان اوست ؟
آیه فلسفه هم زبانی را امکان تبیین شمرده است لذا وقتی تبیین امکان پذیر باشد آن پیامبر پیامبر قوم است هرچند هم زبانشان نباشد کما اینکه ما مدعی هستیم قوم فارسی زبان ایرانی اسلام و قرآن را از اعراب بهتر فهمیده اند .
حال به فرض محال که ادعای شما درست باشد مگر اوستا برای خود زرتشتیان قابل فهم است که برای ایرانیان دیگر قابل فهم باشد . یعنی در قضیه پیامبری جناب زرتشت و کتاب او حکم وارونه است . چون دین زرتشت و کتاب اوستا اکنون از تبیین حقایق برای ملتها عاجز است نمی تواند دین هیچ ملتی باشد .

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ما برای هر جامعه ای رسولی فرستاديم، می گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنيد برای ما ایرانیان این رسول زرتشت بود که پیام یکتا پرستی را مطابق با خلق و خوی ایرانی آورد. سوره یونس، آیه 47 وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
این دو آیه هم دلالتی بر مدعا ندارد بلکه بیان می فرماید که هر امتی یعنی مردم هر دوره و زمانی پیامبری دارند و پیامبر این دوره و زمان یعنی آخر الزمان پیامبر خاتم است و نه هیچ پیامبر دیگری چه اینکه پیامبران دیگر پیامبر ادوار خود بوده اند که زمان آنها منقضی شده است .
دیگر اینکه قرآن کریم خود صریحا عمومیت رسالت پیامبر را بیان فرموده است :
و ما ارسلناک الا کافه للناس (سبا 28)
و ما تورا جز برای همه انسانها نفرستادیم
و ختم نبوت هم به نبوت پیامبر اسلام بوده است :
ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب 40 )
محمد پدر احدی از مردان شما نیست اما فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است
نادیده گرفتن این آیات و مطرح کردن برداشتهای غلط از آیات دیگر به چه معناست ؟
آنها که از تبلیغات زرتشتیان خبر دارند می دانند به چه معناست ؟
تحریف در قرآن برای اثبات امور بی اعتبار و ای کاش اشکال و تحریفشان بویی از با سوادی داشت .
موفق در هدایت

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۸:۱۱
سلام

این نوع استفاده از آیه نشانه سطحی نگری هدفدار است
این آیه می فرماید ما هر پیامبری برای قومی فرستادیم از هم زبان خودشان فرستادیم تا بتواند حقایق را برایشان تبیین کند .
از کجای آیه در می آید که انسان باید دین پیامبری را برگزیند که پیامبرش هم زبان اوست ؟
آیه فلسفه هم زبانی را امکان تبیین شمرده است لذا وقتی تبیین امکان پذیر باشد آن پیامبر پیامبر قوم است هرچند هم زبانشان نباشد کما اینکه ما مدعی هستیم قوم فارسی زبان ایرانی اسلام و قرآن را از اعراب بهتر فهمیده اند .
حال به فرض محال که ادعای شما درست باشد مگر اوستا برای خود زرتشتیان قابل فهم است که برای ایرانیان دیگر قابل فهم باشد . یعنی در قضیه پیامبری جناب زرتشت و کتاب او حکم وارونه است . چون دین زرتشت و کتاب اوستا اکنون از تبیین حقایق برای ملتها عاجز است نمی تواند دین هیچ ملتی باشد .

این دو آیه هم دلالتی بر مدعا ندارد بلکه بیان می فرماید که هر امتی یعنی مردم هر دوره و زمانی پیامبری دارند و پیامبر این دوره و زمان یعنی آخر الزمان پیامبر خاتم است و نه هیچ پیامبر دیگری چه اینکه پیامبران دیگر پیامبر ادوار خود بوده اند که زمان آنها منقضی شده است .
دیگر اینکه قرآن کریم خود صریحا عمومیت رسالت پیامبر را بیان فرموده است :
و ما ارسلناک الا کافه للناس (سبا 28)
و ما تورا جز برای همه انسانها نفرستادیم
و ختم نبوت هم به نبوت پیامبر اسلام بوده است :
ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب 40 )
محمد پدر احدی از مردان شما نیست اما فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است
نادیده گرفتن این آیات و مطرح کردن برداشتهای غلط از آیات دیگر به چه معناست ؟
آنها که از تبلیغات زرتشتیان خبر دارند می دانند به چه معناست ؟
تحریف در قرآن برای اثبات امور بی اعتبار و ای کاش اشکال و تحریفشان بویی از با سوادی داشت .
موفق در هدایت
حامد گرامی
درود
شما نوشته اید:
1-:" ... این نوع استفاده از آیه نشانه سطحی نگری هدفدار است
این آیه می فرماید ما هر پیامبری برای قومی فرستادیم از هم زبان خودشان فرستادیم تا بتواند حقایق را برایشان تبیین کند . ...."
پاسخ
شما برای اثبات دیدگاه خود، تفسیر به رای میکند. آیه میفرماید، نفرستادیم رسولی مگر به زبان قومش تا ایشان را هدایت کند(حقایق را برایشان بگوید). این آیه خود روشن و آشکارا میگوید که این دین است و هر پیامبر آن یک دین را به زبان مردمش آورده است. سخن در این نیست که هر کس بایستی از دین پیامبر هم زبانش پیروی کند. سخن در این است که تفاوتی میان دین این پیامبر با دین آن پیامبر نیست مگر در زبان. شما میگویید که دین این پیامبر از دین آن پیامبر بهتر یا بدتر؛ کاملتر یا ناقصتر است. من با این تر مخالفم. نه با دین خدا.
2-:" .... آیه فلسفه هم زبانی را امکان تبیین شمرده است لذا وقتی تبیین امکان پذیر باشد آن پیامبر پیامبر قوم است هرچند هم زبانشان نباشد کما اینکه ما مدعی هستیم قوم فارسی زبان ایرانی اسلام و قرآن را از اعراب بهتر فهمیده اند . ...."
پاسخ
یکم- اگر شما به دلیل شمشیر عربهای سده های نخستین هجری، مجبور به آموختن و بکار بردن عربی نشده بودید، امروزه اوستا خوان و اوستا دان شده بودید. همین استدلال را مانند من برای این زبان میکردید.
دوم- هیچ پرسیده اید چرا ایرانیان بهتر از عربها قرآن را فهمیدند؟ چون ایرانی بودند؟ یا چون پیشتر با دین خدا و فلسفه و حکمت و .... آشنا بودند؟
آیا میدانید که در زمان ساسانیان آموزشگاه (مکتب) چه نام داشت؟ ایرپتستان. ایر= آزادگی + پت= پسوند نگهبانی+ ایستان= پسوند نام مکان. بنابراین ایرپتستان میشود، جایگاه پاسداری از آزادگی. در پند نامه موبدان ساسانی در چند کتاب جداگانه داریم که یکسوم روز را به کار، یکسوم را به آسایش و رامشن و یکسوم را به ایرپتستان شوید و فرهنگ آموزید که از فرهنگ آزاده شوید. این آزادگی به عربی که برگردانده شد، میشود تحریر

3-:"... . چون دین زرتشت و کتاب اوستا اکنون از تبیین حقایق برای ملتها عاجز است نمی تواند دین هیچ ملتی باشد . ...."
پاسخ
شما از خداوند شرم نمیکنید، که در باره پیامبرش اینگونه سخن میگویید؟ آیا میپندارید که نام اسلام برایتان، روز داوری کارگشاست؟
آن حدیث از امام صادق (ع) را نخوانده اید که دو انگشت خود را بالا گرفتند و از مومنی خواستند از میان دو انگشت به هزاران مسلمان حجگذار نگاه کنند. آن مومن هم از میان آن دو انگشت، همه جانور دید مگر چند انسان انگشت شمار؟

4-:" ... این دو آیه هم دلالتی بر مدعا ندارد بلکه بیان می فرماید که هر امتی یعنی مردم هر دوره و زمانی پیامبری دارند و پیامبر این دوره و زمان یعنی آخر الزمان پیامبر خاتم است و نه هیچ پیامبر دیگری چه اینکه پیامبران دیگر پیامبر ادوار خود بوده اند که زمان آنها منقضی شده است . ...."
پاسخ
این ادعای شماست بدون آنکه سندی از قرآن برای انقضای پیامبران پیشین داشته باشید. این درحالی است که خود قرآن به روشنی آموزش میدهد که میان پیامبران فرقی نیست.

5-:"... دیگر اینکه قرآن کریم خود صریحا عمومیت رسالت پیامبر را بیان فرموده است :
و ما ارسلناک الا کافه للناس (سبا 28)
و ما تورا جز برای همه انسانها نفرستادیم ...."
پاسخ
آشکار است دین خدا برای همه مردم است. این شما هستید که انحصار طلبی میکنید و اسلام را تنها دین محمد (ص) میدانید. در حالی که قرآن خودش اسلام را دین همه پیامبران میداند.

6-:" و ختم نبوت هم به نبوت پیامبر اسلام بوده است :
ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب 40 )
محمد پدر احدی از مردان شما نیست اما فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است
نادیده گرفتن این آیات و مطرح کردن برداشتهای غلط از آیات دیگر به چه معناست ؟ ...."
پاسخ
ختم نبوت چه معنا دارد؟ معنایش اینست که دیگر پیامبر درون بیدار است و نیاز به پیامبر بیرونی نیست. از سوی دیگر کتاب خداوند به هر زبانی و فرهنگی ارایه شده و دیگر حجت تمام شده است.
این کجایش به معنای نقض پیامبران گذشته و پیروی از پیامبر عربی است؟

7-:" ... آنها که از تبلیغات زرتشتیان خبر دارند می دانند به چه معناست ؟...."
پاسخ
این یک دروغ محض است. ما نه در ایران و نه در هند و در هیچ کشور دیگری کسی را به دین زرتشت نمیپذیریم. از این رو تبلیغ دین زرتشتی بی معناست. این سیاست انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند است. زرتشتیان جهان هم یا ایرانی هستند و یا هندی. دیگران که ادعای زرتشتی بودن دارند، خود خوانده اند و هیچ یک از این دو انجمن آنها را نمیپذیرند.
اگر کسانی به نام دین زرتشتی تبلیغ میکنند، به ما هیچ ربطی ندارد.

8-:" ... تحریف در قرآن برای اثبات امور بی اعتبار و ای کاش اشکال و تحریفشان بویی از با سوادی داشت . ...."
پاسخ
تحریف در قرآن نیست، ولی تحریف در تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است. از این رو از بنی امیه تا طالبان و وهابیان، خودشان را مستند به قرآن میدانند. این با تحریف کتاب هیچ تفاوتی ندارد.
این که شما مسلم را در یک آیه صفت و در آیه دیگر نام میدانید، این خودش بزرگترین تحریف است.

1-:"...

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۸:۲۴
پیش فرض نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : حامد سلام نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : حامد این نوع استفاده از آیه نشانه سطحی نگری هدفدار است این آیه می فرماید ما هر پیامبری برای قومی فرستادیم از هم زبان خودشان فرستادیم تا بتواند حقایق را برایشان تبیین کند . از کجای آیه در می آید که انسان باید دین پیامبری را برگزیند که پیامبرش هم زبان اوست ؟ آیه فلسفه هم زبانی را امکان تبیین شمرده است لذا وقتی تبیین امکان پذیر باشد آن پیامبر پیامبر قوم است هرچند هم زبانشان نباشد کما اینکه ما مدعی هستیم قوم فارسی زبان ایرانی اسلام و قرآن را از اعراب بهتر فهمیده اند . حال به فرض محال که ادعای شما درست باشد مگر اوستا برای خود زرتشتیان قابل فهم است که برای ایرانیان دیگر قابل فهم باشد . یعنی در قضیه پیامبری جناب زرتشت و کتاب او حکم وارونه است . چون دین زرتشت و کتاب اوستا اکنون از تبیین حقایق برای ملتها عاجز است نمی تواند دین هیچ ملتی باشد . این دو آیه هم دلالتی بر مدعا ندارد بلکه بیان می فرماید که هر امتی یعنی مردم هر دوره و زمانی پیامبری دارند و پیامبر این دوره و زمان یعنی آخر الزمان پیامبر خاتم است و نه هیچ پیامبر دیگری چه اینکه پیامبران دیگر پیامبر ادوار خود بوده اند که زمان آنها منقضی شده است . دیگر اینکه قرآن کریم خود صریحا عمومیت رسالت پیامبر را بیان فرموده است : و ما ارسلناک الا کافه للناس (سبا 28) و ما تورا جز برای همه انسانها نفرستادیم و ختم نبوت هم به نبوت پیامبر اسلام بوده است : ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب 40 ) محمد پدر احدی از مردان شما نیست اما فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است نادیده گرفتن این آیات و مطرح کردن برداشتهای غلط از آیات دیگر به چه معناست ؟ آنها که از تبلیغات زرتشتیان خبر دارند می دانند به چه معناست ؟ تحریف در قرآن برای اثبات امور بی اعتبار و ای کاش اشکال و تحریفشان بویی از با سوادی داشت . موفق در هدایت حامد گرامی درود شما نوشته اید: 1-:" ... این نوع استفاده از آیه نشانه سطحی نگری هدفدار است این آیه می فرماید ما هر پیامبری برای قومی فرستادیم از هم زبان خودشان فرستادیم تا بتواند حقایق را برایشان تبیین کند . ...." پاسخ شما برای اثبات دیدگاه خود، تفسیر به رای میکند. آیه میفرماید، نفرستادیم رسولی مگر به زبان قومش تا ایشان را هدایت کند(حقایق را برایشان بگوید). این آیه خود روشن و آشکارا میگوید که این دین است و هر پیامبر آن یک دین را به زبان مردمش آورده است. سخن در این نیست که هر کس بایستی از دین پیامبر هم زبانش پیروی کند. سخن در این است که تفاوتی میان دین این پیامبر با دین آن پیامبر نیست مگر در زبان. شما میگویید که دین این پیامبر از دین آن پیامبر بهتر یا بدتر؛ کاملتر یا ناقصتر است. من با این تر مخالفم. نه با دین خدا. 2-:" .... آیه فلسفه هم زبانی را امکان تبیین شمرده است لذا وقتی تبیین امکان پذیر باشد آن پیامبر پیامبر قوم است هرچند هم زبانشان نباشد کما اینکه ما مدعی هستیم قوم فارسی زبان ایرانی اسلام و قرآن را از اعراب بهتر فهمیده اند . ...." پاسخ یکم- اگر شما به دلیل شمشیر عربهای سده های نخستین هجری، مجبور به آموختن و بکار بردن عربی نشده بودید، امروزه اوستا خوان و اوستا دان شده بودید. همین استدلال را مانند من برای این زبان میکردید. دوم- هیچ پرسیده اید چرا ایرانیان بهتر از عربها قرآن را فهمیدند؟ چون ایرانی بودند؟ یا چون پیشتر با دین خدا و فلسفه و حکمت و .... آشنا بودند؟ آیا میدانید که در زمان ساسانیان آموزشگاه (مکتب) چه نام داشت؟ ایرپتستان. ایر= آزادگی + پت= پسوند نگهبانی+ ایستان= پسوند نام مکان. بنابراین ایرپتستان میشود، جایگاه پاسداری از آزادگی. در پند نامه موبدان ساسانی در چند کتاب جداگانه داریم که یکسوم روز را به کار، یکسوم را به آسایش و رامشن و یکسوم را به ایرپتستان شوید و فرهنگ آموزید که از فرهنگ آزاده شوید. این آزادگی به عربی که برگردانده شد، میشود تحریر 3-:"... . چون دین زرتشت و کتاب اوستا اکنون از تبیین حقایق برای ملتها عاجز است نمی تواند دین هیچ ملتی باشد . ...." پاسخ شما از خداوند شرم نمیکنید، که در باره پیامبرش اینگونه سخن میگویید؟ آیا میپندارید که نام اسلام برایتان، روز داوری کارگشاست؟ آن حدیث از امام صادق (ع) را نخوانده اید که دو انگشت خود را بالا گرفتند و از مومنی خواستند از میان دو انگشت به هزاران مسلمان حجگذار نگاه کنند. آن مومن هم از میان آن دو انگشت، همه جانور دید مگر چند انسان انگشت شمار؟ 4-:" ... این دو آیه هم دلالتی بر مدعا ندارد بلکه بیان می فرماید که هر امتی یعنی مردم هر دوره و زمانی پیامبری دارند و پیامبر این دوره و زمان یعنی آخر الزمان پیامبر خاتم است و نه هیچ پیامبر دیگری چه اینکه پیامبران دیگر پیامبر ادوار خود بوده اند که زمان آنها منقضی شده است . ...." پاسخ این ادعای شماست بدون آنکه سندی از قرآن برای انقضای پیامبران پیشین داشته باشید. این درحالی است که خود قرآن به روشنی آموزش میدهد که میان پیامبران فرقی نیست. 5-:"... دیگر اینکه قرآن کریم خود صریحا عمومیت رسالت پیامبر را بیان فرموده است : و ما ارسلناک الا کافه للناس (سبا 28) و ما تورا جز برای همه انسانها نفرستادیم ...." پاسخ آشکار است دین خدا برای همه مردم است. این شما هستید که انحصار طلبی میکنید و اسلام را تنها دین محمد (ص) میدانید. در حالی که قرآن خودش اسلام را دین همه پیامبران میداند. 6-:" و ختم نبوت هم به نبوت پیامبر اسلام بوده است : ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب 40 ) محمد پدر احدی از مردان شما نیست اما فرستاده خدا و پایان بخش پیامبران است نادیده گرفتن این آیات و مطرح کردن برداشتهای غلط از آیات دیگر به چه معناست ؟ ...." پاسخ ختم نبوت چه معنا دارد؟ معنایش اینست که دیگر پیامبر درون بیدار است و نیاز به پیامبر بیرونی نیست. از سوی دیگر کتاب خداوند به هر زبانی و فرهنگی ارایه شده و دیگر حجت تمام شده است. این کجایش به معنای نقض پیامبران گذشته و پیروی از پیامبر عربی است؟ 7-:" ... آنها که از تبلیغات زرتشتیان خبر دارند می دانند به چه معناست ؟...." پاسخ این یک دروغ محض است. ما نه در ایران و نه در هند و در هیچ کشور دیگری کسی را به دین زرتشت نمیپذیریم. از این رو تبلیغ دین زرتشتی بی معناست. این سیاست انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند است. زرتشتیان جهان هم یا ایرانی هستند و یا هندی. دیگران که ادعای زرتشتی بودن دارند، خود خوانده اند و هیچ یک از این دو انجمن آنها را نمیپذیرند. اگر کسانی به نام دین زرتشتی تبلیغ میکنند، به ما هیچ ربطی ندارد. 8-:" ... تحریف در قرآن برای اثبات امور بی اعتبار و ای کاش اشکال و تحریفشان بویی از با سوادی داشت . ...." پاسخ تحریف در قرآن نیست، ولی تحریف در تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است. از این رو از بنی امیه تا طالبان و وهابیان، خودشان را مستند به قرآن میدانند. این با تحریف کتاب هیچ تفاوتی ندارد. این که شما مسلم را در یک آیه صفت و در آیه دیگر نام میدانید، این خودش بزرگترین تحریف است.



مهران گرامی درود

شما خود سند خود هستی

و داری تفسیر به رای می کنی!!!

سند بیاور

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۸:۳۱
آن حدیث از امام صادق (ع) را نخوانده اید که دو انگشت خود را بالا گرفتند و از مومنی خواستند از میان دو انگشت به هزاران مسلمان حجگذار نگاه کنند. آن مومن هم از میان آن دو انگشت، همه جانور دید مگر چند انسان انگشت شمار؟


مهران گرامی

این حدیث هزار جور معنا دارد

یکی اش حقانیت شیعه می تواند باشد

یکی اش می تواند قبول بودن حج باشد
و...


شما داری تفسیر به رای می کنی

حرف چندین نفر را که سند از ایات مختلف و مدارک و اسناد تاریخی
زبانی عقلی ...

دارند

را تفسیر به رای می دانی

اما حرف خودت را که فقط خود سندش هستی را تفسیر درست!!!


کم کم جلو بری از دین زرتشت هم خارج شده ای

چون دستور پیامبرت را اطاعت نمی کنی

و درست نمی اندیشی

بیاندیش :ok::Gol:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۹:۱۱
با سلام خدمت دوست گرامی و عزیزم موبد یار مهران
با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است


اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ مثلا همین شعار پس از عملیات بیت المقدس در خرداد 1361 که منجر به آزاد سازی خرمشهر شد و قبل از عملیات رمضان سر داده شد و اگر امام خمینی "ره" هوشیارانه چنین شعاری نمی داد تا به امروز بسیاری از مناطق کشور ما در تسخیر عراقی ها بود
در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته چون اگر صدام به ایران می آمد ایرانی را از بین می برد و کار نداشت که مسلمان است یا غیر مسلمان و اگر غیرت هم نداشته که ... (البته بنده درمورد ادیان و فرق ایرانی قضاوت نمی کنم و سعی می کنم طبق دستور دینم گمان بد هم نسبت به آنان نداشته باشم و تحقیق هم نمی کنم که خودم به تکفل بیفتم)
در ضمن کی گفته ما شما را نجس می دانیم مگر شما گوشت خوک می خورید و شراب را حلال می دانید و به خدای احد واحد شرک می ورزید؟
در ضمن اینهمه در تلوزیون گفته می شود شهدای زرتشتی ما که نشنیدیم بگه جانباخته! همیشه می گوید شهدای زرتشتی! شما کم لطفی می کنید

دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب
اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد


بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید
بدبختانه کتابهایی رو هم که معرفی کردید گیر نمی یاد می شه آدرسی بدید تا پیگریری کنم البته اگه تو نمایشگاه کتاب هم غرفه ای دارید آدرسشو بدید تا اونجا رفته و تهیه کنم انشاء الله یا اگه سایتی هست که از اون سایت می شه دانلودش کرد که نور علی نوره و بهتر از این نمیشه
آخه شهید مطهری بد جور داره عقایدش رو به خورد مردم دنیا می ده


بنده نامه های شما را نه یک بار بلکه دو بار گاهی سه بار و گاهی بیشتر از سه بار می خوانم
.
در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند


دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟

البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟
.
.
.
راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟

آشنای قریب درود
شما نوشته اید:
1-:" ... با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است...."
پاسخ
اگر شما انحراف از حق را مذهب و فرقه میدانید، آری چنین است. ولی ما چنین باوری نداریم. ما در اصل گاتها تفاوتی با هم نداریم. در باور و آیین تفاوت است که ما امروزه بخشی از آنها را رد کرده و انجام نمیدهیم. بخشی را هم انجام میدهیم. این را به معنای فرقه و مذهب نمیدانیم.
این عنوان زرتشتی درباری ساسانی نیز اختراع شخص من است.
این بر حق بودن مذهب شیعه اثنی عشری هم از آن اختراع های ایرانیان برای مخالفت با عربهاست. نشانی اش، تظاهرات سیاسی با نام عزاداری در اول محرم که عید عربهاست. و ....

2-:" ... اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ ... در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته ........"
پاسخ
با این نوشته شما هم باورم.
ولی سخن این نبود. شما خواسته و میخواهید که حکومت اسلامی ولی فقیه اثنی عشری که تنها مذهب حقه است، جهانگیر شود. این را که از پیش از انقلاب هم میگفتید. از این روی همه جهان را به مبارزه خواندید. کلوخ انداز را پاسخ سنگ است.
سخن من این بود که شما برای این جهانگیر کردن ادعای خودتان بود که پا روی دم سگ گذاشتید. خب ما چرا میبایست، فدایی این جهانگیری شما شویم؟
هنگامی هم که هر یک از ما برابر با قانون سرباز شدیم، به وظیفه خودمان درست عمل کردیم. برای نمونه خود من پدرم سرهنگ ارتش بود، میتوانست پارتی بازی کند و مرا در شهر کرمان یا شهرهای پشت جبهه نگهدارد. نه اینکه بگوید، وظیفه ات را درست انجام بده. و من همه 17 ماه جبهه ام را در خط مقدم بگذرانم.

3-:"... در ضمن کی گفته ما شما را نجس می دانیم مگر شما گوشت خوک می خورید و شراب را حلال می دانید و به خدای احد واحد شرک می ورزید؟ ..."
پاسخ
حوزه علمیه فاطمیه کرمان در سخنرانی هایشان در آموزشگاه های کرمان چنین گفتند. من از سوی انجمن خودمان مامور رسیدگی و شکایت به آموزش و پرورش شدم. در مناظره بلند مدت، ایشان دیدگاه 13 مرجع را مبنی بر نجس بودن زرتشتیان به من نشان دادند.
در جبهه نیز من راننده جیپ و مامور پخش آب، خوراک و مهمات میان سنگرهای خط بودم. ایشان کلی اعتراض داشتند که او زرتشتی و نجس است. تا اینکه نماینده عقیدتی و سیاسی گردانمان گفت که زرتشتیانی که در جبهه اسلام میجنگند، نجس نیستند.
در زمان دانشگاه، هم پدرم مرده بود و مادرم سه صغیر داشت و هم من ازدواج کرده بود. از این روی همه تعطیلات را کارگری میکردم تا هزینه خودم را در بیاورم. در چند خانه کتک خوردم که چرا نگفتم که من زرتشتی هستم و خانه شان را نجس کرده ام.

4-:" ... در ضمن اینهمه در تلوزیون گفته می شود شهدای زرتشتی ما که نشنیدیم بگه جانباخته! همیشه می گوید شهدای زرتشتی! شما کم لطفی می کنید ..."
پاسخ
تلویزیون تبلیغاتی است. باید هم اینکار را بکند. بنگرید ببنید که بنیاد شهید و ...... بپرسید که چرا در گاهشمار زرتشتیان نام این کسان را جانباخته میگویند، نه شهید.

5-:" ... دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب..."
پاسخ
شما انحصار طلبی خودخواهید.
قرآن اسلام را دین همه پیامبران میداند.

6-:"... اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد..."
پاسخ
این استدلال شما آنچنان کودکانه است که پاسخی برای آن ندارم.

7-:" ... بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید ..."
پاسخ
کدام بقال میگوید که ماست من ترش است؟
در باره نوشته های استاد مطهری و آقای رضا، بارها در همین آسکدین نوشته ام. هم پاسخ داده ام و هم نقدشان کرده ام. دوباره بخوانید. خواهید یافت. استاد مطهری که شاهنامه و جشن نوروز و تاکید بر زبان فارسی را ضد اسلام میدانند، چه میتوان در پاسخشان گفت؟
نکته دیگر اینکه هردو ایشان یک نقطه سیاه 50 ساله آخر ساسانی و مغان ماد را از دست کم 4000 سال تاریخ دین و فرهنگ زرتشتی را گرفته اند و هی نقد کرده اند. کتابهایی که ایشان برای سند ارایه کرده اند، همگی نوشته یک سده پیش از هجرت تا سده سوم هجری است. اینها چگونه سند دین زرتشتی هستند؟ مغان ماد که به استناد سندهای حسابداری تخت جمشید (60.000 لوح) زرتشتی نبودند، را جزو موبدان زرتشتی میگیرند و نقد میکنند. من چگونه پاسخ دهم. ایشان کجا دین زرتشتی را در گاتها و اوستا نقد کرده اند؟ هرجا هم که نقد کرده اند، پاسخشان را داده ام. استاد مطهری که نیستند. آقای رضا هم صرفشان نمیکند که بپذیرند.

8-:" ... بدبختانه کتابهایی رو هم که معرفی کردید گیر نمی یاد می شه آدرسی بدید تا پیگریری کنم البته اگه تو نمایشگاه کتاب هم غرفه ای دارید آدرسشو بدید تا اونجا رفته و تهیه کنم انشاء الله یا اگه سایتی هست که از اون سایت می شه دانلودش کرد که نور علی نوره و بهتر از این نمیشه..."
پاسخ
وبگاه (سایتی) را نمیشناسم.
این کتابها که برایتان نوشتم را میتوانید، در تهران خیابان فلسیطین جنوبی، از سوی انقلاب به سوی جمهوری دست چپ، انتشارات فروهر بیابید.
آقای رضا خیلی دلداده اوستا شده اند. شما میتوانید کتاب اوستا، نوشته، ترجمه و تفسیر سید هاشم رضی را هم تهیه کنید. ایشان از گاتها آغاز کرده، به خرده اوستا پایان داده اند. ایشان یک کتاب چهار جلدی دارند که وندیداد را با شرح و حاشیه بسیار بیشتر از وندیداد به فارسی برگردان کرده اند.

9-:" در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند..."
پاسخ
یکم- پیامبر من که چنین دستوری نداده است.
دوم - در قرآن هم برای نمونه در سوره عنکبوت آیه 46 و بقره آیه 62 هم چنین چیزی از من خواسته نشده است.
سوم- اشکال از من نیست. از انحصارطلبی خودخواهانه شماست، که میپندارید، اسلام تنها دین محمد (ص) است. نه استاد گرامی چنین نیست. اسلام دین همه پیامبران و یگانه دین خداست، که هر پیامبری آن را به زبان مردمش آورده است. این را قرآن میفرماید.

10-:" دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟..."
پاسخ
این هم از انحصارطلبی خودخواهانه شماست که فکر میکنید، ایشان برای فرار از پوچی باید باورهای شما را بپذیرد. شما اثر زلزله را در زندگی، فرهنگ، نوع رفتار و .... مردم ژاپن با مردم ایران، پاکستان، بنگلادش و .... همسنجی کن، ببین که اسلام تبلیغی شما چی به اینها داده و کفر ژاپنی چی به آنها داده است.
آن ژاپنی یا دینی دارد یا نه ندارد. اگر هم نیاز دارد، خودش باید جستجو کند و بیابد. همانگونه که آقای ماتسودا واژه مزدا را یافت و نام شرکتش را مزدا گذاشت.

11-:" ... البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟..."
پاسخ
من میگویم
در میکده و دیر جانانه تویی تو
هرجا که رو صاحب این خانه تویی تو
میگویم
حاجی به ره کعبه من جانب خمار
او خانه همی جوید و من طالب دیدار
میگویم
در میخانه به رویم بگشایید شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم (شادروان خمینی)
میگویم
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن.
میگویم
حدیث است که اگر کسی عمل صالح داشته باشد، خداوند ملک و ملایکی را مامور میکند تا به جای او حج بگذارند، نماز بخوانند و روزه بگیرند و زکات بدهند تا او به اسلام ادعایی شما زندگی کند و بمیرد و در بهشت جای داده شود.
.
.
.
راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۹:۱۳
با سلام خدمت دوست گرامی و عزیزم موبد یار مهران
با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است


اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ مثلا همین شعار پس از عملیات بیت المقدس در خرداد 1361 که منجر به آزاد سازی خرمشهر شد و قبل از عملیات رمضان سر داده شد و اگر امام خمینی "ره" هوشیارانه چنین شعاری نمی داد تا به امروز بسیاری از مناطق کشور ما در تسخیر عراقی ها بود
در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته چون اگر صدام به ایران می آمد ایرانی را از بین می برد و کار نداشت که مسلمان است یا غیر مسلمان و اگر غیرت هم نداشته که ... (البته بنده درمورد ادیان و فرق ایرانی قضاوت نمی کنم و سعی می کنم طبق دستور دینم گمان بد هم نسبت به آنان نداشته باشم و تحقیق هم نمی کنم که خودم به تکفل بیفتم)
در ضمن کی گفته ما شما را نجس می دانیم مگر شما گوشت خوک می خورید و شراب را حلال می دانید و به خدای احد واحد شرک می ورزید؟
در ضمن اینهمه در تلوزیون گفته می شود شهدای زرتشتی ما که نشنیدیم بگه جانباخته! همیشه می گوید شهدای زرتشتی! شما کم لطفی می کنید

دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب
اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد


بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید
بدبختانه کتابهایی رو هم که معرفی کردید گیر نمی یاد می شه آدرسی بدید تا پیگریری کنم البته اگه تو نمایشگاه کتاب هم غرفه ای دارید آدرسشو بدید تا اونجا رفته و تهیه کنم انشاء الله یا اگه سایتی هست که از اون سایت می شه دانلودش کرد که نور علی نوره و بهتر از این نمیشه
آخه شهید مطهری بد جور داره عقایدش رو به خورد مردم دنیا می ده


بنده نامه های شما را نه یک بار بلکه دو بار گاهی سه بار و گاهی بیشتر از سه بار می خوانم
.
در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند


دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟

البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟
.
.
.
راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟

آشنای قریب درود
شما نوشته اید:
1-:" ... با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است...."
پاسخ
اگر شما انحراف از حق را مذهب و فرقه میدانید، آری چنین است. ولی ما چنین باوری نداریم. ما در اصل گاتها تفاوتی با هم نداریم. در باور و آیین تفاوت است که ما امروزه بخشی از آنها را رد کرده و انجام نمیدهیم. بخشی را هم انجام میدهیم. این را به معنای فرقه و مذهب نمیدانیم.
این عنوان زرتشتی درباری ساسانی نیز اختراع شخص من است.
این بر حق بودن مذهب شیعه اثنی عشری هم از آن اختراع های ایرانیان برای مخالفت با عربهاست. نشانی اش، تظاهرات سیاسی با نام عزاداری در اول محرم که عید عربهاست. و ....

2-:" ... اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ ... در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته ........"
پاسخ
با این نوشته شما هم باورم.
ولی سخن این نبود. شما خواسته و میخواهید که حکومت اسلامی ولی فقیه اثنی عشری که تنها مذهب حقه است، جهانگیر شود. این را که از پیش از انقلاب هم میگفتید. از این روی همه جهان را به مبارزه خواندید. کلوخ انداز را پاسخ سنگ است.
سخن من این بود که شما برای این جهانگیر کردن ادعای خودتان بود که پا روی دم سگ گذاشتید. خب ما چرا میبایست، فدایی این جهانگیری شما شویم؟
هنگامی هم که هر یک از ما برابر با قانون سرباز شدیم، به وظیفه خودمان درست عمل کردیم. برای نمونه خود من پدرم سرهنگ ارتش بود، میتوانست پارتی بازی کند و مرا در شهر کرمان یا شهرهای پشت جبهه نگهدارد. نه اینکه بگوید، وظیفه ات را درست انجام بده. و من همه 17 ماه جبهه ام را در خط مقدم بگذرانم.

3-:"... در ضمن کی گفته ما شما را نجس می دانیم مگر شما گوشت خوک می خورید و شراب را حلال می دانید و به خدای احد واحد شرک می ورزید؟ ..."
پاسخ
حوزه علمیه فاطمیه کرمان در سخنرانی هایشان در آموزشگاه های کرمان چنین گفتند. من از سوی انجمن خودمان مامور رسیدگی و شکایت به آموزش و پرورش شدم. در مناظره بلند مدت، ایشان دیدگاه 13 مرجع را مبنی بر نجس بودن زرتشتیان به من نشان دادند.
در جبهه نیز من راننده جیپ و مامور پخش آب، خوراک و مهمات میان سنگرهای خط بودم. ایشان کلی اعتراض داشتند که او زرتشتی و نجس است. تا اینکه نماینده عقیدتی و سیاسی گردانمان گفت که زرتشتیانی که در جبهه اسلام میجنگند، نجس نیستند.
در زمان دانشگاه، هم پدرم مرده بود و مادرم سه صغیر داشت و هم من ازدواج کرده بود. از این روی همه تعطیلات را کارگری میکردم تا هزینه خودم را در بیاورم. در چند خانه کتک خوردم که چرا نگفتم که من زرتشتی هستم و خانه شان را نجس کرده ام.

4-:" ... در ضمن اینهمه در تلوزیون گفته می شود شهدای زرتشتی ما که نشنیدیم بگه جانباخته! همیشه می گوید شهدای زرتشتی! شما کم لطفی می کنید ..."
پاسخ
تلویزیون تبلیغاتی است. باید هم اینکار را بکند. بنگرید ببنید که بنیاد شهید و ...... بپرسید که چرا در گاهشمار زرتشتیان نام این کسان را جانباخته میگویند، نه شهید.

5-:" ... دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب..."
پاسخ
شما انحصار طلبی خودخواهید.
قرآن اسلام را دین همه پیامبران میداند.

6-:"... اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد..."
پاسخ
این استدلال شما آنچنان کودکانه است که پاسخی برای آن ندارم.

7-:" ... بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید ..."
پاسخ
کدام بقال میگوید که ماست من ترش است؟
در باره نوشته های استاد مطهری و آقای رضا، بارها در همین آسکدین نوشته ام. هم پاسخ داده ام و هم نقدشان کرده ام. دوباره بخوانید. خواهید یافت. استاد مطهری که شاهنامه و جشن نوروز و تاکید بر زبان فارسی را ضد اسلام میدانند، چه میتوان در پاسخشان گفت؟
نکته دیگر اینکه هردو ایشان یک نقطه سیاه 50 ساله آخر ساسانی و مغان ماد را از دست کم 4000 سال تاریخ دین و فرهنگ زرتشتی را گرفته اند و هی نقد کرده اند. کتابهایی که ایشان برای سند ارایه کرده اند، همگی نوشته یک سده پیش از هجرت تا سده سوم هجری است. اینها چگونه سند دین زرتشتی هستند؟ مغان ماد که به استناد سندهای حسابداری تخت جمشید (60.000 لوح) زرتشتی نبودند، را جزو موبدان زرتشتی میگیرند و نقد میکنند. من چگونه پاسخ دهم. ایشان کجا دین زرتشتی را در گاتها و اوستا نقد کرده اند؟ هرجا هم که نقد کرده اند، پاسخشان را داده ام. استاد مطهری که نیستند. آقای رضا هم صرفشان نمیکند که بپذیرند.

8-:" ... بدبختانه کتابهایی رو هم که معرفی کردید گیر نمی یاد می شه آدرسی بدید تا پیگریری کنم البته اگه تو نمایشگاه کتاب هم غرفه ای دارید آدرسشو بدید تا اونجا رفته و تهیه کنم انشاء الله یا اگه سایتی هست که از اون سایت می شه دانلودش کرد که نور علی نوره و بهتر از این نمیشه..."
پاسخ
وبگاه (سایتی) را نمیشناسم.
این کتابها که برایتان نوشتم را میتوانید، در تهران خیابان فلسیطین جنوبی، از سوی انقلاب به سوی جمهوری دست چپ، انتشارات فروهر بیابید.
آقای رضا خیلی دلداده اوستا شده اند. شما میتوانید کتاب اوستا، نوشته، ترجمه و تفسیر سید هاشم رضی را هم تهیه کنید. ایشان از گاتها آغاز کرده، به خرده اوستا پایان داده اند. ایشان یک کتاب چهار جلدی دارند که وندیداد را با شرح و حاشیه بسیار بیشتر از وندیداد به فارسی برگردان کرده اند.

9-:" در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند..."
پاسخ
یکم- پیامبر من که چنین دستوری نداده است.
دوم - در قرآن هم برای نمونه در سوره عنکبوت آیه 46 و بقره آیه 62 هم چنین چیزی از من خواسته نشده است.
سوم- اشکال از من نیست. از انحصارطلبی خودخواهانه شماست، که میپندارید، اسلام تنها دین محمد (ص) است. نه استاد گرامی چنین نیست. اسلام دین همه پیامبران و یگانه دین خداست، که هر پیامبری آن را به زبان مردمش آورده است. این را قرآن میفرماید.

10-:" دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟..."
پاسخ
این هم از انحصارطلبی خودخواهانه شماست که فکر میکنید، ایشان برای فرار از پوچی باید باورهای شما را بپذیرد. شما اثر زلزله را در زندگی، فرهنگ، نوع رفتار و .... مردم ژاپن با مردم ایران، پاکستان، بنگلادش و .... همسنجی کن، ببین که اسلام تبلیغی شما چی به اینها داده و کفر ژاپنی چی به آنها داده است.
آن ژاپنی یا دینی دارد یا نه ندارد. اگر هم نیاز دارد، خودش باید جستجو کند و بیابد. همانگونه که آقای ماتسودا واژه مزدا را یافت و نام شرکتش را مزدا گذاشت.

11-:" ... البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟..."
پاسخ
من میگویم
در میکده و دیر جانانه تویی تو
هرجا که رو صاحب این خانه تویی تو
میگویم
حاجی به ره کعبه من جانب خمار
او خانه همی جوید و من طالب دیدار
میگویم
در میخانه به رویم بگشایید شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم (شادروان خمینی)
میگویم
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن.
میگویم
حدیث است که اگر کسی عمل صالح داشته باشد، خداوند ملک و ملایکی را مامور میکند تا به جای او حج بگذارند، نماز بخوانند و روزه بگیرند و زکات بدهند تا او به اسلام ادعایی شما زندگی کند و بمیرد و در بهشت جای داده شود.

12-:"... راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟ ..."
پاسخ
آنها اگر دین نداشتند این اندازه آزاده بودند که تحریف خودشان را در کتابی دیگر بنویسند و گاتها را دست نخورده انتقال دهند.
واژه، دستور زبان، آیین نگارش، سبک نگارش، و ..... از دیدگاه استادان دانشگاههای ایران و خارج، دست نخوردگی گاتها را گواهی میدهند.
ادب مزدیسنا از دکتر معین را بخوانید.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۹:۴۷
این بر حق بودن مذهب شیعه اثنی عشری هم از آن اختراع های ایرانیان برای مخالفت با عربهاست. نشانی اش، تظاهرات سیاسی با نام عزاداری در اول محرم که عید عربهاست. و ....

مهران گرامی درود

نه فرمایش پیامبر مان و فرمان خدا است(حدیث 12 خلیفه)

فکر کنم شما فراموش کرده اید مه زبان اهمیت ندارد!!!

در ضمن امامان ما عرب اند
عراقی ها عرب اند

بحرینی ها عرب اند
پیامبر ما عربند
شیعه از زمان پیامبر بوده است
و...


سخن من این بود که شما برای این جهانگیر کردن ادعای خودتان بود که پا روی دم سگ گذاشتید. خب ما چرا میبایست، فدایی این جهانگیری شما شویم؟ هنگامی هم که هر یک از ما برابر با قانون سرباز شدیم، به وظیفه خودمان درست عمل کردیم. برای نمونه خود من پدرم سرهنگ ارتش بود، میتوانست پارتی بازی کند و مرا در شهر کرمان یا شهرهای پشت جبهه نگهدارد. نه اینکه بگوید، وظیفه ات را درست انجام بده. و من همه 17 ماه جبهه ام را در خط مقدم بگذرانم.



فکر کنم نظر پدرتون بود که فدا شوید!!


پاسخ تلویزیون تبلیغاتی است. باید هم اینکار را بکند. بنگرید ببنید که بنیاد شهید و ...... بپرسید که چرا در گاهشمار زرتشتیان نام این کسان را جانباخته میگویند، نه شهید.

می شود بگویید جانباخته با شهید چه فرقی دارد؟




حوزه علمیه فاطمیه کرمان در سخنرانی هایشان در آموزشگاه های کرمان چنین گفتند. من از سوی انجمن خودمان مامور رسیدگی و شکایت به آموزش و پرورش شدم. در مناظره بلند مدت، ایشان دیدگاه 13 مرجع را مبنی بر نجس بودن زرتشتیان به من نشان دادند. در جبهه نیز من راننده جیپ و مامور پخش آب، خوراک و مهمات میان سنگرهای خط بودم. ایشان کلی اعتراض داشتند که او زرتشتی و نجس است. تا اینکه نماینده عقیدتی و سیاسی گردانمان گفت که زرتشتیانی که در جبهه اسلام میجنگند، نجس نیستند.

خودتان جواب دادید

نمی دانسته اند!!!

شما نگفتید که من به قر]ن و پیامبر اسلام ایمان دارم(البته اگر صادق باشید)

آیا گفته اید؟


این استدلال شما آنچنان کودکانه است که پاسخی برای آن ندارم.

استدلال کودکانه را جوابی بزرگانه دهید!!!


پاسخ شما انحصار طلبی خودخواهید. قرآن اسلام را دین همه پیامبران میداند.

این انحصار طلبی شما است که کتاب دین ما را برای ما تقسیر می کنید

آن هم تفسیر به رای


مغان ماد که به استناد سندهای حسابداری تخت جمشید (60.000 لوح) زرتشتی نبودند

یک کاری هست به اسم جعل

و جعل کردن کوزه و...
آیا شنیده اید؟
آیا شما در آن زمان بوده اید که سند قرار می دهید؟


یکم- پیامبر من که چنین دستوری نداده است

چرا داده شما نمی اندیشی

اینکه گفته را نیک را بنمایان تا بر گزینیم



دوم - در قرآن هم برای نمونه در سوره عنکبوت آیه 46 و بقره آیه 62 هم چنین چیزی از من خواسته نشده است.

اگر جز خودت سند داری بیاور


اشکال از من نیست. از انحصارطلبی خودخواهانه شماست

اشکال از شما است که خود را بزرگ می بینید و تفسیرتان از قران را درست
و چشمانتان را بسته اید!!
اگر سندی غیر از خودتان دارید بیاورید

این هم از انحصارطلبی خودخواهانه شماست که فکر میکنید، ایشان برای فرار از پوچی باید باورهای شما را بپذیرد. شما اثر زلزله را در زندگی، فرهنگ، نوع رفتار و .... مردم ژاپن با مردم ایران، پاکستان، بنگلادش و .... همسنجی کن، ببین که اسلام تبلیغی شما چی به اینها داده و کفر ژاپنی چی به آنها داده است. آن ژاپنی یا دینی دارد یا نه ندارد. اگر هم نیاز دارد، خودش باید جستجو کند و بیابد. همانگونه که آقای ماتسودا واژه مزدا را یافت و نام شرکتش را مزدا گذاشت.

سند بیاور که باید دین شما را بپزیرند!!

حدیث است که اگر کسی عمل صالح داشته باشد، خداوند ملک و ملایکی را مامور میکند تا به جای او حج بگذارند، نماز بخوانند و روزه بگیرند و زکات بدهند تا او به اسلام ادعایی شما زندگی کند و بمیرد و در بهشت جای داده شود

بله اگر عملی صالح باشد


واژه، دستور زبان، آیین نگارش، سبک نگارش، و ..... از دیدگاه استادان دانشگاههای ایران و خارج، دست نخوردگی گاتها را گواهی میدهند. ادب مزدیسنا از دکتر معین را بخوانید.

برای این سخن سند بایسته است!!!:Gol:

حامد
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۰:۰۰
شما برای اثبات دیدگاه خود، تفسیر به رای میکند. آیه میفرماید، نفرستادیم رسولی مگر به زبان قومش تا ایشان را هدایت کند(حقایق را برایشان بگوید). این آیه خود روشن و آشکارا میگوید که این دین است و هر پیامبر آن یک دین را به زبان مردمش آورده است. سخن در این نیست که هر کس بایستی از دین پیامبر هم زبانش پیروی کند. سخن در این است که تفاوتی میان دین این پیامبر با دین آن پیامبر نیست مگر در زبان. شما میگویید که دین این پیامبر از دین آن پیامبر بهتر یا بدتر؛ کاملتر یا ناقصتر است. من با این تر مخالفم. نه با دین خدا.
سلام
عنوان تاپیک چیست ؟ و در توضیح پست اول چه آمده است ؟ ما بر مبنای ادعای مطروحه در پست اول جواب داده ایم

هموطنان خوب ایرانی من. اگر قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن را الله فرستاده است و محمد ابن عبدالله رسول الله است، بدانید که الله دستور داده که شما باید زرتشتی بشوید.
ادعای شما با ادعای فراخواننده به دین زرتشت یعنی آقای مولا زمین تا آسمان فرق دارد . البته ادعای شما زیره به کرمان بردن است . همه مسلمین قائل به دین واحد از صدر تا ذیل بشریتند . البته یک دین بودن به معنای در یک سطح بودن نیست . چطور انتظار دارید حضرت نوح ع به انسانهای بی تمدن و بی فرهنگ ده هزار سال پیش همان گفته باشد که محمد ص برای امت آخر الزمان آوره است ؟ بله در اصول حرفی نیست اما در تمام ابعاد و حتی در تبیین اصول هم تفاوت دارند .

پاسخ یکم- اگر شما به دلیل شمشیر عربهای سده های نخستین هجری، مجبور به آموختن و بکار بردن عربی نشده بودید، امروزه اوستا خوان و اوستا دان شده بودید. همین استدلال را مانند من برای این زبان میکردید. دوم- هیچ پرسیده اید چرا ایرانیان بهتر از عربها قرآن را فهمیدند؟ چون ایرانی بودند؟ یا چون پیشتر با دین خدا و فلسفه و حکمت و .... آشنا بودند؟
اعراب با شمشیر به جنگ مردم نیامدند بلکه به جنگ دولت پوسیده ساسانی آمدند دولتی که از سوی مردم خود حمایت نشد دیگر اینکه دین زرتشت امتحان خود را در سه دوره قبل از اسلام پس داده بود . این دین آنقدر از اصول خود فاصله گرفته بود که دیگر نمی توانست در جامعه مایه سعادت باشد
و مهمتر از همه اینکه : دین هم صرف کتاب نیست . دین کتاب به علاوه مربی الهی است و دین زرتشت چنین مربی ندارد چون ایامش منقضی شده است . این مربی الهی امروز فقط و فقط در دین اسلام است که آخرین دین الهی است

شما از خداوند شرم نمیکنید، که در باره پیامبرش اینگونه سخن میگویید؟ آیا میپندارید که نام اسلام برایتان، روز داوری کارگشاست؟ آن حدیث از امام صادق (ع) را نخوانده اید که دو انگشت خود را بالا گرفتند و از مومنی خواستند از میان دو انگشت به هزاران مسلمان حجگذار نگاه کنند. آن مومن هم از میان آن دو انگشت، همه جانور دید مگر چند انسان انگشت شمار؟
باز هم می گویم دین زرتشت از تبیین راه سعادت دنیوی و اخروی انسانها امروز عاجز است . اگر این دین با پیامبرش امروز می بود تابع پیامبر آخرین می شد همانطور که شما موظفید .
و اما قضیه جانوران حج گذار یک مثال اشتباه برای یک بحث غیر مرتبط است چون ما از دین صحبت می کنیم نه از دینداران . آن ملت هم ملت منحرف از مربی الهی خودشان یعنی ائمه اطهار بودند که صور درونی حیوانی داشتند . اگر امام صادق ع از میان دو انگشتش کتاب قرآن یا خود را نشان داده بود ودر آن نقصی دیده می شد حرف شما درست بود .

این ادعای شماست بدون آنکه سندی از قرآن برای انقضای پیامبران پیشین داشته باشید. این درحالی است که خود قرآن به روشنی آموزش میدهد که میان پیامبران فرقی نیست.
عدم فرق در آوردن دین الهی نه در شرایع و نه در مرتبه و مقام بیان حقایق . اسلام در آیات و روایات ختمیت نبوت را بیان کرده و این به معنای انقضای مدت دین قبل یعنی مسیحیت است چه رسد به دین زرتشت

آشکار است دین خدا برای همه مردم است. این شما هستید که انحصار طلبی میکنید و اسلام را تنها دین محمد (ص) میدانید. در حالی که قرآن خودش اسلام را دین همه پیامبران میداند.
مغلطه چرا می کنید ؟ آیه می فرماید دین اسلام برای همه انسانهاست . این مطلب در مقابل ادعای آقای مولاست که ادعا می کند دین ایرانیان باید زرتشتی باشد چون زرتشت از ایرانیان است .

ختم نبوت چه معنا دارد؟ معنایش اینست که دیگر پیامبر درون بیدار است و نیاز به پیامبر بیرونی نیست. از سوی دیگر کتاب خداوند به هر زبانی و فرهنگی ارایه شده و دیگر حجت تمام شده است. این کجایش به معنای نقض پیامبران گذشته و پیروی از پیامبر عربی است؟
اصلا چنین نیست . اول این که این آیه را باز در رد مولا آورده ایم اما در خصوص پیامبر درون و بیرون حرفتان کاملا غیر منطقی است چرا که پیامبر درون یعنی عقل همیشه در انسانها بوده است و اختصاص به بعد زمان پیامبر ندارد و همیشه نیاز به پیامبر بیرون وجود دارد چه اینکه پیامبر درون تحت تاثیر هوی و هوس حکم به خطا می کند که واضح است . اما اگر قرار بر اعتبار ادیان گذشته باشد ( به زعم شما ) به نظرتان چرا باید دین جدید با کتاب جدید بیاید ؟ دیگر اینکه شما به دین چطور نگاه می کنید ؟ آیا دین یک کتاب است و بس که چند نفر مثل شمال بیایند در الفاظ آن اختلاف کنند ؟ یا دین یک برنامه تربیتی الهی است که همیشه مربی الهی خودش را دارد ؟ آیا شما همان مربی الهی دین زرتشت هستید ؟

این یک دروغ محض است. ما نه در ایران و نه در هند و در هیچ کشور دیگری کسی را به دین زرتشت نمیپذیریم. از این رو تبلیغ دین زرتشتی بی معناست. این سیاست انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند است. زرتشتیان جهان هم یا ایرانی هستند و یا هندی. دیگران که ادعای زرتشتی بودن دارند، خود خوانده اند و هیچ یک از این دو انجمن آنها را نمیپذیرند. اگر کسانی به نام دین زرتشتی تبلیغ میکنند، به ما هیچ ربطی ندارد.
پس شما هم اینجا کاری ندارید . چون قرار نیست تبلیغ دین زرتشت کنید . اگر امثال شما این مطالب را در این سایت ننویسند کسی یادی از جناب زرتشت و دین او هم نمی کند که نیازی به دفاع باشد

تحریف در قرآن نیست، ولی تحریف در تفسیر به رای و مصادره به مطلوب است. از این رو از بنی امیه تا طالبان و وهابیان، خودشان را مستند به قرآن میدانند. این با تحریف کتاب هیچ تفاوتی ندارد. این که شما مسلم را در یک آیه صفت و در آیه دیگر نام میدانید، این خودش بزرگترین تحریف است.
شما اولتر به تحریف و تفسیر به رای هستید نه ما که با قرآن و تفسیر بزرگ شده ایم . بهتر است انصاف علمی بدهید که چندان چیزی از دین و اسلام نمی دانید
موفق در اندیشه صواب و پرهیز از ادعای نمایندگی از دین زرتشت

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۰:۳۱
سلام
عنوان تاپیک چیست ؟ و در توضیح پست اول چه آمده است ؟ ما بر مبنای ادعای مطروحه در پست اول جواب داده ایم

ادعای شما با ادعای فراخواننده به دین زرتشت یعنی آقای مولا زمین تا آسمان فرق دارد . البته ادعای شما زیره به کرمان بردن است . همه مسلمین قائل به دین واحد از صدر تا ذیل بشریتند . البته یک دین بودن به معنای در یک سطح بودن نیست . چطور انتظار دارید حضرت نوح ع به انسانهای بی تمدن و بی فرهنگ ده هزار سال پیش همان گفته باشد که محمد ص برای امت آخر الزمان آوره است ؟ بله در اصول حرفی نیست اما در تمام ابعاد و حتی در تبیین اصول هم تفاوت دارند .

اعراب با شمشیر به جنگ مردم نیامدند بلکه به جنگ دولت پوسیده ساسانی آمدند دولتی که از سوی مردم خود حمایت نشد دیگر اینکه دین زرتشت امتحان خود را در سه دوره قبل از اسلام پس داده بود . این دین آنقدر از اصول خود فاصله گرفته بود که دیگر نمی توانست در جامعه مایه سعادت باشد
و مهمتر از همه اینکه : دین هم صرف کتاب نیست . دین کتاب به علاوه مربی الهی است و دین زرتشت چنین مربی ندارد چون ایامش منقضی شده است . این مربی الهی امروز فقط و فقط در دین اسلام است که آخرین دین الهی است

باز هم می گویم دین زرتشت از تبیین راه سعادت دنیوی و اخروی انسانها امروز عاجز است . اگر این دین با پیامبرش امروز می بود تابع پیامبر آخرین می شد همانطور که شما موظفید .
و اما قضیه جانوران حج گذار یک مثال اشتباه برای یک بحث غیر مرتبط است چون ما از دین صحبت می کنیم نه از دینداران . آن ملت هم ملت منحرف از مربی الهی خودشان یعنی ائمه اطهار بودند که صور درونی حیوانی داشتند . اگر امام صادق ع از میان دو انگشتش کتاب قرآن یا خود را نشان داده بود ودر آن نقصی دیده می شد حرف شما درست بود .

عدم فرق در آوردن دین الهی نه در شرایع و نه در مرتبه و مقام بیان حقایق . اسلام در آیات و روایات ختمیت نبوت را بیان کرده و این به معنای انقضای مدت دین قبل یعنی مسیحیت است چه رسد به دین زرتشت

مغلطه چرا می کنید ؟ آیه می فرماید دین اسلام برای همه انسانهاست . این مطلب در مقابل ادعای آقای مولاست که ادعا می کند دین ایرانیان باید زرتشتی باشد چون زرتشت از ایرانیان است .

اصلا چنین نیست . اول این که این آیه را باز در رد مولا آورده ایم اما در خصوص پیامبر درون و بیرون حرفتان کاملا غیر منطقی است چرا که پیامبر درون یعنی عقل همیشه در انسانها بوده است و اختصاص به بعد زمان پیامبر ندارد و همیشه نیاز به پیامبر بیرون وجود دارد چه اینکه پیامبر درون تحت تاثیر هوی و هوس حکم به خطا می کند که واضح است . اما اگر قرار بر اعتبار ادیان گذشته باشد ( به زعم شما ) به نظرتان چرا باید دین جدید با کتاب جدید بیاید ؟ دیگر اینکه شما به دین چطور نگاه می کنید ؟ آیا دین یک کتاب است و بس که چند نفر مثل شمال بیایند در الفاظ آن اختلاف کنند ؟ یا دین یک برنامه تربیتی الهی است که همیشه مربی الهی خودش را دارد ؟ آیا شما همان مربی الهی دین زرتشت هستید ؟

پس شما هم اینجا کاری ندارید . چون قرار نیست تبلیغ دین زرتشت کنید . اگر امثال شما این مطالب را در این سایت ننویسند کسی یادی از جناب زرتشت و دین او هم نمی کند که نیازی به دفاع باشد

شما اولتر به تحریف و تفسیر به رای هستید نه ما که با قرآن و تفسیر بزرگ شده ایم . بهتر است انصاف علمی بدهید که چندان چیزی از دین و اسلام نمی دانید
موفق در اندیشه صواب و پرهیز از ادعای نمایندگی از دین زرتشت
حامد گرامی
درود
عنوان این تاپیک و ادعای مولا ربطی نه به زرتشتیان و نه به من دارد. من تنها در پاسخ شماری از دوستان چیزهایی نوشتم. هیچ جا دیدید که من از آقای مولا و دعوت ایشان پشتیبانی نکردم. تازه همان آغاز هم یادآور شدم که اینچنین تبلیغی نادرست است.
شما آنچنان به انحصارطلبی خودخواهانه تان خو کرده اید، که تنها خودتان را پاسدار دین خدا میدانید.
ادعای شما در باره سطح بندی پیامبران نادرست است و سندی از قرآن یا پیامبرتان (ص) برای آن ندارید. تا کنون که ارایه نکرده اید. شما درست است که با تفسیر و .... بزرگ شده اید. به همین دلیل خار را در چشمتان نمیبینید، چون دچار بیماری عادت و پذیرش بی دلیل نسلها شده اید.
من از بوی ماهی بسیار بدم می آید. در جبهه یک سرباز شمالی بود، که از روخانه ماهی میگرفت و آن را بو میکرد و آنچنان لذت میبرد که انگار بوی بهترین گل است.
میپندارید، که خداوند از شما میپذیرد که شما مسلم را در سوره عنکبوت آیه 46 صفت بگیرید و در سوره آل عمران، نام؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۰:۴۰
چون دچار بیماری عادت و پذیرش بی دلیل نسلها شده اید.

مهران گرامی درود

شما چه طور آیا شما دچار این موضوع نشده اید؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۰:۴۲
که خداوند از شما میپذیرد که شما مسلم را در سوره عنکبوت آیه 46 صفت بگیرید و در سوره آل عمران، نام؟

مهران گرامی درود

آیا به شما وحی می شود که می گویید نظر خدا نظر شما است؟

اگر سند دیگری غیر از خودتان دارید بگویید

ما نظرمان را با اسناد مختلف در مورد این آیات بیان کرده ایم

خوب شما ثابت کنید که تفسیر به رای کرده ایم:Hedye:

حامد
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۸:۳۶
سلام

شما آنچنان به انحصارطلبی خودخواهانه تان خو کرده اید، که تنها خودتان را پاسدار دین خدا میدانید.
من یک سوال مهم مطرح کردم چرا به آن پاسخ ندادید ؟
دین کتاب تنها نیست بلکه کتاب به علاوه مربی الهی است . آیا شما همان مربی الهی هستید یا اینکه کسی را می شناسید که از میان زرتشتیان مربی منصوب الهی برای تربیت انسانها بر اساس کتاب اوستا باشد ؟ من جدا دوست دارم اگر چنین فردی دارید ببینم . اگر ندارید بدانید که خود را به دین خدا بسته اید و دلیلی بر مقبولیت شما در نزد خدا وجود ندارد .

ادعای شما در باره سطح بندی پیامبران نادرست است و سندی از قرآن یا پیامبرتان (ص) برای آن ندارید. تا کنون که ارایه نکرده اید.
مطمئنم آنرا نمی پذیرید اما با این حال می آورم :
تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض ( بقره 253)
بعضی از آن رسولان را بر بعض دیگر برتری دادیم
لقد فضلنا بعض النبیین علی بعض ( اسرا 55 )
بعضی انبیاء را بر بعضی دیگر برتری دادیم
باز هم می گویید تفسیر به رای می کنید ؟ آیا این کلمات روشن اصلا نیاز به تفسیر دارد که کسی آنرا تفسیر به رای کند ؟

شما درست است که با تفسیر و .... بزرگ شده اید. به همین دلیل خار را در چشمتان نمیبینید، چون دچار بیماری عادت و پذیرش بی دلیل نسلها شده اید.
اینها حرفهای عوام است . دانشمند حرفش را با دلیل می زند

میپندارید، که خداوند از شما میپذیرد که شما مسلم را در سوره عنکبوت آیه 46 صفت بگیرید و در سوره آل عمران، نام؟
1- ما به تمام کتب آسمانی ایمان داریم اما مشکل اثبات این است که کتابی کتاب خدا باشد
2- ایمان به کتاب به معنای پذیرش آمدن آن از سوی خدا و حقانیت مطالب آنست نه اینکه یک مسلمان موظف به عمل بدان هم باشد چه اینکه با آمدن کتاب جامع متناسب با عصر و زمان ما نیازی به عمل به کتب گذشته نیست . اینها همه در صورتی است که کتاب کتاب الهی و دست نخورده باشد وگرنه این حد از قبول هم منتفی است
3- تمام کسانی که گردن به پذیرش کتب الهی نهاده اند مسلمان به معنای عامند اما اسلام به معنای خاصش نام دین آخرین پیامبر ص است همچنانکه فرمود :
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ( مائده 3 )
و این را بدانید که ما نفیا و اثباتا در مورد دین شما حرفی نداریم و مصلحت هم نمی دانیم که حرفی بزنیم اما از بیان ادله جامعیت و کمال دین خودمان هم دست بردار نیستیم چون هم مبنای عقلی دارد و هم مبنای نقلی .
موفق در اندیشه صواب

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۸:۱۵
1-:" ... با این اوصاف که شما فرمودید بنده متوجه می شوم که در میان شما هم چند دستگی و مذاهب مختلف وجود دارد چون عده ا ی از آنان زرتشتیان درباری اند (ساسانیان) و عده دیگر زرتشیتان حقیقی مثل ما که دینمان هفتادو دو مذهب دارد اما تنها مذهب حقه در این دین مذهب شیعه اثنا عشری است...."
پاسخ
اگر شما انحراف از حق را مذهب و فرقه میدانید، آری چنین است. ولی ما چنین باوری نداریم. ما در اصل گاتها تفاوتی با هم نداریم. در باور و آیین تفاوت است که ما امروزه بخشی از آنها را رد کرده و انجام نمیدهیم. بخشی را هم انجام میدهیم. این را به معنای فرقه و مذهب نمیدانیم.
این عنوان زرتشتی درباری ساسانی نیز اختراع شخص من است.
این بر حق بودن مذهب شیعه اثنی عشری هم از آن اختراع های ایرانیان برای مخالفت با عربهاست. نشانی اش، تظاهرات سیاسی با نام عزاداری در اول محرم که عید عربهاست. و ....

2-:" ... اولا :صلح در زمانی که بسیاری از خاک کشور ما در دست آنان بود با ننگ فرقی نداشت
ثانیا بسیاری از شعارهایی که شما می گویید(مثل راه قدس از کربلا می گذرد) در دوران جنگ سر داده شد نه قبل از آغاز جنگ ... در ضمن ایرانی غیرت دارد ولو مسلمان نباشد امام حسین علیه السلام هم به لشکریان یزید می فرماید: اگر مسلمان نیستید آزاد مرد باشید لذا اگر زرتشت غیرت داشته که در جنگ حضور یافته ........"
پاسخ
با این نوشته شما هم باورم.
ولی سخن این نبود. شما خواسته و میخواهید که حکومت اسلامی ولی فقیه اثنی عشری که تنها مذهب حقه است، جهانگیر شود. این را که از پیش از انقلاب هم میگفتید. از این روی همه جهان را به مبارزه خواندید. کلوخ انداز را پاسخ سنگ است.
سخن من این بود که شما برای این جهانگیر کردن ادعای خودتان بود که پا روی دم سگ گذاشتید. خب ما چرا میبایست، فدایی این جهانگیری شما شویم؟
هنگامی هم که هر یک از ما برابر با قانون سرباز شدیم، به وظیفه خودمان درست عمل کردیم. برای نمونه خود من پدرم سرهنگ ارتش بود، میتوانست پارتی بازی کند و مرا در شهر کرمان یا شهرهای پشت جبهه نگهدارد. نه اینکه بگوید، وظیفه ات را درست انجام بده. و من همه 17 ماه جبهه ام را در خط مقدم بگذرانم.

دوست گرامی سلام
جواب 1: شما بگویید آیا بین شیعیان و سنی ها مذهب ها متفاوتی نیست در حالیکه ماو برادران اهل سنت قرآن را به عنوان کتاب آسمانی قبول داریم و تنها بر سر بخشی از مذهبمان (بحث امامت و جانشینی پیامبر دینمان) با هم اختلاف داریم
نتیجه: شما هم چند فرقه ای هستید و بالاخره سر مقداری از مباحث با هم اختلاف دارید
همچنین درست است که ماه محرم اولین ماه قمری و مسلمین است اما برخلاف ما ایرانی ها و مسیحی ها که اولین ماه سالمان را جشن می گیریم و عید قرار داده ایم اما آنان این طور نیستند که محرم را عید بگیرند و تنها وهابی ها برای اینکه چهره شیعه را بپوشاند سعی می کند که این ماه را مبارک جلوه دهد که آنها هم یک فرقه انگیسی است
جواب 2: دوست عزیز ما پا روی دم سگ نگذاشتیم آنها پا روی دم شیر (ایران) نهادند و می خواستند به ایرانی اهانت کرده و ایرانی را خار و ذلیل کنند که غیرت شیعی مردم ایران به آنان فهماند که شکست ایمان به سادگی نیست البته بعدا در لبنان پا روی دم شیر (حزب الله لبنان) نهادند و شیر اونا رو نابود کرد
در ضمن من پدر شما را به خاطر این کارش تحسین می کنم ، خدا ایشون رو رحمت کنه معلومه که انسان با غیرتی بوده
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۸:۴۴
5-:" ... دوباره می گویم ما معتقدیم که مصداق 1000 تومانی اصلی در اسلام شیعه است و 1000 تومانی تقلبی دیگر مذاهب..."
پاسخ
شما انحصار طلبی خودخواهید.
قرآن اسلام را دین همه پیامبران میداند.

6-:"... اما شما معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و تقلبی (یعنی مذهب دیگر) ندارد..."
پاسخ
این استدلال شما آنچنان کودکانه است که پاسخی برای آن ندارم.

7-:" ... بنده الان حدود 10 - 11 ساله که دارم مطالعه دینی و اعتقادی می کنم ، مناظره می کنم، بحث می کنم جواب به شبهات می دم، در مورد برخی شبهات تحقیق می کنم اما هنوز به مطالبی که شما معتقدید نرسیده ام لذا از شما خواهش کردم که اگر بر حق هستید پاسخی به سخنان شهید مطهری و برادر عزیزمان رضا داده و آنان را رسوا کرده و سخن حق را به گوش جهانیان برسانید ..."
پاسخ
کدام بقال میگوید که ماست من ترش است؟
در باره نوشته های استاد مطهری و آقای رضا، بارها در همین آسکدین نوشته ام. هم پاسخ داده ام و هم نقدشان کرده ام. دوباره بخوانید. خواهید یافت. استاد مطهری که شاهنامه و جشن نوروز و تاکید بر زبان فارسی را ضد اسلام میدانند، چه میتوان در پاسخشان گفت؟
نکته دیگر اینکه هردو ایشان یک نقطه سیاه 50 ساله آخر ساسانی و مغان ماد را از دست کم 4000 سال تاریخ دین و فرهنگ زرتشتی را گرفته اند و هی نقد کرده اند. کتابهایی که ایشان برای سند ارایه کرده اند، همگی نوشته یک سده پیش از هجرت تا سده سوم هجری است. اینها چگونه سند دین زرتشتی هستند؟ مغان ماد که به استناد سندهای حسابداری تخت جمشید (60.000 لوح) زرتشتی نبودند، را جزو موبدان زرتشتی میگیرند و نقد میکنند. من چگونه پاسخ دهم. ایشان کجا دین زرتشتی را در گاتها و اوستا نقد کرده اند؟ هرجا هم که نقد کرده اند، پاسخشان را داده ام. استاد مطهری که نیستند. آقای رضا هم صرفشان نمیکند که بپذیرند.

مهران گرامی سلام مجدد
ببخشید جواب بخشی از مطالب را ندادم چون احساس کردم که دوستان جواب داده اند و اگر بنده بنویسم جز گرفتن وقت شما کاری را نکرده ام و لذا از آنان چشم پوشی کردم
جواب 5: دوست من پیامبر دین ما هم در مسلمان کردن خود خواه (حریص) است
مثلا در تاریخ نقل شده که پیامبر در گرمای شدید به طائف رفت مسیر طائف صعب العبور بود خسته، گرسنه، تشنه، به آنجا رسید و تبلیغ اسلام نمود اما به جز سنگ خوردن جوابی نگرفت
در مسیر بازگشت غلامی بدستور اربابانش انگوری برای پیامبر آورد و سخنان پیامبر را گوش داد و به حقانیت وی پی برد و مسلمان شد (نام آن غلام عداس بود) پس از اسلام آوردن آن غلام پیامبر شاد و خوشحال به مکه بازگشت که این داستان نشان می دهد که پیامبر دین ما در مسلمان کردن حریص بوده و حتی قرآن هم به این مطلب صراحت دارد
اما شما معتقدید که دین اهمیت آنچنانی ندارد و به همین خاطر برای کاربر "هیچکس" نوشتید که کسی نمی تواند زرتشتی شود و اتفاقا رفتار شما با "هیچکس" مصداق بارز خودخواهی است نه حرص ما در شیعه کردن و نشان دادن راه رستگاری
جواب 6: دوست گرامی استدلال بنده کودکانه نیست بلکه بنده از مطالبی که شما تا این جا در باره دینتان نوشتید این مطلب را فهمیدم اگر اشتباه فهمیده ام بیشتر درباره مذاهب در دین زرتشت بگویید تا آگاه شوم
جواب 7: دوست من اگه جایی جواب شهید مطهری را داده ای آدرس آن را داده تا ما هم بهره ببریم
در ضمن ما معتقدیم از زمانی که وهابیت آمد انحراف هم در دین آنان آمد و اگر شیعه نبود از اسلام جز اسمی باقی نمانده بود وهابی ها هم اکنون در حال دست بردن در کتاب های حدیثی و انحراف آن و از بین بردن حقایق اسلام هستند و از اسلام تنها یک پوستین بر تن دارند
شما معتقدید بعد از 4000 سال تنها 50 سال زرتشت به انحراف کشیده شد و معتقدید که زرتشت یک مذهب بیش نیست و معتقد هستید که بخش های اوستا به جز گاتها کتاب الهی نیست اما برحق است و مثل کتب روایی و تاریخی و اخلاقی ماست و معتقدید که بخش اعظمی از اوستا توسط موبد های دوران ساسانی ستمگر نوشته شده ! آیا همه این مطالبی که شما تا کنون به آن اعتراف کرده اید نشان از انحراف در دین زرتشت نیست؟
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۸:۵۱
9-:" در باره قسمت دوم سخنتون باید بگم که: شما اولین دستوری که زیر پا گذاشته اید این که مسلمان نشده اید مگر پیامبر اسلام جهانیان را دعوت به اسلام نکرد مگر پیامبر به پادشاه ساسانی دعوتنامه نداد اگر وی پیامبر خداست از خودش که دعوت نامه نمی دهد ایشان از سوی خدا مامور شد که چنین کند..."
پاسخ
یکم- پیامبر من که چنین دستوری نداده است.
دوم - در قرآن هم برای نمونه در سوره عنکبوت آیه 46 و بقره آیه 62 هم چنین چیزی از من خواسته نشده است.
سوم- اشکال از من نیست. از انحصارطلبی خودخواهانه شماست، که میپندارید، اسلام تنها دین محمد (ص) است. نه استاد گرامی چنین نیست. اسلام دین همه پیامبران و یگانه دین خداست، که هر پیامبری آن را به زبان مردمش آورده است. این را قرآن میفرماید.

10-:" دوست گرامی اصلا فرض کن من مسلمان نیستم و قرآن را قبول ندارم فرض کن من یک ژاپنی چشم بادامی هستم و جویای حقیقت
من می خوام یه دین واقعی و الهی داشته باشم و حالا اومد پیش شما، از شما می پرسم جناب موبد یار مهران عزیز، بنده میخواهم یک دین الهی داشته باشم تا از پوچی فرار کرده باشم آیا شما می تونید به من کمک کنید تا دین حقیقی رو برگزینم؟..."
پاسخ
این هم از انحصارطلبی خودخواهانه شماست که فکر میکنید، ایشان برای فرار از پوچی باید باورهای شما را بپذیرد. شما اثر زلزله را در زندگی، فرهنگ، نوع رفتار و .... مردم ژاپن با مردم ایران، پاکستان، بنگلادش و .... همسنجی کن، ببین که اسلام تبلیغی شما چی به اینها داده و کفر ژاپنی چی به آنها داده است.
آن ژاپنی یا دینی دارد یا نه ندارد. اگر هم نیاز دارد، خودش باید جستجو کند و بیابد. همانگونه که آقای ماتسودا واژه مزدا را یافت و نام شرکتش را مزدا گذاشت.
11-:" ... البته اگه سراغ بنده بیاد می گم بله دین حق اسلامه و مذهب حقه شیعه اثنا عشری است و دین اسلام یک دین جهانی است
شما چه جوابی می دهید؟..."
پاسخ
من میگویم
در میکده و دیر جانانه تویی تو
هرجا که رو صاحب این خانه تویی تو
میگویم
حاجی به ره کعبه من جانب خمار
او خانه همی جوید و من طالب دیدار
میگویم
در میخانه به رویم بگشایید شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم (شادروان خمینی)
میگویم
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن.
میگویم
حدیث است که اگر کسی عمل صالح داشته باشد، خداوند ملک و ملایکی را مامور میکند تا به جای او حج بگذارند، نماز بخوانند و روزه بگیرند و زکات بدهند تا او به اسلام ادعایی شما زندگی کند و بمیرد و در بهشت جای داده شود.
12-:"... راستی: به نظر من گاتها کتاب تحریف شده ایه چون شما که معتقد به ظالم بودن زرتشتیان ساسانی هستید پس چگونه به کتابی که از دوران آنان به شما رسیده اعتماد می کنید؟ ..."
پاسخ
آنها اگر دین نداشتند این اندازه آزاده بودند که تحریف خودشان را در کتابی دیگر بنویسند و گاتها را دست نخورده انتقال دهند.
واژه، دستور زبان، آیین نگارش، سبک نگارش، و ..... از دیدگاه استادان دانشگاههای ایران و خارج، دست نخوردگی گاتها را گواهی میدهند.
ادب مزدیسنا از دکتر معین را بخوانید.

دوست گرامی سلام مجدد
جواب 8: ممنونم از آدرسی که دادید اما فکر نمی کنم فعلا بتوانم به تهران بروم البته شنیدم که در یکی از کتابخانه های شهرمون می شه تعدادی از کتاب های دین زرتشت رو برای مطالعه به امانت گرفت لذا پیگیر می شم انشاءالله
جواب 9: هم خودم هم دیگر دوستان جواب تان را در تاپیک های گذشته داده ایم
جواب 10: توقع نداشتم که این سخن را از شما بشنوم
فرق اسلام با زرتشت همین جا روشن می شود
اسلام دلسوز ملت هاست و می گوید که بیایید راه رستگاری را طی کنید اما شما با این حرفتان خودخواهانه می گویید ما که دین داریم دیگران به ما چه! معلوم است که شما به دین به عنوان یک نیاز نمی نگرید
معلوم است که پیامبر در دین شما ارزشی ندارد چون اگر ارزش داشت نمی گفتی که اگه ژاپنی نیاز به دین داشته باشه جستجو می کنه و ...
حرف شما مثل اینه که بگی همسایمون گرسنه است اما به ما چه اگه نیاز به غذا داره خودش دنبال غذا بره و ...
تازه با تمام این وجود جواب منو ندادید
اگه یه ژاپنی نیاز به دین داشت شما که نمی گذارید که زرتشتی بشه چون معتقدید که زرتشت دین فارس هاست
مثلا عرب ها هم نگذارن مسلمون بشه و بگن اسلام دین عرب هاست و مسیحی ها هم نگذارن که مسیحی بشه و بگن مسیح دین اروپایی هاست (البته ظهور مسیح در اروپا نبوده بلکه در مصر بوده)
این بیچاره بدبخت چه گناهی کرده که ژاپنی شده؟
جواب 11: دوست من اشعاری که خوندی معانی عمیق عرفانی داره که من طلبه احساس می کنم که حداقل باید بیست سال دیگه درس بخونم + خودسازی هم کنم بعد به اجازه بدم که اون اشعار رو معنا کنم
لطف کنید این اشعار که از زبان یک عالم بزرگ مسلمان خارج شده را بدون شرحش که یا خود آن بزرگ به رشته تحریر در آورده یا بزرگان دیگری نخوانید تا اسلام را بد تفسیر نکنید
جواب 12: اگر دین نداشتند و گاتها را تغییر ندادند این نشان از منحرف بودن کتاب گاتها یا کامل نبودن آن است چون ممکن نیست که گاتها تحریف نشده باشد و بر علیه ظالم هم سخن نگفته باشد و اگر گفته ساسانیان ظالم یقینا برای توجیه کار خود کتاب گاتها را تحریف می کنند تازه اون زمان که تحریف کتب کار رایج و آسانی بوده و اگر به همراه قرآن ، اهل بیت نبودند شک ندارم که قرآن هم تحریف می شد

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۹:۳۶
دوست گرامی سلام مجدد
جواب 8: ممنونم از آدرسی که دادید اما فکر نمی کنم فعلا بتوانم به تهران بروم البته شنیدم که در یکی از کتابخانه های شهرمون می شه تعدادی از کتاب های دین زرتشت رو برای مطالعه به امانت گرفت لذا پیگیر می شم انشاءالله
جواب 9: هم خودم هم دیگر دوستان جواب تان را در تاپیک های گذشته داده ایم
جواب 10: توقع نداشتم که این سخن را از شما بشنوم
فرق اسلام با زرتشت همین جا روشن می شود
اسلام دلسوز ملت هاست و می گوید که بیایید راه رستگاری را طی کنید اما شما با این حرفتان خودخواهانه می گویید ما که دین داریم دیگران به ما چه! معلوم است که شما به دین به عنوان یک نیاز نمی نگرید
معلوم است که پیامبر در دین شما ارزشی ندارد چون اگر ارزش داشت نمی گفتی که اگه ژاپنی نیاز به دین داشته باشه جستجو می کنه و ...
حرف شما مثل اینه که بگی همسایمون گرسنه است اما به ما چه اگه نیاز به غذا داره خودش دنبال غذا بره و ...
تازه با تمام این وجود جواب منو ندادید
اگه یه ژاپنی نیاز به دین داشت شما که نمی گذارید که زرتشتی بشه چون معتقدید که زرتشت دین فارس هاست
مثلا عرب ها هم نگذارن مسلمون بشه و بگن اسلام دین عرب هاست و مسیحی ها هم نگذارن که مسیحی بشه و بگن مسیح دین اروپایی هاست (البته ظهور مسیح در اروپا نبوده بلکه در مصر بوده)
این بیچاره بدبخت چه گناهی کرده که ژاپنی شده؟
جواب 11: دوست من اشعاری که خوندی معانی عمیق عرفانی داره که من طلبه احساس می کنم که حداقل باید بیست سال دیگه درس بخونم + خودسازی هم کنم بعد به اجازه بدم که اون اشعار رو معنا کنم
لطف کنید این اشعار که از زبان یک عالم بزرگ مسلمان خارج شده را بدون شرحش که یا خود آن بزرگ به رشته تحریر در آورده یا بزرگان دیگری نخوانید تا اسلام را بد تفسیر نکنید
جواب 12: اگر دین نداشتند و گاتها را تغییر ندادند این نشان از منحرف بودن کتاب گاتها یا کامل نبودن آن است چون ممکن نیست که گاتها تحریف نشده باشد و بر علیه ظالم هم سخن نگفته باشد و اگر گفته ساسانیان ظالم یقینا برای توجیه کار خود کتاب گاتها را تحریف می کنند تازه اون زمان که تحریف کتب کار رایج و آسانی بوده و اگر به همراه قرآن ، اهل بیت نبودند شک ندارم که قرآن هم تحریف می شد
آشنای قریب گرامی
درود
شما نوشته اید:
1-:" ... جواب 9: هم خودم هم دیگر دوستان جواب تان را در تاپیک های گذشته داده ایم ..."
پاسخ
آری پاسخ داده اید، ولی از دیدگاه من پذیرفتنی نبود. نمیشود که اسلام و مسلم را در یک جا صفت و در جای دیگر نام بگیرید. خداوند با کسی رودربایستی ندارد و نداشته، اگر میخواست چنین مینوشت.

2-:" ... جواب 10: توقع نداشتم که این سخن را از شما بشنوم..."
پاسخ
چرا؟

3-:"... فرق اسلام با زرتشت همین جا روشن می شود..."
پاسخ
شما به خودتان که میرسد، میگویید که اسلام در ذات خود ندارد عیبی است. عیب هر چه است از مسلمانی ماست. خب چرا مرا با دین زرتشتی می آمیزی؟ یک بام و دو هوا خداپسندانه است؟

4-:"... اسلام دلسوز ملت هاست و می گوید که بیایید راه رستگاری را طی کنید اما شما با این حرفتان خودخواهانه می گویید ما که دین داریم دیگران به ما چه! معلوم است که شما به دین به عنوان یک نیاز نمی نگرید
معلوم است که پیامبر در دین شما ارزشی ندارد چون اگر ارزش داشت نمی گفتی که اگه ژاپنی نیاز به دین داشته باشه جستجو می کنه و ......"
پاسخ
خودخواهی شما همین بس که اسلام را تنها دین محمد (ص) میدانید که در قرآن نیز سندی برای آن ندارید. دین اسلام زرتشتی نیز برای سعادت بشر است، ولی پند و آموزش یک چیز است، اجبار و محروم کردن از حقوق انسانی چیز دیگر.
شما برای سعادت بشر ایشان را به غلامی و کنیزی میگیرید و نجس میشمارید و ندادن سهم و بالا کشیدن ارث و دزدیدن و تجاوز به دخترانشان را مباح میدانید؟ حقوق اسلامی را که خوانده اید، نه؟ برای سعادت بشر است که اگر کشتیدشان، قصاص ندارد، دیه آنها نیز 700 درهم در برابر 10000درهم برای مرد مسلمان است؟
دین زرتشت نیز برای سعادت بشر است، ولی زورکی نیست. اگر کسی خواست و دوست داشت، راه نجات را به او آموزش میدهد. نخواست، اجباری که نیست. تا هنگامی هم که آسیب نرسانده، انسانی است مانند دیگران و از حقوقی برابر با همه انسانها چه دیندار و چه بی دین برخوردار است.

5-:" ... اگه یه ژاپنی نیاز به دین داشت شما که نمی گذارید که زرتشتی بشه چون معتقدید که زرتشت دین فارس هاست ..."
پاسخ
در گاتها پوست بی ارزش است. ایمان به خداوند و .......... کردار نیک و .......... مهم است که هر کس خواست، روش رسیدن به اینها را به او آموزش میدهیم. نام دینش را هرچه که میخواهد بگذارد.

6-:"... جواب 11: دوست من اشعاری که خوندی معانی عمیق عرفانی داره که من طلبه احساس می کنم که حداقل باید بیست سال دیگه درس بخونم + خودسازی هم کنم بعد به اجازه بدم که اون اشعار رو معنا کنم
لطف کنید این اشعار که از زبان یک عالم بزرگ مسلمان خارج شده را بدون شرحش که یا خود آن بزرگ به رشته تحریر در آورده یا بزرگان دیگری نخوانید تا اسلام را بد تفسیر نکنید..."
پاسخ
نام این پند شما مغلطه است.

7-:" ... جواب 12: اگر دین نداشتند و گاتها را تغییر ندادند این نشان از منحرف بودن کتاب گاتها یا کامل نبودن آن است چون ممکن نیست که گاتها تحریف نشده باشد و بر علیه ظالم هم سخن نگفته باشد و اگر گفته ساسانیان ظالم یقینا برای توجیه کار خود کتاب گاتها را تحریف می کنند تازه اون زمان که تحریف کتب کار رایج و آسانی بوده و اگر به همراه قرآن ، اهل بیت نبودند شک ندارم که قرآن هم تحریف می شد..."
پاسخ
راستش به هیچ روی این استدلال شما را نمیفهمم. این که کسی از گاتها برداشت نادرست بکند، چه ربطی به گاتها دارد. اینکه شمر هیچ نمازش ترک نشده، اینکه ابن زیاریان خود را مسلمان دو آتشه میدانستند، طالبان و وهابیان که شما را مشرک میدانند، خب چه ربطی به قرآن و حقانیت آن دارد؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۹:۴۵
مهران گرامی درود

نه فرمایش پیامبر مان و فرمان خدا است(حدیث 12 خلیفه)

فکر کنم شما فراموش کرده اید مه زبان اهمیت ندارد!!!

در ضمن امامان ما عرب اند
عراقی ها عرب اند

بحرینی ها عرب اند
پیامبر ما عربند
شیعه از زمان پیامبر بوده است
و...





فکر کنم نظر پدرتون بود که فدا شوید!!



می شود بگویید جانباخته با شهید چه فرقی دارد؟





خودتان جواب دادید

نمی دانسته اند!!!

شما نگفتید که من به قر]ن و پیامبر اسلام ایمان دارم(البته اگر صادق باشید)

آیا گفته اید؟



استدلال کودکانه را جوابی بزرگانه دهید!!!



این انحصار طلبی شما است که کتاب دین ما را برای ما تقسیر می کنید

آن هم تفسیر به رای



یک کاری هست به اسم جعل

و جعل کردن کوزه و...
آیا شنیده اید؟
آیا شما در آن زمان بوده اید که سند قرار می دهید؟



چرا داده شما نمی اندیشی

اینکه گفته را نیک را بنمایان تا بر گزینیم




اگر جز خودت سند داری بیاور



اشکال از شما است که خود را بزرگ می بینید و تفسیرتان از قران را درست
و چشمانتان را بسته اید!!
اگر سندی غیر از خودتان دارید بیاورید


سند بیاور که باید دین شما را بپزیرند!!


بله اگر عملی صالح باشد



برای این سخن سند بایسته است!!!:gol:






محمد گرامی
درود
نمتوانم پاسختان را بدهم چون دچار چرخه ای نادرست (دور باطل) شده ایم.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۰۹:۵۰
اعراب با شمشیر به جنگ مردم نیامدند بلکه به جنگ دولت پوسیده ساسانی آمدند دولتی که از سوی مردم خود حمایت نشد دیگر اینکه دین زرتشت امتحان خود را در سه دوره قبل از اسلام پس داده بود . این دین آنقدر از اصول خود فاصله گرفته بود که دیگر نمی توانست در جامعه مایه سعادت باشد

حامد گرامی
درود
خداوکیلی تاریخ نخوانده ای یا صرف نمیکند به آن اعتراف کنی.
آن 100 هزار زن و دختر ایرانی که به اسارت به عربستان برده شدند که عمر گفت وای بر ما از فرزندان این زنان، نظامی بودند؟
موالی، چه کسانی بودند، نظامی و دولتی بودند؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۲:۰۶
آشنای قریب گرامی درود شما نوشته اید: 1-:" ... جواب 9: هم خودم هم دیگر دوستان جواب تان را در تاپیک های گذشته داده ایم ..." پاسخ آری پاسخ داده اید، ولی از دیدگاه من پذیرفتنی نبود. نمیشود که اسلام و مسلم را در یک جا صفت و در جای دیگر نام بگیرید. خداوند با کسی رودربایستی ندارد و نداشته، اگر میخواست چنین مینوشت.

مهران گرامی درود

پس با این شرط پور در اوستا یعنی پسر و شما هم شریک برای خدا قرار گرفته اید
و من هم هیچ کدام از حرف های شما را نخواهم پذیرفت!!!

ایا این حرف درست است؟


حال من چرخه باطل حرف می زنم یا شما؟

شما یی که دین خدا را نه اجازه ورود به آن می دهید و نه خروج!!!

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۲:۱۲
محمد گرامی درود نمتوانم پاسختان را بدهم چون دچار چرخه ای نادرست (دور باطل) شده ایم.

نه
چون نمی توانید سند بیاورید

این حرف را می زنید

اگر می توانستید

سند ارائه می کردید




نه

با خود خواهی خود را حق بدانید و ما را باطل


اگر صادقید و حق می گویید سند بیاورید


و باطل بودن سخنم را با سند ثابت کنید

نه با سخن خودتان!!:Gol:


اگر اهل حق بودید می اندیشید

:Gol:

هیچکس
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۲:۱۴
هیچکس گرامی
درود
شما نوشته اید:" ... سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس..."
پاسخ
نه نمیشود، انجمن موبدان، چه در ایران و چه در بیرون از ایران، کسی را به دین زرتشتی نمیپذیرد.:Kaf::Kaf:
برای آشنا شدن با آیین زرتشتی، صدها عنوان کتاب هست. پیشنهاد میکنم از کتاب زرتشت، مزدیسنا و حکومت از جلال الدین آشتیانی؛ سپس کتاب دیدی نو از دینی کهننوشته فرهنگ مهر، آغاز کنید.
برای شناختن تفاوت دین زرتشتی گاتایی با دین التقاطی دولتی ساسانی هم میتوانید دو کتاب پیام زرتشت از علی اکبر جعفری را با کتاب زرتشت و تعالیم او از سید هاشم رضی همسنجی کنی.
http://www.askdin.com/askdin/misc/quotes/quot-bot-left.gif

جالبه:Gig:
میشه دلیلش رو بدونم ؟ همه جای دنیا دارن سعی می کنن مردم رو به سمت خودشون جمع کنن اونوقت اینجا که آدم خودش می خواد می گن نمیشه ؟!:Gig:
اصلا میشه خودتونو معرفی کنید من ببینم شما چه سمتی دارید که این حکم می دهید:Gol:
وقتی من نتونم زرتشت بشم شناخت اون چه دردی از من دوا می کنه ؟!
(مثل اینکه بابام برام دوچرخه بخره ولی نزاره سوار شم:khaneh:)

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۲:۱۷
شما برای سعادت بشر ایشان را به غلامی و کنیزی میگیرید و نجس میشمارید و ندادن سهم و بالا کشیدن ارث و دزدیدن و تجاوز به دخترانشان را مباح میدانید؟ حقوق اسلامی را که خوانده اید، نه؟ برای سعادت بشر است که اگر کشتیدشان، قصاص ندارد، دیه آنها نیز 700 درهم در برابر 10000درهم برای مرد مسلمان است؟


مهران گرامی درود

برای اندیشمندان که می اندیشند بله

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۴:۳۲
جالبه:gig:
میشه دلیلش رو بدونم ؟ همه جای دنیا دارن سعی می کنن مردم رو به سمت خودشون جمع کنن اونوقت اینجا که آدم خودش می خواد می گن نمیشه ؟!:gig:
اصلا میشه خودتونو معرفی کنید من ببینم شما چه سمتی دارید که این حکم می دهید:gol:
وقتی من نتونم زرتشت بشم شناخت اون چه دردی از من دوا می کنه ؟!
(مثل اینکه بابام برام دوچرخه بخره ولی نزاره سوار شم:khaneh:)
هیچکس عزیز
نمی خواهم مقایسه کنم اما می خواستم بگویم که یهودی ها هم نمی زارن کسی که یهودی زاده نیست وارد دینشون بشه

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۵:۴۹
1-:" ... جواب 9: هم خودم هم دیگر دوستان جواب تان را در تاپیک های گذشته داده ایم ..."
پاسخ
آری پاسخ داده اید، ولی از دیدگاه من پذیرفتنی نبود. نمیشود که اسلام و مسلم را در یک جا صفت و در جای دیگر نام بگیرید. خداوند با کسی رودربایستی ندارد و نداشته، اگر میخواست چنین مینوشت.
2-:" ... جواب 10: توقع نداشتم که این سخن را از شما بشنوم..."
پاسخ
چرا؟
3-:"... فرق اسلام با زرتشت همین جا روشن می شود..."
پاسخ
شما به خودتان که میرسد، میگویید که اسلام در ذات خود ندارد عیبی است. عیب هر چه است از مسلمانی ماست. خب چرا مرا با دین زرتشتی می آمیزی؟ یک بام و دو هوا خداپسندانه است؟
4-:"... اسلام دلسوز ملت هاست و می گوید که بیایید راه رستگاری را طی کنید اما شما با این حرفتان خودخواهانه می گویید ما که دین داریم دیگران به ما چه! معلوم است که شما به دین به عنوان یک نیاز نمی نگرید
معلوم است که پیامبر در دین شما ارزشی ندارد چون اگر ارزش داشت نمی گفتی که اگه ژاپنی نیاز به دین داشته باشه جستجو می کنه و ......"
پاسخ
خودخواهی شما همین بس که اسلام را تنها دین محمد (ص) میدانید که در قرآن نیز سندی برای آن ندارید. دین اسلام زرتشتی نیز برای سعادت بشر است، ولی پند و آموزش یک چیز است، اجبار و محروم کردن از حقوق انسانی چیز دیگر.
شما برای سعادت بشر ایشان را به غلامی و کنیزی میگیرید و نجس میشمارید و ندادن سهم و بالا کشیدن ارث و دزدیدن و تجاوز به دخترانشان را مباح میدانید؟ حقوق اسلامی را که خوانده اید، نه؟ برای سعادت بشر است که اگر کشتیدشان، قصاص ندارد، دیه آنها نیز 700 درهم در برابر 10000درهم برای مرد مسلمان است؟
دین زرتشت نیز برای سعادت بشر است، ولی زورکی نیست. اگر کسی خواست و دوست داشت، راه نجات را به او آموزش میدهد. نخواست، اجباری که نیست. تا هنگامی هم که آسیب نرسانده، انسانی است مانند دیگران و از حقوقی برابر با همه انسانها چه دیندار و چه بی دین برخوردار است.
5-:" ... اگه یه ژاپنی نیاز به دین داشت شما که نمی گذارید که زرتشتی بشه چون معتقدید که زرتشت دین فارس هاست ..."
پاسخ
در گاتها پوست بی ارزش است. ایمان به خداوند و .......... کردار نیک و .......... مهم است که هر کس خواست، روش رسیدن به اینها را به او آموزش میدهیم. نام دینش را هرچه که میخواهد بگذارد.
6-:"... جواب 11: دوست من اشعاری که خوندی معانی عمیق عرفانی داره که من طلبه احساس می کنم که حداقل باید بیست سال دیگه درس بخونم + خودسازی هم کنم بعد به اجازه بدم که اون اشعار رو معنا کنم
لطف کنید این اشعار که از زبان یک عالم بزرگ مسلمان خارج شده را بدون شرحش که یا خود آن بزرگ به رشته تحریر در آورده یا بزرگان دیگری نخوانید تا اسلام را بد تفسیر نکنید..."
پاسخ
نام این پند شما مغلطه است.
7-:" ... جواب 12: اگر دین نداشتند و گاتها را تغییر ندادند این نشان از منحرف بودن کتاب گاتها یا کامل نبودن آن است چون ممکن نیست که گاتها تحریف نشده باشد و بر علیه ظالم هم سخن نگفته باشد و اگر گفته ساسانیان ظالم یقینا برای توجیه کار خود کتاب گاتها را تحریف می کنند تازه اون زمان که تحریف کتب کار رایج و آسانی بوده و اگر به همراه قرآن ، اهل بیت نبودند شک ندارم که قرآن هم تحریف می شد..."
پاسخ
راستش به هیچ روی این استدلال شما را نمیفهمم. این که کسی از گاتها برداشت نادرست بکند، چه ربطی به گاتها دارد. اینکه شمر هیچ نمازش ترک نشده، اینکه ابن زیاریان خود را مسلمان دو آتشه میدانستند، طالبان و وهابیان که شما را مشرک میدانند، خب چه ربطی به قرآن و حقانیت آن دارد؟

مهران عزیز می خواهم یک نتیجه کلی از سخنان شما بگیرم
اون هم اینه که اصلا دین برای شما جایگاه والایی ندارد و تنها یک ابزاری است در دست شما برخلاف ما به همین خاطره که می گویید ژاپنی و چینی بد بخت فقط رفتار پسندیده داشته باشند
مهران گرامی ما معتقدیم انسانها از دو بعد تشکلیل شده اند
بعد روحانی و جسمانی
اگر بعد روحانی تقویت شود بعد جسمانی هم تقویت می شود
اگر توجه به معنویات کردیم مادیات هم بدنبالش می آید
اما برای تقویت بعد روحانی و توجه به معنویات نیاز به راهنمایی است که از غیب خبر دهد از عالم دیگر خبر دهد از حقایق پنهان شده خبر دهد، مورد اعتماد بوده و راستگو باشد، احتمال تحریف سخنانش نرود و ... باید روی زمین همیشه کسی باشد که سخنان وی را به گوش جهانیان برساندو ما افتخار می کنیم که چنین دینی داریم و در هر دوره کتاب خدایمان و سخنان پیامبرمان
اما شما می گویید اگه خواستی بیا دین بیار هر چند که ما شما رو به عنوان یه ذرتشتی قبول نداریم
و برو برا خودت اسم جدید بذار اما اگه آدم خوبی باشی قول میدم که شما هم بهشتی بشی؟
برادر زرتشتی و ایرانی من
شما انحصار طلبید و تنها دینتان را برای خودتان می خواهید اما ما دلسوزیم و به مردم جهان می گوییم ای مردم جهان فرقی نمی کند که سیاه باشی یا سفید، چشم بادمی باشی یا غیر آن ، غربی باشی یا شرقی، تحصیل کرده باشی یا بی سواد، زن باشی یا مرد، پیر باشی یا جوان
وارد دین اسلام شو که اسلام پذیرای همه است اسلام کامل ترین دینی است که آمده و هر کس که اسلام بیاورد و دستورات الهی را انجام دهد قطعا از رستگاران است
برادر زرتشتی من دلسوزانه شما را هم دعوت می کنم که دین اسلام را قبول کنی
برادر زرتشتی کدام دین امام حسینی دارد که تمام هستی اش را برای هدایت بشر داد
کدام دین زینبی دارد که با صبر جمیلش مردم را دعوت به رستگاری نمود
کذام دین امام زمانی دارد که همیشه و از پشت پرده ناظر بر دین رسول الله است و روزی خواهد آمد و عدل و داد با او خواهد آمد
کدام دین امام خمینی و سید حسن نصر الله و سید علی خامنه ای دارد که استخوان در گلوی ظالمان و زور گویان بوده اند
کدام دین و مذهبی مانند شیعه اینقدر افتخار آفریده! با نداری تمام کارهای بسیار بزرگ کرده
واقعا اگر افتخارات شیعه را ببینی شیعه می شوی
با دید باز تر اگر بنگری می بینی که شیعه رو به فزونی است و مردم میل به سوی آن پیدا کرده اند در حالی که شبکه های ماهواره ای فراوان و سایت های اینترنتی بسیاری بر علیه این دین و مذهب حقه کار می کنند
به خدا یقین دارم که اگر با وجدانت چنین بنگری به حرف های من می رسی
دوست من اگر این حرفها رو قبول نداری حاضرم مثل جدم رسول الله با تو مباهله کنم تا نتیجه را ببینی

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۵:۵۴
موبد یار گرامی پاسخ بعضی از مطالبتون که نوشتین تو تاپیک های زیر اومده

دروغ آتش سوزی کتابخانه ها:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=10730
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20122

ایا اعراب در زمان حمله به ایران قتل وغارت کردند
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4580

چرا اعراب به ایران حمله کردند؟
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=23750

شهربانوی خیالی(زن امام حسین!!!):
http://organon.blogfa.com/post-45.aspx

همچنین شهید مطهری در ج 14 ص 96 تا 104 از مجموعه آثارش جواب شما را داده و تاریخ چگونگی ورود اسلام به ایران را ذکر کرده
همچنین ایشان در ص 46 همین جلد می نویسد: زرتشت توسط صهیونیسم تقویت شد تا مقابل اسلام بایستد (البته مشخص است که زرتشت زمان شاه مد نظر شهید است) اما با این حال زرتشت بازیچه دست صهیونیسم شد
همچنین شهید مطهری در ص 234 از عبادات زرتشت و مراسمات و تشریفات زرتشت و رابطه آنها با آتش می نویسد
همچنین ایشان در ص 262 در باره ازدواج در دین زرتشت می نویسد
و...

پیام
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۷:۵۶
هرپیروی دینی طبیعی است که علاقه به دین خویش داشته بشد اما دعوت قرآن برهانی وعقلی است وقبول آن نیازمند تفکر واندیشه وهمه ادیان الهی مورد احترام قرآن
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلى‏ رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى‏ هُدىً مُسْتَقيم‏
ما براى هر امتى پرستشگاهى مقرر كرديم تا به خدا توجه كنند (و آنجا جهت وحدت و انس و الفت آن امت شود) پس (اى رسول) نبايد مردم (در امر كعبه و قربانگاه و ساير دستورهاى الهى) با تو به منازعت برخيزند و تو (خلق را) به سوى خدا دعوت كن كه خود به راهى راست و هدايتى كامل هستى(67حج)

حامد
۱۳۹۰/۰۲/۲۱, ۱۹:۲۰
خداوکیلی تاریخ نخوانده ای یا صرف نمیکند به آن اعتراف کنی. آن 100 هزار زن و دختر ایرانی که به اسارت به عربستان برده شدند که عمر گفت وای بر ما از فرزندان این زنان، نظامی بودند؟ موالی، چه کسانی بودند، نظامی و دولتی بودند؟
سلام
نظرتان را در باره بقیه جوابها نگفتید و از نظر بنده به معنای پذیرش آنهاست
واما
فعل عمر برای شیعه هیچ حجیت ندارد .
ما درباره حقانیت دین می گوییم نه درباره کسی که برای او هیچ محل اعرابی در دیانت اسلام نمی شناسیم . از نظر ما ابوبکر و عمر و عثمان خاصب خلافت اسلامی اند و خود باید پاسخ آنچه که به نام دین کرده اند بدهند .
اما حرف اینست که اگر دین زرتشت منحرف نمی شد و مردم را به حقارت و پستی نمی کشاند نه لشکر اعراب بلکه لشکر جهان هم بر ایران غالب نمی شد .
به نظر شما چطور یک لشکر ده بیست هزار نفری لشکرهای بزرگ ایران را شکست می دهد ؟ چون سربازش به دولتش و دیانتش باور نداشت .
البته غلبه منطق اسلام بر هر دینی بالاخره منجر به گسترش آن می شد کما اینکه امروز گسترش می یابد .
موفق باشید

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۲۲, ۰۰:۰۰
آقای رضا
شما چند نکته را نادیده گرفته و با نادیده گرفتن آنها و تفسیر به رای میکوشید که خودتان را اثبات کنید. این راهی نادرست است. از یا علی درون سخنتان، باید آموخته باشید که راستی/حق بر همه چیز مقدم است.
در آیه ای که فرمودید، واژه الذکر بکار رفته است. این واژه به همراه الکتاب نامی است که خداوند برای آموزشهایش برای هر پیامبری بکار برده است. برای نمونه برای موسی نیز از واژه الذکر بهره برده شده است.
از این روی پاسداری از الذکر، خاص قرآن نیست، بلکه عام کتاب خداوند است که برای هر پیامبری به زبان آن پیامبر فرستاده شده است.
به نام الله و با سلام خدمت شما دوستان و جناب موبد، بنده در حال مطالعه مطالب شما و ديگر دوستان بودم كه در جملات و جواب هاي قبلتان به اين مطلب اشاره داشتيد كه در دين اسلام تحريف صورت گرفته است و دليل بر تحريف اسلام را اختلافاتي دانستيد كه در تفسير اين دين صورت گرفته، حال در اين قسمت با معنايي كه از آيه شريفه قرآن داشتيد، الذكر را شامل تمام كتابهاي آسماني دانستيد كه خداوند حافظ و نگهبان تمام آنها است، حال سوال بنده از شما اين است كه با توجه به اينكه اختلاف در كتابهاي آسماني هست و معارف آنها با يكديگر ناسازگارند، چگونه خداوند را حافظ آنها ميدانيد و در عين حال تمام آنها را بر حق ميدانيد با توجه به اينكه اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد مثل معارف اسلام و مسيحيت و...؟

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۲۲, ۲۰:۴۷
هیچکس گرامی
درود
شما نوشته اید:" ... سلام و درود به موبدیار مهران عزیز
چطور می تونم با آیین زرتشت بیشتر آشنا بشم ؟ (البته به غیر از کتب معمولی)
میشه فرد مسلمان زرتشتی بشه ؟ چگونه ؟ شرایط ؟

تشکر و سپاس..."
پاسخ
نه نمیشود، انجمن موبدان، چه در ایران و چه در بیرون از ایران، کسی را به دین زرتشتی نمیپذیرد.
برای آشنا شدن با آیین زرتشتی، صدها عنوان کتاب هست. پیشنهاد میکنم از کتاب زرتشت، مزدیسنا و حکومت از جلال الدین آشتیانی؛ سپس کتاب دیدی نو از دینی کهننوشته فرهنگ مهر، آغاز کنید.
برای شناختن تفاوت دین زرتشتی گاتایی با دین التقاطی دولتی ساسانی هم میتوانید دو کتاب پیام زرتشت از علی اکبر جعفری را با کتاب زرتشت و تعالیم او از سید هاشم رضی همسنجی کنی.
http://www.askdin.com/askdin/misc/quotes/quot-bot-left.gif
به نام الله، سلام جناب موبد، اين قسمت رو از شما خواندم تعجب كردم كه از يك طرف ميگوييد كه پيامبر هر قومي به زبان همان قوم است، كه بايد مطابق آن عمل كند، توقع ميرفت كه شما مطابق ادعاي خودتان اول سوال ميفرموديد كه ايراني و فارسي زبان هستند يا نه؟ كه اگه ايراني باشند وظيفه تبعيت از دين زرتشت و گاتها است، نفهميدم اين طريق برخورد يعني چه؟ آيا اين به قول خودتان يك بام دو هوا نيست؟:Moteajeb!:

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۸:۱۲
به نام الله، سلام جناب موبد، اين قسمت رو از شما خواندم تعجب كردم كه از يك طرف ميگوييد كه پيامبر هر قومي به زبان همان قوم است، كه بايد مطابق آن عمل كند، توقع ميرفت كه شما مطابق ادعاي خودتان اول سوال ميفرموديد كه ايراني و فارسي زبان هستند يا نه؟ كه اگه ايراني باشند وظيفه تبعيت از دين زرتشت و گاتها است، نفهميدم اين طريق برخورد يعني چه؟ آيا اين به قول خودتان يك بام دو هوا نيست؟:moteajeb!:
فرزاد گرامی
درود
مرا کوبیدید. آفرین بر شما.
آیا میپنداری که خداوند هم این بازی با واژه های شما را میپذیرد و به شما ثواب دفاع از دین خداوند را میدهد؟
باشد تا داوری خداوند بر سر پل چینوت.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۸:۱۴
به نام الله و با سلام خدمت شما دوستان و جناب موبد، بنده در حال مطالعه مطالب شما و ديگر دوستان بودم كه در جملات و جواب هاي قبلتان به اين مطلب اشاره داشتيد كه در دين اسلام تحريف صورت گرفته است و دليل بر تحريف اسلام را اختلافاتي دانستيد كه در تفسير اين دين صورت گرفته، حال در اين قسمت با معنايي كه از آيه شريفه قرآن داشتيد، الذكر را شامل تمام كتابهاي آسماني دانستيد كه خداوند حافظ و نگهبان تمام آنها است، حال سوال بنده از شما اين است كه با توجه به اينكه اختلاف در كتابهاي آسماني هست و معارف آنها با يكديگر ناسازگارند، چگونه خداوند را حافظ آنها ميدانيد و در عين حال تمام آنها را بر حق ميدانيد با توجه به اينكه اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد مثل معارف اسلام و مسيحيت و...؟
فرزاد گرامی
درود
شما هنوز درنیافته اید که دینهای گوناگون و کتابهای گوناگون نیست. دین خدا و کتاب خداست که به زبانهای گوناگون است. چون دین خدا و کتاب خداست، خداوند خودش از دین خودش و کتاب خودش پاسداری میکند، اینک به هر زبانی که باشد.
سوره ابراهیم آیه 4 را من ننوشته ام.

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۸:۲۶
فرزاد گرامی درود شما هنوز درنیافته اید که دینهای گوناگون و کتابهای گوناگون نیست. دین خدا و کتاب خداست که به زبانهای گوناگون است. چون دین خدا و کتاب خداست، خداوند خودش از دین خودش و کتاب خودش پاسداری میکند، اینک به هر زبانی که باشد. سوره ابراهیم آیه 4 را من ننوشته ام.

مهران گرامی درود

شما نیز نگفتید

چرا خداوند

چندین پیامبر به یک قوم با یک زبان مشترک فرستاد!!!!

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۹:۰۱
مهران گرامی درود

شما نیز نگفتید

چرا خداوند

چندین پیامبر به یک قوم با یک زبان مشترک فرستاد!!!!
محمد گرامی
درود
ایراد شما به من است یا به قرآن؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۹:۱۴
موبد یار گرامی پاسخ بعضی از مطالبتون که نوشتین تو تاپیک های زیر اومده

دروغ آتش سوزی کتابخانه ها:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=10730
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20122

ایا اعراب در زمان حمله به ایران قتل وغارت کردند
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4580

چرا اعراب به ایران حمله کردند؟
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=23750

شهربانوی خیالی(زن امام حسین!!!):
http://organon.blogfa.com/post-45.aspx

همچنین شهید مطهری در ج 14 ص 96 تا 104 از مجموعه آثارش جواب شما را داده و تاریخ چگونگی ورود اسلام به ایران را ذکر کرده
همچنین ایشان در ص 46 همین جلد می نویسد: زرتشت توسط صهیونیسم تقویت شد تا مقابل اسلام بایستد (البته مشخص است که زرتشت زمان شاه مد نظر شهید است) اما با این حال زرتشت بازیچه دست صهیونیسم شد
همچنین شهید مطهری در ص 234 از عبادات زرتشت و مراسمات و تشریفات زرتشت و رابطه آنها با آتش می نویسد
همچنین ایشان در ص 262 در باره ازدواج در دین زرتشت می نویسد
و...

آشنای قریب گرامی
درود
بخشی از نوشته های پیوست را خواندم.
بررسی تاریخ نگارانی که خود از گروه مهاجم هستند، هنر نیست. چیزی را هم نشان نمیدهد. اگر در پی راستی (حق) هستید، باید دیدگاه دو سوی جنگ چه پیروز و چه شکست خورده بررسی شود.
به هر روی،در ایران در هر برزن از هر شهر آتشکده ای بود، که این آتشکده ها کار وزارتهای آموزش و پرورش، دادگستری و قوه قضاییه را انجام میدادند.
این آتشکده ها هر کدام کتابخانه هایی داشتند که در آنها به آموزش و پرورش، داوری و ثبت اسناد و ... میپرداختند. ............ این آتشکده ها کجاست و کتابخانه هایشان؟
در بندهش از تخم گذاری ماهیان آب شور و شیرین، در شن یا روی گیاهان و باروری بیرونی (لقاح خارجی)، چگونگی آبستنی از هنگام ورود اسپرم به زهدان تا زایمان پستانداران از موش تا فیل و تا میمون و تا انسان سخن رفته است. از مثلث و از دور اندازه گیری به روش مثلث و ... از ستاره شناسی، از ریاضیات و .. سخن رفته است. این دانشها بوده است. خب کجا هستند؟
در موزه ایرانباستان(تهران)، بخش پس از اسلام دیدن کنید. خواهید دید که در بیشتر کتابها و بر روی رمل و استرلاب (اسطرلاب) دبیره دینی (الفبا دینی = دین دبیره) زرتشتیان نوشته شده است. چرا؟
چرا استاد رازی، ابن عباس مجوسی اهوازی است؟ چرا ته نام خوارزمی المجوسی بوده و امروزه نیست؟ چرا ونداد گیلانی، که از زرتشتیان گیلان است، الجیلی و دانشمندی عرب شمارده میشود؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۹:۳۰
همچنین شهید مطهری در ج 14 ص 96 تا 104 از مجموعه آثارش جواب شما را داده و تاریخ چگونگی ورود اسلام به ایران را ذکر کرده
همچنین ایشان در ص 46 همین جلد می نویسد: زرتشت توسط صهیونیسم تقویت شد تا مقابل اسلام بایستد (البته مشخص است که زرتشت زمان شاه مد نظر شهید است) اما با این حال زرتشت بازیچه دست صهیونیسم شد
همچنین شهید مطهری در ص 234 از عبادات زرتشت و مراسمات و تشریفات زرتشت و رابطه آنها با آتش می نویسد
همچنین ایشان در ص 262 در باره ازدواج در دین زرتشت می نویسد
و...

آشنای قریب
درود
شوربختانه استاد مطهری رعایت انصاف پژوهشگری را نکرده اند و از منبعی ناراست برای نوشته های خود بهره برده اند.
سخن شما را بارها آقای رضا تکرار کرده اند، ولی در پاسخ من برای ارایه منبع دست یکم ... بجز تاریخ نگاران مسلمانی که دچار همین غرض و مرض هستند، یا کریستیان سن که دانش نادرستی از دین زرتشتی دارد و با دیدگاه اروپایی خود دوغ و دوشاب را به هم آمیخته است، ایشان تنها به واژه پردازی و بازی با واژه ها پرداختند.
برای نمونه: آتش پرستی= نگهبانی از آتش است، هیچ ربطی به عبادت شما ندارد. واژه پور به معنای معلول است، نه به معنای پسر امروزین.
خئوتودث به معنای ازداوج با خودی، به کدام سند، ازدواج با خواهر و مادر شده است.
ما در پنجگاه نماز روزانه میخوانید :.... آستویه دَاِنام وَنگوهینام، مَزدَه یَسنیم، فرَسپا یوخِذرام، نیذاسَنه ای تیشام، خوئتودتام اشواینام....
میستایم دین پاک مزداستایی (زرتشتی) را که فرو گذارنده جنگ افزار و خویشی دهنده پاکان است و ....
اشو زرتشت، یارانش را به سه دسته گروهبندی میکند: خودی ها (خوئتوش)، یاران و دوستان
خواهشمندم که یک سند ارایه کنید که که خوئتودت یعنی ازدواج جنسی و آنهم با خواهر و مادر.
این جمله که فلان مرد با خواهرش خوئتودث کرده است، هنگامی ازدواج با محارم است، که ثابت شود در فرهنگ و ادبیات اوستایی این واژه به معنای ازدواج جنسی و آمیزش جنسی و ... است.
اگر چنین باشد، شرایط طلاق، ارث، نفقه و ..... باید در قانونهای حقوقی هم باشد. اگر نیست، پس چنین ازدواج جنسی هم نبوده و این یک رابطه ای دیگر است.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۱:۴۰
هرپیروی دینی طبیعی است که علاقه به دین خویش داشته بشد اما دعوت قرآن برهانی وعقلی است وقبول آن نیازمند تفکر واندیشه وهمه ادیان الهی مورد احترام قرآن
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلى‏ رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى‏ هُدىً مُسْتَقيم‏
ما براى هر امتى پرستشگاهى مقرر كرديم تا به خدا توجه كنند (و آنجا جهت وحدت و انس و الفت آن امت شود) پس (اى رسول) نبايد مردم (در امر كعبه و قربانگاه و ساير دستورهاى الهى) با تو به منازعت برخيزند و تو (خلق را) به سوى خدا دعوت كن كه خود به راهى راست و هدايتى كامل هستى(67حج)
پیام گرامی
درود
1- سخن اینجاست، که خدا اصل است یا نام دین؟
کردار نیک (عمل صالح) اصل است، یا طاعات و عبادات؟
آیا نماز خواندن به شمر کمک کرد که راه درست را بیابد؟
2- شما نیز در این برگردان فارسی به قرآن ستم کرده اید. هدیً مستقیم را راهی راست و هدایتی کامل معنا کرده اید. در حالی که کامل خودش عربی است و در این آیه بکار نرفته است. اینگونه افزودنها به تفسیر به رای و اختلاف می انجامد.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۱:۴۸
سلام
نظرتان را در باره بقیه جوابها نگفتید و از نظر بنده به معنای پذیرش آنهاست
واما
فعل عمر برای شیعه هیچ حجیت ندارد .
ما درباره حقانیت دین می گوییم نه درباره کسی که برای او هیچ محل اعرابی در دیانت اسلام نمی شناسیم . از نظر ما ابوبکر و عمر و عثمان خاصب خلافت اسلامی اند و خود باید پاسخ آنچه که به نام دین کرده اند بدهند .
اما حرف اینست که اگر دین زرتشت منحرف نمی شد و مردم را به حقارت و پستی نمی کشاند نه لشکر اعراب بلکه لشکر جهان هم بر ایران غالب نمی شد .
به نظر شما چطور یک لشکر ده بیست هزار نفری لشکرهای بزرگ ایران را شکست می دهد ؟ چون سربازش به دولتش و دیانتش باور نداشت .
البته غلبه منطق اسلام بر هر دینی بالاخره منجر به گسترش آن می شد کما اینکه امروز گسترش می یابد .
موفق باشید
حامد گرامی
درود
شنیدی میگوید که سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست؟
یا این که : از دست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست، گر هست گله ای هم دگر حوصله ای نیست؟
یکم- سخن شما در باره بیزاری مردم از موبدان و شاهان ساسانی شاید نبوده، ولی بی کفایتی موبدان و شاهان ساسانی در زنده نگهداشتن روحیه مردم بوده است. مردم ایران اگر هم دین زرتشتی و شاه ساسانی را نمیخواستند، ایران را که میخواستند. آزادی را که میخواستند. علت شکست، شاید بیزاری مردم نبود. بی خیالی مردم بود. مردمی که از تصمیمگیری دولتی دور نگه داشته شده بودند، توانی در ساماندهی برای مبارزه نداشتند. دولت ساسانی با خود بزرگبینی پدید آمده از غرور، ثروت و توانایی مادی، از زنده نگه داشتن روحیه مردم و سربازان باز ماندند. این مرگ روانی، سبب شکست مادی گردید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۲:۰۴
حال سوال بنده از شما اين است كه با توجه به اينكه اختلاف در كتابهاي آسماني هست و معارف آنها با يكديگر ناسازگارند، چگونه خداوند را حافظ آنها ميدانيد و در عين حال تمام آنها را بر حق ميدانيد با توجه به اينكه اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد مثل معارف اسلام و مسيحيت و...؟
فرزاد گرامی
درود
کتابهای آسمانی با هم ناسازگاری ندارند.
شما کدام کتاب آسمانی مسیحی، زرتشتی و یهودی را بررسی کرده اید و با قرآن سنجیده اید و ناسازگاری در میان آنها دیده اید؟
به ما که در این آسکدین ستم کرده اید و تنها نوشته های ساسانی را نماد دین زرتشتی دانسته اید. آشکار است که چنین نوشته هایی سر ناسازگاری داشته باشد.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۲:۱۴
جالبه:gig:
میشه دلیلش رو بدونم ؟ همه جای دنیا دارن سعی می کنن مردم رو به سمت خودشون جمع کنن اونوقت اینجا که آدم خودش می خواد می گن نمیشه ؟!:gig:
اصلا میشه خودتونو معرفی کنید من ببینم شما چه سمتی دارید که این حکم می دهید:gol:
وقتی من نتونم زرتشت بشم شناخت اون چه دردی از من دوا می کنه ؟!
(مثل اینکه بابام برام دوچرخه بخره ولی نزاره سوار شم:khaneh:)
هیچ کس گرامی
درود
من مانند شما هیچ کس نیستم. شما به انجمن موبدان در تهران مراجعه کنید. نام این انجمن را در اینتر نت جستجو کنید و از خودشان بخواهید.
سود دانستن، آن است که از نادانایی جنگ بر میخیزد و از دانایی آرامش (صلح) و دوستی.

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۲:۲۹
پیام گرامی
درود
1- سخن اینجاست، که خدا اصل است یا نام دین؟

با سلام جناب مهران خدا اصل است بله !!
اما خدای که در قرآن از او سخن گفته شده کجا !!و با خدایی که در اوستا در مورد ان سخن گفته شده کجا؟
آنها را یکی میدانید ؟
شما فعلا زیر رادیکال ثنویت در مورد خدا قرار دارید!که منکر ان میشوید و توانایی اثبات نادرست بودن ان را ندارید و در تاپیک مربوطه با سفسطه مطلب را منحرف کردید !!! ؟



کردار نیک (عمل صالح) اصل است، یا طاعات و عبادات؟

بله این کردار نیک و عمل صالح را اگر شما بخواهید از اوستا بگیرید که انسان سر از ناکجا اباد درمی آورد !:ok:



آیا نماز خواندن به شمر کمک کرد که راه درست را بیابد؟

خیر کسی چنین چیزی نگفته جناب مهران سخن بر سر حق و حقانیت است عزیز برادر چرا باز به بیراه میروید؟


2
- شما نیز در این برگردان فارسی به قرآن ستم کرده اید. هدیً مستقیم را راهی راست و هدایتی کامل معنا کرده اید. در حالی که کامل خودش عربی است و در این آیه بکار نرفته است. اینگونه افزودنها به تفسیر به رای و اختلاف می انجامد.

شما ثابت کنید این تفسیر نادرست است؟

منتظریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۳:۰۸
مهران عزیز می خواهم یک نتیجه کلی از سخنان شما بگیرم
اون هم اینه که اصلا دین برای شما جایگاه والایی ندارد و تنها یک ابزاری است در دست شما برخلاف ما به همین خاطره که می گویید ژاپنی و چینی بد بخت فقط رفتار پسندیده داشته باشند
مهران گرامی ما معتقدیم انسانها از دو بعد تشکلیل شده اند
بعد روحانی و جسمانی
اگر بعد روحانی تقویت شود بعد جسمانی هم تقویت می شود
اگر توجه به معنویات کردیم مادیات هم بدنبالش می آید
اما برای تقویت بعد روحانی و توجه به معنویات نیاز به راهنمایی است که از غیب خبر دهد از عالم دیگر خبر دهد از حقایق پنهان شده خبر دهد، مورد اعتماد بوده و راستگو باشد، احتمال تحریف سخنانش نرود و ... باید روی زمین همیشه کسی باشد که سخنان وی را به گوش جهانیان برساندو ما افتخار می کنیم که چنین دینی داریم و در هر دوره کتاب خدایمان و سخنان پیامبرمان
اما شما می گویید اگه خواستی بیا دین بیار هر چند که ما شما رو به عنوان یه ذرتشتی قبول نداریم
و برو برا خودت اسم جدید بذار اما اگه آدم خوبی باشی قول میدم که شما هم بهشتی بشی؟
برادر زرتشتی و ایرانی من
شما انحصار طلبید و تنها دینتان را برای خودتان می خواهید اما ما دلسوزیم و به مردم جهان می گوییم ای مردم جهان فرقی نمی کند که سیاه باشی یا سفید، چشم بادمی باشی یا غیر آن ، غربی باشی یا شرقی، تحصیل کرده باشی یا بی سواد، زن باشی یا مرد، پیر باشی یا جوان
وارد دین اسلام شو که اسلام پذیرای همه است اسلام کامل ترین دینی است که آمده و هر کس که اسلام بیاورد و دستورات الهی را انجام دهد قطعا از رستگاران است
برادر زرتشتی من دلسوزانه شما را هم دعوت می کنم که دین اسلام را قبول کنی
برادر زرتشتی کدام دین امام حسینی دارد که تمام هستی اش را برای هدایت بشر داد
کدام دین زینبی دارد که با صبر جمیلش مردم را دعوت به رستگاری نمود
کذام دین امام زمانی دارد که همیشه و از پشت پرده ناظر بر دین رسول الله است و روزی خواهد آمد و عدل و داد با او خواهد آمد
کدام دین امام خمینی و سید حسن نصر الله و سید علی خامنه ای دارد که استخوان در گلوی ظالمان و زور گویان بوده اند
کدام دین و مذهبی مانند شیعه اینقدر افتخار آفریده! با نداری تمام کارهای بسیار بزرگ کرده
واقعا اگر افتخارات شیعه را ببینی شیعه می شوی
با دید باز تر اگر بنگری می بینی که شیعه رو به فزونی است و مردم میل به سوی آن پیدا کرده اند در حالی که شبکه های ماهواره ای فراوان و سایت های اینترنتی بسیاری بر علیه این دین و مذهب حقه کار می کنند
به خدا یقین دارم که اگر با وجدانت چنین بنگری به حرف های من می رسی
دوست من اگر این حرفها رو قبول نداری حاضرم مثل جدم رسول الله با تو مباهله کنم تا نتیجه را ببینی
آشنای قریب گرامی درود
شما نوشته اید:
1-:"... که اصلا دین برای شما جایگاه والایی ندارد و تنها یک ابزاری است در دست شما برخلاف ما به همین خاطره که می گویید ژاپنی و چینی بد بخت فقط رفتار پسندیده داشته باشند..."
پاسخ
آیا این آموزش خود قرآن نیست که عمل صالح داشته باشید که نزد خداوند اجر جزیل خواهید داشت؟
آیا این سخن خود شما نیست که بر مردم سه حق است، حق الله، حق النفس، و حق الناس؟ آیا این سخن خود شما نیست که حق الله را خداوند الرحم الراحمین میبخشد؟ حق الناس را نه؟

2-:" ... مهران گرامی ما معتقدیم انسانها از دو بعد تشکلیل شده اند ... بعد روحانی و جسمانی ... اگر بعد روحانی تقویت شود بعد جسمانی هم تقویت می شود ... اگر توجه به معنویات کردیم مادیات هم بدنبالش می آید ..."
پاسخ
آیا این سخن ما نیست؟ آیا در هات 28 بند دو از دو هستی گیتی و مینو سخن نیست؟ آیا در نوشته های ساسانی، تن {جسم} ابزار من {روح} نیست؟ آیا ننوشته که هر کار میکنید، برای روان خود میکنید؟ آیا در نوشته های ساسانی نیست که تن و دنیا فانی است و من و مینو جاودان و .............؟ چرا اینچنین چشم بر روی راستی (حق) میبندی؟

3-:" ... و ... باید روی زمین همیشه کسی باشد که سخنان وی را به گوش جهانیان برساندو ما ..."
پاسخ
این سخن شما را از مهربابایی ها، سای باباییها، بهاییها، درمانگران اندیشه و ... نیز شنیده ام.
کی گفته که این کس یا آن کس همان کسی است که از سوی خداوند مامور است؟
از سوی دیگر شما که ختم نبوت و راهنمایی خداوند به مردم را به پایان رسانیدید و اعلام کرده اید. اگر این ادعای شما درست بود، قرآن که سند شماست و محمد(ص) هم میبایست چنین چیزی را بگویند و بنویسند.

4-:" ... برادر زرتشتی و ایرانی من
شما انحصار طلبید و تنها دینتان را برای خودتان می خواهید اما ما دلسوزیم و به مردم جهان می گوییم ای مردم جهان فرقی نمی کند که سیاه باشی یا سفید، چشم بادمی باشی یا غیر آن ، غربی باشی یا شرقی، تحصیل کرده باشی یا بی سواد، زن باشی یا مرد، پیر باشی یا جوان
وارد دین اسلام شو که اسلام پذیرای همه است اسلام کامل ترین دینی است که آمده و هر کس که اسلام بیاورد و دستورات الهی را انجام دهد قطعا از رستگاران است....."
پاسخ
من انحصار طلب نیستم. اگر بودم مانند شما، اسلام را تنها آن چیزی میدانستم که محمد(ص) آورده است.
آیا در قرآن نگفته که به خدا ایمان داشته باشید و روز واپسین و کار نیک بکنید، دیگر از هیچ نهراسید که خداوند شما را کفایت میکند؟
چرا مردم را به خدا و کردار نیک فرا نمیخوانید؟ جز این است که در پی خمس و زکات و عشر و نذر و ..... غبار درون ضریح هستید؟
اگر سعادت مردم را میخواهید، خب چرا مانند قرآن مردم را به خدا دعوت نمیکنید؟ چرا مردم را به خودتان دعوت میکنید؟
ما مردم را به خدا میخوانیم و نه به خود؟ ما مردم را به اندیشه و گفتار و کردار نیک، یعنی آن چیزی که مردم را به خدا نزدیک میکند، میخوانیم. از این روی در پی نام و نان از این راه نیستیم.

5-:" ... برادر زرتشتی من دلسوزانه شما را هم دعوت می کنم که دین اسلام را قبول کنی
برادر زرتشتی کدام دین امام حسینی دارد که تمام هستی اش را برای هدایت بشر داد
کدام دین زینبی دارد که با صبر جمیلش مردم را دعوت به رستگاری نمود
کذام دین امام زمانی دارد که همیشه و از پشت پرده ناظر بر دین رسول الله است و روزی خواهد آمد و عدل و داد با او خواهد آمد
کدام دین امام خمینی و سید حسن نصر الله و سید علی خامنه ای دارد که استخوان در گلوی ظالمان و زور گویان بوده اند..."
پاسخ
اگر این همه خودخواه و انحصار طلب نبودی، همه اینهایی را که نام بردی، در ایران باستان از پیشدادیان تا موبدانی که با اره دو نیم شدند و تسلیم نشدند، میدیدید.
شما اگر اینهمه خودخواه و انحصار طلب نبودید، منشور آزادگی کوروش و رفتار داریوش و ................. کیخسرو شاهرخ و ... را هم میدیدید. اگر این همه خودخواه و انحصار طلب نبودید، وقف را در دین زرتشتی تا هخامنشیان و تا ساسانیان میدیدید. فرهنگ آموزی که برای آزادگی بایسته بود را میدیدید. اینکه چرا تحریر برای نوشتن بکار برده میشود، میدیدید. میپرسیدید مگر در عربی کتب و درس نیست. آنگاه میفهمیدید که ایرپتستان یعنی جایگاه پاسداری از آزادگی نام آموزشگاه در دوره ساسانی بوده و فرهنگ سبب آزادگی بوده و تحریر یعنی آزادگی از این جا آمده و .... هم واچ= وحدت کلمه که نتیجه یکی بودن دین و شهریاری است را در دینکرد میدیدید و ............

6-:" ... کدام دین و مذهبی مانند شیعه اینقدر افتخار آفریده! با نداری تمام کارهای بسیار بزرگ کرده
واقعا اگر افتخارات شیعه را ببینی شیعه می شوی..."
پاسخ
این هم سند دیگری از خودخواهی و انحصار طلبی شما.
چرا افتخارات دیگران را نمیبینی؟

7-:"... با دید باز تر اگر بنگری می بینی که شیعه رو به فزونی است و مردم میل به سوی آن پیدا کرده اند در حالی که شبکه های ماهواره ای فراوان و سایت های اینترنتی بسیاری بر علیه این دین و مذهب حقه کار می کنند..."
پاسخ
من دیروز از تهران به کرمان بازگشتم. اینهایی را که میگویید من در خیابانهای تهران ندیدم.
شیطانپرستی هم رو به فزونی است، بی بند و باری هم رو به فزونی است. دلالی هم رو به فزونی است، تقلب هم رو به فزونی است. انرژی درمانی هم رو به فزونی است. سنی ها هم چندین برابر شیعه هستند. ............... توسل به کافران روسی و چینی هم رو به فزونی است. ....

8-:" ...به خدا یقین دارم که اگر با وجدانت چنین بنگری به حرف های من می رسی
دوست من اگر این حرفها رو قبول نداری حاضرم مثل جدم رسول الله با تو مباهله کنم تا نتیجه را ببینی ..."
پاسخ
تو بویی از جدت نبرده ای، او مردم را به خدا دعوت میکرد، نه به خودش. تو مردم را به خودت دعوت میکنی، نه به خدا.
آیا مطمئن هستی، تو از آن دسته دیندارترین مردمی نیستی که هنگام پدیدار شدن امام زمان (ع) با او به جنگ بر میخیزند که او دارد بدعت میگذارد؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۳:۱۴
مهران گرامی درود

پس با این شرط پور در اوستا یعنی پسر و شما هم شریک برای خدا قرار گرفته اید
و من هم هیچ کدام از حرف های شما را نخواهم پذیرفت!!!

ایا این حرف درست است؟


حال من چرخه باطل حرف می زنم یا شما؟

شما یی که دین خدا را نه اجازه ورود به آن می دهید و نه خروج!!!
محمد گرامی
درود
این که پور تنها به معنای پسر امروزین نیست، این که سخن من نیست. این که در 101 نام خدا، خداوند به عنوان پدر آتش نامیده نشده که سخن من نیست. این که خداوند به عنوان پدید آورنده آتش از خاک و هوا دانسته شده که سخن من نیست. این که آتش ایزدی زیر دست امشاسپند اردیبهشت است که سخن من نیست. اینها را همه نادیده میگیرید و ...............
شما بدون اینکه نشانی از ادعایتان باشد، مسلم را در سوره عنکبوت آیه 46، صفت و در سوره آل عمران اسم میگیرید. خب در قرآن کجا نشانی است که ادعای شما را تایید کند. این در حالی است که هر جا در قرآن واژه اسلام بکار برده شده، صفت است. خب چرا در سوره آل عمران آن را اسم میگیرید؟
تازه این همه هم مرا متهم میکنید؟

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۴:۰۲
خئوتودث به معنای ازداوج با خودی، به کدام سند، ازدواج با خواهر و مادر شده است.

میستایم دین پاک مزداستایی (زرتشتی) را که فرو گذارنده جنگ افزار و خویشی دهنده پاکان است و ....
اشو زرتشت، یارانش را به سه دسته گروهبندی میکند: خودی ها (خوئتوش)، یاران و دوستان
خواهشمندم که یک سند ارایه کنید که که خوئتودت یعنی ازدواج جنسی و آنهم با خواهر و مادر.
این جمله که فلان مرد با خواهرش خوئتودث کرده است، هنگامی ازدواج با محارم است، که ثابت شود در فرهنگ و ادبیات اوستایی این واژه به معنای ازدواج جنسی و آمیزش جنسی و ... است.

با سلام
جناب مهران ما که تا دلتان بخواهد سند ,مدرک میاوریم !!

در شاهنامه و کتب دیگر آمده است که همای دختر بهمن زن او شد و داراب را از او زاد ( بهمن پسری داشت ساسان نام و :
دگر دختری داشت نامش همای **** هنرمند و با دانش و نیک رای
همی خواندندی ورا چهر زاد **** ز گیتی به دیدار او بود شاد
پدر در پذیرفتنش از نیکوی **** بدان دین که خوانی همی پهلوی
همای دل افروز تابنده ماه **** چنان بد که آبستن آمد ز شاه...:Cheshmak:
به بیماری اندر بمرد اردشیر(بهمن) **** همی بود بی کار تاج و سریر
همای آمد و تاج بر سر نهاد **** یکی راه و آیین دیگر نهاد...
نهانی پسر زاد و با کس نگفت **** همی داشت آن نیکویی در نهفت
( شاهنامه، ج6، ص351 تا 355- چاپ مطلق، ج5، ص483 تا 488- ).

یک جا در شاهنامه داریم ( شاهنامه، ج6، ص120، بیت 794 و 795- چاپ مطلق، ج5 ، ص150، بیت 800 و 801- گشتاسپ پس از بازگشتن از رزم ارجاسپ به فیروزی:
چو شاه جهان باز شد باز جای **** به پور مهین داد فرخ همای
(عجم را چنین بود آئین و داد!) **** سپه را به بستور فرخنده داد


متن بُنداری تصحیح ما را تایید می کند: و زوج ابنته همای من ابنه اسفندیار علی المله الفهلویه، که نشان می دهد مسئله ازدواج همای و اسفندیار است که- رسم عجم- بوده،!) که همای خواهر اسفندیار و همسر او بود ( مسلم است که مآخذ اصلی- ازدواج همای با خویشاوندش- را داشته است و از آن یکی ازدواج همای با گشتاسپ را دریافته است، دیگری با اسفندیار و سومی با بهمن.


داستان ویس که همسر برادرش ویرو بود ولی به رامین عشق می ورزید بسیار مشهور است ( اصل این داستان هم به زمان اشکانیان باز می گردد- رک. مینورسکی، ویس و رامین: داستانی اشکانی- برای نص موضوع رک. بالاتر، پانوشت).

و قصه سودابه زن کیکاوس که بر ناپسری خود سیاوش عاشق شد و برای فریفتن او خواهرانش را به وی پیشکش کرد

( شاهنامه، ج3، ص14 و بعد. چاپ مطلق، ج2، ص211 و بعد).



اگر چنین باشد، شرایط طلاق، ارث، نفقه و ..... باید در قانونهای حقوقی هم باشد. اگر نیست، پس چنین ازدواج جنسی هم نبوده و این یک رابطه ای دیگر است.


نظر و ادله شیخ طوسی

ابتدا به بررسی نظرات و دلیل های شیخ طوسی که معتقد است مجوسی ها با نسب و سبب چه فاسد و چه صحیح ارث می برند می پردازیم :


ایشان در کتاب تهذیب الاحکام حدیث 1299باب ارث مجوس آورده اند :


سکونی از امام جعفر صادق(ع) نقل مي كند كه: حضرت علی (ع) به مجوسی ها وقتی که با مادرشان یا خواهرشان یا دخترشان ازدواج می کردند از دو جهت ارث می دادند یک جهت اینکه آن زن مادر یا خواهر یا دختر آن مجوسی است و جهت دیگر اینکه زوجه اوست.

(صدوق،من لا يحضره الفقيه،ج4،ص303)

یونس بن عبدالرحمن و تعداد زیادی از متابعان او معتقدند که مجوس فقط با اسباب و انساب صحیح از نظر دین اسلام می توانند ارث ببرند ولی اگر نسبی یا سببی دراسلام جایز نباشد در هیچ حالی ارث برده نمی شود .
فضل بن شاذان و متابعان او از متأخرین گفته اند ، مجوسی از جهت نسب درهر صورتی چه نسب از نظر اسلام صحیح باشد و چه فاسد ارث می برند اما از جهت سبب فقط باسبب صحیح ارث می برند و با سبب فاسد و باطل ارث نمی برند .
و صحیح در نزد من این است که : مجوسی ها هم از جهت نسب و هم سبب ارث می برند چه این دو در شرع اسلام جایز باشد و چه نباشد و خبری که از سکونی نقل کردیم بر این مطلب دلالت دارد .

همچنین این اسباب و انساب اگر چه در شرع اسلام جایز نیست اما نزد خودشان که جایز است و آنها معتقدند که این ازدواج مشروع است و به وسیله آن زن و شوهر به هم محرم و حلال می شوند (یعنی با ازدواج با مادر یا دختر یا خواهر و ... نکاح صحیح شرعی واقع می شود )
بنابراین این عقدهاوازدواج های آنهابایدازدیداسلام پذیرفته شودودرمجرای عقدصحیح شرعی محسوب گردندآیااین روایات را تابه حال نشنیده ای .

الف) روایت شده که مردی در حضور امام صادق(ع) غلام مجوسی خود را سب کرد امام صادق(ع) ناراحت شدند و او را از این کار بازداشتند آن مرد گفت : ولی او با مادرش ازدواج می کند امام فرمود : آیا نمی دانی که این عمل (ازدواج با مادر) به اعتقاد آنها نکاح محسوب می شود .:Sham:
ب) همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند : همانا هر قوم و گروهی که به چیزی معتقد باشند آنها را به حکم همان چیز الزام می کنیم .
پس اگر مجوسی ها طبق دین و آیین خودشان اعتقاد به صحت این نوع ازدواج دارند شایسته است با توجه به این احادیث و دلایل ، ما نیز نکاح آنها را صحیح و جایز بدانیم.
همچنین دلیل دیگری که گفته ما را تأیید می کند این است که : اگر ما نکاح اینها را صحیح ندانیم این ادعا مستلزم این است که نباید عقد اهل کتاب را وقتی که مهریه را خمر یا خنزیر قرار می دهند تأیید کنیم و صحیح بدانیم هر چند که بر غیر محرمات از نظر اسلام عقد بسته باشند .
زیرا جایز نیست که خمر و خنزیر در شرع اسلام مهریه قرار گیرد و اینها در شرع اسلام ممنوع هستند در حالی که همه اصحاب امامیه اجماع به صحت عقد اهل کتاب دارند حتی اگر مهریه خمر یا خنزیر باشد .
از تمام دلایلی که ذکر کردیم دانسته می شود که قولی را که مابيان نموديم صحیح است و لازم است که بر طبق همین قول عمل شود و غیر از این قول همه اقوال دیگر باطل هستند و به آنها در هیچ حالی نباید عمل شود.
(طوسي،تهذيب الاحكام،ج9،ص364)

همچنین استدلال شیخ طوسی درنهایه شبیه استدلال ایشان درتهذیب الاحکام می باشد بعلاوه می فرمایند:ارث غیر مجوس از اهل کتاب فقط باید بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) باشد.
(طوسي،النهايه،ص703)
ایشان در کتاب مبسوط خود نیز همین نظر را بیان فرموده و گفته اند :
اصل در باب مجوس این است که با سبب و نسب (صحیح و فاسد) ارث می برند. همچنین در باب نسب می فرمایند :
«اصل این است که مجوسی به جمیع قرابات و نسب هایش ارث می برد البته تا وقتی که یک نسب ، نسب دیگر را حجب نکند که در این صورت فقط با نسب حاجب ارث می برد.
(طوسي، المبسوط،ج4،ص120)
و در کتاب خلاف نیز همین نظر بیان شده است .
(طوسي،خلاف،ج4،ص109)

رضا
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۴:۰۲
ب) نظر و ادله علامه حلی
صاحب مختلف الشیعه می فرماید : قول قوی این است که مجوسی ها از هر دو جهت یعنی هم نسب و هم سبب ارث می برند خواه در شرع اسلام جایز باشند یا نباشند زیرا انساب و اسباب آنها حتی اگر دردین اسلام جایزنباشد در نزد خودشان که جایز است و ازدواجشان با محارم بر طبق نظر و مذهب خود آنها نکاح محسوب می شود و ما مأموریم که آنها را در مورد آن چیزهایی که درمذهب خودشان صحیح می دانند تأیید کنیم و نهی شده ایم از قذف آنها زیرا طبق روایت نهی از قذف ازدواج آنها با مادر یا خواهر یا دختر و ... نکاح محسوب می شود به اضافه اینکه روایتی که در تهذیب الاحکام آمده بر این معنا دلالت دارد و آنها از هر دو جهت ارث می برند اگر چه در شریعت اسلام باطل باشد.
(حلي،مختلف،ج9،ص105)

ج) نظر و ادله صاحب جواهر الکلام
صاحب جواهر نظری همانند شیخ طوسی دارد و می فرماید :
ارث مجوسی به نسب و سبب چه صحیح باشد و چه فاسد، صحیح است به دلیل روایتی که سکونی از امام علی (ع) نقل کرده و همانا امام علی (ع) قائل به ارث مجوس بودند ولو اين كه با مادرش ازدواج کرده باشد ،از هر دو جهت یعنی هم از جهت مادر بودن و هم زوجیت و این روش همان روش قسطی است که خداوند در آیه به آن اشاره کرده و پیامبر راامر به حکم کردن بر طبق آن کرده است .
فرض دیگری را صاحب جواهر مطرح فرموده اند و آن اینکه اگر مجوسی ها و یا کسان دیگری از اهل کتاب ازدواج کنند به نحوی که به اعتقاد خودشان این ازدواج باطل و در دین اسلام این ازدواج صحیح باشد امکان دارد که ما حکم ازدواج صحیح را بر آن بار کنیم به خاطر اطلاق ادله ای که حکم به صحت ازدواج هایی می کند که از نظر شرع اسلام صحیح واقع می شوند چه این ازدواج در ادیان دیگر صحیح باشد یا نباشد و همچنین احتمال دارد الزام آنها به احکام ازدواج فاسد به دلیل اینکه ما با آنها به همان مذهب و دین خودشان رفتار می کنیم و الزام می کنیم آنها را به همان چیزی که خودشان ، خود را بر آن چیز الزام کرده اند و این حکم یعنی قاعده الزام و ابرام در مورد پیروان سایر مذاهب و ادیان وجود دارد بنابراین اگر آنها طریق مخصوصی را از نظر مذهب خود برای ازدواج داشته باشند که از نظر فقه شیعه این طریقه موجب بطلان ازدواج باشد ما حکم به صحت این ازدواج خواهیم کرد و در مقابل اگر آنها امری را موجب بطلان نکاح و طلاق بداند که در مذهب شیعه مورد پذیرش نیست و شیعه حکم نکاح یا طلاق شرعی را بر این امر بار نمی کند باز هم بنا به قاعده الزام آنها به همان معتقد خود الزام می شوند و حکم به بطلان نکاح آنها یا وقوع طلاق می کنیم مثلاً اگر فردی از عامی ها زنش را سه مرتبه به صیغه واحد طلاق دهد به رجوع این فرد در ایام عده حکم صحت بار نمی شود بلکه فردی از شیعه دوازده امامی حق دارد با این زن ازدواج کند اگر چه آن عامی در ایام عده رجوع کرده باشد به دلیل الزام آنها به چیزی که خودشان ، خود را بر آن الزام کرده اند و شاید همین قول اقوی باشد.
(نجفي،جواهر،ج39،ص320)
امیدوارم جناب مهران دیگه مشکلی نباشد؟؟؟!!

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۲۰:۵۶
محمد گرامی درود ایراد شما به من است یا به قرآن؟

مهران گرامی درود

به شما

شما فراموش کرده اید که خدا چندین پیامبر به یک قوم فرستاد
این را که نمی شود انکار کد
مگر حق را نخواهید بپزیرید

خوب ایتجا دو احتمال این جا پیش میاید

1.کتب دیگر تحریف شده اند
2.دین و کتب پیامبران متفاوت است

حال اگر احتمال دیگری نیز سراغ دارید قرار دهید

اگر خیر یکی از دو مورد را انتخاب کنید




هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(غافر/67)
او کسي است که شما را از خاک آفريد، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلي (از شکم مادر) بيرون مي‌فرستد، بعد به مرحله کمال قوت خود مي‌رسيد، و بعد از آن پير مي‌شويد و (در اين ميان) گروهي از شما پيش از رسيدن به اين مرحله مي‌ميرند و در نهايت به سرآمد عمر خود مي‌رسيد؛ و شايد تعقل کنيد!


آیه فوق یکی از چندین آیات قران است که بشر را به تفکر و اندیشیدن دعوت کرده است
همانطور که اشوزرتشت(ع) مردم را دعوت کردهاند

ما همه ی قران را قبول داریم نه فقط چند آیه

و در قران تامل و تعقل می کنیم
همانطور که خدا فرمان داده است

قران فقط سوره ابراهیم آیه 4 نیست

قران یک کتاب منسجم است که آیات محکم و متشابه دارد که با دلیل و برهان روشن
به بطنش پی می بریم و همچنین کتابی است که هر کس با هر نیتی به سراغش بیاید به مقصود خواهد رسید



پس شما قران پژوه باشید

و مثل یک پژوهش گر با سند تفسیر کنید

و اگر نه تفسیر شما محکوم به تفسیر به رای بودن خواهد بود

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۲۱:۱۰
خب چرا در سوره آل عمران آن را اسم میگیرید؟ تازه این همه هم مرا متهم میکنید؟

مهران گرامی درود

شاید برای شما از زبان انگلیسی مثال بزنم برایتان روشن شود

مثلا شما اگر بخواهید با یک فرد انگلیسی زبان سخن بگویید
از لغت you استفاده می کنید
با اینکه این لغت هم به معنای تو است و هم به معنای جمع و با ضمایر و نشانه های مختلف برای تشخیص آن

یا مثلا بخواهید بگویید ان زن از یک ضمیر و اگر بخواهید مردی را خطاب قرار دهید(غائب) به یک ضمیر دیگر
که اگر مکتوب باشد با نشانه هایی که در جمله است به جنسیت و ... پی می برید

در زبان عرب نیز تقریبا شبیه به همین قواعد حکم فرما است

در هر زبانی یک اسم عام و یک اسم خاص وجود دارد که برای تشخیص اش لازم است قواعد را بدانیم

مثلا در زبان عربی هنگامی که می خواهیم یک مرد را خطاب قرار دهیم
مثل

ان یک مرد نوشت

کتب

آن یک زن نوشت می شود

کتبت

و قواعد دیگری

کتاب با الکتاب فرق دارد

البته اسامی خاص نیز نشانه های دیگری دارند که نیاز به یادگیری و تدبر در زبان

عربی دارد

امیدوارم متوجه شده باشید:Gol:

منتقد
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۲۱:۲۶
ارث مجوسی به نسب و سبب چه صحیح باشد و چه فاسد، صحیح است به دلیل روایتی که سکونی از امام علی (ع) نقل کرده و همانا امام علی (ع) قائل به ارث مجوس بودند ولو اين كه با مادرش ازدواج کرده باشد ،از هر دو جهت یعنی هم از جهت مادر بودن و هم زوجیت و این روش همان روش قسطی است که خداوند در آیه به آن اشاره کرده و پیامبر راامر به حکم کردن بر طبق آن کرده است .:Moteajeb!:
مگه حکم ارث زنازاده فرق نداره؟

چرا امام رضا چنین حکمی کردن؟؟

رستگاران
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۲۱:۳۲
مگه حکم ارث زنازاده فرق نداره؟

سلام



حواستان باشد

در هر ایینی اگر پیمان زناشویی برقرار باشد زنا نخواهد بود

کتاب ایت الله دستغیب را بخوانید متوجه می شوید

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۰:۱۲
سوره ابراهیم آیه 4 را من ننوشته ام.
با سلام
دوستان گرامی مراد از آیه 4 سوره ابراهیم چیست؟
پاسخ این مطلب رو جناب رضا و دیگر دوستان در ص اول و دوم همین تاپیک داده اند که من در این جا قسمتی از جواب ها رو میارم تا مطلب برای دوستان جدید روشن شود


[/right]
[/right]
هم وطن خوب ای کاش قبل از گفتن این جمله کمی تامل میکردید و تحقیق !
مقصود از ارسال رسول به زبان قوم خود، اين است كه رسولانى كه فرستاده‏ايم هر يك از اهل همان زبانى بوده كه مامور به ارشاد اهل آن شده‏اند، حال چه اينكه خودش از اهل همان محل و از نژاد همان مردم باشد، و يا آنكه مانند لوط از اهالى سرزمين ديگر باشد، ولى با زبان قومش با ايشان سخن بگويد، هم چنان كه قرآن كريم از يك طرف او را در ميان قوم لوط غريب خوانده و فرموده:" إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى‏ رَبِّي" یعنی" من به سوى پروردگارم هجرت مى‏كنم."
(سوره عنكبوت، آيه 26)؛
و از طرفى ديگر همان مردم بيگانه را قوم لوط خوانده و مكرر فرموده:" وَ قَوْمُ لُوطٍ".
حال اين سؤال مطرح مى‏گردد كه آيا پيغمبرانى كه به بيش از يك امت مبعوث شده‏اند يعنى پيغمبران اولواالعزمى كه بر همگى اقوام بشرى مبعوث مى‏شدند چه وضعى داشته‏اند؟
آيا همه آنان زبان همه اهل عالم را مى‏دانسته‏اند و با اهل هر ملتى به زبان ايشان سخن مى‏گفته‏اند يا نه؟
در پاسخ بايد گفت داستان‏هاى زير دلالت مى‏كنند بر اينكه اينها اقوامى كه اهل زبان خود نبوده‏اند را نيز دعوت مى‏كردند:sham:
مثلا ابراهيم خليل با اينكه خود،" سريانى" زبان بود عرب حجاز را به عمل حج دعوت نمود، و موسى با اينكه" عبرى" بود، فرعون و قوم او را كه" قبطى" بودند به ايمان به خدا دعوت فرمود، و پيغمبر بزرگوار اسلام هم يهود عبرى زبان و نصارى رومى زبان و غير ايشان را دعوت فرمود، و هر كه از ايشان كه ايمان مى‏آورد ايمانش را مى‏پذيرفت؛ همچنين دعوت نوح، كه از قرآن كريم، عموميت دعوت او استفاده مى‏شود، و همچنين ديگران.
بنا بر اين، معناى جمله" وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ" (و خدا داناتر است) اين است كه خداى تعالى، مساله ارسال رسل و دعوت دينى را بر اساس‏ معجزه و يك امر غير عادى بنا نگذاشته، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشان را فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مى‏كنند و مقاصد خود را به ديگران مى‏فهمانند، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند.
پس انبياء، غير از بيان، وظيفه ديگرى ندارند، و اما مساله هدايت و ضلالت افراد، ربطى به انبياء (ع) و غير ايشان نداشته بلكه فقط كار خود خداى تعالى است.




بنا بر اين مى‏توان گفت، آيه شريفه، به منزله بيان و ايضاح آيه" كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ" بوده و به آن چنين معنى مى‏دهد كه: ما به تو كتاب داديم تا مردم را از ظلمت‏ها به سوى نور بكشانى يعنى همين قدر برايشان بيان كنى كه خدا چه چيز نازل كرده و بس (تنها همين را برسانى كافى است) در اين صورت معناى اين آيه و آيه‏اى كه مى‏فرمايد:" وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ" و ما ذكر را به تو نازل كرديم تا براى مردم بيان كنى كه چه چيز به سويشان نازل شده.
(سوره نحل، آيه 44) يكى خواهد بود.
" فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ"- اين جمله اشاره به مساله هدايت و ضلالت تنها به دست خدا است، و هيچ يك از آن دو بدون مشيت خداى سبحان، تحقق نمى‏پذيرد، چيزى كه هست اين است كه خداى تعالى به ما خبر داده كه مشيتش گزاف و نامنظم نبوده، بلكه داراى نظمى ثابت است و آن اين كه هر كه پيروى حق نموده و با آن عناد نورزد، خداوند هدايتش مى‏كند، و هر كه او را انكار نموده و از هواى خود پيروى كند خداوند گمراهش مى‏كند، پس گمراه كردن خدا، از باب مجازات و كيفر، و بعد از كارهاى خلافى است كه آدمى به اختيار خود انجام داده باشد، نه ابتدايى و بى حساب.
و اگر خداوند سبحان در آيه مورد بحث، ضلالت را بر هدايت مقدم داشته بدين جهت بود كه ضلالت به بيان محتاج‏تر است، مخصوصا با در نظر داشتن زمينه كلام كه زمينه بيان عزت مطلقه خدا است پس در اينجا واجب بود روشن بسازد كه ضلالت هر كه گمراه شده و هدايت هر كه هدايت گشته، همه به مشيت خدا است، و كسى بر اراده خدا غلبه نمى‏كند و در سلطنت او مزاحمت نمى‏نمايد.
آرى جاى بيان اين جهات است تا هر غفلت زده‏ اى نپندارد كه خدا از يك سو خود را غالب غير مغلوب و قاهر غير مقهور معرفى مى‏كند، و از سوى ديگر مردم را به راه خود دعوت مى‏كند و امر و نهى مى‏نمايد، و ايشان گوش نمى‏دهند و عصيان مى‏ورزند، آيا اين تناقض نيست و آيا با عصيان بندگان، باز هم قاهر غير مقهور است؟
گويا خداى تعالى جواب مى‏دهد كه معناى دعوت او اين است كه هر پيغمبرى را به زبان مردمش بفرستد، و آن پيغمبر به مردمش برساند كه چه چيزهايى مايه سعادت و چه چيزهايى مايه شقاوت ايشان است، پيغمبران هم اين معنا را ابلاغ مى‏دارند پس تا اينجا خداوند مقهور بندگان واقع نشده، و اما گوش دادن بعضى و عصيان بعضى ديگر، مربوط به پيغمبران نبوده، بلكه به دست خدا و به اذن او و مشيت او است و حاشا كه احدى بدون اذن او در ملك او تصرف كند، و بر سلطنت او غلبه نمايد.
بنا بر اين، ضلالت گمراهان و عصيان ايشان نه تنها مناقض دعوت او نيست بلكه دليل بر عزت و قدرت او نيز هست، هم چنان كه هدايت راه يافتگان نيز دليل بر قدرت و سلطنت او است، و به همين جهت بود كه در آيه مورد بحث، گفتار را با جمله" وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ" خاتمه داد.
پس خداى سبحان عزيز است، يعنى كسى بر او غلبه نمى‏كند، و ضلالت گمراهان هم به او ضرر نمى‏زند، هم چنان كه از هدايت راه يافتگان نفعى عايد او نمى‏گردد. و نيز حكيم است، يعنى آنچه بخواهد بى حساب نمى‏خواهد و مشيتش به كار عبث تعلق نمى‏گيرد بلكه همه بر اساسى متقن و نظامى دائمى است.
البته مقصود از گمراه كردن خداوند، محروم كردن افراد لجوج از لطف خود است، و الا اگر خداوند بناى گمراه كردن مستقيم كسى را داشت، نه كتابى مى‏فرستاد و نه پيامبرى.
در آيات ديگر مى‏خوانيم كه خداوند ظالمين و فاسقين و مسرفين را گمراه مى‏كند، يعنى انسان با گناه و ظلم، زمينه‏ى محروم شدن از هدايت را در خود فراهم مى‏كند.
بعضى از مفسران گفته‏اند: فاعل «يَشاءُ» مردم هستند نه خدا، يعنى خداوند گمراه مى‏كند كسى را كه خودش بخواهد گمراه شود و هدايت مى‏كند كسى را كه خودش بخواهد هدايت شود.
نظير آيه: «كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» ... «3» گروهى را در راهى كه بروند كمك مى‏كنيم.
نكته‏ ها:
1- پس مراد از «لسان قوم» در اين آيه، تنها لغت و زبانِ مردم نيست، زيرا گاهى ممكن است گوينده‏اى با زبان مردم سخن بگويد ولى مردم حرف او را درست نفهمند، بلكه مراد آسان و قابل فهم گفتن است، به گونه‏اى كه مردم پيام الهى را بفهمند، چنان كه در آيات ديگر مى‏فرمايد: «يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ» (سوره مریم آیه 97) ما قرآن را به زبان تو آسان كرديم؛ و حضرت موسى نيز از خداوند مى‏خواهد كه گره از زبانش گشوده شود تا مردم كلامش را بفهمند. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي» (طه، 27 تا 28)
2- تبليغ پيامبر كه با زبان قوم خود بوده با جهانى بودن دين منافاتى ندارد. زيرا محتواى پيام زبان خاصّى ندارد و با سفارش قرآن، بايد گروهى با تفقه و هجرت مطالب دين را آموخته و به سايرين بياموزند.
3- پيامبران، با فرهنگ و زبان مردم زمان خود آشنا بوده و طبق فهم آنان تبليغ مى‏كردند. «بِلِسانِ قَوْمِهِ»
4- خداوند با مردم اتمام حجّت مى‏كند تا بعدا نگویند نمی دانستیم و یا کلام رسول تو را نفهمیدیم.
5- رابطه‏ى رهبران دينى با مردم، عاطفى، صميمى و مستقيم، به زبان خودشان است.
6- تبليغ بايد با شيوه‏اى ساده و صريح و روشن، و براى عموم قابل فهم باشد.
7- هدايت و ضلالت خداوند بر اساس حكمت (و خواست خود انسان) است.
.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۰:۳۹
آشنای قریب گرامی
درود
بخشی از نوشته های پیوست را خواندم.
بررسی تاریخ نگارانی که خود از گروه مهاجم هستند، هنر نیست.


چیزی را هم نشان نمیدهد. اگر در پی راستی (حق) هستید، باید دیدگاه دو سوی جنگ چه پیروز و چه شکست خورده بررسی شود.


چرا استاد رازی، ابن عباس مجوسی اهوازی است؟ چرا ته نام خوارزمی المجوسی بوده و امروزه نیست؟ چرا ونداد گیلانی، که از زرتشتیان گیلان است، الجیلی و دانشمندی عرب شمارده میشود؟
سلام
حرف ناحق جواب دارد ولو اینکه ناحق حمله کند همانطور که تمام ادیان و مذاهب به اعتقادات اسلامی شیعیان حمله ور شده اند و می خواهند اسلام را زمین بزنند

شهید مطهری (ره) تیزبینانه و بی طرف دو سوی جنگ را نقد کرده و حق را نشان داده اما شما که سخنان ایشان را قبول ندارید حاضر نیستید حواب ایشان را بدهید و همین نشان دهنده این است که حق نمایان است بنده هم بارها مطالب ایشان را آوردم اما شما به جای پاسخگویی به ادعا ها ایشان به ایشان تهمت زدید و گفتید ایشان یک طرفه و متعصبانه سخن گفته

بنده رفتم تحقیق کردم دیدم که رازی و خوارزمی مجوسی نیستند و از اسم کوچکشان روشن است که نه تنها این بزرگواران زرتشتی نبوده بلکه یقینا مسلمان بوده اند
همچنین ونداد گیلانی را من نمی شناسم و جستجو کردم چیزی در این زمینه دستگیرم نشدو تنها در باره ابن عباس داریم که گاهی در تاریخ پسوند مجوسی به ایشان می دادند و نام ایشان هم احتمالا به برکت رفاقتش با رازی در تاریخ ماندگار شده
جواب باقی مطالبت را هم در اولین فرصت می دهم انشاءالله

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۱:۰۴
فرزاد گرامی
درود
مرا کوبیدید. آفرین بر شما.
آیا میپنداری که خداوند هم این بازی با واژه های شما را میپذیرد و به شما ثواب دفاع از دین خداوند را میدهد؟
باشد تا داوری خداوند بر سر پل چینوت.
به نام الله، سلام جناب موبد، من از شما تعجب ميكنم كه به هر نحوي كه شده ميخواهيد يك جوابي بدهيد، بنده زياد حوصله بحث با شما و امثال شما را ندارم فقط در حال مطالعه اين گفته ها بودم كه تناقضات آشكاري در كلام شما احساس كردم، كه جواب بسيار محكم شما را از اين شبهه دريافت كردم.:Kaf:

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۱:۳۱
فرزاد گرامی
درود
شما هنوز درنیافته اید که دینهای گوناگون و کتابهای گوناگون نیست. دین خدا و کتاب خداست که به زبانهای گوناگون است. چون دین خدا و کتاب خداست، خداوند خودش از دین خودش و کتاب خودش پاسداری میکند، اینک به هر زبانی که باشد.
سوره ابراهیم آیه 4 را من ننوشته ام.
جناب موبد عزيز، دين خدا با كتاب خدا شناخته ميشود، بنده دوباره تناقض آشكار ديگري از كلمات شما را بيان كردم كه مجددا همان تناقض خود را تكرار كرديد و هيج جوابي نداديد، البته من يقين دارم كه مطلبي را به عنوان جواب مطرح كرده و اقرار به اشتباهات بسيار روشن خود نميكنيد، اينها را ميگويم كه اگر كسي اين مطالب را مطالعه كند توجهي به آنها داشته باشد، قطعا كتابهاي موجودي كه در زمان ما موجودند، اختلافات زيادي دارند كه قابل انكار نيست، اگر اطلاع نداريد مقدار كمي به خودتان زحمت بدهيد و مطالعه اي داشته باشيد متوجه خواهيد شد، گرچه اگر هم متوجه بشويد من يقين دارم به توجهتان اقرار نخواهيد كرد، دوست من مگر ميشود تناقضات آشكار بين كتابهاي تورات و انجيل فعلي با قرآن را منكر شد.
نكته ديگر اينكه فقط در جوابهايتان يك مطلب را تكرار ميكنيد و آن آيه چهارم سوره ابراهيم است، دوستان جوابهاي بسيار روشني به معنايي كه شما از اين آيه اراده كرده ايد داده اند، آيه شريفه در بيان اين است كه هر پيامبري كه از جانب خدا ارسال ميشود براي مفاهمه و گفتگو به لسان قومش سخن ميگويد، بايد هم چنين باشد، به عنوان مثال اگر مبلغي به جايي ارسال بشود، قطعا به لسان قومش سخن ميگويد، مانند حضرت لوط كه از شريعت جهاني حضرت ابراهيم تبعيت ميكرد و به لسان قومش دين خدا را تبليغ ميكرد، اگر فرضا كسي بخواهد دين پيامبر آخرالزمان هم تبليغ كند به لسان قوم خودش سخن ميگويد، مانند كساني كه از حقايق قرآن پيامهاي آن را به زبانهاي گوناگون بيان ميكنند، مطلب واضح است براي كسي كه بخواهد حقيقت را دريابد، اين جرياني بوده كه در بين پيامبران تشريعي و تبليغي رايج بوده است.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۰۶:۱۸
شوربختانه استاد مطهری رعایت انصاف پژوهشگری را نکرده اند و از منبعی ناراست برای نوشته های خود بهره برده اند.
سلام
اتفاقا شهید مطهری رعایت انصاف را کرده و منابع ایشان هم از صحیح ترین منابع بوده اگر در منابع شهید مطهری خدشه وارد است شما عالمانه آن را رد کرده و ما را قانع کنید



سخن شما را بارها آقای رضا تکرار کرده اند، ولی در پاسخ من برای ارایه منبع دست یکم ... بجز تاریخ نگاران مسلمانی که دچار همین غرض و مرض هستند، یا کریستیان سن که دانش نادرستی از دین زرتشتی دارد و با دیدگاه اروپایی خود دوغ و دوشاب را به هم آمیخته است، ایشان تنها به واژه پردازی و بازی با واژه ها پرداختند.
فرض کنیم که شما درست می گویید و نقادان دین مجوس غلط می گویند در این صورت هم شما باید دلیل بیاورید و دلایل آنها را باطل کنید
اینکه تا به امروز نتوانسته اید اعتقادات غلط آنان را پاسخ دهید نشان از بی پایه و اساس بودن سخنان شما و انحراف در دین شماست
البته در این مباحثی که با هم داشته ایم بنده در یافته ام که دین برای شما چایگاه والایی ندارد و تنها ابزاری است در دست شما چون شما کسی را در دین زرتشت راه نمی دهید و احکام و عقایدتان را به روز می کنید و تنها کتاب گاتها و برخی از دستورات موبدان گذشته که در اوستا آمده را قبول دارید وبسیاری از دستورات آنان را رد می کنید و به خدشه هایی که در اوستا هست جواب نمی دهید و ...
در ضمن بنده درباره ازدواج با محارم و روابط جنسی آنان در دین شما نظر نمی دهم اما اینقدر بگویم که: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۰۷:۱۴
1-:"... که اصلا دین برای شما جایگاه والایی ندارد و تنها یک ابزاری است در دست شما برخلاف ما به همین خاطره که می گویید ژاپنی و چینی بد بخت فقط رفتار پسندیده داشته باشند..."
پاسخ
آیا این آموزش خود قرآن نیست که عمل صالح داشته باشید که نزد خداوند اجر جزیل خواهید داشت؟
آیا این سخن خود شما نیست که بر مردم سه حق است، حق الله، حق النفس، و حق الناس؟ آیا این سخن خود شما نیست که حق الله را خداوند الرحم الراحمین میبخشد؟ حق الناس را نه؟

بلی! آموزش قرآن است که ایمان و عمل صالح داشته باشید
آیا شما ایمان و عمل صالح دارید؟
آیا شما به آموزش های قرآن توجه دارید؟
قرآن به ما خیلی چیزها آموزش داده
قرآن به ما گفته که نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج بجا بیاورید و حجاب داشته باشید که نشان از حیای شماست و با محارم ازدواج نکنید و با نامحرمان ارتباط نامشروع ولو در حد حرف زدن نداشته باشید و معصیت نکنید و کفر نورزید و از شیطان دوری کنید و قرآن را قرائت نمایید و در آن تدبر کنید و زکات دهید و در مقابل ظلم بایستید و دیگران را ارشاد و امر بمعروف و نهی از منکر کنید و هزار دستور دیگر
شما کدامیک را انجام می دهید؟
دین در میان شما جایگاه والایی ندارد
شما هر جا که دینتان سخنی دارد که نمی پسندید آن را حذف می کنید یعنی در کار خدا دخالت می کنید و دینی را قبول دارید که خودتان آورده اید نه دینی را که خدا برایتان آورده



2-:" ... مهران گرامی ما معتقدیم انسانها از دو بعد تشکلیل شده اند ... بعد روحانی و جسمانی ... اگر بعد روحانی تقویت شود بعد جسمانی هم تقویت می شود ... اگر توجه به معنویات کردیم مادیات هم بدنبالش می آید ..."
پاسخ
آیا این سخن ما نیست؟ آیا در هات 28 بند دو از دو هستی گیتی و مینو سخن نیست؟ آیا در نوشته های ساسانی، تن {جسم} ابزار من {روح} نیست؟ آیا ننوشته که هر کار میکنید، برای روان خود میکنید؟ آیا در نوشته های ساسانی نیست که تن و دنیا فانی است و من و مینو جاودان و .............؟ چرا اینچنین چشم بر روی راستی (حق) میبندی؟

سوال: برای روح و روانتان چه کرده اید؟
برای روح و روان برادران و خواهران دیگراتان چه برنامه ای دارید؟
مگر سعدی نمی گوید: بنی آدم اعضای یکدیگرند
چرا دین که مربوط به روح است در میان شما اینقدر بی ارزش است؟ شما چقدر روح را میشناسید که در دستورات مربوط به آن دخالت می کنید و هر روز برنامه جدیدی برای آن دارید؟
اگر دین شما حق است چرا کسی حق ندارد که وارد آن شود؟ اگر حق نیست چرا دست از آن نمی کشید؟
اسلام دلسوز است حتی برای شما دل می سوزاند
اسلام می گوید بنی آدم اعضای یکدیگرند
اسلام می گوید ای مردم دنیا بیایید همه با هم وارد بهشت شوید
می گوید بیایید ایمان بیاورید و جهنم ها را خالی از جمعیت کنید اما ...



3-:" ... و ... باید روی زمین همیشه کسی باشد که سخنان وی را به گوش جهانیان برساندو ما ..."
پاسخ
این سخن شما را از مهربابایی ها، سای باباییها، بهاییها، درمانگران اندیشه و ... نیز شنیده ام.
کی گفته که این کس یا آن کس همان کسی است که از سوی خداوند مامور است؟
از سوی دیگر شما که ختم نبوت و راهنمایی خداوند به مردم را به پایان رسانیدید و اعلام کرده اید. اگر این ادعای شما درست بود، قرآن که سند شماست و محمد(ص) هم میبایست چنین چیزی را بگویند و بنویسند.

همین که بسیاری از فرق و ادیان معتقد به چنین سخنی هستند این نشان از حقانیت قول ماست

قرآن نیز گفته: اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم (نساء 59)
انما ولیکم الله و رسوله و الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون (مائده 55)
که دلالت دارد بر اینکه باید کسی جانشین پیامبر اسلام باشد که مانند خود ایشان خدایی بوده و از طرف خدا انتخاب شده باشد
پیامبر ارجمند اسلام نیز در روایات فراوانی اعلام کرده که پس از ایشان جانشینان 12 گانه هست که در کتاب اصول کافی ذکر شده، حتی پیامبر اسلام نام آنها را هم ذکر کرده و آن دوازده امام کسی نیست جز امامان دوازده گانه ما



4-:" ... برادر زرتشتی و ایرانی من
شما انحصار طلبید و تنها دینتان را برای خودتان می خواهید اما ما دلسوزیم و به مردم جهان می گوییم ای مردم جهان فرقی نمی کند که سیاه باشی یا سفید، چشم بادمی باشی یا غیر آن ، غربی باشی یا شرقی، تحصیل کرده باشی یا بی سواد، زن باشی یا مرد، پیر باشی یا جوان
وارد دین اسلام شو که اسلام پذیرای همه است اسلام کامل ترین دینی است که آمده و هر کس که اسلام بیاورد و دستورات الهی را انجام دهد قطعا از رستگاران است....."
پاسخ
من انحصار طلب نیستم. اگر بودم مانند شما، اسلام را تنها آن چیزی میدانستم که محمد(ص) آورده است.
آیا در قرآن نگفته که به خدا ایمان داشته باشید و روز واپسین و کار نیک بکنید، دیگر از هیچ نهراسید که خداوند شما را کفایت میکند؟
چرا مردم را به خدا و کردار نیک فرا نمیخوانید؟ جز این است که در پی خمس و زکات و عشر و نذر و ..... غبار درون ضریح هستید؟
اگر سعادت مردم را میخواهید، خب چرا مانند قرآن مردم را به خدا دعوت نمیکنید؟ چرا مردم را به خودتان دعوت میکنید؟
ما مردم را به خدا میخوانیم و نه به خود؟ ما مردم را به اندیشه و گفتار و کردار نیک، یعنی آن چیزی که مردم را به خدا نزدیک میکند، میخوانیم. از این روی در پی نام و نان از این راه نیستیم.

شما انحصار طلبید چون دینتان را فقط برای خودتان می خواهید و برای برادران دیگرتان نمی خواهید
نژاد پرست هم هستید چون می گویید هر نژاد دین خودش را داشته باشد
از آن طرف ما انحصار طلب نیستیم چون می گوییم هر کس که خواست وارد دین شود نه تنها ناراحت نمی شویم بلکه خوشحال هم می شویم
نژاد پرست نیستیم چون آرزویمان این است که مرد و زن، پیر و جوان، سیاه و سفید، با سواد و بی سواد، و خلاصه اینکه همه مردم دنیا اسلام آورده و عاقبت بخیر شوند
در ضمن ما مردم را به اسلام دعوت می کنیم نه به خودمان ما به آنها می گوییم اگر شما به خاطر ما اسلام بیاورید به وسیله ما هم از دین خارج می شوید چون ما که معصوم نیستیم ممکن است عملی از ما سر زند که شیفتگان ما از دین خارج شوند ما می گوییم ای مردم دنیا قرآن و اهل بیت را ببینید و به واسطه شناخت آنها اسلام بیاورید در این صورت هیچ گاه گمراه نمی شوید
دوست من زکات و خمس و نذر دستورات خداست که در قرآن هم آمده
در ضمن این تهمت ناروایی است که شما به مسلمانان می زنید در رابطه با اینکه شیعه مردم را به آنجه دعوت نمی کند که موجب قرب الهی است
اولا خمس و زکات و نذر موجب قرب الهی است ثانیا این حدیث ماست که گفته یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت کردن است و این سخن قرآن است که فرموده پیامبر اسلام را فرستادیم برای اینکه مکارم اخلاق را تمام نماید و این سخن قرآن ماست که می فرماید عمل صالح داشته باشید
پس اسلام بهتر از شما دعوت به گفتار و اندیشه و کردار نیک کرده و در کنار آن دستورات دیگری هم داده که نشان از برتری و تکامل آن است
ادامه دارد...

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۱۹:۲۳
5-:" ... برادر زرتشتی من دلسوزانه شما را هم دعوت می کنم که دین اسلام را قبول کنی
برادر زرتشتی کدام دین امام حسینی دارد که تمام هستی اش را برای هدایت بشر داد
کدام دین زینبی دارد که با صبر جمیلش مردم را دعوت به رستگاری نمود
کذام دین امام زمانی دارد که همیشه و از پشت پرده ناظر بر دین رسول الله است و روزی خواهد آمد و عدل و داد با او خواهد آمد
کدام دین امام خمینی و سید حسن نصر الله و سید علی خامنه ای دارد که استخوان در گلوی ظالمان و زور گویان بوده اند..."
پاسخ
اگر این همه خودخواه و انحصار طلب نبودی، همه اینهایی را که نام بردی، در ایران باستان از پیشدادیان تا موبدانی که با اره دو نیم شدند و تسلیم نشدند، میدیدید.
شما اگر اینهمه خودخواه و انحصار طلب نبودید، منشور آزادگی کوروش و رفتار داریوش و ................. کیخسرو شاهرخ و ... را هم میدیدید. اگر این همه خودخواه و انحصار طلب نبودید، وقف را در دین زرتشتی تا هخامنشیان و تا ساسانیان میدیدید. فرهنگ آموزی که برای آزادگی بایسته بود را میدیدید. اینکه چرا تحریر برای نوشتن بکار برده میشود، میدیدید. میپرسیدید مگر در عربی کتب و درس نیست. آنگاه میفهمیدید که ایرپتستان یعنی جایگاه پاسداری از آزادگی نام آموزشگاه در دوره ساسانی بوده و فرهنگ سبب آزادگی بوده و تحریر یعنی آزادگی از این جا آمده و .... هم واچ= وحدت کلمه که نتیجه یکی بودن دین و شهریاری است را در دینکرد میدیدید و ............

سلام
برادر زرتشتی من
من وظیفه خودم دیدم که شما را ارشاد کنم و به اسلام دعوت کنم و بیشتر از این وظیفه ای ندارم
از خدا طلب آمرزش و رستگاری را برای خودم و همه ایرانیان و به خصوص شما



6-:" ... کدام دین و مذهبی مانند شیعه اینقدر افتخار آفریده! با نداری تمام کارهای بسیار بزرگ کرده
واقعا اگر افتخارات شیعه را ببینی شیعه می شوی..."
پاسخ
این هم سند دیگری از خودخواهی و انحصار طلبی شما.
چرا افتخارات دیگران را نمیبینی؟
7-:"... با دید باز تر اگر بنگری می بینی که شیعه رو به فزونی است و مردم میل به سوی آن پیدا کرده اند در حالی که شبکه های ماهواره ای فراوان و سایت های اینترنتی بسیاری بر علیه این دین و مذهب حقه کار می کنند..."
پاسخ
من دیروز از تهران به کرمان بازگشتم. اینهایی را که میگویید من در خیابانهای تهران ندیدم.
شیطانپرستی هم رو به فزونی است، بی بند و باری هم رو به فزونی است. دلالی هم رو به فزونی است، تقلب هم رو به فزونی است. انرژی درمانی هم رو به فزونی است. سنی ها هم چندین برابر شیعه هستند. ............... توسل به کافران روسی و چینی هم رو به فزونی است. ....

جواب 6: از خودخواهی و انحصار طلبی نیست بلکه واقعیتی است انکار ناپذیر
جواب 7: جناب موبد یار چیزی که ریشه ندارد مثل شیطان پرستی و ... برای مدتی خودنمایی میکند و سپس از بین می رود یا حداقل نمی تواند با ادیانی مانند اسلام مقابله کند مثل بسیاری از مکاتب که چند دهه ای خودنمایی کردند و پس از مدتی یا از بین رفتند یا در حال کشیدن نفسهای آخرشان هستند.
در ضمن شما چرا تنها تهران را می بینی؟ چرا جهان را نمی بینی؟ این کوته نظری است که تهران را مقیاس قرار دهی!
تا به حال از خود سوال کرده ای که چرا در بسیاری از کشورهای غربی و وابسته به آنان استفاده از حجاب اسلامی در مجامع عمومی منع شده؟ اگر با دیدی بازتر به مساله بنگری می بینی که اسلام رو به گسترش است و در مقابل بسیاری از مکاتب برای اینکه اسلام در میانشان نفوذ نکند تا جایی که می توانند اسلام را زیر سوال می برند و برای مقابله با اسلام هزینه های گزاف می کنند



8-:" ...به خدا یقین دارم که اگر با وجدانت چنین بنگری به حرف های من می رسی
دوست من اگر این حرفها رو قبول نداری حاضرم مثل جدم رسول الله با تو مباهله کنم تا نتیجه را ببینی ..."
پاسخ
تو بویی از جدت نبرده ای، او مردم را به خدا دعوت میکرد، نه به خودش. تو مردم را به خودت دعوت میکنی، نه به خدا.
آیا مطمئن هستی، تو از آن دسته دیندارترین مردمی نیستی که هنگام پدیدار شدن امام زمان (ع) با او به جنگ بر میخیزند که او دارد بدعت میگذارد؟

برای بنده چه سودی دارد که مردم به سوی من بیایند؟
پیامبر اسلام در راهنمایی بشر حریص بود ما شیعیان هم ذره ای از حرص پیامبر اسلام در وجودمان داریم و امیدواریم که نزد ایشان آبرومند باشیم
چون دلسوز شما هستم از تهمت هایی که زدید چشم پوشی می کنم
من خدا را به پهلوی شکسته مادرم حضرت زهرا و دستان بریده ابالفضل العباس قسم داده ام که شما را هدایت کند و اگر قابل هدایت نیستید ...

خدا قلط کردم نخواستم
۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۲۰:۱۹
آشنای قریب:برادر زرتشتی کدام دین امام حسینی دارد که تمام هستی اش را برای هدایت بشر داد


آریوبرزن و میشناسی ؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۲:۵۹
....
پیامبر اسلام در راهنمایی بشر حریص بود ما شیعیان هم ذره ای از حرص پیامبر اسلام در وجودمان داریم و امیدواریم که نزد ایشان آبرومند باشیم
چون دلسوز شما هستم از تهمت هایی که زدید چشم پوشی می کنم
من خدا را به پهلوی شکسته مادرم حضرت زهرا و دستان بریده ابالفضل العباس قسم داده ام که شما را هدایت کند و اگر قابل هدایت نیستید ...
آشنای قریب
درود
شما هنوز اسلام و محمد (ص) را نشناخته اید. زیر ایشان مرا به خدا دعوت کردند ولی شما چنین نکردید. شما نپرسدید که من خدا را قبول دارم یا نه، شما نپرسیدید که به من به روز پاسخگویی باور دارم یا نه. شما نپرسیدید که من کردار نیک دارم یا نه.
سوره بقره آیه 62، این را از من خواسته است و محمد (ص) هم مرا به این دعوت کرده است. او حریص به دعوت به خدا بود، نه دعوت به شیعه و نه دعوت به ضریح پرستی و نه بوسیدن در و دیوار و ..... و نه نامه در چاه انداختن و ............................
شما اگر دلسوز من بودید، میگفتید که حق الناس را رعایت کن. ما حدیث داریم که خداوند خودش ملکی را مامور میکند تا ..... بجای آرد تا تو را به بهشت ببرد و .....
اگر راست بگویید که این دعوت به سود شما نیست، دست کم نشانه نادرست فهمیدن اسلام از سوی شماست.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۰۴
....آیه فوق یکی از چندین آیات قران است که بشر را به تفکر و اندیشیدن دعوت کرده است
همانطور که اشوزرتشت(ع) مردم را دعوت کردهاند

ما همه ی قران را قبول داریم نه فقط چند آیه

و در قران تامل و تعقل می کنیم
همانطور که خدا فرمان داده است

قران فقط سوره ابراهیم آیه 4 نیست

قران یک کتاب منسجم است که آیات محکم و متشابه دارد که با دلیل و برهان روشن
به بطنش پی می بریم و همچنین کتابی است که هر کس با هر نیتی به سراغش بیاید به مقصود خواهد رسید

پس شما قران پژوه باشید

و مثل یک پژوهش گر با سند تفسیر کنید

و اگر نه تفسیر شما محکوم به تفسیر به رای بودن خواهد بود



محمد گرامی
درود
این تفسیر به رای نیست که آیه ای به روشنی سوره ابراهیم آیه 4 را نادیده بگیرید و از آن بگذرید و آنگاه در باره آیه تطهیر آن همه انشا پردازی کنید و آسمان و ریسمان به هم ببافید که این آیه نشانگر معصومیت دوازده امام و غیب دانی و حاجت روایی ایشان است و این ویژگی ایشان به امامزادگان هم ارث رسیده است و گور ایشان جای آمد و شد فرشتگان است و ....................
خداوکیلی روز پاسخ، چه پاسخی میدهید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۱۴
مهران گرامی درود

شاید برای شما از زبان انگلیسی مثال بزنم برایتان روشن شود

مثلا شما اگر بخواهید با یک فرد انگلیسی زبان سخن بگویید
از لغت you استفاده می کنید
با اینکه این لغت هم به معنای تو است و هم به معنای جمع و با ضمایر و نشانه های مختلف برای تشخیص آن

یا مثلا بخواهید بگویید ان زن از یک ضمیر و اگر بخواهید مردی را خطاب قرار دهید(غائب) به یک ضمیر دیگر
که اگر مکتوب باشد با نشانه هایی که در جمله است به جنسیت و ... پی می برید

در زبان عرب نیز تقریبا شبیه به همین قواعد حکم فرما است

در هر زبانی یک اسم عام و یک اسم خاص وجود دارد که برای تشخیص اش لازم است قواعد را بدانیم

مثلا در زبان عربی هنگامی که می خواهیم یک مرد را خطاب قرار دهیم
مثل

ان یک مرد نوشت

کتب

آن یک زن نوشت می شود

کتبت

و قواعد دیگری

کتاب با الکتاب فرق دارد

البته اسامی خاص نیز نشانه های دیگری دارند که نیاز به یادگیری و تدبر در زبان

عربی دارد

امیدوارم متوجه شده باشید:Gol:


محمد گرامی
درود
با واژه ها بازی میکنید تا دیدگاه خود را به هر گونه که شده اثبات کنید.
You در انگلیسی ضمیر جمع است و هیچگاه مفرد نمیشود. این هم از این روست که برای رعایت ادب در چند دهه کنونی از آن برای خطاب به یک نفر هم بهره برده شده است. و گرنه چند دهه پیش از ضمیر مفرد thou، برای خطاب به مفرد بهره برده میشد.
به هر روی youخطاب به شنونده است. شنونده اگر مفرد باشد، آن را نشان احترام میگیرد و.......
این چه ربطی دارد به اینکه شما مسلم را در سوره عنکبوت آیه 46 با اسلام سوره آل عمران یکی ندانید. در هیچ جای این سوره نشانی نیست که اسلام نام خاص برای دین محمد (ص) است. در حالی که پیش و پس از آیه 19 اسلام صفت است .............

شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۸﴾
فولادوند: خدا كه همواره به عدل قيام دارد گواهى مى‏دهد كه جز او هيچ معبودى نيست و فرشتگان [او] و دانشوران [نيز گواهى مى‏دهند كه] جز او كه توانا و حكيم است هيچ معبودى نيست
مکارم: خداوند، (با ايجاد نظام واحد جهان هستي،) گواهي مي‏دهد كه معبودي جز او نيست، و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونهاي بر اين مطلب،) گواهي مي‏دهند، در حالي كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد، معبودي جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.
خرمشاهی: خداوند كه در دادگرى استوار است و فرشتگان و عالمان [راستين‏] گواهى مى‏دهند كه خدايى جز او نيست، آرى جز او كه پيروزمند فرزانه است، خدايى نيست‏


إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۹﴾
فولادوند: در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است و كسانى كه كتاب [آسمانى] به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت و هر كس به آيات خدا كفر ورزد پس [بداند] كه خدا زودشمار است
مکارم: دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كساني كه كتاب آسماني به آنان داده شد، اختلافي (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهي و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود، و هر كس ‍ به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مي‏رسد، زيرا) خداوند، سريع الحساب است.
خرمشاهی: دين خداپسند همانا اسلام است و اهل كتاب پس از آنكه علم يافتند، از رشك و رقابتى كه با هم داشتند، اختلاف پيشه كردند و هر كس كه آيات الهى را انكار كند [بداند كه‏] خداوند زودشمار است‏


فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰﴾
فولادوند: پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو من خود را تسليم خدا نموده‏ام و هر كه مرا پيروى كرده [نيز خود را تسليم خدا نموده است] و به كسانى كه اهل كتابند و به مشركان بگو آيا اسلام آورده‏ايد پس اگر اسلام آوردند قطعا هدايت‏يافته‏اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهده توست و خداوند به [امور] بندگان بيناست
مکارم: اگر با تو، به گفتگو و ستيز برخيزند، (با آنها مجادله نكن! و) بگو: من و پيروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسليم شده‏ايم. و به آنها كه اهل كتاب هستند (يهود و نصاري) و بيسوادان (مشركان) بگو: آيا شما هم تسليم شده‏ايد؟ اگر (در برابر فرمان و منطق حق،) تسليم شوند، هدايت مي‏يابند، و اگر سرپيچي كنند، (نگران مباش! زيرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است، و خدا نسبت به (اعمال و عقايد) بندگان، بيناست.
خرمشاهی: و اگر با تو محاجه كردند بگو من و هر آن كس كه پيرو من است روى دل به سوى خداوند مى‏نهيم، و به اهل كتاب و قوم بى‏كتاب [مشركان عرب‏] بگو آيا اسلام مى‏آوريد؟ اگر اسلام آوردند، به راستى راهياب شده‏اند و اگر رويگردان شدند، همين رساندن پيام بر تو است و خداوند بر [احوال‏] بندگانش بيناست‏


إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۲۱﴾
فولادوند: كسانى كه به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را بناحق مى‏كشند و دادگستران را به قتل مى‏رسانند آنان را از عذابى دردناك خبر ده
مکارم: كساني كه نسبت به آيات خدا كفر مي‏ورزند و پيامبران را بناحق مي‏كشند، و (نيز) مردمي را كه امر به عدالت مي‏كنند به قتل مي‏رسانند، به كيفر دردناك (الهي) بشارت ده!
خرمشاهی: به كسانى كه آيات الهى را انكار مى‏كنند و پيامبران را به ناحق مى‏كشند و دادگستران را به قتل مى‏رسانند، از عذابى دردناك خبر ده‏

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۲۲
:moteajeb!:

مگه حکم ارث زنازاده فرق نداره؟


چرا امام رضا چنین حکمی کردن؟؟

منتقد گرامی
درود
ازدواج با محارم یک تهمت دروغ به زرتشتیان است. از این روی واژه ولو بکار رفته که نشان دهنده تهمت بودن است. ایشان دلیلی نداشت که زنا را بپذیرند. ولی مردم عام آنچنان پافشاری میکردند که ایشان این ولو را برای محکم کردن بکار برده اند.
یک سند برای تهمت بودن این که اگر اینکار رواج داشت، احکام ارث و نفقه برای چنین ازدواجی هم در فرهنگ زرتشتی-ساسانی وجود داشت.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۲۹
با سلام
دوستان گرامی مراد از آیه 4 سوره ابراهیم چیست؟
پاسخ این مطلب رو جناب رضا و دیگر دوستان در ص اول و دوم همین تاپیک داده اند که من در این جا قسمتی از جواب ها رو میارم تا مطلب برای دوستان جدید روشن شود
آشنای قریب
درود
راستش هرچه که نوشته بودند و شما برای چندمین بار تکرارشان را نوشته بودید، خواندم، جز نتیجه ای که خودم به آن رسیده بودم، نیافتم. راستش این پافشاری شما را تفسیر به رای میبینم.
قران روشن و آشکار خود میگوید و شما میخواهید آن را به سود خود بچرخانید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۳۲
سلام
حرف ناحق جواب دارد ولو اینکه ناحق حمله کند همانطور که تمام ادیان و مذاهب به اعتقادات اسلامی شیعیان حمله ور شده اند و می خواهند اسلام را زمین بزنند

شهید مطهری (ره) تیزبینانه و بی طرف دو سوی جنگ را نقد کرده و حق را نشان داده اما شما که سخنان ایشان را قبول ندارید حاضر نیستید حواب ایشان را بدهید و همین نشان دهنده این است که حق نمایان است بنده هم بارها مطالب ایشان را آوردم اما شما به جای پاسخگویی به ادعا ها ایشان به ایشان تهمت زدید و گفتید ایشان یک طرفه و متعصبانه سخن گفته

بنده رفتم تحقیق کردم دیدم که رازی و خوارزمی مجوسی نیستند و از اسم کوچکشان روشن است که نه تنها این بزرگواران زرتشتی نبوده بلکه یقینا مسلمان بوده اند
همچنین ونداد گیلانی را من نمی شناسم و جستجو کردم چیزی در این زمینه دستگیرم نشدو تنها در باره ابن عباس داریم که گاهی در تاریخ پسوند مجوسی به ایشان می دادند و نام ایشان هم احتمالا به برکت رفاقتش با رازی در تاریخ ماندگار شده
جواب باقی مطالبت را هم در اولین فرصت می دهم انشاءالله

آشنای قریب
درود
خودم و شما را به دادگاه خداوند بر سر پل چینوت میسپارم. امیدوارم که پیش از این دادگاه خداوند ما را به راه راست راه بنماید.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۳:۳۹
...دوست من مگر ميشود تناقضات آشكار بين كتابهاي تورات و انجيل فعلي با قرآن را منكر شد.
نكته ديگر اينكه فقط در جوابهايتان يك مطلب را تكرار ميكنيد و آن آيه چهارم سوره ابراهيم است، دوستان جوابهاي بسيار روشني به معنايي كه شما از اين آيه اراده كرده ايد داده اند، آيه شريفه در بيان اين است كه هر پيامبري كه از جانب خدا ارسال ميشود براي مفاهمه و گفتگو به لسان قومش سخن ميگويد، بايد هم چنين باشد، به عنوان مثال اگر مبلغي به جايي ارسال بشود، قطعا به لسان قومش سخن ميگويد، مانند حضرت لوط كه از شريعت جهاني حضرت ابراهيم تبعيت ميكرد و به لسان قومش دين خدا را تبليغ ميكرد، اگر فرضا كسي بخواهد دين پيامبر آخرالزمان هم تبليغ كند به لسان قوم خودش سخن ميگويد، مانند كساني كه از حقايق قرآن پيامهاي آن را به زبانهاي گوناگون بيان ميكنند، مطلب واضح است براي كسي كه بخواهد حقيقت را دريابد، اين جرياني بوده كه در بين پيامبران تشريعي و تبليغي رايج بوده است.

فرزاد گرامی
درود
یکم- تورات و انجیل کنونی کجایش کتاب خداست؟
مسیحیان و یا یهودیان کدامشان این دو کتاب را سخن خداوند میدانند؟
میتوانید سندی ارایه کنید که اینها کتاب خداوند هستند؟
تورات کنونی در 1000 سال نوشته شده است. انجیل هم نقل قولی است که سده ها پس از مسیح (ص) ارایه شده است.

دوم- مگر سخن من جز این است که پیامبر به زبان مردمش دین خدا را آموزش داده که آن مردم بفهمند؟
لابد خداوند قرآن را عربی فرستاده تا ایرانی زبانان و یا هندو زبانان بهتر بفهمند؟

پیام
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۵:۵۰
قرآن منادی توحید:
زرتشتيان اگرچه به ظاهر در توحيد خالق سخن دارند و در كتابهاي عقلي، درباره خلقت و خالقيت چنين به آنان نسبت داده شده كه آنان آفريننده خيرات را يزدان و خالق شرور را اهريمن مي‌دانند2؛ ليكن ظاهراً روح سخن آنان به كيفيّت تبيين ربوبيت جهان بازمي‌گردد؛ نه به اصل خلقت آن؛ يعني آنها اگر اختلافي دارند، اختلافشان در توحيد ربّ است؛ نه توحيد خالق، زيرا آنان چنين مي‌پندارند كه تدبيرهاي سودمند بر عهده يزدان و تدبيرهاي زيانبار به دست اهریمن واین دو تحت تدبیر اهورا مزدا ویزدان واهریمن در مقابل یکدیگرند.
حال نظر قرآن پیرامون خالق واداره کننده هستی :قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا(كهف 110)
بگو من فقط بشرى هستم همانند شما، كه به من وحى مى‏شود، حق اين است كه خداى شما يگانه است پس هر كه اميد دارد كه به پيشگاه پروردگار خويش رود بايد عمل شايسته كند و هيچكس را در عبادت پروردگارش شريك نكن
قُلْ إِنَّما يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُون(انبيا108)
بگو، حق اين است به من وحى مى‏رسد كه خداى من خداى يكتا است آيا شما مسلمان مى‏شويد؟

delgarm2008
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۶:۲۴
موبدجان این دو مورد را بخوان و نظرت را بگو:

12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند.
13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=12120

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۹:۵۹
شما هنوز اسلام و محمد (ص) را نشناخته اید. زیر ایشان مرا به خدا دعوت کردند ولی شما چنین نکردید. شما نپرسدید که من خدا را قبول دارم یا نه، شما نپرسیدید که به من به روز پاسخگویی باور دارم یا نه. شما نپرسیدید که من کردار نیک دارم یا نه

سلام
پیامبر اکرم شما را به یکتا پرستی دعوت کرده اما شما متاسفانه یکتا پرست هم نیستید و بنده اگر می گویم مسلمان شوید به همین خاطر است
چون کسی که اسلام می آورد اول شهادت به وحدانیت خدا می دهد
زرتشت را بهتر بشناسیم:
هر چند آيين زرتشت را مي‌توان اصالتاً ديني توحيدي ناميد، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستي بر اين آيين غلبه كرد و «انديشة توحيد كه زردشت تعليم مي‌داد نيز دست‌خوش تغييراتي گرديد». (بي‌ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370، ص 468. )[/URL] و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند. با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌ پرستي، شايسته مؤمنين زرتشت مي‌شد. زرتشتيان گمان مي‌كردند با استناد بدي‌ها و شرور به اهريمن به تنزيه و تقديس اهورامزدا پرداخته‌اند، ولي نمي‌دانستند كه اين اعتقاد آنان را به شرك نزديك مي‌كند. گذشته از انتقادها و ايرادات فلسفي بر وجود دو خالق مستقل، تفكيك بين مخلوقات اين دو خالق نيز چندان ممكن نيست و شروري را كه عدم مطلق يا عدم نسبي هستند، نمي‌توان مخلوق دانست در واقع آيين زردشت با اين ثنويت كه دچار آن شده در تبيين و توضيح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نمي‌تواند تبييني روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از كجا آمده‌ايم، پاسخ روشن و مستدل بدهد.
همچنین يكي از نشانه‌هاي زرتشتيان، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكده‌هاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر مي‌كنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش، باعث شده كه عده‌اي آنان را آتش‌پرست بنامند ( مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، خدمات متقابل اسلام و ايران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219. )[URL="http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2985&urlId=648#_ftn3"] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2985&urlId=648#_ftn2)



سوره بقره آیه 62، این را از من خواسته است و محمد (ص) هم مرا به این دعوت کرده است.
آیه 62 بقره حرفی از مجوس نزده
در ضمن مراد از این آیه پیروان ادیان گذشته در زمان گذشته است نه در زمان اسلام

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۲۰:۰۴
ازدواج با محارم یک تهمت دروغ به زرتشتیان است. از این روی واژه ولو بکار رفته که نشان دهنده تهمت بودن است.
يكي ديگر از خصوصياتي كه در بيشتر كتابها به زرتشتيان نسبت داده شده، ازدواج با محارم (يعني خواهر، مادر و دختر) است و در تاريخ نيز به اين امر اشاره شده است كه برخي از پادشاهان و بزرگان زرتشتي با محارم خود ازدواج كرده‌اند.
«در كتابي كه آن را به «نيك شاپور» از دانشمندان زمان خسرو اول نوشين‌روان نسبت داده‌اند و شرحي از معراج روح است، چنين آمده است كه در آسمان دوم روان‌هاي كساني را ديده است كه «خويتك دس» (ازدواج با محارم) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاي دوزخ، روان زني را گرفتار عذاب جاوداني ديده، زيرا كه «خويتك دس» را بهم زده است...».(مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، (خدمات متقابل اسلام و ايران)، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 260 )
هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت، وجود نداشت، ولي بعدها به اسم دين چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آورده‌اند، چنان كه يعقوبي مي‌گويد: «ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج مي‌كردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت مي‌دانستند».(تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 262. )

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۲۰:۱۴
او حریص به دعوت به خدا بود، نه دعوت به شیعه و نه دعوت به ضریح پرستی و نه بوسیدن در و دیوار و ..... و نه نامه در چاه انداختن و ............................

آیا نامه در چاه انداختن عجیب است؟ توسل جستن به اهل بیت و خاندان پاک رسول الله عجیب است یا احکامی که در کتب دینی زرتشتیان آمده برای نمونه:
دركتاب اوستا كه كتاب ديني زرتشتيان به شمار مي‌آيد، احكامي بيان شده كه نه تنها غيرعقلايي است، بلكه گاهي انجام دادن آنها محال است و امكان وقوعي ندارد. به طور مثال درباره زني كه بچه مرده‌ به دنيا بياورد، چنين حكم داده شده كه آن زن بايد به نقطه‌اي دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداري شود و تنها بعد از خوردن چندين جام ادرار گاو نر آميخته با خاكستر، مي‌تواند شير بنوشد، ولي باز حق نوشيدن آب را تا چندين روز ندارد! ([/URL]دستخواه، جليل، اوستا، ج 2، ص 715 و 716، فرگرد پنجم ص 46 و 57، انتشارات مرواريد، چاپ اول، 1370)
هم‌چنين در ونديداد آمده است اگر كسي سگ آبي را بكشد بايد «ده هزار تازيانه با اسپهه ـ اشترا، ده هزار تازيانه با سرو شوچرن بدو بزنند و بايد اَشَوَنانه و پرهيزگارانه ده هزار بسته هيزم سخت و خشك و پاك را چون تاواني به روان سگ آبي به آتش اهورامزادا بياورد...» و البته حكم به اين جا ختم نمي‌شود بلكه بايد ده ‌هزار مار، ده‌ هزار سنگ پشت، ده‌ هزار قورباغه، ده هزار مورچه، ده هزار كرم خاكي، ده هزار مگس و... را بكشد و خانه و زميني را به روان سگ آبي داده هيجده استبل ويران شده را بازسازي و هيجده سگ را از ناپاكي‌ها پاك كرده، هيجده مرد را طعام دهد و ... ([URL="http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2985&urlId=648#_ftnref11"] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2985&urlId=648#_ftnref10) اوستا، ج 2، ص 822 ونديداد فرگرد چهارم) لابد تا گناه او بخشيده شود.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرسهای زیر مراجعه نمایید
.
1 . خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مطهري (مجموعه آثار، ج 14).
2 . تاريخ جامع اديان، جان بي ناس.
3 . آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي.

آشنای قریب
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۲۰:۲۰
راستش هرچه که نوشته بودند و شما برای چندمین بار تکرارشان را نوشته بودید، خواندم، جز نتیجه ای که خودم به آن رسیده بودم، نیافتم. راستش این پافشاری شما را تفسیر به رای میبینم.
قران روشن و آشکار خود میگوید و شما میخواهید آن را به سود خود بچرخانید.
شما می خوانید و قبول نمی کنید اما جوابی هم ندارید بر این استدلالات و همین دلیل بر بطلان مسیری است که می پیمایید

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۲۳:۲۹
فرزاد گرامی
درود
یکم- تورات و انجیل کنونی کجایش کتاب خداست؟
مسیحیان و یا یهودیان کدامشان این دو کتاب را سخن خداوند میدانند؟
میتوانید سندی ارایه کنید که اینها کتاب خداوند هستند؟
تورات کنونی در 1000 سال نوشته شده است. انجیل هم نقل قولی است که سده ها پس از مسیح (ص) ارایه شده است.

دوم- مگر سخن من جز این است که پیامبر به زبان مردمش دین خدا را آموزش داده که آن مردم بفهمند؟
لابد خداوند قرآن را عربی فرستاده تا ایرانی زبانان و یا هندو زبانان بهتر بفهمند؟
به نام الله، سلام جنات مهران، تورات و انجيل فعلي قطعا كلام خدا نيست، آيا واقعا شما اينچنين برداشت كردي كه بنده گفتم تورات و انجيل كتاب خدا است؟ بنده دقيق، كلمات شما را آوردم و از مطالب و گفته هايي كه شده يك تناقض آشكار مطرح كردم، البته هر كسي كه مطالب شما را خوانده باشد به جز جناب موبد مهران به روشني متوجه ميشود. شما در گفته هاي گذشته با دوستان استدلالي كه به واژه الذكر در آيه شريفه ( انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون)شد مخصوص قرآن ندانسته و شامل تمام كتابهاي الهي دانستيد، بحث درباره تحريف كتاب خدا بود، اين يك مطلب، مطلب ديگر اين بود كه به اسلام نسبت تحريف دادي، دليلي كه مطرح شد اين بود كه اين همه تفاسير متفاوت دليل بر تحريف است، اين مقدمه دوم( البته اگر از تناقض ديگر همين قسم چشم پوشي كنيم)، بنده از شما سوال كردم و تناقض آشكاري احساس كردم به شما گفتم، از يك طرف ميگويي كه خداوند تمام كتابهايش را از تحريف حفظ ميكند، كتابهاي آسماني موجود يكي تورات است، يكي انجيل، بنا بر تمامي گفته هايت بايد چنين نتيجه اي بگيري كه خداوند كتاب تورات و انجيل فعلي را از تحريف حفظ كرده است(اين نتيجه گفته هاي توست نه گفته هاي من) با تعجب بيشتري تناقضات خودت را در اين جواب بيشتر كردي، چرا؟ چون ميگويي تورات و انجيل آن كتاب خدا نيست، پس اگر تورات و انجيل كتاب تحريف نشده خدا نيست، چه كتابي است كه خداوند حفظ كرده است، فقط قرآن وگاتها؟ كتابهاي زبان اقوام ديگر چه ميشود؟ اگر تورات و انجيل نيست پس كتاب تحريف نشده ديگر كدام است؟ از شما خواهش ميكنم يك بار ديگر جملات خود را مرور كنيد، و جوابهاي پراكنده افاضه نفرماييد؟

فرزاد
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۲۳:۵۴
فرزاد گرامی
درود
کتابهای آسمانی با هم ناسازگاری ندارند.
شما کدام کتاب آسمانی مسیحی، زرتشتی و یهودی را بررسی کرده اید و با قرآن سنجیده اید و ناسازگاری در میان آنها دیده اید؟
به ما که در این آسکدین ستم کرده اید و تنها نوشته های ساسانی را نماد دین زرتشتی دانسته اید. آشکار است که چنین نوشته هایی سر ناسازگاری داشته باشد.
به نام الله تبارك و تعالي، دوست عزيزم جناب موبد مهران، شما تناقض آشكار خود در مسأله نپذيرفتن ديگران به دين زرتشت را با جواب دندانشكن هميشگي خود، پاسخ فرموديد، در اين بخش هم دوباره تناقض ديگري مرتكب شديد، اگر ميگوييد نوشته هاي ساساني درباره دين زرتشت اشتباه است طبق منطق خود، در دين زرتشتي هم تحريف صورت گرفته است (اين نوع تحريف دقيقا طبق معنايي است كه خودتان از تحريف داشتيد نه ما)چون نوشته هاي اشتباهي در اين دين در دوران ساساني وجود دارد، پس تحريف شده است، در حالي كه گفته هاي ديگر شما مبني بر اين است كه خداوند تمام كتابهاي خود و دينش را از تحريف حفظ ميكند.

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۳/۰۱, ۰۷:۲۷
موبدجان این دو مورد را بخوان و نظرت را بگو:

12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند.
13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=12120

دلگرم گرامی
درود
یک- سخن شما راست است. خداوند ما را از وسوسه اهرمن/شیطان در پناه بداراد.
دو- اگر شک منطقی نباشد، راست از ناراست (حق از ناحق) باز شناخته نمیشود. یک غریزه خدا داده است که گاهی آلودگی در باور همه مردم میشود. این غریزه را پذیرش بی دلیل نسلها نامیده اند. این غریزه / آلودگی فرزندان را وا میدارد تا بدون چون چرا هر چه را که نسلهای پیشین کرده اند، درست یا نادرست بپذیرند و انجام دهند. شکی که آن را شک منطقی مینامند، سبب میشود که فرزندان با گزینش درست راه درست، از دامن این آلودگی بگریزند.
سه- شما برای همین است که در پیامبر بودن اشو زرتشت شک میکنید؟ تا بتوانید به سادگی به او اهانت کنید و در حقانیت او شک کنید؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۳/۰۱, ۰۷:۵۹
سلام
پیامبر اکرم شما را به یکتا پرستی دعوت کرده اما شما متاسفانه یکتا پرست هم نیستید و بنده اگر می گویم مسلمان شوید به همین خاطر است
چون کسی که اسلام می آورد اول شهادت به وحدانیت خدا می دهد
زرتشت را بهتر بشناسیم:
هر چند آيين زرتشت را مي‌توان اصالتاً ديني توحيدي ناميد، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستي بر اين آيين غلبه كرد و «انديشة توحيد كه زردشت تعليم مي‌داد نيز دست‌خوش تغييراتي گرديد». (بي‌ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370، ص 468. ) و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند. با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌ پرستي، شايسته مؤمنين زرتشت مي‌شد. زرتشتيان گمان مي‌كردند با استناد بدي‌ها و شرور به اهريمن به تنزيه و تقديس اهورامزدا پرداخته‌اند، ولي نمي‌دانستند كه اين اعتقاد آنان را به شرك نزديك مي‌كند. گذشته از انتقادها و ايرادات فلسفي بر وجود دو خالق مستقل، تفكيك بين مخلوقات اين دو خالق نيز چندان ممكن نيست و شروري را كه عدم مطلق يا عدم نسبي هستند، نمي‌توان مخلوق دانست در واقع آيين زردشت با اين ثنويت كه دچار آن شده در تبيين و توضيح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نمي‌تواند تبييني روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از كجا آمده‌ايم، پاسخ روشن و مستدل بدهد.
همچنین يكي از نشانه‌هاي زرتشتيان، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكده‌هاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر مي‌كنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش، باعث شده كه عده‌اي آنان را آتش‌پرست بنامند ( مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، خدمات متقابل اسلام و ايران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219. )


آیه 62 بقره حرفی از مجوس نزده
در ضمن مراد از این آیه پیروان ادیان گذشته در زمان گذشته است نه در زمان اسلام
آشنای قریب
درود
شما نوشته اید:
1-:"... ....هر چند آيين زرتشت را مي‌توان اصالتاً ديني توحيدي ناميد، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستي بر اين آيين غلبه كرد و «انديشة توحيد كه زردشت تعليم مي‌داد نيز دست‌خوش تغييراتي گرديد». (بي‌ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370، ص 468. ) ..."
پاسخ
آیا یک دین را با پیروانش بررسی میکنند، یا با کتاب مقدسش؟
در حالت یکم، پس خودتان نیز اسلام اموی تا وهابی را نیز بررسی کنید.
در حالت دوم، چه گاتها، چه اوستا، چه باور موبدان ساسانی، چه باور مردمی و چه آموزشهای امروزین ما، گواه آنست که کتاب آسمانی ما گاتها است. اوستا را موبدان نوشته و قابل نقد است. قابل بررسی و پذیرفتن یا نپذیرفتن است. کاری که ما بارها کرده و بازهم میکنیم.
اگر شما در پی راستی (حق) بودید، نخست از باور ما میپرسیدید.

2-:"... و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند. با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌ پرستي، شايسته مؤمنين زرتشت مي‌شد...."
پاسخ:
شما خودتان را پیرو علی (ع) میدانید که نماد راستی (حق) میدانیدش. بیایید کلاه خودتان داور (قاضی) کنید، وجدانتان را هم دادستان. با همین دیدگاه که اهورامزدا و اهریمن را بررسی میکنید، امامزاده پرستی خودتان را هم بررسی کنید و آن را با ایاک نعبد و ایاک نستعین بسنجید. یا به همان روش که امامزاده پرستی خودتان را توجیه میکنید، توجیه های مرا در باره این دوگانه پرستی بخوانید. میتوانید در این آسکدین به موضوع (تاپیک) چرا خدا خودش را احسن الخالقین نامیده است، مراجعه هم بکنید. در موضوع پرسشهایی از موبد مهران و خداشناسی زرتشتیان در اوستا هم نوشته های توجیهی من هست.

3-:"... همچنین يكي از نشانه‌هاي زرتشتيان، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكده‌هاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر مي‌كنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش، باعث شده كه عده‌اي آنان را آتش‌پرست بنامند ( مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، خدمات متقابل اسلام و ايران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219. )...."
پاسخ
آتش به عنوان سرچشمه روشنایی که در دسترس مردم است، قبله نماز ماست. چه توقع دارید؟ آتشکده که مسجد و کلیسای ماست، نمیبایست باشد؟ در آتشکده نمیبایست آتش روشن باشد تا بتوان رو به روشنایی آن خداوند را نماز گزارد و ستایش کرد؟
شما با مهرنماز و سجاده و تسبیح خودتان چه میکنید؟ در باره قبله نمازتان چه میگویید و میکنید؟ شما گور یک انسان را مقدس میدانید، چرا ما آتش را مقدس ندانیم.
شما که خود را اهل حق میدانید، این حق است که این گونه خار را در چشم خودتان نبینید و مو را در ماست ما ببینید؟

4-:"... آیه 62 بقره حرفی از مجوس نزده در ضمن مراد از این آیه پیروان ادیان گذشته در زمان گذشته است نه در زمان اسلام..."
پاسخ
مگر از اسلام دیگر پیامبران نام برده که از اسلام زرتشتی نام نبرده است؟

موبدیار مهران
۱۳۹۰/۰۳/۰۱, ۰۸:۰۲
يكي ديگر از خصوصياتي كه در بيشتر كتابها به زرتشتيان نسبت داده شده، ازدواج با محارم (يعني خواهر، مادر و دختر) است و در تاريخ نيز به اين امر اشاره شده است كه برخي از پادشاهان و بزرگان زرتشتي با محارم خود ازدواج كرده‌اند.
«در كتابي كه آن را به «نيك شاپور» از دانشمندان زمان خسرو اول نوشين‌روان نسبت داده‌اند و شرحي از معراج روح است، چنين آمده است كه در آسمان دوم روان‌هاي كساني را ديده است كه «خويتك دس» (ازدواج با محارم) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاي دوزخ، روان زني را گرفتار عذاب جاوداني ديده، زيرا كه «خويتك دس» را بهم زده است...».(مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، (خدمات متقابل اسلام و ايران)، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 260 )
هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت، وجود نداشت، ولي بعدها به اسم دين چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آورده‌اند، چنان كه يعقوبي مي‌گويد: «ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج مي‌كردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت مي‌دانستند».(تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 262. )
آشنای قریب
درود
سخن شما چه اندازه همانند سخن آقای رضا است.
شما و ایشان هنوز سندی دست نخورده و سالم ارایه نکرده اید که هدف از خوئتودث یعنی ازدواج با آمیزش جنسی. شما هنوز حقوقی برای فرزندان چنین ازدواجی شامل ارث و نفقه در ایران ساسانی ارایه نکرده اید.
سلمان رشدی هم از اسلام بسیار نوشته است. هر نوشته ای در باره هر دینی سند میتواند باشد؟